سایفایکو (SciFaiku)
78 subscribers
268 photos
6 videos
3 files
101 links
شعر کوتاه الهام یافته از هایکو با درون مایه ی علمی تخیلی ، فانتزی ، آخرالزمانی مابعد آخرالزمانی، اکتشافات فضایی ،هوش مصنوعی و وحشت
Download Telegram
@magic_of_anime
.

هنوز کار می کنم

با پیچ موهایت
با مهره های گردنت...

.

📝 : " آدم آهنی "

💮 ژانر : #سایفایکو

فرستنده :
👤 #رضا_میری ( @ni_san11 )
@magic_of_anime
.

در ایستگاهٍ متروکٍ بالاتر از جو
درد هنوز
شکل قدیم خود را حفظ کرده است.

.

💮 ژانر : #سایفایکو

👤 #حسین_شکربیگی
@magic_of_anime
.

افتادن برگها
بر روی دست و پایت

التماس پاییز
با سرعت پنج سانتیمتر در ثانیه

.

💮 ژانر : #هایکو
🌈 فن آرت : پنج سانتیمتر در ثانیه

👤 نگارنده : #رضا_میری
@magic_of_anime
.

سایه ی دستی بزرگ بر فراز آسمان

رنگ غروب در چشم های باریک
به تیرگی می رود

دهشتناک . وامانده . خاموش .

.

💮 ژانر : #سایفایکو

وایاماسوشی به روایت : #محمدرضا_موسوی
@magic_of_anime
.

برابر سطحی شفاف
به آغوش و بوسه می اندیشد

خاطراتی پراکنده از دنیای مجازی

.

💮 ژانر : سایفایکو
👤 : #سینا_سنجری
@magic_of_anime

در خیابانی از "آتالانتیس"
می یابمت

جایی که نهنگ ها راه گم کرده اند..
__
💮 سایفایکو
👤 #رضا_میری
پ ن :📚آتالانتیس: شهری اسطوره ای گمشده زیر دریاها

توضیح بیشتر در پست بعد
ا👇👇
@magic_of_anime
روح آبیِ غم
نشسته در
ایستگاه فضایی متروک

💮 سایفایکو
👤 #محمدرضا_موسوی
سایفایکو (SciFaiku):
سایفایکوی چاپ شده در شماره ماه می مجله سایفایکویست از سینا سنجری


ترجمه :

عبور می کنیم
از میان جهان های ریزاتمی
به تماشای زیبایی فرازمینی

#سینا_سنجری
جناب عباس صفاری شاعر توانای ایرانی مقیم کالیفرنیا پنج سایفایکو از کتاب اکالیپتوس تنها را در وبلاگ خویش همرسانی کرده اند.
"من آهنگ هایم را می نویسم اما آنها آهنگ های من نیستند "

کیتارو
بزرگترین آهنگساز نیوایج
@scifaiku


محو شدیم
در نقش ها ، گشودگی ها، دوایر بی پایان
محو شدیم در مندلبرو

#سینا_سنجری
#سایفایکو
@scifaiku

اعماق را می کاود موجودی غریب
در اقیانوس هیدروکربنی
در سیاره ای به فاصله هزار سال نوری

#سینا_سنجری
#سایفایکو
برشی از مقاله مختصری در باب سایفایکو منتشر شده در کتاب اکالیپتوس تنها به قلم سینا سنجری:

شعر علمی – تخیلی چنانکه گفته شد در زیر گروه ادبیات علمی تخیلی رده بندی می‌شود و البته از نظر گستردگی به هیچ وحه با ادبیات داستانی این رسته قابل مقایسه نیست. اصولاً چه بسیار اندیشه‌های علمی که تا کنون از طریق ادبیات داستانی علمی تخیلی بیان شده‌اند. این حجم به حدی ست که به راحتی می‌توان ردپای بعضی نظریه‌های پیشروی علمی و فضایی را در داستان‌های کسانی همچون آرتور سی کلارک، آیزاک آسیموف و هاین جستجو کرد و یافت. این گونه ادبیات همچنین سهمی قابل توجه در تغذیه سینمای علمی تخیلی دارد و مخصوصاً عمده‌ی آثار مهم این سینما همچون اودیسه ۲۰۰۱ (ساخته استانلی کوبریک) و سولاریس (ساخته آندری تارکوفسکی) اصولاً بر اساس رمان‌های علمی تخیلی ساخته شده‌اند.

با این مقدمات به سایفایکو می‌پردازیم، سایفایکو گونه ای شعر کوتاه است که شیوه بیانی مشابه هایکو دارد اما موضوع همان موضوعات سایر رسته‌های ادبیات علمی تخیلی ست. به اعتقاد تام برینک که از پیش آهنگان سایفایکو به شمار می‌رود، مینیمالیسم، بی واسطگی (آفرینش لحظه و ثبت آن) و بهره وری از بینش و احساسی انسانی از ویژگی‌های سایفایکوست. او در سال ۱۹۹۵ مانیفست سایفایکو را منتشر ساخت و در واقع عنوان سایفایکو بر آمده از این مانیفست است. در این مانیفست که علاقمندان می‌توانند آن را در پایگاه اینترنتی سایفایکو بیابند. عناصر اصلی سایفایکو برشمرده شده است و برای هر کدام از عناصر تعریف و مثال جهت تقریب ذهن آمده است.

