مرد جوانی از سقراط رمز موفقیت را پرسید که چیست. سقراط به مرد جوان گفت که صبح روز بعد به نزدیکی رودخانه بیاید. هر دو حاضر شدند.
سقراط از مرد جوان خواست که همراه او وارد رودخانه شود. وقتی وارد رودخانه شدند و آب به زیر گردنشان رسید سقراط با زیر آب بردن سر مرد جوان، او را شگفت زده کرد. مرد تلاش میکرد تا خود را رها کند اما سقراط قویتر بود و او را تا زمانی که رنگ صورتش کبود شد محکم نگاه داشت.
سقراط سر مرد جوان را از آب خارج کرد و اولین کاری که مرد جوان انجام داد کشیدن یک نفس عمیق بود. سقراط از او پرسید: «در آن وضعیت تنها چیزی که میخواستی چه بود؟»
پسر جواب داد: «هوا»
سقراط گفت: «این راز موفقیت است! اگر همان طور که هوا را میخواستی در جستجوی موفقیت هم باشی به دستش خواهی آورد. رمز دیگری وجود ندارد.»
♦️@seemorghbook
سقراط از مرد جوان خواست که همراه او وارد رودخانه شود. وقتی وارد رودخانه شدند و آب به زیر گردنشان رسید سقراط با زیر آب بردن سر مرد جوان، او را شگفت زده کرد. مرد تلاش میکرد تا خود را رها کند اما سقراط قویتر بود و او را تا زمانی که رنگ صورتش کبود شد محکم نگاه داشت.
سقراط سر مرد جوان را از آب خارج کرد و اولین کاری که مرد جوان انجام داد کشیدن یک نفس عمیق بود. سقراط از او پرسید: «در آن وضعیت تنها چیزی که میخواستی چه بود؟»
پسر جواب داد: «هوا»
سقراط گفت: «این راز موفقیت است! اگر همان طور که هوا را میخواستی در جستجوی موفقیت هم باشی به دستش خواهی آورد. رمز دیگری وجود ندارد.»
♦️@seemorghbook
👍23😁5❤2👎1
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📖#حکایت
پادشاهی به درویشی گفت که «آن لحظه که تو را به درگاه حق تجلّی و قرب باشد، مرا یاد کن.»
گفت: «چون من در آن حضرت رسم و تاب آفتاب آن جمال بر من زند مرا از خود یاد نیاید، از تو چون یاد کنم؟»
اما چون حق تعالی بنده ای را گزید و مستغرق خود گردانید هر که دامن او بگیرد و از او حاجت طلبد بی آن که بزرگ نزد حق یاد کند و عرضه دهد حق آن را برآرَد.
#حضرت_مولانا
♦️@seemorghbook
📖#حکایت
پادشاهی به درویشی گفت که «آن لحظه که تو را به درگاه حق تجلّی و قرب باشد، مرا یاد کن.»
گفت: «چون من در آن حضرت رسم و تاب آفتاب آن جمال بر من زند مرا از خود یاد نیاید، از تو چون یاد کنم؟»
اما چون حق تعالی بنده ای را گزید و مستغرق خود گردانید هر که دامن او بگیرد و از او حاجت طلبد بی آن که بزرگ نزد حق یاد کند و عرضه دهد حق آن را برآرَد.
#حضرت_مولانا
♦️@seemorghbook
👍10
صبح است و سلامِ تازه تر میچسبد
یک صبح بخیرِ مختصر میچسبد
لبخندِ تو بر سفره ی شعر و غزلم
حتی دو دقیقه بیشتر میچسبد
♦️@seemorghbook
یک صبح بخیرِ مختصر میچسبد
لبخندِ تو بر سفره ی شعر و غزلم
حتی دو دقیقه بیشتر میچسبد
♦️@seemorghbook
👍5❤1
بزرگی میگوید
موفقیت نتیجه 3 عبارت است :
۱- تجربه دیروز
۲-استفاده امروز
۳-امید به فردا
ولی اغلب ما با این 3 عبارت زندگی میکنیم :
۱- حسرت دیروز
۲- اتلاف امروز
۳-ترس از فردا
♦️@seemorghbook
موفقیت نتیجه 3 عبارت است :
۱- تجربه دیروز
۲-استفاده امروز
۳-امید به فردا
ولی اغلب ما با این 3 عبارت زندگی میکنیم :
۱- حسرت دیروز
۲- اتلاف امروز
۳-ترس از فردا
♦️@seemorghbook
👍7
وقتی ارزش خودت رو میفهمی، همه چیز شروع میکنه به تغییر کردن.
