هوالحکیم🌷محمدحسین صالحی
1.12K subscribers
2.08K photos
668 videos
574 files
1.79K links
﷽طلبه ای ساده
محضر اساتیدعظیم القدر
دکترای عرفان اسلامی
لیسانس نرم افزار
ارشدIT
برگزیده کشوری جشنواره علامه حلی
@msalehi
zil.ink/salehi786
شعر @Elaahy
مدیا @Tazker
نرم افزار @SalehiApps
لینک @SalehiLinks
کتب @SalehiBooks
پاسخ @mSalehi786

Eitaa.com/Salehy
Download Telegram
بسم الله
#نکته_سلوکی
*«امر حق را پل نکنیم برای اثبات نفس و انانیت باطل خودمان!»*
🔸▫️١
🔸یکی از اساتید فعلی بنده که از شاگردان مرحوم علامه حسن زاده بوده اند، یک خاطره ناب سلوکی که اخیرا از رفتار و گفتار ایشان آموختم را هدیه می‌کنم:

🔻یکشنبه ۴ مهر١۴٠٠، که روز بعد از وفات علامه حسن‌زاده (رحمة الله علیه) بود آن استاد با بنده تماس گرفتن گفتند که اگر شما اطلاعات تماسی از برخی شاگردان علامه حسن‌زاده دارید به بنده دهید که بدهیم صداوسیما، چون از صداوسيما با ایشان تماس گرفته بودند برای مصاحبه در مورد شخصیت علامه، و ایشان می‌خواستند افراد دیگری را بجای خودشان به آنها معرفی کنند.

🔻بنده که سالها از محضر ایشان ذکر خير سالهای تحصیلشان در محضر علامه حسن‌زاده را علماً و عملاً دیده و شنیده بودم، با اصرار گفتم چرا خودتان هم اجابتشان نمی‌کنید و مصاحبه در بیان فضایل علامه نمی‌کنید! چون این هم از جانب شما به نحوی ادای حق استادی علامه بر شماست و... ؛ اما استاد خضوعا نمی‌پذیرفت، و از طرف بنده مدام اصرار که بپذیرید و یا حداقل استخاره کنید.

🔻 در آخر، ایشان مطلبی در تثبیت پاسخ منفیشان گفتند که موجب شد بنده قانع و مجاب شوم، و همچنین بشدت در فکر و بهت فرو بروم، که عجب! ایشان به چه نکته سلوکی مهمی توجه دارند که بنده اینطور توجهی نداشتم! استاد گفتند:
⚡«[بنده نمی‌پذیرم] چون نمی‌خواهم استادم (مرحوم علامه) را [بجهت شهرت و محبوبیتشان] پلی کنم برای خودم! [ که با نام علامه، پل بزنم برای دعوت مردم بسوی خودم! ]».
🔸
🔻علاوه بر آن درس عملی برای بنده در آن روز، بعد از آن روز نیز، اخیرا (۸ تا ١٣ آذر ١۴٠٠) در بیانات علمی جلسات ٧۴٩ تا ٧۵١ از درس تفسیرشان هم آموختم که مراقب باشیم به بهانه بیان حق، نخواهیم که نفسانیت وهمی و انانیت باطل خود را جلوه دهیم و در برابر دیگران «أَرباباً مِن دُونِ اللّه» بشویم [1و2]، که دیگران را به جانب خود دعوت کنیم!!
⚠️ مراقب باشیم هنگام بیان آیات قرآن و روایات معصومین (ع) و نقل کلام بزرگان و...، حواسمان باشد که نخواهیم آنها را پل کنیم برای نشان دادن خود و اثبات نفس خود و مشهور کردن خود!
ایشان فرمودند:

[در ج٧۴٩:]
🔻"اگر در جامعه با این نگاه دیده بشود که انبیاء و اولیاء و علما و صلحا هیچکدام هیچگاه دعوت به خود ندارند [بلکه به اطاعت از خدا دعوت می‌کنند، این دعوت به توحید عملی است]. هرکسی دیدید که «مَن» درش قویست، این «مَن» شیطان است.
هرکسی که دارد از قِبَل حکم خدا خودش را مطرح می‌کند و نشان می‌دهد، این نشان می‌دهد که به همین نسبت دیواری است که مانع حرکت [سلوکی] مردم است."

🔻"هرچقدر انسان کسی را می‌بیند یاد خدا بیافتد، نه به یاد این! در ذهنش این نمی‌ماند بلکه به یاد خدا و ذکر خدا می‌افتد. *این به یاد خدا افتادن هدایتگری دارد.* حواسمان باشد بچه هایمان را طوری تربیت بکنیم که پدر و مادر دیوار نشوند برایشان، بلکه عبور دهنده بسوی خدا باشند و از آنها نمایش نور خدا برای بچه‌شان بشود."

🔻"تعبیری که مرحوم آیت الله خوشوقت (رحمة الله علیه) داشتند که بعضی‌ها دیوارند انسان وقتی برود کنارشان متوقف می‌ماند. اما بعضی‌ها درب هستند وقتی انسان برود کنارشان، از خودشان عبور می‌دهند بسوی خدا."

🔻"باید همه اولیاء و علما و صلحا درب باشند و عبور بدهند بسوی خدا که فقط عبادت و اطاعت از ربوبیت خداوند بشود. «رَبّانِيِّين» بشوند [3]، نه «أَرباباً مِن دُونِ اللّه» [1و2]. این یک ملاک است که باید حواسمان باشد. اگر یک موقع دیدیم که دارد خوشمان می‌آید از شهرت نزد مردم، اگر تبعیت مردم و علاقه و استقبال مردم باعث خوشایند انسان می‌شود این نقص است که باید اصلاحش کنیم، و الا کشیده می‌شود به آنجایی که کم کم انسان برای مردم دیوار می‌شود و دچار شرک عملی می‌شود."

[در ج٧۵٠:]
🔻"اگر خدای سبحان در جایی اذن اطاعت می‌دهد، این ربوبیت آن ها نیست، ربوبیت خداست. چون او دارد دعوت به خدا می‌کند. این جا برگشتش به ربوبیت حق است، اطاعت این شخص نیست. یعنی شخصِ حقیقی ملاک نیست، شخصِ حقوقی ملاک می‌شود. خدا او را بر این کار نصب کرده و این تبعیت از نصب اوست. امام است، ولیّ است، نبیّ است.

🔻"اگر پدر یک خانواده نگاه خودش را بدون استناد به امر و اذن الهی پیاده کند این هم ربوبیت غیر الهی است و شرک است. یک انسان الهی همه افعال و رفتارش به امر می‌شود."

🔻"انسان حق تصرف در خودش هم مگر به اذن الهی ندارد. و بالاتر از این، حقّ ندارد تصرف در خودش را به دیگری واگذار کند. حقّ ندارد شخص دیگری را ربّ خودش بگیرد. یعنی نه این حقّ دارد دیگری را ربّ خودش بگیرد، نه دیگری حقّ دارد بر این ربوبیت کند. تمام این ها، کفر می‌شود. تمام این ها شرک عملی می‌شود. اگر انسان هر فعلی را به میل خودش بدون اذن الهی انجام دهد، شرک عملی است. شرک خفی است. هیچ ربوبیت برای غیر درکار نیست. ربوبیت مختص خداست، و از ما فقط تسلیم خدا بودن است."

👇👇👇