🔸برای فهم عمیقتر بیان فوق از امام معصوم (عليه السلام) که قرآن را «تجلّیِ اشراقیِ خداوندمتعال» دانستند، در بیان امام خمینی (رحمةالله علیه) پیرامونِ قاعدهی عرفانی مذکور در «تجلّیِ اشراقیِ خداوندمتعال» تفکر میکنیم که میفرمایند:
⭕«هذا سرّ قول اصحاب المعرفة ان: لا تكرار فى التّجلّى، و انّ اللّه لا يتجلّى فى صورة مرّتين، فهو تعالى دائما فى التّجلّى، باسمائه الظّاهرة: كالرّحمن و المبدء، و باسمائه الباطنة: كالمالك و القاهر و المعيد، و الحقائق دائماً فى الظّهور و البطون، فكلّ يوم هو فى شأن من الجمال و الظّهور و الجلال و البطون».
🔻«این سِرِّ سخن اصحاب معرفت است که میگویند: در تجلّی تکرار نیست [لذا در تجلی حق در قرآن نیز تکرار نیست]، و خداوند [هرگز] در مظهرِ یکصورت، دوبار تجلّی نمیکند. پس، حق تعالى دائماً با اسماى ظاهرش نظير «الرحمن» و «المبدأ»، و با اسماى باطنش مانند «المالك» و «القاهر» و «المعيد» در تجلّى است، و حقايق پيوسته در [حال] ظهور و بطونند، بنابراين «او هر روز (و لحظه ای) در شأنى» از جمال و ظهور، و جلال و بطون، در تجلّی است».
(تعليقات على شرح «فصوص الحكم» و «مصباح الأنس»؛ امام خمینی؛ ص۳۰۰ و ۳٠١)
🔸
⭕️ پینوشتها :
🔻[ 1 ] : آیت الله جوادی آملی(حفظه الله) از شاگردانِ علامه طباطبایی (رحمةالله علیه)، پیرامونِ استفاده¬ی ایشان از «آیاتِ غرر» مینویسند: « مرحوم علامه از «آیات كلیدی قرآن كریم» به عنوان «غررِ آیات» یاد میفرمود كه درخشش چشمگیر آنها، نه تنها راهگشای بسیاری از آیات دیگر قرآن بود، بلكه پایه ی محكمی برای حلّ بسیاری از احادیث خواهدبود. میزان شناساییِ [این] «آیات زیربنایی»،... همانا آیات صریح یا ظاهر در معارف توحیدی است؛ ...[که] با استنباط آیات زیربنایی بر محور یاد شده، [در تفسیرِ معنای آیاتِ دیگر با آنها] هر وجه یا احتمالی كه در بین وجوه و احتمالات گوناگون در آیهی مورد بحث، مخالفِ [معانیِ آیاتِ زیربنایی در] توحید بود، باطل دانسته، و هر وجه یا احتمالی كه به [آن معانیِ کلیدیِ] توحید نزدیكتر باشد، میپذیرند.»
🔻[ 2 ] : این «قواعدِ تفسیری» نشان از آن دارند که خداوند متعال، خلقتِ «توانِ بشری» در «وضعِ الفاظ و گفتار» را، با «قدرت و توانِ الهی» بکارگرفته است، و همین «قدرتِ مطلقِ حقّ» است که «متنِ قرآنِ کریم» را تبدیل به «معجزهای عظیم» نموده است؛ تا آنجا که هر چقدر هم بشر در آن دقّت کند، به «حقِّ عظمتِ آن» نمیرسد، و در عرصهی قیامت، «حقیقتِ قرآن کریم» بصورت «بِکر» و «دست نخورده» وارد خواهد شد. ضمناً توجّه به این قواعد روشن میکند که، این روشِ بیان هرگز در «کلامِ نوعِ بشر» یافت نمیشود، چون سخنانِ اعتباریِ بشر، نازلهی حقایق نیست، و بکار بردنِ الفاظِ گوناگونش هم، صِرف تنوّع در بیان، برای گویاتر کردن، و یا برای تفنّن در ذوق و شیرین زبانی است.