♦️@seemorghbook
♦️@seemorghbook
👍13
☕ قطعهای از کتاب
شهری بود که در آن، همه چیز ممنوع بود!
و چون تنها چیزی که ممنوع نبود بازی الک دولک بود، اهالی شهر هر روز به صحراهای اطراف میرفتند و اوقات خود را با باری الک دولک میگذراندند ....
چون قوانین ممنوعیت نه یکباره بلکه به تدریج و همیشه با دلایل کافی وضع شده بودند، کسی دلیلی برای گلایه و شکایت نداشت و اهالی مشکلی هم برای سازگاری با این قوانین نداشتند!
سال ها گذشت ، یک روز بزرگان شهر دیدند که ضرورتی وجود ندارد که همه چیز ممنوع باشد و جارچیها را روانه کوچه و بازار کردند تا به مردم اطلاع بدهند که میتوانند هر کاری دلشان میخواهد بکنند!
جارچی ها برای رساندن این خبر به مردم، به مراکز تجمع اهالی شهر رفتند و با صدای بلند به مردم گفتند : آهای مردم! بدانید و آگاه باشید که از حالا به بعد هیچ کاری ممنوع نیست.
مردم که دور جارچی ها جمع شده بودند، پس از شنیدن اطلاعیه، پراکنده شدند و بازی الک دولک شان را از سر گرفتند! ، جارچی ها دوباره اعلام کردند : میفهمید! شما حالا آزاد هستید که هر کاری دلتان میخواهد، بکنید.
اهالی جواب دادند : خب! ما داریم الک دولک بازی میکنیم!؟
جارچی ها کارهای جالب و مفید متعددی را به یادشان آوردند که آنها قبلاً انجام میدادند و حالا دوباره میتوانستند به آن بپردازند ، ولی اهالی گوش نکردند و همچنان به بازی الک دولک شان ادامه داند ، بدون لحظهای درنگ!
جارچی ها که دیدند تلاش شان بینتیجه است، رفتند که به پادشاه اطلاع دهند!
پادشاه گفت : کاری ندارد! الک دولک را ممنوع میکنیم! آن وقت بود که مردم دست به شورش زدند و پادشاه شهر را کشتند و بیدرنگ برگشتند و بازی الک دولک را از سر گرفتند ...
📕#شاه_گوش_میکند
✍#ايتالو_کالوينو
♦️@seemorghbook
شهری بود که در آن، همه چیز ممنوع بود!
و چون تنها چیزی که ممنوع نبود بازی الک دولک بود، اهالی شهر هر روز به صحراهای اطراف میرفتند و اوقات خود را با باری الک دولک میگذراندند ....
چون قوانین ممنوعیت نه یکباره بلکه به تدریج و همیشه با دلایل کافی وضع شده بودند، کسی دلیلی برای گلایه و شکایت نداشت و اهالی مشکلی هم برای سازگاری با این قوانین نداشتند!
سال ها گذشت ، یک روز بزرگان شهر دیدند که ضرورتی وجود ندارد که همه چیز ممنوع باشد و جارچیها را روانه کوچه و بازار کردند تا به مردم اطلاع بدهند که میتوانند هر کاری دلشان میخواهد بکنند!
جارچی ها برای رساندن این خبر به مردم، به مراکز تجمع اهالی شهر رفتند و با صدای بلند به مردم گفتند : آهای مردم! بدانید و آگاه باشید که از حالا به بعد هیچ کاری ممنوع نیست.
مردم که دور جارچی ها جمع شده بودند، پس از شنیدن اطلاعیه، پراکنده شدند و بازی الک دولک شان را از سر گرفتند! ، جارچی ها دوباره اعلام کردند : میفهمید! شما حالا آزاد هستید که هر کاری دلتان میخواهد، بکنید.
اهالی جواب دادند : خب! ما داریم الک دولک بازی میکنیم!؟
جارچی ها کارهای جالب و مفید متعددی را به یادشان آوردند که آنها قبلاً انجام میدادند و حالا دوباره میتوانستند به آن بپردازند ، ولی اهالی گوش نکردند و همچنان به بازی الک دولک شان ادامه داند ، بدون لحظهای درنگ!
