کتابخانه سیمرغ
72.8K subscribers
15.4K photos
1.18K videos
7.37K files
470 links
Download Telegram
از ماست که بر ماست

درخت جوانی نزد درخت پیری رفت و گفت:
خبر داری که چیزی آمده که ما را میبرد
و از پایمان می اندازد؟
درخت پیر گفت برو ببین از ما
هم چیزی همراه او هست؟
درخت جوان رفت و دید سری از آهن و
دسته ای از چوب دارد. پس نزد درخت پیر
برگشت و گفت سرش آهن و تنه اش چوب است.

درخت پیر آهی کشید و گفت:
از ماست که بر ماست ..

♦️@seemorghbook
👍20
مراحل تبدیل یک آرزو به واقعیت:

یک آرزو که براش تاریخ تعیین بشه، میشه هدف
یک هدف که به مراحل کوچکتر تبدیل بشه، میشه برنامه
یک برنامه که با عمل همراه بشه، میشه واقعیت

♦️@seemorghbook
👍224
مردم عادت کرده‌اند انتقاد کنند. خوبی‌ها را نمی‌توانند ببینند. ماجرای مردی را شنیدم که از همسرش خواست برایش دو تخم مرغ بپزد، اما یکی را نیمرو و دیگری را آب پز کند. زن نیز همین کار را کرد. مرد وقتی تخم مرغ‌ها را دید، سرش را تکان داد. زن پرسید: "دیگر چه اشتباهی کرده‌ام؟ این دقیقا همان چیزی است که خودت خواستی." مرد گفت: "می‌دانستم این اتفاق می‌افتد. تو تخم مرغ اشتباهی را نیمرو کردی."
برخی از مردم آنقدر انتقادی فکر می‌کنند که هر کاری هم برایشان بکنید،
راضی نمی‌شوند...

#جوئل_اوستین

♦️@seemorghbook
👍25
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در تولد يک سالگي پسرش نوشت :

پسرم : يک بهار ، يک تابستان ، يک پاييز
و يک زمستان را ديدی
زين پس همه چيز تکراريست
جز محبت و مهربانی

#نیما_یوشیج

♦️@seemorghbook
👍26
☕️قطعه‌ای از کتاب

اگر بستنِ ذهنِ مردم به همان آسانیِ بستن زبانشان می‌بود، آن گاه هر حاکمی به امنيت، حکمرانی می‌کرد و حکومتِ سرکوبگری هم وجود نمی‌داشت. چون آن گاه جمله‌یِ آدمیان مطابقِ اذهان کسانی که حکمرانی می‌کنند به سر می‌کردند و تنها به صلاحدیدِ آنان درست را از نادرست، یا خوب را از بد، تمییز می‌دادند، اما چنان چه در ابتدایِ فصل هفدم یادآور شديم، غير ممکن است که ضمیر کسی مطلقاً به فرمان کسی دیگر درآید. زیرا هیچکس نمی‌تواند حق با توانایی طبیعی خویش برای آزادانه اندیشیدن و قضاوت درباره‌یِ نیک و بد را به دیگری واگذارد و نمی‌توان کسی را به این کار واداشت. از این رو است که دولتی که بخواهد ضماير مردم را تحتِ تحكمِ خویش درآورد ستمگر دانسته می‌شود، و هر قدرت حاکمه‌ای آن گاه که بخواهد به رعایای خویش املاء کند که باید چه چیزی را به عنوانِ حقیقت بپذیرند و چه چیزی را به عنوان ناصواب طَرد کنند و چه عقایدی باید پرستشِ خدا را در دل هایشان برانگیزانند، زیانبار و غاصبِ حقوقِ ایشان دیده می‌شود. زیرا این ها چیزهایی هستند که درونِ حق هر شخصی واقع‌اند که او نمی‌تواند از خود سَلب کند حتی اگر بخواهد چنین کند.

📕#رساله_الهی_سیاسی

#باروخ_اسپینوزا

♦️@seemorghbook
👍11
من از روئیدن خار سر دیوار دانستم
که ناکس کس نمیگردد از این بالا نشینیها

من از افتادن سوسن به روی خاک دانستم
که کس ناکس نمیگردد ازاین افتان وخیزان ها

#صائب_تبریزی

♦️@seemorghbook
👍34👎3
حیات ذهن

هانا آرنت

♦️@seemorghbook
👍9
📕#حیات_ذهن

#هانا_آرنت

هانا آرنت(۱۹۷۵-۱۹۰۶)، نظریه‌پرداز سیاسی آلمانی‌تبار امریکایی است.

آرنت طرح «حیات ذهن» را در قالب سه جلد ریخت: «تفکر»، «اراده» و «داوری» ــ سه جلوه مهم حیات ذهن که، به تعبیر الیزابت یانگ ـ بروئل، «جمهوری ذهن» را تشکیل می‌دهند. متأسفانه، مرگ آرنت در ۱۹۷۵، مجال اتمام این طرح را از او گرفت.

آرنت در این هنگام دو جلد نخست را به پایان رسانده بود (که پس از مرگش در ۱۹۷۸ منتشر شدند)، ولی از جلد سوم چیزی جز یادداشت‌هایی در کار نبود. گفته‌اند که «درست پس از مرگ آرنت»، نخستین صفحه جلد سوم «در ماشین تحریر او یافت شد، که فقط حاوی عنوان نوشته و دو سرلوحه از سیسرون و گوته بود».

