📕#دوزخ_اما_سرد(نایاب)
✍#ایرا_چرنوس
بسیاری از مفسران پسامدرنیسم چنین فرضی می کنند که تفاوتی قاطع میان دوران مدرن و دوران پسامدرن وجود دارد .دوران مدرن دوره ای است که در اواخر قرن هفدهم اغاز می شود و در زمانی در دهه 1960 به پایان می رسد .عصر پسامدرن چند دهه ی اخیر است .بسیاری معتقدند که یکی از مهم ترین تفاوت ها میان این دو عصر به مساله ی یکپارچگی ، کلیت و تمامیت مربوط می شود .مردم در عصر مدرن خواهان نوعی از کلیت بودند...
♦️@seemorghbook
✍#ایرا_چرنوس
بسیاری از مفسران پسامدرنیسم چنین فرضی می کنند که تفاوتی قاطع میان دوران مدرن و دوران پسامدرن وجود دارد .دوران مدرن دوره ای است که در اواخر قرن هفدهم اغاز می شود و در زمانی در دهه 1960 به پایان می رسد .عصر پسامدرن چند دهه ی اخیر است .بسیاری معتقدند که یکی از مهم ترین تفاوت ها میان این دو عصر به مساله ی یکپارچگی ، کلیت و تمامیت مربوط می شود .مردم در عصر مدرن خواهان نوعی از کلیت بودند...
♦️@seemorghbook
👍7👎1
سواد از طریق خواندن بدست نمی آید
بلکه بر اثر اندیشیدن به آنچه
مطالعه کرده ایم حاصل میشود.
#کارل_هیلتی
♦️@seemorghbook
بلکه بر اثر اندیشیدن به آنچه
مطالعه کرده ایم حاصل میشود.
#کارل_هیلتی
♦️@seemorghbook
👍26❤2
بعضی وقتها روزگار یک طوری میسوزونتت
که هزار نفر نمیتونن خاموشت کنن !
بعضی وقتها هم یکی طوری خاموشت میکنه
که هزار نفر نمیتونن روشنت کنن ...!
#خسرو_شکیبایی
@seemorghbook
که هزار نفر نمیتونن خاموشت کنن !
بعضی وقتها هم یکی طوری خاموشت میکنه
که هزار نفر نمیتونن روشنت کنن ...!
#خسرو_شکیبایی
@seemorghbook
👍29😢5
تلاش برای تربیت بچه ها بی فایده است
انها در نهایت شبیه ما خواهند شد
خودمان را تربیت کنیم
انها هم تربیت خواهند شد.
♦️@seemorghbook
انها در نهایت شبیه ما خواهند شد
خودمان را تربیت کنیم
انها هم تربیت خواهند شد.
♦️@seemorghbook
👍24❤7👏5
یک درخت میلیون ها چوب کبریت را می سازد
اما وقتی زمانش برسد فقط یک چوب کبریت برای سوزاندن میلیونها درخت کافی است
زمانه و شرایط در هر موقعی می تواند تغییر کند
در زندگی هیچ کس را تحقیر نکنید
شاید امروز قدرتمند باشید اما یادتان باشد
زمان از شما قدرتمندتر است
از یک درخت هزاران چوب کبریت تولید میشود
اما وقتی زمانش برسد یک چوب کبریت برای سوزاندن هزاران درخت کافیست
♦️@seemorghbook
اما وقتی زمانش برسد فقط یک چوب کبریت برای سوزاندن میلیونها درخت کافی است
زمانه و شرایط در هر موقعی می تواند تغییر کند
در زندگی هیچ کس را تحقیر نکنید
شاید امروز قدرتمند باشید اما یادتان باشد
زمان از شما قدرتمندتر است
از یک درخت هزاران چوب کبریت تولید میشود
اما وقتی زمانش برسد یک چوب کبریت برای سوزاندن هزاران درخت کافیست
♦️@seemorghbook
👍20❤4👏3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگی حکایت قدیمی کوهستان است؛
هر چه را صدا کنیم همان را می شنویم.
پس به نیکی صدا کنیم، تا نیک بشنویم.
♦️@seemorghbook
هر چه را صدا کنیم همان را می شنویم.
پس به نیکی صدا کنیم، تا نیک بشنویم.
♦️@seemorghbook
👍18❤5
ما كه هنوز ﻧﻔﻬﻤﯿﺪيم!
ﺗﻮ ﮐﺸﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺳﺮﺍﻧﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ
ﯾﮏ ﺩقیقهام نیست
ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺭﻭشنفکر ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﻣﯿﺎﻥ؟!
♦️@seemorghbook
ﺗﻮ ﮐﺸﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺳﺮﺍﻧﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ
ﯾﮏ ﺩقیقهام نیست
ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺭﻭشنفکر ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﻣﯿﺎﻥ؟!
♦️@seemorghbook
👍43😁3👎1👏1
☕️ قطعهای از کتاب
طبع انسان به گونهای است که اگر صدبار پارهای از معتقداتاش را با دلیل و منطق رد کنند باز هم در صورت نیاز بدانها باز میگردد و آنها را واقعی میانگارد.
📕#غروب_بتان
✍#فردریش_نیچه
♦️@seemorghbook
طبع انسان به گونهای است که اگر صدبار پارهای از معتقداتاش را با دلیل و منطق رد کنند باز هم در صورت نیاز بدانها باز میگردد و آنها را واقعی میانگارد.
📕#غروب_بتان
✍#فردریش_نیچه
♦️@seemorghbook
👍21😢1
تنها تفاوت بین قدیس و گناه کار این است که، هر قدیسی گذشتهای دارد،
و هر گناهکاری آیندهای...
#اسکار_وایلد
♦️@seemorghbook
و هر گناهکاری آیندهای...
#اسکار_وایلد
♦️@seemorghbook
👍26
📕#زردچوبه_به_رنگ_مرگ
✍#علی_مظفرعالی
وقتی این کتاب را بدست میگیرید، برایتان نوشتههای ساعد، چوبک و حتی آل احمد زنده میشود، نه بهخاطر شباهت سبک و سیاق داستانها، نه. داستانهای کتاب زردچوبه به رنگ مرگ بوی رطب و خاک و ماهی دارند، هوای دم کرده و گرم جنوب ایران در آنها جاریست. نویسنده فرهنگ مردمان سختی دیده جنوب ایران را بسیار خوب توصیف کرده است. همینطور لحظات شوم و غم انگیز روزهای جنگ را که شاید کمتر از نگاه مردمان روستاها شنیدهایم به خوبی تصویر شدهاند که البته خواندانشان میتواند برای لحظاتی آرامش ساکن خواننده دور از آن دیار را آشفته کند. اما بخوانید که چشیدن این غم و رنج در این روزگار رکود جان وفکر بی فایده نیست.
این کتاب در تاریخ ۲۸ آبان ۱۳۹۴ (۱۹ نوامبر ۲۰۱۵) منتشر شده است.
♦️@seemorghbook
✍#علی_مظفرعالی
وقتی این کتاب را بدست میگیرید، برایتان نوشتههای ساعد، چوبک و حتی آل احمد زنده میشود، نه بهخاطر شباهت سبک و سیاق داستانها، نه. داستانهای کتاب زردچوبه به رنگ مرگ بوی رطب و خاک و ماهی دارند، هوای دم کرده و گرم جنوب ایران در آنها جاریست. نویسنده فرهنگ مردمان سختی دیده جنوب ایران را بسیار خوب توصیف کرده است. همینطور لحظات شوم و غم انگیز روزهای جنگ را که شاید کمتر از نگاه مردمان روستاها شنیدهایم به خوبی تصویر شدهاند که البته خواندانشان میتواند برای لحظاتی آرامش ساکن خواننده دور از آن دیار را آشفته کند. اما بخوانید که چشیدن این غم و رنج در این روزگار رکود جان وفکر بی فایده نیست.
این کتاب در تاریخ ۲۸ آبان ۱۳۹۴ (۱۹ نوامبر ۲۰۱۵) منتشر شده است.
♦️@seemorghbook
👍14👎1
مهربان باش و به هرکس میرسی لبخند بزن. تونمیدانی به آدمها چه میگذرد. شاید لبخندت برایشان مانند گنجی ارزشمند باشد وآنهابسیار به آن لبخند محتاج باشند
#چارلی_چاپلین
♦️@seemorghbook
#چارلی_چاپلین
♦️@seemorghbook
👍29
اگر آرامش میخواهی ،
مراقب مردم نباش ...
اگر ادب میخواهی ،
در کار کسی دخالت نکن ؛
اگر پند زندگی می خواهی ،
در برابر آدمهای احمق سکوت کن ...
♦️@seemorghbook
مراقب مردم نباش ...
اگر ادب میخواهی ،
در کار کسی دخالت نکن ؛
اگر پند زندگی می خواهی ،
در برابر آدمهای احمق سکوت کن ...