جارچی ها که دیدند تلاش شان بینتیجه است، رفتند که به پادشاه اطلاع دهند!
پادشاه گفت : کاری ندارد! الک دولک را ممنوع میکنیم! آن وقت بود که مردم دست به شورش زدند و پادشاه شهر را کشتند و بیدرنگ برگشتند و بازی الک دولک را از سر گرفتند ...
📕#شاه_گوش_میکند
✍#ايتالو_کالوينو
♦️@seemorghbook
👍22😁7
سفرنامه مازندران
رضاشاه پهلوی
♦️@seemorghbook
رضاشاه پهلوی
♦️@seemorghbook
👍8
📕#سفرنامه_مازندران
✍#رضاشاه_پهلوی
سخنان رضاشاه پهلوی به خامه فرج الله بهرامی
همه چیز را می شود اصلاح کرد. هر زمینی را می شود اصلاح نمود. هر کارخانه ای را می توان ایجاد کرد. هر مؤسسه ای را می توان بکار انداخت. اما چه باید کرد با این اخلاق و فسادی که در اعماق قلب مردم ریشه دوانیده، و نسلاً بعد نسل برای آنها طبیعت ثانوی شده است؟ سالیان دراز و سنوات متمادی است که روی نعش این مملکت تاخت و تاز کرده اند. تمام سلول های حیاتی آنرا غبار کرده، به هوا پراکنده اند و حالا، من گرفتار آن ذراتی هستم که اگر بتوانم، باید آنها را از هوا گرفته و به ترکیب مجدد آنها بذل توجه نمایم. اینهاست آن افکاری که تمام ایام تنهائی مرا به خود مشغول، و یک ساعت از ساعات خواب مرا هم اشغال کرده است..... هیچ چیز در این مملکت درست نیست. همه چیز باید درست شود. قرنها این مملکت را چه از حیث عادات و رسوم، و چه از لحاظ معنویات و مادیات خراب کرده اند. من مسئولیت یک اصلاح مهمی را، برروی یک تل خرابه و ویرانه برعهده گرفته ام. این کار شوخی نیست و سرمن در حین تنهائی، گاهی در اثر فشار فکر در حال ترکیدن است..
. ♦️@seemorghbook
✍#رضاشاه_پهلوی
سخنان رضاشاه پهلوی به خامه فرج الله بهرامی
همه چیز را می شود اصلاح کرد. هر زمینی را می شود اصلاح نمود. هر کارخانه ای را می توان ایجاد کرد. هر مؤسسه ای را می توان بکار انداخت. اما چه باید کرد با این اخلاق و فسادی که در اعماق قلب مردم ریشه دوانیده، و نسلاً بعد نسل برای آنها طبیعت ثانوی شده است؟ سالیان دراز و سنوات متمادی است که روی نعش این مملکت تاخت و تاز کرده اند. تمام سلول های حیاتی آنرا غبار کرده، به هوا پراکنده اند و حالا، من گرفتار آن ذراتی هستم که اگر بتوانم، باید آنها را از هوا گرفته و به ترکیب مجدد آنها بذل توجه نمایم. اینهاست آن افکاری که تمام ایام تنهائی مرا به خود مشغول، و یک ساعت از ساعات خواب مرا هم اشغال کرده است..... هیچ چیز در این مملکت درست نیست. همه چیز باید درست شود. قرنها این مملکت را چه از حیث عادات و رسوم، و چه از لحاظ معنویات و مادیات خراب کرده اند. من مسئولیت یک اصلاح مهمی را، برروی یک تل خرابه و ویرانه برعهده گرفته ام. این کار شوخی نیست و سرمن در حین تنهائی، گاهی در اثر فشار فکر در حال ترکیدن است..
. ♦️@seemorghbook
👍36❤7👎7😢6😁1
من به عنوان یک زن،
نمیگويم كه ميز آرايش نداشته باش،
اما ميگويم حداقل از ميز تحريرت بزرگ تر نباشد!
نميگويم لوازم آرايش نخر، اما ميگويم حداقل كتاب هم بخر...
نميگويم هر ماه رنگ موهايت را به روز نكن، اما يادت نرود دانش و سوادت را هم به روز كنی.
من نميگويم كمدت پر از لباس های رنگارنگ نباشد، اما ميگويم كتابخانه ات بزرگتر باشد.