با این حال، در جلدهای اول و دوم کتاب اشاره‌هایی به داوری هست که با عنایت به آن‌ها می‌توان تا حدودی از چند و چون این مفهوم نزد او باخبر شد. در عین حال، چنان‌که اشاره کرده‌اند، کتاب دیگری از آرنت به نام «درسگفتارهایی درباره فلسفه سیاسی کانت» به اعتباری و تا حدودی در حکم جلد سوم «حیات ذهن» است.

«حیات ذهن» و «وضع بشر» دو اثر فلسفی‌تر آرنت محسوب می‌شوند که هر کدام عمدتا با وجهی از مسئله نظر و عمل سر و کار دارند. اگر در وضع بشر دغدغه آرنت کاوش در زندگی وقفِ عمل (vita activa) است، در حیات ذهن به حیطه نظر و قوای ذهن می‌پردازد و در این میان کار را با کاوش در قوه تفکر آغاز می‌کند و سپس به سراغ اراده می‌رود.

♦️@seemorghbook
👍133
با چیزای کمی که داری خوشحال باش،
کسایی هستن که هیچی ندارن ولی با این حال بازم میتونن بخندن.

♦️@seemorghbook
👍17
از هركس بپرسى از چى متنفرى؟
سريع ميگه دروغ!

همگى از دروغ متنفريم
منتها از دروغ طرف مقابل...!

از خودمان شروع کنیم...

♦️@seemorghbook
23👍5
هیچ مترسکی را شبیه گرگ نساختن!
شبیه پلنگ یا خرس هم نساختن؛



به گمانم ترسناک تر از آدمیزاد نیافتن!


♦️@seemorghbook
👏21👍53
هر کس دو بار می‌میرد ...
یکبار آنگاه که
عشق از دلش می‌رود


و بار دیگر آنگاه که
زندگی را بدرود می‌گوید


اما مرگ زندگی
در برابر مرگ عشق
ناچیز است

#فرانسوا_ولتر

♦️@seemorghbook
👍192
🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸

شدم فارق ز تحصیلات پیِ کارم ،
پیِ نانم ولی کاری نمی جویم
دگر آمد به لب جانم
گذشت عمری به دانشگاه عجب پولی ز جیبم رفت
چه زجری من کشیدم تا گرفتم مدرکی در دست  
دگر پولی ندارم تا زنم بر کارِ آزادی پدر،
حیف از همه پولی که جایِ مدرکم دادی  
نه دزدی می توانم کرد
نه مالِ کس توانم خورد
که هرکس را توان باشد به آسانی تواند برد  
من اما ساده می بازم دگر جایی برایم نیست
از این ویرانه خواهم رفت کسی در انتظارم نیست  

نه عضوی از بسیجم من ...نه ریشی چون شما دارم ولی در سینه ام قلبیست که در آن یک خدا دارم

خداوندی که بی منت به ما نفتش غنیمت داد ولی آن دیگری بردش خدا را هم فریبش داد  
در این بازارِ بی رونق خدایی می کند اکنون
که هرکس سجده می دارد شود سهمش ز نفت
افزون
عدالت واژه ای تلخ است چه باید کرد
و باید گفت ز سویی هم نمی باید که ساکت ماند
و لب را خفت   چه زنها دیده ام از فقر
که تن بر ناکسان دادند برای لقمه ی نانی
به پایِ هرکس افتادند
 
فقط سهمم از این دنیا دو خط  از درد مردم شد پیِ عدلِ خدا هستم که در دنیای ما گم شد.


♦️@seemorghbook
19👍14😢8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک گوشه اتاقت چندتا گلدون رنگی بچین. هر روز لمسشون کن بهشون آب بده. پنجره رو باز کن نور خورشید خودشو پهن کنه تو خونه. یک موسیقی بی کلام بذار. به اهدافت فک کن. خدارو شاکر باش همیشه. سرتو بکن زیر آب سرد. کتابی بردار و یکم مطالعه کن.
انرژی بگیر زندگی همین ثانیه هاس که داره میگذره. حالِ دلتو خوب نگه دار...

♦️@seemorghbook
👍164
هر خبری از سیاستمداران دروغ است

مگر آن که تکذیب شود.

#عزیز_نسین

♦️@seemorghbook
👍141
☕️قطعه‌ای از کتاب

اولین قدم برای یاد گرفتنِ شنا
نترسیدن از آب و رها شدن است.
مربی همیشه می‌گوید: بپر، خودت را رها کن، زیر آب چشمهایت را باز کن،
بعد خودت آرام آرام برمیگردی به سطح آب
شرطِ اول همان دست و پا نزدن است،
گاهی باید واقعا بیخیال شد و رفت گوشه‌ای نشست.
باید بیخیالِ دست و پا زدن شد
گاهی باید بگذاریم زندگی کارش را بکند.
شاید بعدش آرام آرام برگشتیم به سطح آب
به زندگی
بی خفگی ...

📕#اتوبوسی_به_نام_هوس

#تنسی_ویلیامز

♦️@seemorghbook
👍191
قومی زپی مذهب و دین می سوزند
قومی ز برای حور عین می سوزند

من شاهد و می دارم و باغی چو بهشت
و ایشان همه در حسرت این می سوزند!

#عبید_زاکانی

♦️@seemorghbook
👍293👎1😁1
دوزخ اما سرد

ایرا چرنوس
♦️@seemorghbook
👍1