عبور از سکولاریسم پنهان - صالحی .pdf
3.8 MB
مقاله👆مأموریت علمی و عملی حوزه #عبور_از_سکولاریسم_پنهان با اقامه مصداقی دین
✨نشریه #رسائل ش۳
🔻فاطمیه وعاشورا،قیام دربرابر دینداریِ مفهومی سکولارها
🔻انسان اسلامی،مقدم برعلوم انسانی اسلامی
@Salehi786
✨نشریه #رسائل ش۳
🔻فاطمیه وعاشورا،قیام دربرابر دینداریِ مفهومی سکولارها
🔻انسان اسلامی،مقدم برعلوم انسانی اسلامی
@Salehi786
بسم الله
🔶بخشهایی از مقاله #عبور_از_سکولاریسم_پنهان 1️⃣
https://t.me/salehi786/1820
🔻فاطمیه و عاشورا، قیام در برابر «دینداریِ مفهومیِ سکولارها» بود؛ قیامِ دیندرایِ «قُدسی» در برابر دینداریِ «شبهِ قُدسی». قیام در برابر دینداریای که رابطه ای با عالَمِ قُدس ندارد و فقط دارد عکس و نمایشی از دینداری را نمایش میدهد؛ دینداریای که در «ظاهرش» تمامِ مناسک دینی را فقط بصورتِ «نمادین و تشریفاتی» دارد و فقط «مفهومِ ارزشها» را با خود حمل کرده و در باطن میانتُهیست؛ دینداریای که در «باطنش» فعّال و زنده نیست و ارتباط با ولایتِ الهی در «مصداقِ ارزشها» نیافته و حساسیّتِ جدّی مقابل «ضدّ ارزشها» ندارد، و بلکه چنان در برابر «ضدّ ارزشها» و «ظلم به ارزشها» بیتفاوت است که بتدریج کارش به قتلِ دخترمعصومِ رسول الله(ص) و قتل امامِ معصوم(ع) (بعنوانِ بارزترین مصداقِ ارزشها) میانجامد!
🔻فاطمیه و عاشورا، مخوفترین دشمنِ دین را در تمامِ تاریخ رسوا مینمایند، دشمنی که «سکولاریسمِ پنهان در قالبِ دین» بود و چهرهی مخوفش در نقابِ دین، پنهان شده بود، و تنها با مفاهیمِ دینی و أدای دینداری درآوردن، خودش را موجّه و مقدّسنما مینمود.
🔻فاطمیه و عاشورا، بیدارکنندهترین نهیبِ قدسیان، خطاب به وجدانِ بیدار دلان در طولِ تاریخ بشریست؛ نهیبی که «دینداریِ مصداقی و باطندار» را از «دینداریِ مفهومی و کورباطن» جدا نمود. عاشورا، تمایزی جدّی میانِ «دینداریِ واقعی و زنده» با «دینداریِ سکولار و مرده» ایجاد کرد، و نهضتی برپا نمود که «نورِ علمِ وجودی» و «حیاتِ مذکّر به عالَمِ قدس» را زنده کرد، و «علمِ مفهومیِ بدون ذکر» و «فریبِ حیاتِ مردهوارِ دیندارانِ سکولار» را رسوا نمود.
🔻فاطمیه و عاشورا، «یومُ الفصل» هستند میانِ «علم و عملِ دینیِ سکولار»
و «علم و عملِ دینیِ اماممحور»،
میانِ «علمِ تکبّرآور به صرف اطلاع از مفاهیم حصولی»
و «علمِ عبودیّتآور در ارتباط با حقایق حضوری»،
میانِ «علمِ مفهومی و پوچِ ابلیسی»
و «علمِ حقیقی و نوریِ آدم به اسماء الهی»،
میانِ «علمِ ذهنیِ قابل هضم در نظامِ طاغوت»
و «علمِ وجودیِ دافع طاغوت و تاییدکنندهی نظامِ الهی».
🔻فاطمیه و عاشورا بین دو «جریانِ علمی» فاصله انداختند، «جریانِ علمِ مفهومی به قرآن و ارزشها» که اهتمام به اقامهی اجتماعیِ مصداقِ ارزشها نداشت، و «جریانِ علمِ نوری و وجودی به قرآن و ارزشها» که مقاومت برای برپا کردنِ مصداقِ ارزشها در اجتماع را تا به قیمتِ فدایِ جانِ خویش داشت.