نگذار هيچ ابزاری را مثل اسباب بازی های كودكی اطرافت بريزند تا سرت گرم شود و نفهمی در جهان چه ميگذرد.
اصلا هر كاری خواستی بكن،
اما انديشه ات را نفروش....
برای خودت انديشه داشته باش.
♦️@seemorghbook
نمیگويم كه ميز آرايش نداشته باش،
اما ميگويم حداقل از ميز تحريرت بزرگ تر نباشد!
نميگويم لوازم آرايش نخر، اما ميگويم حداقل كتاب هم بخر...
نميگويم هر ماه رنگ موهايت را به روز نكن، اما يادت نرود دانش و سوادت را هم به روز كنی.
من نميگويم كمدت پر از لباس های رنگارنگ نباشد، اما ميگويم كتابخانه ات بزرگتر باشد.
نگذار هيچ ابزاری را مثل اسباب بازی های كودكی اطرافت بريزند تا سرت گرم شود و نفهمی در جهان چه ميگذرد.
اصلا هر كاری خواستی بكن،
اما انديشه ات را نفروش....
برای خودت انديشه داشته باش.
♦️@seemorghbook
👍31❤7👏5🤔1
هرگز پول را برای بیماری و مشکلات پس انداز نکنیم.
چون رخ میدهد.
پول را برای عروسی، برای خرید خانه، اتومبیل، مسافرت و نظایر آن پس انداز کنیم.
وقتی میگوئیم این پول برای خرید اتومبیل است دیگر به تصادف فکر نکن.
منتظر هرچه باشیم، همان برایمان پیش میآید. منتظر شادی باشیم، شادی پیش میآید.
منتظر غم باشیم، غم پیش میآید.
"پس بیایید منتظر آرزوی قلبیمان
باشیم بی شک به حقیقت میپیوندد"
️
♦️@seemorghbook
چون رخ میدهد.
پول را برای عروسی، برای خرید خانه، اتومبیل، مسافرت و نظایر آن پس انداز کنیم.
وقتی میگوئیم این پول برای خرید اتومبیل است دیگر به تصادف فکر نکن.
منتظر هرچه باشیم، همان برایمان پیش میآید. منتظر شادی باشیم، شادی پیش میآید.
منتظر غم باشیم، غم پیش میآید.
"پس بیایید منتظر آرزوی قلبیمان
باشیم بی شک به حقیقت میپیوندد"
️
♦️@seemorghbook
❤12👍2👎2
یه ضرب المثل یونانی هست که میگه:
یک جامعه زمانی به بلوغ میرسد که کهنسالانش درختانی را بکارند، درحالی که می دانند زیر سایه آنها نخواهند نشست!
♦️@seemorghbook
یک جامعه زمانی به بلوغ میرسد که کهنسالانش درختانی را بکارند، درحالی که می دانند زیر سایه آنها نخواهند نشست!
♦️@seemorghbook
👍21🔥2
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
جلادان آدمخوار !
شاه عباس صفوی در دربار خود جلادانی به نام چگیـن (کسانی که گوشت خام میخورند) داشت. کار آنها این بود که به امر شـاه بر سر محکـوم ریخته و با دندان تکهای از بدن او را زنده زنده کنده و میخوردند. به روایت مولف «روضهالصفویه»، مورخ رسمی دربار صفوی، آن فرقه آلت سیاست و غضب حکومت بودند که گناهکاران واجبالتعزیر را از یکدیگر ربوده و انف (بینی) و اذن ( گوش) ایشان را به دندان قطع نموده و بلع میفرمودند و همچنین بقیهی اعضای بدن ایشان را به دندان افصال داده (یعنی میکندند) و میخوردند.»
رسم دسته ای از خادمان شاهان صفوی که مجرمان را زنده زنده می خوردند، زنده خواری دشمنان و استفاده از جمجمهٔ دشمنان به عنوان جام بود. در دوران حکومت صفویان دستهٔ جلاد خام خوار وجود داشته است که به فرمان شاه، مقصرین را زنده زنده میخوردند. گاهی شاهان صفوی آنان را احضار کرده و دستور میدادند تا مجرمان را در جلوی چشمانشان بدرند. این دسته از آدمخواران که در دربار شاه عباس نگهداری میشدند «چیک» نام داشتند. نقل است که لشکر چهل نفری آدم خواران شاه عباس همه جا او را همراهی میکردند و قربانیان را میخوردند!