♦️@seemorghbook
👍24
حسادت یا حماقت
روزی پادشاهی ولخرج هنگام عبور از سرزمینی با دو دوست جوان ملاقات كرد.
این دو دوست بینوا كه تا آن زمان با گدایی امرار معاش میكردند، همچون دو روی یك سكه جدانشدنی به نظر میرسیدند.
پادشاه كه آن روز سرحال بود، خواست به آنها عنایتی كند. پس به هر كدام پیشنهاد كرد آرزویی كنند.
ابتدا خطاب به دوست كوچكتر گفت: به من بگو چه میخواهی قول میدهم خواستهات را برآورده كنم.
اما باید بدانی من در قبال هر لطفی كه به تو بكنم، دو برابر آن را به دوستت خواهم كرد!
دوست كوچكتر پس از كمی فكر با لبخندی به او پاسخ داد: «یك چشم مرا از حدقه بیرون بیاور..!»
حسادت اولین درس شیطان به انسان احمق است!
♦️@seemorghbook
روزی پادشاهی ولخرج هنگام عبور از سرزمینی با دو دوست جوان ملاقات كرد.
این دو دوست بینوا كه تا آن زمان با گدایی امرار معاش میكردند، همچون دو روی یك سكه جدانشدنی به نظر میرسیدند.
پادشاه كه آن روز سرحال بود، خواست به آنها عنایتی كند. پس به هر كدام پیشنهاد كرد آرزویی كنند.
ابتدا خطاب به دوست كوچكتر گفت: به من بگو چه میخواهی قول میدهم خواستهات را برآورده كنم.
اما باید بدانی من در قبال هر لطفی كه به تو بكنم، دو برابر آن را به دوستت خواهم كرد!
دوست كوچكتر پس از كمی فكر با لبخندی به او پاسخ داد: «یك چشم مرا از حدقه بیرون بیاور..!»
حسادت اولین درس شیطان به انسان احمق است!
♦️@seemorghbook
👍31😁2
نویسندهای مشهور، در اطاقش نشسته بود تک و تنها. دلش مالامال از اندوه قلم در دست گرفت و چنین نوشت:
"سال گذشته، تحت عمل قرار گرفتم و کیسۀ صفرایم را در آوردند.
مدّتی دراز در اثر این عمل اسیر بستر بودم و فاقد حرکت.
در همین سال به سنّ شصت رسیدم و شغل مورد علاقهم از دستم رفت.
سی سال از عمرم را در این مؤسّسۀ انتشاراتی سپری کرده بودم.
در همین سال درگذشت پدرم غم به جانم ریخت و دلم را از اندوه انباشت. در همین سال بود که پسرم تصادف کرد و در نتیجه از امتحان پزشکیاش محروم شد.
مجبور شد چندین روز گچ گرفته در بیمارستان ملازم بستر شود. از دست رفتن اتومبیل هم ضرر دیگری بود که وارد شد." و در پایان نوشت، "خدایا، چه سال بدی بود پارسال!"
در این هنگام همسر نویسنده، بدون آن که او متوجّه شود، وارد اطاق شد و همسرش را غرق افکار و چهرهاش را اندوهزده یافت. از پشت سر به او نزدیک شد و آنچه را که بر صفحه کاغذ نقش بسته بود خواند.
بی آن که واکنشی نشان دهد که همسرش از وجود او آگاه شود، اطاق را ترک کرد. اندکی گذشت که دیگربار وارد شد و کاغذی را روی میز همسرش در کنار کاغذ او نهاد.
نویسنده نگاهی به آن کاغذ انداخت و نام خودش را روی آن دید؛ روی کاغذ نوشته شده بود:
"سال گذشته از شرّ کیسۀ صفرا، که سالها مرا قرین درد و رنج ساخته بود، رهایی یافتم.
سال گذشته در سلامت کامل به سن شصت رسیدم و از شغلم بازنشسته شدم.
حالا میتوانم اوقاتم را بهتر از قبل با تمرکز بیشتر و آرامش افزونتر صرف نوشتن کنم. در همین سال بود که پدرم، در نود و پنج سالگی، بدون آن که زمینگیر شود یا متّکی به کسی گردد، بی آن که در شرایط نامطلوبی قرار گیرد، به دیدار خالقش شتافت.
در همین سال بود که خداوند به پسرم زندگی دوباره بخشید.
اتومبیلم از بین رفت امّا پسرم بی آن که معلول شود زنده ماند.
" و در پایان نوشته بود، "سال گذشته از مواهب گستردۀ خداوند برخوردار بودیم و چقدر به خوبی و خوشی به پایان رسید!"
