کتابخانه سیمرغ
73.9K subscribers
15.6K photos
1.2K videos
7.39K files
475 links
Download Telegram
شاید منکر چیزی باشم
ولی دلیلی ندارد آن را به لجن بکشم,
یا حق اعتقاد به آن را از دیگران سلب کنم.

#آلبر_کامو

♦️@seemorghbook
👍31👎2

اگر چه مردم وانمود می‌کنند
که به «حق» احترام می‌گذارند،
اما در برابر هیچ چیز غیر از
«زور»، سر فرود نمی‌آورند!

#آلبر_کامو

♦️@seemorghbook
24👍17👎4
قطعه‌ای از کتاب

فکرش را بکنید کسی خودش را در آب انداخته،
از دو حال خارج نیست؛ یا شما برای نجاتش، خود را به آب می اندازید و در فصل سرما، به عواقب بسیار سخت آن دچار می شوید  یا او را به حال خود، وا می گذارید.
شیرجه های نرفته، گاهی، کوفتگی‌های عجیبی به جا میگذارند...

📕#سقوط

#آلبر_کامو

♦️@seemorghbook
👍192
اگر آزادی بیان از جامعه‌ گرفته شود ،
مردم مانند گوسفندانی زبان بسته و ساکت می‌شوند که با پای خود سمت کشتارگاه هدایت میشوند

#آلبر_کامو

♦️@seemorghbook
👍203😁1
شاید منکر چیزی باشم
ولی دلیلی ندارد آن را به لجن بکشم,
یا حق اعتقاد به آن را از دیگران سلب کنم.

#آلبر_کامو

♦️@seemorghbook
20👍8
قطعه‌ای از کتاب

مردم گمان می‌کنند که اگر کسی رنج می‌برد برای این است که مثلاً معشوقش یک روزه مرده است. و حال آنکه رنج حقیقی او جدیتر از این است:
رنج می‌برد چون می‌بیند غصه هم دوام ندارد. حتی درد هم بی‌معنی است...
ولی امروز حس می‌کنم که از سالهای گذشته هم آزادترم، چون از یادها و امیدهای واهی رها شده‌ام.
من می‌دانم که هیچ چیز دوام ندارد!

📕#کالیگولا

#آلبر_کامو

♦️@seemorghbook
16👏2🔥1
اگرچه مردم وانمود می‌کنند
که به حق احترام می‌گذارند
اما در برابر هیچ چیز
غیر از «زور» سر فرود نمی‌آورند!

#آلبر_کامو

♦️@seemorghbook
👍248


حتما شما درباره‌ی آن ماهی‌های بسیار ریز رودخانه‌های برزیل چیزی شنیده‌اید که هزاران هزار با هم به شناگرِ بی‌احتیاط حمله می‌برند و با لقمه‌های سریع و کوچک در چند لحظه او را تمیز می‌کنند و جز استخوان‌بندی پاک و بی‌لکی بر جای نمی‌گذارند؟ بسیار خوب، سازمان آنها همین است. «زندگی پاکیزه‌ای می‌خواهید؟ مثل همه مردم؟» طبعاً می‌گویید بله. چطور می‌توان گفت نه؟ «بسیار خوب. حالا شما را تمیز می‌کنند. بفرمایید، این یک شغل و این هم یک خانواده و این هم فراغت‌های سازمان یافته». و دندان‌های کوچک تا به استخوان فرو می‌روند. اما من بی‌انصافم: این سازمانِ آنها نیست، بلکه سازمانِ خودِ ماست. و ده یالله ببینم کی زودتر آن یکی را تمیز می‌کند؟

#آلبر_کامو

♦️@seemorghbook
👍5
☕️قطعه‌ای از کتاب
خدایان سیزیِف را محکوم کرده بودند که تخته‌سنگی را بی وقفه تا قلّهٔ کوهی بغلتاند. به قلّه که می‌رسید، تخته سنگ با تمامی وزن خود دوباره به پایین می‌افتاد. خدایان با دلایلی موجه به این نتیجه رسیده بودند که هیچ کیفری بدتر از کار بیهوده و بی امید نیست.

