سراووشا / سینا سنجری
245 subscribers
666 photos
28 videos
15 files
438 links
شعرها و نوشته‌های سینا‌ سنجری
کتاب‌ها:
باغ اساطیر
مکاشفه‌ی هشت
گل‌های تاریکی
اکالیپتوس تنها
وقت‌های زمان
وست‌وود
Quantic Somnia
Download Telegram
🔻🔻🔻🔻🔻

#پیرامون_شعر


شعر راستین از آن گروه کوچکی از شاعران است که دوران‌هایی را در دوران پشت سر گذاشته‌اند و در تنهایی پختگی، به زبانی دست یافته‌اند که بیش از آنکه بخواهد به آفرین دیگران تن دهد، گزارشِ راستین روح از رویارویی با خویش و هستی است. جایگاه این‌گونه شعر در شعر امروز، جایگاهِ «سنگِ صبوری در میانِ هیاهو»ست؛ شعری که شاید آوای بلندی نداشته باشد، اما ژرفای نشست آن در جان، بسیار فراتر از سر و صداهای دم‌دستی موزون یا ناموزون روزگار است.

🔻🔻🔻🔻🔻
👏2
#ترانه
#رباعی
#ترانه‌ی_سینا
                        

امروز اگر خوب و اگر بد باشد
روزی‌ست که هست ، هست و باید باشد

روزی‌ست که مردمان در آن می‌جویند
گم‌گشته‌ی خویش را که شاید باشد

#سینا_سنجری
بهمن۱۳۸۷
از کتاب:
وقت‌های زمان

🔻🔻🔻🔻🔻
👏1
🔻🔻🔻🔻🔻


#ترانه
#رباعی

با هیچ برابر است، با هیچ، نگاه
تا هیچ رسیده است تا هیچ، نگاه

چندان که به تنهایی خود می‌نگریم
ما هیچ در این میانه « ما هیچ، نگاه»(۱)


(۱) نام کتابی از سهراب سپهری

#سینا_سنجری
آذر ۱۳۸۷
📖
#وقت‌های_زمان

🔻🔻🔻🔻🔻🔻
👏1
Forwarded from ✍️ مجله ادبی پیاده رو (Meysam Riahi)
🔹 پیاده رو، درگذشت غزلسرای خوب استان مازندران، سید محمد علی رضا زاده را به جامعه ادبی تسلیت عرض می کند.
#غزل
#یادبود
#رضازاده

🆔 @piaderonews 👈
🔻🔻🔻🔻🔻
#ترانه
#رباعی

برای بیژن جلالی
 
با چند کتاب شعر از در آمد
همراه مسافران دیگر آمد
 
او می‌دانست کشتی مرگ کجاست
شاعر خندان کنار بندر آمد

#سینا_سنجری
بهمن ۱۳۸۴
از کتاب :
وقت‌های زمان

🔻🔻🔻🔻🔻
❤3
🔻🔻🔻🔻🔻

#ترانه
#رباعی
#ترانه‌ی_امروز



این رباعی خوب شرف‌الدین امیرپور را در وبگاه پیاده‌رو دیدم :