البته باید اضافه کرد پیش از صدور مانیفست مزبور، کارهایی تحت عنوان هایکوی علمی تخیلی منتشر شده است. برای نمونه در سال ۱۹۶۲ شش هایکو سروده‌ی کارن اندرسون در مجله ادبیات فانتزی و علمی تخیلی منتشر شد که از عناصر زین پیش گفته شده بهره مندند و لاجرم از سایفایکو های اولیه محسوب می‌شوند:

آن خیارهای ترد

هنوز در سیرتیس کاشته نشده‌اند

چگونه می‌خواهمشان؟

(سیرتیس کلمه ای یونانی ست و منظور نقطه ای در مریخ است)

از: کارن اندرسون (هایکوی علمی تخیلی شماره ۴ انتشار در ۱۹۶۲)

پس از آن و تلاش‌هایی پراکنده اندک اندک و از سال ۱۹۷۹ هایکوی علمی تخیلی در نشریات مربوطه جایی برای خود باز کرد. در یکی از داستان‌های مایکل بیشاب که در سال ۱۹۹۴ منتشر شده است، ده هایکوی علمی تخیلی نوشته شده توسط بیشاب و جفری لندیس که اتفاقاً همچون هایکو حاوی نشانه‌های فصلی نیز هستند آمده است.

برینک معتقد است با وجود اخذ شیوه‌ی بیانی مشابه هایکو، امکان گریز از ساختار هجایی هایکو در سایفایکو وجود دارد. این فراروی از ساختار هجایی هایکو امروز امری تثبیت شده است. بدیهی ست مینیمالیسم سایفایکو برگرفته از مینیمالیسم هایکو ست که البته با ساختارهای مدرن مینیمال نیز هماهنگی دارد. او در خصوص بی واسطگی یا به زبانی دیگر لحظه نگاری می‌افزاید همچون هایکو شکار لحظه هدف سایفایکو ست. با این تفاوت که در سایفایکو بجای بیان انتزاعی از شیوه بیانی کانکریت بیشتر استفاده می‌شود. همچنین کمتر از استعاره و تمثیل در سایفایکو نشانی می‌بینیم.

سیلان کوانتوم

به جهانی دیگر می‌کشد مرا

آنجا که دیگر بار همدیگر را خواهیم یافت

از: جان پالمر

بینش انسانی موجود در سایفایکو نیز از این واقعیت منشعب می‌شود که هدف از کشف جهان‌ها و گفتگوهای آینده نگرانه، شناخت بیش از پیش انسان است. این احساس نقطه‌ی متعادل کننده‌ی قوای بیرونی و درونی ست.

بر پنجره‌ی خالی آسمانخراش متروک

ناگهان

یک پروانه

از: تام برینک

در این سایفایکو که اصل آن به زبان انگلیسی ست فضای مابعد آخرالزمانی به زیبایی تصویر شده است و امکان حیاتی دیگر با حضور ناگهان پروانه ای به نمایش در آمده است. هر سه ویژگی مورد اشاره‌ی برینک در این شعر تجلی یافته است. این سایفایکو ترکیب هایکو و شعر علمی – تخیلی را به روشنی نشان می‌دهد. یکی از موضوعات و دلمشغولی های ادبیات و هنر علمی – تخیلی پرداخت موضوعات مابعد آخرالزمانی ست و در این زمینه فیلم‌های بسیاری ساخته شده است که عمدتاً به جهان و زندگی احتمالی پس از یک درگیری بزرگ اتمی یا یک بیماری کشنده همه گیر می‌پردازند.

رگبار بهاری

بهترین دوست من

زنگ می زند!

از: گرگ پس

در شعر بالا حضور قصل به عنوان یکی از خصوصیات بیانی هایکو و نیز ترکیب آن با زنگ زدن (اکسیده شدن) روبات – که در روزگاری دوست و همراه انسان خواهد بود- به خلق سایفایکو منجر شده است.

ممنوع است سفر زمان

اما کودکان

سفر می‌کنند بهرحال

از: اوا اریکسون

 

این سایفایکوی زیبا و چند وجهی در لغاتی محدود و مختصر به یکی از مسائل بنیادین بشر یعنی زمان و نحوه‌ی رویارویی با آن می‌پردازد.

به سفر زمان و ممنوعیت آن – در آینده ای دور که امکان یافته است- و نیز تخیل کودکان و سفر آنان از کودکی به بزرگسالی که امکان درک دیگری از سفر زمان را نشان می‌دهد باید
توجه کرد تا این واقعیت همیشگی که هیچکس حتی کسی که سفر در زمان را ممنوع ساخته توان مواجهه با گذر زمان و توانایی ذهن انسانی را ندارد و زمان بهرحال می‌گذرد بر دیگران و نیز بر او.

بر لبه‌ی سیاهچاله

تردید

چون موجی مرا به درون می‌کشد

از: تاد هاف

یکی دیگر از بن مایه‌های ادبیات علمی – تخیلی یعنی سفرهای کیهانی و مواجهه با سیاهچاله و پی آمد آن افق رویداد دستمایه‌ی ای سایفایکو قرار گرفته و می‌تواند براحتی مشابه صحنه ای از فیلمی علمی – تخیلی باشد. سیاهچاله قابل رویت نیست زیرا حتی نور در آن گرفتار می‌شود و توان خروج از جاذبه‌ی سهمگین آن را ندارد. اما آنچه که شاعر را می‌رباید و به درون می‌کشد نه جاذبه سهمگین که تردید است یعنی عنصری انسانی. اما تردید نسبت به واقعیتی نادیدنی. همان تردیدی که انسان ممکن است نسبت به هر حقیقت نادیدنی دیگری داشته باشد، شکی که انسان را می‌رباید و به ورطه ای هولناک می‌کشاند، ورطه ای نادیدنی و لاجرم ناشناخته.