🔻[ 3 ] : استاد حجتالاسلام والمسلمین عابدینی، در جلسات۱۴۵و۱۴۶ درس شرح تفسیر المیزان (در ۲۷و۲۸ مهر ۱۳۹۲) به شرح بیان علامه از این قواعد تفسیری عرفانی قرآن پرداختند، و در بخشی از درس فرمودند:
«هر کدام از قسمت های عباراتِ آیات دارند از یک حقیقتی صادر میشود. لذا هر عبارتی قابل احتجاج است و دارد حقیقتی را بیان میکند. جایی از سوره ها که یک آیه (به ظاهر) تکرار شده، یا بعضی الفاظش تکرار شده، یا مثال ها تکرار شده، این قسمت ها با آن حقیقت اتحاد پیدا میکنند. لذا آن دو عبارت متصل به حقیقت باهم مرتبط میشوند.
اینها از نتایج تفسیر قرآن به قرآن است و نگاه به اینکه قرآن حقیقتی دارد و از آن نازل شده است و میخواهد انسان را مرتبط با حقایقش بکند. ما یک کلمه را به کار میبریم برای مطلبی، بار دیگر بخواهیم بگوییم با کلمات و طور دیگری میگوییم. لکن آیه اینطور نیست. صد بار هم نازل بشود، باز هم همینطور نازل میشود.
ما اگر حرفی را تکرار کنیم از باب شیرین زبانی است، اما در کلام الهی (در مطالب بظاهر تکراری) حکمتی درکار است، از تاسیس یک تذکر جدید، یا تأکیدی بالاتر، و... .
ما گاهی چون نمیتوانیم لفظی گویا برای مقصودمان بکار ببریم، چندین لفظ را بکار میبریم تا مطلب گویایی را برسانیم، اما خداوند حکیم از بکارگیری الفاظ متعدد (بظاهر مترادف) مقصود حکیمانه ای دارد برای توجه به حقیقتِ آنها.
اینها لازمه این است که خداوند را حکیم مطلق دانسته، و قرآن را نازل حقایقی بدانیم»
🔸
🌐 #منبع: متن فوق در بخشی از قواعد قرآنی استفاده شده در پایان نامه ارشد (اسفند ۱۳۹۲، برگزیده هفتمین جشنواره کشوری علامه حلی) میباشد، با عنوان «متن کاوی موضوعی قرآن کریم، جهت کشف ارتباطات معنایی میان آیات، بر مبنای تفسیر المیزان»، که در طراحی قالب پیکرهی موضوعی آن، مبتنی بر قواعدِ ذکر شده، برای تشکیلِ «مدل آیات مرتبط» در کنار «مدل ساختاری سوره ها» مورد بهرهبرداری در دیتاست داده کاوی رایانه ای قرار گرفت.
🔸
@Salehi786 @SalehiBooks
⭕«هذا سرّ قول اصحاب المعرفة ان: لا تكرار فى التّجلّى، و انّ اللّه لا يتجلّى فى صورة مرّتين، فهو تعالى دائما فى التّجلّى، باسمائه الظّاهرة: كالرّحمن و المبدء، و باسمائه الباطنة: كالمالك و القاهر و المعيد، و الحقائق دائماً فى الظّهور و البطون، فكلّ يوم هو فى شأن من الجمال و الظّهور و الجلال و البطون».
🔻«این سِرِّ سخن اصحاب معرفت است که میگویند: در تجلّی تکرار نیست [لذا در تجلی حق در قرآن نیز تکرار نیست]، و خداوند [هرگز] در مظهرِ یکصورت، دوبار تجلّی نمیکند. پس، حق تعالى دائماً با اسماى ظاهرش نظير «الرحمن» و «المبدأ»، و با اسماى باطنش مانند «المالك» و «القاهر» و «المعيد» در تجلّى است، و حقايق پيوسته در [حال] ظهور و بطونند، بنابراين «او هر روز (و لحظه ای) در شأنى» از جمال و ظهور، و جلال و بطون، در تجلّی است».
(تعليقات على شرح «فصوص الحكم» و «مصباح الأنس»؛ امام خمینی؛ ص۳۰۰ و ۳٠١)
🔸
⭕️ پینوشتها :
🔻[ 1 ] : آیت الله جوادی آملی(حفظه الله) از شاگردانِ علامه طباطبایی (رحمةالله علیه)، پیرامونِ استفاده¬ی ایشان از «آیاتِ غرر» مینویسند: « مرحوم علامه از «آیات كلیدی قرآن كریم» به عنوان «غررِ آیات» یاد میفرمود كه درخشش چشمگیر آنها، نه تنها راهگشای بسیاری از آیات دیگر قرآن بود، بلكه پایه ی محكمی برای حلّ بسیاری از احادیث خواهدبود. میزان شناساییِ [این] «آیات زیربنایی»،... همانا آیات صریح یا ظاهر در معارف توحیدی است؛ ...[که] با استنباط آیات زیربنایی بر محور یاد شده، [در تفسیرِ معنای آیاتِ دیگر با آنها] هر وجه یا احتمالی كه در بین وجوه و احتمالات گوناگون در آیهی مورد بحث، مخالفِ [معانیِ آیاتِ زیربنایی در] توحید بود، باطل دانسته، و هر وجه یا احتمالی كه به [آن معانیِ کلیدیِ] توحید نزدیكتر باشد، میپذیرند.»
