☕ قطعهای از کتاب
من فهرستی از آنچه در مدرسه به ما یاد نمیدهند را تهیه کردهام!
آنها به ما یاد نمیدهند که چگونه کسی را دوست بداریم ...
آنها به ما یاد نمیدهند که چگونه در شُهرت به درستی زندگی کنیم ...
آنها به ما یاد نمیدهند که چگونه در گمنامی، از زندگی لذت ببریم ...
آنها به ما یاد نمیدهند که چگونه از کسی که دیگر دوستش نداریم جدا شویم ...
آنها به ما یاد نمیدهند که به آنچه در ذهن دیگری میگذرد فکر کنیم ...
آنها به ما یاد نمیدهند که به کسی که در حال مرگ است چه بگوییم ...
آنها به ما هیچ چیزی را که ارزش یاد گرفتن داشته باشد یاد نمیدهند ...!
📕#مرد_ماسهای
✍#نیل_گیمن
♦️@seemorghbook
من فهرستی از آنچه در مدرسه به ما یاد نمیدهند را تهیه کردهام!
آنها به ما یاد نمیدهند که چگونه کسی را دوست بداریم ...
آنها به ما یاد نمیدهند که چگونه در شُهرت به درستی زندگی کنیم ...
آنها به ما یاد نمیدهند که چگونه در گمنامی، از زندگی لذت ببریم ...
آنها به ما یاد نمیدهند که چگونه از کسی که دیگر دوستش نداریم جدا شویم ...
آنها به ما یاد نمیدهند که به آنچه در ذهن دیگری میگذرد فکر کنیم ...
آنها به ما یاد نمیدهند که به کسی که در حال مرگ است چه بگوییم ...
آنها به ما هیچ چیزی را که ارزش یاد گرفتن داشته باشد یاد نمیدهند ...!
📕#مرد_ماسهای
✍#نیل_گیمن
♦️@seemorghbook
👍27❤1👏1
بیشعورها میتوانند دیگران را سرکوب کنند،
اما کسی نمیتواند آنها را سرکوب کند، مگر یک بیشعور بزرگتر!
#خاویر_کرمنت
♦️@seemorghbook
اما کسی نمیتواند آنها را سرکوب کند، مگر یک بیشعور بزرگتر!
#خاویر_کرمنت
♦️@seemorghbook
👍35👏6👎1
📕#یک_دو_سه
✍#ژرژ_گاموف
از اتم ها و ستارگان و ابرها، از انتروپی و ژن ها، از این که شاید فضا منحنی باشد، و از سبب کوتاه شدن راکت ها… براستی هم در این کتاب از همه ی این موضوع ها، و بسیار موضوع های جالب دیگر بحث می شود.
محرک من در تهیه این کتاب کوشش برای گردآوردن جالب ترین واقعیات و نظریات علمی است به صورتی که تصویری از جهان، با همه ی مظاهر بغایت کوچک و بی نهایت برزگ آن، در برابر خواننده ی عزیز بگسترد و عالم را چنان که در چشم عالم جلوی می کند در نظر وی مجسم سازد. اما در اجرای این نقشه ی دامنه دار هرگز اندیشه ی آن نکردم که همه ی داستان را به طور کامل بازگویم، زیرا که در آن صورت بایستی به تدوین دایره المعارفی در چند مجلد بپردازم. در عین حال موضوع های مورد بحث را چنان در نظر گرفتم که به اختصار همه ی اطلاعات اساسی علمی را شمال شود و هیچ نکته ی لازمی فرو گذار نگردد.
در انتخاب موضوع ها بیشتر توجه به اهمیت و فایده ی آن داشتم تا به میزان سادگی آن ها؛ از این روی مندرجات کتاب یکنواخت و هموار نیست. برخی از فصل ها به اندازه ای ساده است که درک مطالب آن برای هر بچه هم میسر است، اما فهم کامل موضوعات بعضی دیگر احتیاج به اندگی تمرکز حواس و مطالعه دقیق دارد. با این همه امیدوارم که خواننده ی عادی هم در خواندن این کتاب با اشکال های جدی روبرو نشود.