▪نقل از زندگانی شاه عباس اول
♦️@seemorghbook
جلادان آدمخوار !
شاه عباس صفوی در دربار خود جلادانی به نام چگیـن (کسانی که گوشت خام میخورند) داشت. کار آنها این بود که به امر شـاه بر سر محکـوم ریخته و با دندان تکهای از بدن او را زنده زنده کنده و میخوردند. به روایت مولف «روضهالصفویه»، مورخ رسمی دربار صفوی، آن فرقه آلت سیاست و غضب حکومت بودند که گناهکاران واجبالتعزیر را از یکدیگر ربوده و انف (بینی) و اذن ( گوش) ایشان را به دندان قطع نموده و بلع میفرمودند و همچنین بقیهی اعضای بدن ایشان را به دندان افصال داده (یعنی میکندند) و میخوردند.»
رسم دسته ای از خادمان شاهان صفوی که مجرمان را زنده زنده می خوردند، زنده خواری دشمنان و استفاده از جمجمهٔ دشمنان به عنوان جام بود. در دوران حکومت صفویان دستهٔ جلاد خام خوار وجود داشته است که به فرمان شاه، مقصرین را زنده زنده میخوردند. گاهی شاهان صفوی آنان را احضار کرده و دستور میدادند تا مجرمان را در جلوی چشمانشان بدرند. این دسته از آدمخواران که در دربار شاه عباس نگهداری میشدند «چیک» نام داشتند. نقل است که لشکر چهل نفری آدم خواران شاه عباس همه جا او را همراهی میکردند و قربانیان را میخوردند!
▪نقل از زندگانی شاه عباس اول
♦️@seemorghbook
👍18😱16👎6
یاد آن روزی که
تختی و حیاطی داشتیم
قل قل قوری و بساطی داشتیم
عطر آویشن ردیف استکانهای بلور
زندگی شیرین تر از
چای نباتی داشتیم
♦️@seemorghbook
تختی و حیاطی داشتیم
قل قل قوری و بساطی داشتیم
عطر آویشن ردیف استکانهای بلور
زندگی شیرین تر از
چای نباتی داشتیم
♦️@seemorghbook
👍9❤5
بحث کردن با کسی که
به دلایل و استدلال
اعتقادی ندارد
بسیار شبیه به خوراندن
دارو به مرده است.
#توماس_پین
♦️@seemorghbook
به دلایل و استدلال
اعتقادی ندارد
بسیار شبیه به خوراندن
دارو به مرده است.
#توماس_پین
♦️@seemorghbook
👍20
☕️ قطعه ای کتاب
کیمیاگر در یک بطری را باز کرد
و مایع قرمز رنگی
در لیوان مهمانش ریخت
شراب بود ، یکی از بهترین ها که تا آن زمان هرگز ننوشیده بود
ولی شراب ؟
شراب که به حکم دین ممنوع بود!
کیمیاگر گفت :
بدی و شرارت، آن چیزی نیست که
از راه دهان وارد جسم انسان می شود
چیزی است که از راه آن خارج می شود
📕#کیمیاگر
✍#پائولو_كوئيلو
@seemorghbook
کیمیاگر در یک بطری را باز کرد
و مایع قرمز رنگی
در لیوان مهمانش ریخت
شراب بود ، یکی از بهترین ها که تا آن زمان هرگز ننوشیده بود
ولی شراب ؟
شراب که به حکم دین ممنوع بود!
کیمیاگر گفت :
بدی و شرارت، آن چیزی نیست که
از راه دهان وارد جسم انسان می شود
چیزی است که از راه آن خارج می شود
📕#کیمیاگر
✍#پائولو_كوئيلو
@seemorghbook
👍28
دروغ را فقط يك متخصص
می تواند به صورت حقيقت
برای مردم جلوه دهد ،
اما اينگونه متخصصان هرگز
فيلسوف نمی شوند، زيرا
دنیای سياست به وجودشان
بيشتر احتياج دارد !
#ويل_دورانت
♦️@seemorghbook
می تواند به صورت حقيقت
برای مردم جلوه دهد ،
اما اينگونه متخصصان هرگز
فيلسوف نمی شوند، زيرا
دنیای سياست به وجودشان
بيشتر احتياج دارد !
#ويل_دورانت
♦️@seemorghbook
👍26❤1