نویسنده از خواندن این تعبیر و تفسیر زیبا و دلگرم کننده از رویدادهای زندگی در سال گذشته بسیار شادمان و خرسند و در عین حال متحیّر شد.
🔹در زندگی روزمرّه باید بدانیم که شادمانی نیست که ما را شاکر و سپاسگزار میکند بلکه امتنان و شاکر بودن است که ما را مسرور میسازد.
♦️@seemorghbook
"سال گذشته، تحت عمل قرار گرفتم و کیسۀ صفرایم را در آوردند.
مدّتی دراز در اثر این عمل اسیر بستر بودم و فاقد حرکت.
در همین سال به سنّ شصت رسیدم و شغل مورد علاقهم از دستم رفت.
سی سال از عمرم را در این مؤسّسۀ انتشاراتی سپری کرده بودم.
در همین سال درگذشت پدرم غم به جانم ریخت و دلم را از اندوه انباشت. در همین سال بود که پسرم تصادف کرد و در نتیجه از امتحان پزشکیاش محروم شد.
مجبور شد چندین روز گچ گرفته در بیمارستان ملازم بستر شود. از دست رفتن اتومبیل هم ضرر دیگری بود که وارد شد." و در پایان نوشت، "خدایا، چه سال بدی بود پارسال!"
در این هنگام همسر نویسنده، بدون آن که او متوجّه شود، وارد اطاق شد و همسرش را غرق افکار و چهرهاش را اندوهزده یافت. از پشت سر به او نزدیک شد و آنچه را که بر صفحه کاغذ نقش بسته بود خواند.
بی آن که واکنشی نشان دهد که همسرش از وجود او آگاه شود، اطاق را ترک کرد. اندکی گذشت که دیگربار وارد شد و کاغذی را روی میز همسرش در کنار کاغذ او نهاد.
نویسنده نگاهی به آن کاغذ انداخت و نام خودش را روی آن دید؛ روی کاغذ نوشته شده بود:
"سال گذشته از شرّ کیسۀ صفرا، که سالها مرا قرین درد و رنج ساخته بود، رهایی یافتم.
سال گذشته در سلامت کامل به سن شصت رسیدم و از شغلم بازنشسته شدم.
حالا میتوانم اوقاتم را بهتر از قبل با تمرکز بیشتر و آرامش افزونتر صرف نوشتن کنم. در همین سال بود که پدرم، در نود و پنج سالگی، بدون آن که زمینگیر شود یا متّکی به کسی گردد، بی آن که در شرایط نامطلوبی قرار گیرد، به دیدار خالقش شتافت.
در همین سال بود که خداوند به پسرم زندگی دوباره بخشید.
اتومبیلم از بین رفت امّا پسرم بی آن که معلول شود زنده ماند.
" و در پایان نوشته بود، "سال گذشته از مواهب گستردۀ خداوند برخوردار بودیم و چقدر به خوبی و خوشی به پایان رسید!"
نویسنده از خواندن این تعبیر و تفسیر زیبا و دلگرم کننده از رویدادهای زندگی در سال گذشته بسیار شادمان و خرسند و در عین حال متحیّر شد.
🔹در زندگی روزمرّه باید بدانیم که شادمانی نیست که ما را شاکر و سپاسگزار میکند بلکه امتنان و شاکر بودن است که ما را مسرور میسازد.
♦️@seemorghbook
👍42❤5👏5😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بهترین روز زندگی ات خواهد بود
روزی که خودت باشی
خودت را دوست داشته باشی
و به خاطر خودت زندگی کنی
بهترین روز زندگی ات خواهد بود
روزی که تمام جزئیات زیبای اطرافت را دقیقا ببینی و عمیقا دوست داشته باشی
♦️@seemorghbook
روزی که خودت باشی
خودت را دوست داشته باشی
و به خاطر خودت زندگی کنی
بهترین روز زندگی ات خواهد بود
روزی که تمام جزئیات زیبای اطرافت را دقیقا ببینی و عمیقا دوست داشته باشی
♦️@seemorghbook
👍14❤2🔥2👏2
اختراع سه نوع آسیاب آبی، نمایانگر دانش و بینش ژرف ایرانیان باستان در تمام علوم از جمله آبشناسی است
آسیاب تنوره
آسیاب چرخی
آسیاب شناور
از ابداعات ایرانیان باستان است
♦️@seemorghbook
آسیاب تنوره
آسیاب چرخی
آسیاب شناور
از ابداعات ایرانیان باستان است
♦️@seemorghbook
👍20❤3