بطوریکه خواهید دید بخش آخر کتاب، که مربوط به عالم کبیر است، بسیار از قسمت عالم صغیر کوتاه تر است. سبب آن است که در دو کتاب دیگر خود، یعنی “پیدایش و مرگ خورشید” و “سرگذشت زمین” به تفصیل از عالم کبیر، یعنی جهان بی نهایت بزرگ بحث کرده ام و تکرار همه آن ها را در این کتاب زاید دانستم. پس در بخش آخر کتاب نظری کلی و اجمالی به واقعیات و حادثات طبیعی در سیارات و ثوابی و ابری ها و قوانینی که بر آن ها حکومت می کنند انداخته و بحث مفصل تر را منحصر به موضوع هایی ساخته ام که در نتیجه پیشترفت های علمی سال های اخیر وضع روشن تری پیدا کرده اند و به خصوص در دو موضوع به مطالعه ی دقیق تر پرداخته ام، یکی نظریه تازه ای که به موجب و سبب انفجار “سوپرنووا” ها را کوچک ترین ذره ای را که در فیزیک شناخته شده، یعنی “نوترینو” شناخته است، و دیگری نظریه ی تازی های است درباره ی اصل منشا سیارات که نظریه پیدایش سیارات بر اثر تصادم خورشید با ستارگان دیگر را طرد نموده و نظریات قدیمی تر کانت و لاپلاس را، که تقریبا از لوح خاطرها زدوده شده بود، زنده کرده است.
♦️@seemorghbook
✍#ژرژ_گاموف
از اتم ها و ستارگان و ابرها، از انتروپی و ژن ها، از این که شاید فضا منحنی باشد، و از سبب کوتاه شدن راکت ها… براستی هم در این کتاب از همه ی این موضوع ها، و بسیار موضوع های جالب دیگر بحث می شود.
محرک من در تهیه این کتاب کوشش برای گردآوردن جالب ترین واقعیات و نظریات علمی است به صورتی که تصویری از جهان، با همه ی مظاهر بغایت کوچک و بی نهایت برزگ آن، در برابر خواننده ی عزیز بگسترد و عالم را چنان که در چشم عالم جلوی می کند در نظر وی مجسم سازد. اما در اجرای این نقشه ی دامنه دار هرگز اندیشه ی آن نکردم که همه ی داستان را به طور کامل بازگویم، زیرا که در آن صورت بایستی به تدوین دایره المعارفی در چند مجلد بپردازم. در عین حال موضوع های مورد بحث را چنان در نظر گرفتم که به اختصار همه ی اطلاعات اساسی علمی را شمال شود و هیچ نکته ی لازمی فرو گذار نگردد.
در انتخاب موضوع ها بیشتر توجه به اهمیت و فایده ی آن داشتم تا به میزان سادگی آن ها؛ از این روی مندرجات کتاب یکنواخت و هموار نیست. برخی از فصل ها به اندازه ای ساده است که درک مطالب آن برای هر بچه هم میسر است، اما فهم کامل موضوعات بعضی دیگر احتیاج به اندگی تمرکز حواس و مطالعه دقیق دارد. با این همه امیدوارم که خواننده ی عادی هم در خواندن این کتاب با اشکال های جدی روبرو نشود.
بطوریکه خواهید دید بخش آخر کتاب، که مربوط به عالم کبیر است، بسیار از قسمت عالم صغیر کوتاه تر است. سبب آن است که در دو کتاب دیگر خود، یعنی “پیدایش و مرگ خورشید” و “سرگذشت زمین” به تفصیل از عالم کبیر، یعنی جهان بی نهایت بزرگ بحث کرده ام و تکرار همه آن ها را در این کتاب زاید دانستم. پس در بخش آخر کتاب نظری کلی و اجمالی به واقعیات و حادثات طبیعی در سیارات و ثوابی و ابری ها و قوانینی که بر آن ها حکومت می کنند انداخته و بحث مفصل تر را منحصر به موضوع هایی ساخته ام که در نتیجه پیشترفت های علمی سال های اخیر وضع روشن تری پیدا کرده اند و به خصوص در دو موضوع به مطالعه ی دقیق تر پرداخته ام، یکی نظریه تازه ای که به موجب و سبب انفجار “سوپرنووا” ها را کوچک ترین ذره ای را که در فیزیک شناخته شده، یعنی “نوترینو” شناخته است، و دیگری نظریه ی تازی های است درباره ی اصل منشا سیارات که نظریه پیدایش سیارات بر اثر تصادم خورشید با ستارگان دیگر را طرد نموده و نظریات قدیمی تر کانت و لاپلاس را، که تقریبا از لوح خاطرها زدوده شده بود، زنده کرده است.
♦️@seemorghbook
👍8❤1
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
#اندکی_تفکر
این جغرافیا نیست که جهان سومی بودن را تعیین می کند، آدمها هستند که آن را می سازند.
جهان سوم جا نیست، شخص است.
جهان سوم منم، جهان سوم تویی، جهان سوم طرز تفکر ماست، نه آن مرزهایی که داخلش زندگی می کنیم.