🔶
@Salehi786
🔶بخشهایی از مقاله #عبور_از_سکولاریسم_پنهان 1️⃣
https://t.me/salehi786/1820
🔻فاطمیه و عاشورا، قیام در برابر «دینداریِ مفهومیِ سکولارها» بود؛ قیامِ دیندرایِ «قُدسی» در برابر دینداریِ «شبهِ قُدسی». قیام در برابر دینداریای که رابطه ای با عالَمِ قُدس ندارد و فقط دارد عکس و نمایشی از دینداری را نمایش میدهد؛ دینداریای که در «ظاهرش» تمامِ مناسک دینی را فقط بصورتِ «نمادین و تشریفاتی» دارد و فقط «مفهومِ ارزشها» را با خود حمل کرده و در باطن میانتُهیست؛ دینداریای که در «باطنش» فعّال و زنده نیست و ارتباط با ولایتِ الهی در «مصداقِ ارزشها» نیافته و حساسیّتِ جدّی مقابل «ضدّ ارزشها» ندارد، و بلکه چنان در برابر «ضدّ ارزشها» و «ظلم به ارزشها» بیتفاوت است که بتدریج کارش به قتلِ دخترمعصومِ رسول الله(ص) و قتل امامِ معصوم(ع) (بعنوانِ بارزترین مصداقِ ارزشها) میانجامد!
🔻فاطمیه و عاشورا، مخوفترین دشمنِ دین را در تمامِ تاریخ رسوا مینمایند، دشمنی که «سکولاریسمِ پنهان در قالبِ دین» بود و چهرهی مخوفش در نقابِ دین، پنهان شده بود، و تنها با مفاهیمِ دینی و أدای دینداری درآوردن، خودش را موجّه و مقدّسنما مینمود.
🔻فاطمیه و عاشورا، بیدارکنندهترین نهیبِ قدسیان، خطاب به وجدانِ بیدار دلان در طولِ تاریخ بشریست؛ نهیبی که «دینداریِ مصداقی و باطندار» را از «دینداریِ مفهومی و کورباطن» جدا نمود. عاشورا، تمایزی جدّی میانِ «دینداریِ واقعی و زنده» با «دینداریِ سکولار و مرده» ایجاد کرد، و نهضتی برپا نمود که «نورِ علمِ وجودی» و «حیاتِ مذکّر به عالَمِ قدس» را زنده کرد، و «علمِ مفهومیِ بدون ذکر» و «فریبِ حیاتِ مردهوارِ دیندارانِ سکولار» را رسوا نمود.
🔻فاطمیه و عاشورا، «یومُ الفصل» هستند میانِ «علم و عملِ دینیِ سکولار»
و «علم و عملِ دینیِ اماممحور»،
میانِ «علمِ تکبّرآور به صرف اطلاع از مفاهیم حصولی»
و «علمِ عبودیّتآور در ارتباط با حقایق حضوری»،
میانِ «علمِ مفهومی و پوچِ ابلیسی»
و «علمِ حقیقی و نوریِ آدم به اسماء الهی»،
میانِ «علمِ ذهنیِ قابل هضم در نظامِ طاغوت»
و «علمِ وجودیِ دافع طاغوت و تاییدکنندهی نظامِ الهی».
🔻فاطمیه و عاشورا بین دو «جریانِ علمی» فاصله انداختند، «جریانِ علمِ مفهومی به قرآن و ارزشها» که اهتمام به اقامهی اجتماعیِ مصداقِ ارزشها نداشت، و «جریانِ علمِ نوری و وجودی به قرآن و ارزشها» که مقاومت برای برپا کردنِ مصداقِ ارزشها در اجتماع را تا به قیمتِ فدایِ جانِ خویش داشت.
🔶
@Salehi786
Telegram
هوالحکیم🌷محمدحسین صالحی
مقاله👆مأموریت علمی و عملی حوزه #عبور_از_سکولاریسم_پنهان با اقامه مصداقی دین
✨نشریه #رسائل ش۳
🔻فاطمیه وعاشورا،قیام دربرابر دینداریِ مفهومی سکولارها
🔻انسان اسلامی،مقدم برعلوم انسانی اسلامی
@Salehi786
✨نشریه #رسائل ش۳
🔻فاطمیه وعاشورا،قیام دربرابر دینداریِ مفهومی سکولارها
🔻انسان اسلامی،مقدم برعلوم انسانی اسلامی
@Salehi786
بسم الله
🔶بخشهایی از مقاله #عبور_از_سکولاریسم_پنهان 3️⃣
https://t.me/salehi786/1820
🔻«علوم انسانیِ اسلامی» به ترازِ علمیِ اسلامِ ناب نمیرسد تا وقتی که مراحلِ تولیدِ «انسانِ اسلامی» را طی نماید، و «انسانِ ترازِ انقلابِ اسلامی» را با تمامِ ابعادِ کمالاتِ شایستهی خلافتِ الهیاش در زمین، معرفی نماید.