📕#افسانه_سیزیف

#آلبر_کامو


♦️@seemorghbook
16👍4
☕️قطعه‌ای از کتاب

بیماریش اینقدر طولانی شد که اطرافیانش به مریضیش عادت کردند و از یاد بردند که اون داره عذاب می‌کشه و یه روزی می‌میره.

حقیقت اینه گاهی هرچیزی که مربوط به ماست برای اطرافیانمون تبدیل به عادت میشه. درد و رنج‌هامون، بیماری‌هامون، حتی عشق و محبتمون نسبت به آدم‌ها، براشون تبدیل به عادت میشه و دیگه به چشم نمیاد. گاهی حضور دائمی ما، عشق ِ بی‌قید و شرط ما باعث میشه حتی دیده نشیم.

📕#مرگ_خوش

#آلبر_کامو

♦️@seemorghbook
👍12😢21


میخواهم راز بزرگی را
برایتان فاش کنم!

در انتظار داوری روز قیامت نمانید...
این داوری همه روزه روی میدهد...!

#آلبر_کامو

♦️@seemorghbook
👍134
همواره زمانی فرا می‌رسد که باید میان تماشاگر بودن و عمل یکی را برگزید ...
این معیار انسان شدن است!

#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
14🔥5
ناامیدکننده‌ترین ننگ‌ها، ننگ نادانی است که گمان می‌کند همه چیز را می‌داند، و در نتیجه به خودش اجازهٔ کشتار می‌دهد...

#آلبر_کامو

♦️@seemorghbook
👏195
همواره زمانی فرا می‌رسد که باید میان تماشاگر بودن و عمل یکی را برگزید ...
این معیار انسان شدن است!

#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
👍3111
☕️ قطعه‌ای از کتاب

سخن بر سر اخلاق نیست،
من به کسانی برخورده ام که با وجودِ پایبندی بسیار به اخلاق، رفتار پسندیده نداشته اند و همه روزه درمی یابم که شرافت نیازمند قانون نیست
و در وابستگی انسان به زندگی همواره چیزی نیرومند تر از تمامی بدبختی های جهان وجود دارد.
داوری جسم کاراتر از داوری جان است
و جسم همواره در برابر نیستی پا پس میکشد.
ما پیش از آنکه به اندیشیدن خو کنیم به زیستن عادت می کنیم!

📕#افسانه_سیزیف

#آلبر_کامو

♦️@seemorghbook
👍133👎1
زندگی در جایی که
یک مشت نادان دور و برت باشند، سخت است؛
اما زندگی در جایی که
قدرت دست همان نادان‌ها باشد، وحشتناک است.

#آلبر_کامو

♦️@seemorghbook
👍61👏197🤯2



«من دیگر آن دادرسِ پرطنین و آن سوارکار مغرور نبودم. ناگزیر بودم تصدیق کنم که من نیز در پایین‌ترین مرتبه قرار دارم و تنها شانس رستگاری‌ام در همین اعتراف به درماندگی نهفته است. دقیقاً در همین لحظه بود؛ آن‌گاه که توهم قدرتِ همچون خانه‌ای پوشالی فرو ریخت که آغاز به درک معنای راستین انسان بودن کردم. دیگر نه نیمه‌خدایی ایستاده بر فراز مصائب بشری، بلکه شریک خُرَمِ این آسیب‌پذیری جهانی بودم. بایستی از همه‌چیز عریان می‌شدم تا سرانجام بتوانم حقیقتِ خویش را باز یابم.»

#آلبر_کامو

♦️@seemorghbook
👏73🔥3👍1👎1
همواره زمانی فرا می‌رسد که باید
میان تماشاگر بودن و عمل، یکی را برگزید.
این معیار انسان بودن است.

#آلبر_کامو

♦️@seemorghbook
👍3814
☕️قطعه‌ای از کتاب

شیرجه‌های نرفته گاهی ،
کوفتگی های عجیبی به جای می گذارد.

📕#سقوط

#آلبر_کامو

♦️@seemorghbook
13💯3👏1
اگر کسی آزادی شما را برباید،
مطمئن باشید که نان شما را نیز  خواهد ربود...
.

#آلبر_کامو

♦️@seemorghbook
👍292