جهان سوم جاییست که درآمد یک دعانویس از یک برنامه نویس بیشتر است.
جهان سوم جاییست که مردمش جهان سومی فکر میکنند.
جهان سوم جایی است که بسیاری از مردمانش با یک "استخاره" هدف تعیین می کنند، و با یک "عطسه" از هدف خود دست می کشند...
♦️@seemorghbook
#اندکی_تفکر
این جغرافیا نیست که جهان سومی بودن را تعیین می کند، آدمها هستند که آن را می سازند.
جهان سوم جا نیست، شخص است.
جهان سوم منم، جهان سوم تویی، جهان سوم طرز تفکر ماست، نه آن مرزهایی که داخلش زندگی می کنیم.
جهان سوم جاییست که درآمد یک دعانویس از یک برنامه نویس بیشتر است.
جهان سوم جاییست که مردمش جهان سومی فکر میکنند.
جهان سوم جایی است که بسیاری از مردمانش با یک "استخاره" هدف تعیین می کنند، و با یک "عطسه" از هدف خود دست می کشند...
♦️@seemorghbook
👍35👏3❤1
اعتماد مانند کاغذ است
یک بار که مچاله شود
هرچقدر هم صافش کنید
هیچ وقت مثل اولش نمیشود...
♦️@seemorghbook
یک بار که مچاله شود
هرچقدر هم صافش کنید
هیچ وقت مثل اولش نمیشود...
♦️@seemorghbook
👍20
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠
مرا از حیله ى رندان نترسانید
مرا از مکر نامردان نترسانید
من از آغاز عمرم در قفس بودم
مرا ازحبس و از زندان نترسانید
تمام پیکرم از درد مى لرزد
مرا از درد یک دندان نترسانید
به خود مى پیچم و خون مى خورم هر روز
مرا از یک شب بى نان نترسانید
من آدم دیده ام از گرگ وحشى تر
مرا از آدم و حیوان نترسانید
من از دریاى طوفانى گذر کردم
مرا از نم نم باران نترسانید
من از همخون خود آتش به جان دارم
مرا ازخنجر مهمان نترسانید
دگر نورى نمانده تا ببینم من
مرا از کورى چشمان نترسانید
دگر جانى نمانده تا بگیریدش
مرا از این تن بى جان نترسانید
درون من عشق پر نور مى تابد
مرا از ظلمت غمها نترسانید
تمام زندگى من عاشقى کردم
مرا ازلغزش ایمان نترسانید
براى حرف آخر یادتان باشد
گرانم من؛ مرا ارزان نترسانید.
♦️@seemorghbook
مرا از حیله ى رندان نترسانید
مرا از مکر نامردان نترسانید
من از آغاز عمرم در قفس بودم
مرا ازحبس و از زندان نترسانید
تمام پیکرم از درد مى لرزد
مرا از درد یک دندان نترسانید
به خود مى پیچم و خون مى خورم هر روز
مرا از یک شب بى نان نترسانید
من آدم دیده ام از گرگ وحشى تر
مرا از آدم و حیوان نترسانید
من از دریاى طوفانى گذر کردم
مرا از نم نم باران نترسانید
من از همخون خود آتش به جان دارم
مرا ازخنجر مهمان نترسانید
دگر نورى نمانده تا ببینم من
مرا از کورى چشمان نترسانید
دگر جانى نمانده تا بگیریدش
مرا از این تن بى جان نترسانید
درون من عشق پر نور مى تابد
مرا از ظلمت غمها نترسانید
تمام زندگى من عاشقى کردم
مرا ازلغزش ایمان نترسانید
براى حرف آخر یادتان باشد
گرانم من؛ مرا ارزان نترسانید.
♦️@seemorghbook
👍34❤4🔥4👏4
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷
یک روز داشتم به دنیای بدونِ خودم فکر میکردم. دنیایی بود که داشت کار خودش را میکرد و من آن تو نبودم. خیلی عجیب بود. فکر کنید ماشین شهرداری بیاید و آشغال ها را جمع کند و من نباشم. یا روزنامه جلوی در افتاده باشد و من برای برداشتنش نباشم. غیر ممکن است.
و بدتر آنکه یک زمانی بعد از مرگم، قرار است کامل کشف شوم. آنهایی که وقتی زنده بودم، از من میترسیدند یا از من متنفر بودند، ناگهان من را در آغوش میفشارند، کلماتم همه جا خواهند بود. کلوپها و انجمنهایی شکل میگیرند.