بی بودنت اتفاق خمیازه کشید
بی آتشِ تو اجاق خمیازه کشید

در باز شد و کسی نیامد داخل
در بسته شد و اتاق خمیازه کشید

#شرف‌الدین_امیرپور

شعر باید نشان بدهد نه اینکه بگوید


🔻🔻🔻🔻🔻
👏3❤1
🔻🔻🔻🔻🔻🔻


#ترانه
#رباعی



بندر چه شلوغ است تو در می‌مانی
سرگردانی عجیب سرگردانی

از مرگ که ایستاده خواهی پرسید
ملاح کدام کشتی‌ام؟ می‌دانی ؟

#سینا_سنجری
بهمن ۱۳۸۴
از کتاب #وقت‌های_زمان

🔻🔻🔻🔻🔻🔻
❤2👏2
🔻🔻🔻🔻🔻

#ترانه
#رباعی

پیداست اگر چه ناگهان آمده‌اند
با ما همه گاه هم‌عنان آمده‌اند

ما آمده‌ایم و خیل رؤیاها نیز
با ما به تماشای جهان آمده‌اند

#سینا_سنجری
بهمن ۱۳۹۰
از کتاب: #وقت‌های_زمان

🔻🔻🔻🔻🔻
❤4
🔻🔻🔻🔻🔻🔻


#ترانه
#رباعی

دیگر شده‌ایم و شب دگر خواهد شد
شب این شب بی‌سحر، سحر خواهد شد

اندوه تو را غریب خواهیم سرود
شب در کلمات شعله‌ور خواهد شد

#سینا_سنجری
از کتاب:
#وقت‌های_زمان

🔻🔻🔻🔻🔻🔻
❤2
🔻🔻🔻🔻🔻🔻

#ترانه
#رباعی


شب در لحظات خویشتن می‌لغزد
اندوه نسیم روی تن می‌لغزد

غرق ابدیتیم این لحظه که ماه
بر چهره‌ی برکه‌ی کهن می‌لغزد

#سینا_سنجری
از کتاب:
#وقت‌های_زمان

🔻🔻🔻🔻🔻🔻
👍2👏2
🔻🔻🔻🔻🔻

#ترانه
#رباعی
#ترانه‌ی_امروز

گل در رگ هر سنگ روان خواهد شد
آنگاه که لحظه بی‌زمان خواهد شد

بر شاخه‌ی بی‌برگ خیالات محال
توکای ترانه نغمه‌خوان خواهد شد

#پونه_معتمد

🔻🔻🔻🔻🔻
👏1
🔻🔻🔻🔻🔻🔻

پیرامون بیتی از طالب آملی

#طالب_آملی

این دو روایت از بیت طالب آملی در یکی دو برگه تلگرامی آمده است و دوستان خوانش خود را در برگه هایشان آورده‌اند:

به قسمت ازلی نیست چاره‌ای زاهد
حریر حور تو را حسرت حصیر مرا

به قسمت ازلی نیست چاره، ای زاهد!
حریر و حور تو را حسرت و حصیر مرا

من نیز نخست چیزی نوشتم و پاک کردم چون گمان بردم بسیار روشن است که چه ضبطی بهتر است. در نگاه نخست، هر دو ضبط حریر حور و حسرت حصیر یا حریر و حور و حسرت و حصیر می‌تواند درست باشد. ولی آیا در شعر بدنبال درستی می‌رویم. اگر از زاویه شاعرانگی ویژه‌ی دبستان شعر هندی ببینیم به گمان من حریر حور و حسرت حصیر زیباتر است.‌ درست و غلط بودن در کار نیست. شعر هنر زبانی ست و در دبستان شعر هندی، غریب بودن و دور دست بودن ترکیب است که شعر می‌سازد و روشن است که حسرت حصیر ترکیبی‌ست که شاعر ساخته یا می‌توانسته ساخته باشد. زاهد را رها کرده تا سر بر حریر زانوی حور بگذارد و خود در حسرت حصیر بماند.

اتفاقا بر خلاف روایت خودکار و دم‌دست که یعنی چه کسی حسرت حصیر داشته باشد، اینجا شاعر در حسرت حصیر است که همان تصویر برابر اگر چه دوردست حریر حور است. دیگر اینکه تصویری ساخته که گویا به شاعر تنها حصیری رسیده که خود در حسرت حریر است. برای دریافت این تصویر کافی ست تصور کنید حصیر در حسرت آن است که حریر تن حور بر آن نشیند. حالا شاعر بی‌چشم‌داشت ما از این حریر می‌گذرد و خود را به حسرت حصیر می‌سپرد. کار شعر این است.

بیفزاییم البته که اگر بیشتر نسخه‌های خطی نزدیک به زمان شاعر حریر و حور و حسرت و حصیر آورده‌اند همان را باید ضبط نهایی دانست. گو اینکه شعر می‌تواند در ذهن خواننده ادامه یابد.


جور هم که روشن است تا چه اندازه بی‌مورد است. کاتبی بد خوانده یا بی‌ذوق بوده. گذشته از واج‌آرایی این مصراع که هر طفل ابجد‌خوانی در نگاه نخست می‌فهمد، نسبتی هم هست میان ازل و حور. حور هر چند هستنده‌ای ازلی نیست ولی ابدی که هست. اینجا واژه‌‌ی « ابد» بی آنکه آمده باشد در بیت حضور دارد. شاعر با این تصویرسازی خود را همنشین حسرت ابدی حصیر می‌داند زیرا حور نیز ابدی‌ست و حریر حور هرگز چین و چروک و فرسودگی بر نمی‌دارد.

دیگر اینکه «ای» پس از چاره بهتر است باز از نگاه شعری بصورت «ای» ندایی برای زاهد خوانده نشود. این بیت گفت‌و‌گویی است میان شاعر و زاهد. در این گفت و گو بلند و پستی نیست که نیاز به «ای» گفتن باشد. پس همان بیچاره‌گی زاهد و شاعر می‌ماند.


می دانم که یکی از دوستان در کار ویرایش و بازآرایی کلیات ارجمند طالب آملی ست امیدوارم این نکته را دریافته باشد.

«در خانه اگر کس است یک حرف بس است».