🔻[ 2 ] : این «قواعدِ تفسیری» نشان از آن دارند که خداوند متعال، خلقتِ «توانِ بشری» در «وضعِ الفاظ و گفتار» را، با «قدرت و توانِ الهی» بکارگرفته است، و همین «قدرتِ مطلقِ حقّ» است که «متنِ قرآنِ کریم» را تبدیل به «معجزهای عظیم» نموده است؛ تا آنجا که هر چقدر هم بشر در آن دقّت کند، به «حقِّ عظمتِ آن» نمیرسد، و در عرصهی قیامت، «حقیقتِ قرآن کریم» بصورت «بِکر» و «دست نخورده» وارد خواهد شد. ضمناً توجّه به این قواعد روشن میکند که، این روشِ بیان هرگز در «کلامِ نوعِ بشر» یافت نمیشود، چون سخنانِ اعتباریِ بشر، نازلهی حقایق نیست، و بکار بردنِ الفاظِ گوناگونش هم، صِرف تنوّع در بیان، برای گویاتر کردن، و یا برای تفنّن در ذوق و شیرین زبانی است.
🔻[ 3 ] : استاد حجتالاسلام والمسلمین عابدینی، در جلسات۱۴۵و۱۴۶ درس شرح تفسیر المیزان (در ۲۷و۲۸ مهر ۱۳۹۲) به شرح بیان علامه از این قواعد تفسیری عرفانی قرآن پرداختند، و در بخشی از درس فرمودند:
«هر کدام از قسمت های عباراتِ آیات دارند از یک حقیقتی صادر میشود. لذا هر عبارتی قابل احتجاج است و دارد حقیقتی را بیان میکند. جایی از سوره ها که یک آیه (به ظاهر) تکرار شده، یا بعضی الفاظش تکرار شده، یا مثال ها تکرار شده، این قسمت ها با آن حقیقت اتحاد پیدا میکنند. لذا آن دو عبارت متصل به حقیقت باهم مرتبط میشوند.
اینها از نتایج تفسیر قرآن به قرآن است و نگاه به اینکه قرآن حقیقتی دارد و از آن نازل شده است و میخواهد انسان را مرتبط با حقایقش بکند. ما یک کلمه را به کار میبریم برای مطلبی، بار دیگر بخواهیم بگوییم با کلمات و طور دیگری میگوییم. لکن آیه اینطور نیست. صد بار هم نازل بشود، باز هم همینطور نازل میشود.
ما اگر حرفی را تکرار کنیم از باب شیرین زبانی است، اما در کلام الهی (در مطالب بظاهر تکراری) حکمتی درکار است، از تاسیس یک تذکر جدید، یا تأکیدی بالاتر، و... .
ما گاهی چون نمیتوانیم لفظی گویا برای مقصودمان بکار ببریم، چندین لفظ را بکار میبریم تا مطلب گویایی را برسانیم، اما خداوند حکیم از بکارگیری الفاظ متعدد (بظاهر مترادف) مقصود حکیمانه ای دارد برای توجه به حقیقتِ آنها.
اینها لازمه این است که خداوند را حکیم مطلق دانسته، و قرآن را نازل حقایقی بدانیم»
🔸
🌐 #منبع: متن فوق در بخشی از قواعد قرآنی استفاده شده در پایان نامه ارشد (اسفند ۱۳۹۲، برگزیده هفتمین جشنواره کشوری علامه حلی) میباشد، با عنوان «متن کاوی موضوعی قرآن کریم، جهت کشف ارتباطات معنایی میان آیات، بر مبنای تفسیر المیزان»، که در طراحی قالب پیکرهی موضوعی آن، مبتنی بر قواعدِ ذکر شده، برای تشکیلِ «مدل آیات مرتبط» در کنار «مدل ساختاری سوره ها» مورد بهرهبرداری در دیتاست داده کاوی رایانه ای قرار گرفت.
🔸
@Salehi786 @SalehiBooks