تهوع آور است. یک فیلمی از زندگیام درست میکنند. مردی خیلی خیلی شجاع تر و با استعدادتر از خودم خواهم بود. خیلی خیلی بیشتر... آنقدر که خداها را هم به استفراغ وادار میکنند. بشریت در هر چیزی اغراق میکند،
در قهرمانهایش، دشمنهایش، اهمیتاش. مرده شور نژاد بشر را ببرند، حالا حالم بهتر شد.
#چارلز_بوکفسکی
♦️@seemorghbook
یک روز داشتم به دنیای بدونِ خودم فکر میکردم. دنیایی بود که داشت کار خودش را میکرد و من آن تو نبودم. خیلی عجیب بود. فکر کنید ماشین شهرداری بیاید و آشغال ها را جمع کند و من نباشم. یا روزنامه جلوی در افتاده باشد و من برای برداشتنش نباشم. غیر ممکن است.
و بدتر آنکه یک زمانی بعد از مرگم، قرار است کامل کشف شوم. آنهایی که وقتی زنده بودم، از من میترسیدند یا از من متنفر بودند، ناگهان من را در آغوش میفشارند، کلماتم همه جا خواهند بود. کلوپها و انجمنهایی شکل میگیرند.
تهوع آور است. یک فیلمی از زندگیام درست میکنند. مردی خیلی خیلی شجاع تر و با استعدادتر از خودم خواهم بود. خیلی خیلی بیشتر... آنقدر که خداها را هم به استفراغ وادار میکنند. بشریت در هر چیزی اغراق میکند،
در قهرمانهایش، دشمنهایش، اهمیتاش. مرده شور نژاد بشر را ببرند، حالا حالم بهتر شد.
#چارلز_بوکفسکی
♦️@seemorghbook
👍26😁1
☕ قطعهای از کتاب
سه سال قبل، تجربه ی تازه ای را شروع کردم. "ممنوعیت خواندن و شنیدن اخبار".
حق اشتراک تمام روزنامه ها و مجلاتم را لغو کردم. از شر تلویزیون و رادیو خلاص شدم. نرم افزار اخبار را از روی آیفونم حذف کردم. دست به هیچ روزنامه ای نمی زدم و وقتی در هواپیما کسی به من پیشنهاد خواندن مطلبی را می داد، عمدا به سمت دیگری نگاه می کردم. چند هفته اول سخت بود، خیلی سخت. مدام می ترسیدم چیزی را از دست بدهم. اما بعد از مدتی، جهان بینی تازه ای داشتم. نتیجه اش بعد از سه سال:
افکار صریح تر، دید ارزشمندتر، تصمیمات بهتر، و زمان بسیار بیشتر.
و بهترین نکته؟ هیچ چیز مهمی را از دست نداده بودم .
📕#هنر_شفاف_اندیشیدن
✍#رولف_دوبلی
♦️@seemorghbook
سه سال قبل، تجربه ی تازه ای را شروع کردم. "ممنوعیت خواندن و شنیدن اخبار".
حق اشتراک تمام روزنامه ها و مجلاتم را لغو کردم. از شر تلویزیون و رادیو خلاص شدم. نرم افزار اخبار را از روی آیفونم حذف کردم. دست به هیچ روزنامه ای نمی زدم و وقتی در هواپیما کسی به من پیشنهاد خواندن مطلبی را می داد، عمدا به سمت دیگری نگاه می کردم. چند هفته اول سخت بود، خیلی سخت. مدام می ترسیدم چیزی را از دست بدهم. اما بعد از مدتی، جهان بینی تازه ای داشتم. نتیجه اش بعد از سه سال:
افکار صریح تر، دید ارزشمندتر، تصمیمات بهتر، و زمان بسیار بیشتر.
و بهترین نکته؟ هیچ چیز مهمی را از دست نداده بودم .
📕#هنر_شفاف_اندیشیدن
✍#رولف_دوبلی
♦️@seemorghbook
👍29
اگر نتوان آزادی و عدالت را
یک جا داشت، و من مجبور باشم،
میان این دو یکی را انتخاب کنم ،
آزادی را انتخاب می کنم ،
تا بتوانم به بی عدالتی اعتراض کنم !
#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
یک جا داشت، و من مجبور باشم،
میان این دو یکی را انتخاب کنم ،
آزادی را انتخاب می کنم ،
تا بتوانم به بی عدالتی اعتراض کنم !