🔻این حرکت برای «اقامهی مصداقِ انسانِ اسلامی»، مأموریّتِ علمی و عملیِ حوزه است که موجب نزدیک شدن به ظهورِ مصداقِ تامّ «انسانِ کاملِ اسلام» در «ظهور امام زمان(علیه السلام)» خواهد شد. چراکه وقتی حوزه بازوانِ قدرتمندِ امام زمانش میشود، که انسانهایی همسنخ و همعالَم با امام(ع) بسازد؛ انسانهای اسلامیای که اشتدادِ وجودی با علم یافته باشند، و چنان ارتباط با عالَمِ غیب و حقایقِ حضوری در قلبشان کشف شده باشد، که کاملاً در مرابطه قلبی با امامِ غیبشان قرار داشته باشند، و تماماً در راستای اهداف امام زمان(ع) در اقامهی مصداقیِ دین گام بردارند، آنطور که گویی غیبت در نزد آنها به منزلهی مشاهده و ارتباط زنده در محضر امام(ع) است، و ایشان دارند مأموریتهای مستقیمی که از امام دارند را اجرا مینمایند، و همچون مجاهدانی در رکابِ امام و رسول خدایند که جهاد برای اقامه دین در «زمانِ غیبت» را «مأموریتی در حضور» یافتهاند.
🔻چنانکه حضرت سجاد(علیه السلام) در وصف منتظران امام مهدی(عج) مىفرمايند: آنهايى كه در زمان غيبت او قائل به امامت او و منتظر ظهور اويند، برترين مردم همه ى زمانهايند، چون خداوند به آنها عقول و فهم و معرفتی بخشیده كه غيبتِ امام نزد آنها بهمنزلهی مشاهده ى اوست (الْغَيْبَةُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشَاهَدَة)، و خداوند اينها را در آن زمان همانند مجاهدان با شمشیر در خط مقدّم كنار رسول الله(ص) قرار مىدهد، بهراستی، اينها مخلَصون حقيقى و شيعيان راستين ما و دعوتگران و مبلّغانِ به سوى دين خدا در نهان و آشكار هستند (أُولَئِكَ الْمُخْلَصُونَ حَقّاً وَ شِيعَتُنَا صِدْقاً وَ الدُّعَاةُ إِلَى دِينِ اللَّهِ سِرّاً وَ جَهْرا) (بحار ج52 ص122)؛ [که این مأموریّت، در یاریِ حضرت در زمانِ غیبت، بالأخص بر عهده حوزه و فرزندانِ حوزه است].
🔻فلذا اگر علمِ مفهومی، منتهی به علمِ وجودی نشود، و «انسانِ عالم به مفاهیم اسلامی» را به مصداقِ «انسانِ اسلامی» مبدّل نسازد، بیم آن میرود که انسان بتدریج در «سکولاریسمِ پنهان در نقابِ دینش» فرو رود، و نهایتاً امروز، در امتدادِ عاشورایی که زمانهی آخرالزمان در صحنهاش دارد، خود را در این میدانِ مبارزه، در جبههی دیندارانِ سکولارِ منقّش به مفاهیم دینی ببیند، و در مقابلِ دیندارانِ در وجود همسنخِ با مصداقِ امام(ع) قرار داده باشد.