#سینا_سنجری


T.me/sanjarisina
❤3
🔻🔻🔻🔻
#ترانه
#رباعی
#طالب_آملی

اکنون که از طالب یاد کردیم بد نیست از ترانه‌های او نیز سختی به میان آوریم. آشنایی من با شعر طالب به سال ۱۳۷۴ بر می‌گردد که یکی از نسخه‌های تنها چاپ دیوان او را از کتابخانه سنایی در خیابان جمهوری به بهای سه هزار و پانصد تومان خریدم که برای آن زمان گران بود.
به هر روی از آن زمان سال‌ها گذشته ولی طالب همواره برای من شاعری ویژه بوده است که کمتر از آن چه باید به او پرداخته شده و شعرش چنان که باید شناخته شده نیست.

گذشته از غزل‌هاش که تا اندازه‌ای بر زبان اهل شعر جای دارد ترانه (رباعی) های بسیار خوبی هم دارد که باید جداگانه دیده و بررسی شود. او یکی از شاعران پرکار است و کلیات دیوان او شاید از بیست و پنج هزار بیت فراتر برود.
شنیده‌ام یکی از دوستان دست اندرکار بازآرایی دیگری از کلیات اوست بلکه کمبودها و کوتاهی‌های کلیات دیوانی که زنده یاد طاهری شهاب دهه ها پیش بدست داد و در جای خود ارزنده است برطرف شود و این شاعر توانا به جایگاه خویش در شعر فارسی دست یابد.

از ضعف دلم زمانه سر می‌پیچد
آهم به زوایای جگر می‌پیچد

با دیده چون راه کوی او می‌سپرم
پای مژه‌ام به یکدگر می‌پیچد


🔻🔻🔻🔻🔻
👏1
🟩🟩🟩🟩🟩🟩🟩🟩🟩🟩
#ترانه
#رباعی

#آبان_۹۸

ای در شب تلخ، ماه تابان آبان
رمز تپش سرخ خیابان آبان
ای خون همیشه در رگ آزادی
آبان همیشه آه آبان آبان

#سینا_سنجری

🟥🟥🟥🟥🟥🟥🟥🟥🟥🟥
😢3
#ترانه
#رباعی


زین دشت به سرعتی که من می‌گذرم
گویی که نسیمم به چمن می‌گذرم

سنبل‌زارست جمله راهم گویی
بر صفحه‌ی شعر خویشتن می‌گذرم

#طالب_آملی


T.me/sanjarisina

🔻🔻🔻🔻🔻
❤3
«عقربه های برنزی» را از طاقچه دریافت کنید
https://taaghche.com/book/242073
👍3
#دیماه

ماه بردند و آه آوردند
کیسه‌های سیاه آوردند

🖤🖤🖤🖤🖤🖤
❤2😢2
ارواحی مفرغین
<unknown>
#ترانه
#رباعی


در هیئت اندوهی خاموش کشند
در سلک ترانه‌ای فراموش کشند

بر متن بنفش وقت آنک این ما
ارواحی مفرغین که بر دوش کشند

#سینا_سنجری

🔻🔻🔻🔻🔻🔻
👏3
🔷🔷🔷🔷🔷

نسخه‌ی الکترونیکی کتاب Quantic Somnia که در بردارنده‌ی ۱۶۶ سایفایکوی سینا سنجری است هم اکنون در Apple Books در دسترس است:


https://books.apple.com/us/book/quantic-somnia/id1484719733


دوستان و دل‌بستگان شعر سای‌فای می‌توانند از این درگاه کتاب را دریافت کنند.

🔷🔷🔷🔷🔷
🔻🔻🔻🔻🔻🔻

#وست‌وود

همه چیز فرو می ریزد
 
ساعت ده صبح است
تقریبا یک ساعت است که به خانه رابینسن ها خیره شده ام
بازسازی خانه به پایان رسیده است
پنجره ها را عوض کردند با چارچوب های نو
آبی کمرنگ دیواره با چارچوب های سفید هماهنگی خوبی دارد
پال رابینسن روی صندلی راحتی در ایوان جلوی خانه لم داده است
چنانکه گویی تمام اعتبار این نوسازی به حضور اوست
پال رابینسن نمی داند سعی من بر آن است
که او را از این منظره بیرون بگذارم
سگ رابینسن ها که نامش را تا هنوز نمی دانم
کنار پال رابینسن به خواب رفته
از میان پنجره های نیمه باز ، سالن پذیرایی معلوم است
آنجا کسی نیست
تنها سایه خانم رابینسن را در آشپزخانه تشخیص می‌دهم
که مشغول آماده کردن ناهار است
...
به ردیف شمشادها خیره می شوم
به سکون و سکوت خانه رابینسن ها
به توقف زمان در ایستگاه وست وود
به رنگ پوسیده ی دیوارها
پنجره های شکسته، چارچوب های فرسوده
نفوذ علف های هرز از شکاف ها
فتح درخت ها به دست عشقه ها
خیره می شوم به سقف
به قسمتی از سقف که فروریخته
به صندلی راحتی که در باد تکان می خورد
 
#سینا_سنجری
اکتبر 2018

🔻🔻🔻🔻🔻🔻
❤2