#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
👏27❤1👍1👎1
📕#زندگینامه_پیر_معارف_رشدیه_بنیانگذار_فرهنگ_نوین_ایران
✍#فخرالدین_رشدیه
حسن رُشدیه از پیشقدمان نهضت فرهنگی ایران در سده قبل بود. وی نخستین مؤسس مدارس جدید در تبریز و دومین مدرسه در تهران (بعد از دارالفنون) بود، او را پدر فرهنگ جدید ایران نامیدهاند. وی در سال های جنبش مشروطه، در میان اعضای انجمن باغ میکده قرارداشت.
حاجی میرزا حسن رشدیه با توصیه و مشورت پدرش که از روحانیان بود تصمیم گرفت که به جای رفتن به نجف و خواندن درس طلبگی روانه استانبول و مصر و بیروت گردد و آموزگاری نوین را یاد بگیرد. او به بیروت رفت و در آن جا سبک نوین آموزش الفبا و دروس جدید مانند حساب و هندسه و تاریخ و جغرافیا را آموخت. سپس در تفلیس مشغول به کار شد.
هنگام بازگشت ناصرالدین شاه از سفر فرنگ، رشدیه طرحهای آموزشی خود را ارائه کرد و شاه او را مأمور کرد که به ایران آمده و همین سبک را در شهرهای ایران راهاندازی کند اما سپس از این تصمیم پشیمان شد و راهاندازی مدارس جدید را به وقتی دیگر موکول کرد.
♦️@seemorghbook
✍#فخرالدین_رشدیه
حسن رُشدیه از پیشقدمان نهضت فرهنگی ایران در سده قبل بود. وی نخستین مؤسس مدارس جدید در تبریز و دومین مدرسه در تهران (بعد از دارالفنون) بود، او را پدر فرهنگ جدید ایران نامیدهاند. وی در سال های جنبش مشروطه، در میان اعضای انجمن باغ میکده قرارداشت.
حاجی میرزا حسن رشدیه با توصیه و مشورت پدرش که از روحانیان بود تصمیم گرفت که به جای رفتن به نجف و خواندن درس طلبگی روانه استانبول و مصر و بیروت گردد و آموزگاری نوین را یاد بگیرد. او به بیروت رفت و در آن جا سبک نوین آموزش الفبا و دروس جدید مانند حساب و هندسه و تاریخ و جغرافیا را آموخت. سپس در تفلیس مشغول به کار شد.
هنگام بازگشت ناصرالدین شاه از سفر فرنگ، رشدیه طرحهای آموزشی خود را ارائه کرد و شاه او را مأمور کرد که به ایران آمده و همین سبک را در شهرهای ایران راهاندازی کند اما سپس از این تصمیم پشیمان شد و راهاندازی مدارس جدید را به وقتی دیگر موکول کرد.
♦️@seemorghbook
👍12
یه ضرب المثل یونانی هست که میگه:
یک جامعه زمانی به بلوغ میرسد
که کهنسالانش درختانی را بکارند،
درحالی که می دانند
زیر سایه آنها نخواهند نشست.
♦️@seemorghbook
یک جامعه زمانی به بلوغ میرسد
که کهنسالانش درختانی را بکارند،
درحالی که می دانند
زیر سایه آنها نخواهند نشست.
♦️@seemorghbook
👍19
به دام تعصبات نیافتید که این زندگی نتیجهی تفکر دیگران است ،
و اجازه ندهید، سر و صدای عقاید دیگران ، صدای درون شما را خفه کند!!
♦️@seemorghbook
و اجازه ندهید، سر و صدای عقاید دیگران ، صدای درون شما را خفه کند!!
♦️@seemorghbook
👍33❤6👏3🔥2
ـ برای نادان نگهداشتنِ انسان ، باید به هر روشِ ممکن اندوهگینش کرد
"افسردگی ، فرصت اندیشیدن نمیدهد"
#فردریش_نیچه
♦️@seemorghbook
"افسردگی ، فرصت اندیشیدن نمیدهد"
#فردریش_نیچه
♦️@seemorghbook
👏24👍10❤2
اسبها سالانه ۲۰ نفر را میکشند
گاوها ۲۲ نفر
مورچه ها ۲۰ نفر
پشه ها ۷۲۵ هزار نفر
اسبهای آبی ۲۹۰۰ نفر
عروس دریایی ها ۲۰ نفر
کوسه ها تنها ۵ نفر!
و اما انسانها.....
♦️@seemorghbook
گاوها ۲۲ نفر
مورچه ها ۲۰ نفر
پشه ها ۷۲۵ هزار نفر
اسبهای آبی ۲۹۰۰ نفر
عروس دریایی ها ۲۰ نفر
کوسه ها تنها ۵ نفر!
و اما انسانها.....
♦️@seemorghbook
👍29🤔5