🔻آخر الکلام، برای تذکّر و نهیب بر خودمان، تذکاری از گوهرهای حکیمانه امام خمینی(ع) را مرور مینماییم که نمونهای از مصداقِ «انسانِ اسلام» است و از آنجا که جهنّمِ سکولاریسمِ پنهان را با بینش الهیاش میدیده، برای پیشگیری از این آسیب، تکیه کردن به صرف علمِ مفهومی و اقامه نکردنِ آن در مصداقِ خود(بیان ذیل) و در نظامِ اسلامی(صحیفه ج۲۱ص۲۷۱)، چنین فرموده اند:
⚠️«كسى بخواهد درد خودش را شخصاً دوا كند، بايد اين خصيصه خودبینی را از بين ببرد؛ بايد رياضت بكشد و خودش را بزرگ حساب نكند؛ نگوید من عالمم، نگوید من خودم مقدس هستم- چنانچه ملائکه مىگفتند- نگوید من ثروتمندم، نگوید من زاهدم، نگوید من عارفم، نگوید من موحدم. در هر یک از اینها، و لو آن علم اعلایى که علم فلسفه یا عرفان است، اگر این خصیصه شیطانى باشد، حجاب است؛ «العلم حجاب الاکبر» . و اگر کسى بخواهد معالجه کند خودش را، باید این خصیصه را به آن توجه بکند و بسیار مشکل است معارضه با این خصیصه. اگر بخواهد کسى تهذیب بشود، با علم [مفهومی]، تهذیب نمىشود؛ علم [مفهومی] انسان را تهذیب نمىکند. گاهى علم، انسان را به جهنم مىفرستد؛ گاهى علم توحید انسان را به جهنم مىفرستد؛ گاهى علم عرفان انسان را به جهنم مىرساند؛ گاهى علم فقه انسان را به جهنم مىفرستد؛ گاهى علم اخلاق انسان را به جهنم مىفرستد. با علم [مفهومی] درست نمىشود. تزکیه مىخواهد، «يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتاب» ، تزکیه مقدّم است بر همه چیز. طلبهاى که در مدرسه درس مىخواند، همدوش با درس، همقدم با درس، تزکیه لازم دارد. فیلسوفى که بخواهد توحید را به مردم بیاموزد، تا این خصیصه شیطانى در او هست، این عمل را نمىتواند انجام بدهد؛ یعنى، زبان، زبان شیطان است و توحید مىگوید و دل، دل شیطان است که توحید را دریافت کرده است، و قلب، قلب شیطان است که فقه را آموخته و فقه را تعلیم مىکند. تا این خصیصه هست، تمام امور لنگ است در اشخاصى که بخواهند خودشان را تهذیب کنند، یا اشخاصى که بخواهند جامعه را تهذیب کنند» (صحیفه ج19 ص134).
🔶
@Salehi786
🔶بخشهایی از مقاله #عبور_از_سکولاریسم_پنهان 3️⃣
https://t.me/salehi786/1820
🔻«علوم انسانیِ اسلامی» به ترازِ علمیِ اسلامِ ناب نمیرسد تا وقتی که مراحلِ تولیدِ «انسانِ اسلامی» را طی نماید، و «انسانِ ترازِ انقلابِ اسلامی» را با تمامِ ابعادِ کمالاتِ شایستهی خلافتِ الهیاش در زمین، معرفی نماید.
🔻این حرکت برای «اقامهی مصداقِ انسانِ اسلامی»، مأموریّتِ علمی و عملیِ حوزه است که موجب نزدیک شدن به ظهورِ مصداقِ تامّ «انسانِ کاملِ اسلام» در «ظهور امام زمان(علیه السلام)» خواهد شد. چراکه وقتی حوزه بازوانِ قدرتمندِ امام زمانش میشود، که انسانهایی همسنخ و همعالَم با امام(ع) بسازد؛ انسانهای اسلامیای که اشتدادِ وجودی با علم یافته باشند، و چنان ارتباط با عالَمِ غیب و حقایقِ حضوری در قلبشان کشف شده باشد، که کاملاً در مرابطه قلبی با امامِ غیبشان قرار داشته باشند، و تماماً در راستای اهداف امام زمان(ع) در اقامهی مصداقیِ دین گام بردارند، آنطور که گویی غیبت در نزد آنها به منزلهی مشاهده و ارتباط زنده در محضر امام(ع) است، و ایشان دارند مأموریتهای مستقیمی که از امام دارند را اجرا مینمایند، و همچون مجاهدانی در رکابِ امام و رسول خدایند که جهاد برای اقامه دین در «زمانِ غیبت» را «مأموریتی در حضور» یافتهاند.
🔻چنانکه حضرت سجاد(علیه السلام) در وصف منتظران امام مهدی(عج) مىفرمايند: آنهايى كه در زمان غيبت او قائل به امامت او و منتظر ظهور اويند، برترين مردم همه ى زمانهايند، چون خداوند به آنها عقول و فهم و معرفتی بخشیده كه غيبتِ امام نزد آنها بهمنزلهی مشاهده ى اوست (الْغَيْبَةُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشَاهَدَة)، و خداوند اينها را در آن زمان همانند مجاهدان با شمشیر در خط مقدّم كنار رسول الله(ص) قرار مىدهد، بهراستی، اينها مخلَصون حقيقى و شيعيان راستين ما و دعوتگران و مبلّغانِ به سوى دين خدا در نهان و آشكار هستند (أُولَئِكَ الْمُخْلَصُونَ حَقّاً وَ شِيعَتُنَا صِدْقاً وَ الدُّعَاةُ إِلَى دِينِ اللَّهِ سِرّاً وَ جَهْرا) (بحار ج52 ص122)؛ [که این مأموریّت، در یاریِ حضرت در زمانِ غیبت، بالأخص بر عهده حوزه و فرزندانِ حوزه است].
🔻فلذا اگر علمِ مفهومی، منتهی به علمِ وجودی نشود، و «انسانِ عالم به مفاهیم اسلامی» را به مصداقِ «انسانِ اسلامی» مبدّل نسازد، بیم آن میرود که انسان بتدریج در «سکولاریسمِ پنهان در نقابِ دینش» فرو رود، و نهایتاً امروز، در امتدادِ عاشورایی که زمانهی آخرالزمان در صحنهاش دارد، خود را در این میدانِ مبارزه، در جبههی دیندارانِ سکولارِ منقّش به مفاهیم دینی ببیند، و در مقابلِ دیندارانِ در وجود همسنخِ با مصداقِ امام(ع) قرار داده باشد.
🔻آخر الکلام، برای تذکّر و نهیب بر خودمان، تذکاری از گوهرهای حکیمانه امام خمینی(ع) را مرور مینماییم که نمونهای از مصداقِ «انسانِ اسلام» است و از آنجا که جهنّمِ سکولاریسمِ پنهان را با بینش الهیاش میدیده، برای پیشگیری از این آسیب، تکیه کردن به صرف علمِ مفهومی و اقامه نکردنِ آن در مصداقِ خود(بیان ذیل) و در نظامِ اسلامی(صحیفه ج۲۱ص۲۷۱)، چنین فرموده اند:
⚠️«كسى بخواهد درد خودش را شخصاً دوا كند، بايد اين خصيصه خودبینی را از بين ببرد؛ بايد رياضت بكشد و خودش را بزرگ حساب نكند؛ نگوید من عالمم، نگوید من خودم مقدس هستم- چنانچه ملائکه مىگفتند- نگوید من ثروتمندم، نگوید من زاهدم، نگوید من عارفم، نگوید من موحدم. در هر یک از اینها، و لو آن علم اعلایى که علم فلسفه یا عرفان است، اگر این خصیصه شیطانى باشد، حجاب است؛ «العلم حجاب الاکبر» . و اگر کسى بخواهد معالجه کند خودش را، باید این خصیصه را به آن توجه بکند و بسیار مشکل است معارضه با این خصیصه. اگر بخواهد کسى تهذیب بشود، با علم [مفهومی]، تهذیب نمىشود؛ علم [مفهومی] انسان را تهذیب نمىکند. گاهى علم، انسان را به جهنم مىفرستد؛ گاهى علم توحید انسان را به جهنم مىفرستد؛ گاهى علم عرفان انسان را به جهنم مىرساند؛ گاهى علم فقه انسان را به جهنم مىفرستد؛ گاهى علم اخلاق انسان را به جهنم مىفرستد. با علم [مفهومی] درست نمىشود. تزکیه مىخواهد، «يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتاب» ، تزکیه مقدّم است بر همه چیز. طلبهاى که در مدرسه درس مىخواند، همدوش با درس، همقدم با درس، تزکیه لازم دارد. فیلسوفى که بخواهد توحید را به مردم بیاموزد، تا این خصیصه شیطانى در او هست، این عمل را نمىتواند انجام بدهد؛ یعنى، زبان، زبان شیطان است و توحید مىگوید و دل، دل شیطان است که توحید را دریافت کرده است، و قلب، قلب شیطان است که فقه را آموخته و فقه را تعلیم مىکند. تا این خصیصه هست، تمام امور لنگ است در اشخاصى که بخواهند خودشان را تهذیب کنند، یا اشخاصى که بخواهند جامعه را تهذیب کنند» (صحیفه ج19 ص134).
🔶
@Salehi786
Telegram
هوالحکیم🌷محمدحسین صالحی
مقاله👆مأموریت علمی و عملی حوزه #عبور_از_سکولاریسم_پنهان با اقامه مصداقی دین
✨نشریه #رسائل ش۳
🔻فاطمیه وعاشورا،قیام دربرابر دینداریِ مفهومی سکولارها
🔻انسان اسلامی،مقدم برعلوم انسانی اسلامی
@Salehi786
✨نشریه #رسائل ش۳
🔻فاطمیه وعاشورا،قیام دربرابر دینداریِ مفهومی سکولارها
🔻انسان اسلامی،مقدم برعلوم انسانی اسلامی
@Salehi786