☕️قطعهای از کتاب
موزه های ایتالیا نوعی از پرده های نقاشی وجود دارد که سابقا کشیش ها آنها را جلو صورت محکومین به مرگ می گرفتند تا آنها نتوانند سکوی مرگ را ببینند. جهش در تمام معانی آن، عجله و فرار به طرف ابدیت خدایی، ترک واقعیات روزانه با فکر و حواس کامل، همه این ها پرده های نقاشی هستند که جلو چشم ما می گیرند تا پوچ نبینیم.
ولی در این میان کسانی وجود دارند که پرده ای جلو چشم آنها نیست و همه چیز را عریان میبینند، با آنهاست که می خواهم صحبت کنم...
📕 #افسانه_سیزیف
✍#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
موزه های ایتالیا نوعی از پرده های نقاشی وجود دارد که سابقا کشیش ها آنها را جلو صورت محکومین به مرگ می گرفتند تا آنها نتوانند سکوی مرگ را ببینند. جهش در تمام معانی آن، عجله و فرار به طرف ابدیت خدایی، ترک واقعیات روزانه با فکر و حواس کامل، همه این ها پرده های نقاشی هستند که جلو چشم ما می گیرند تا پوچ نبینیم.
ولی در این میان کسانی وجود دارند که پرده ای جلو چشم آنها نیست و همه چیز را عریان میبینند، با آنهاست که می خواهم صحبت کنم...
📕 #افسانه_سیزیف
✍#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
👍7
تنها یک مسئله ی حقیقتاً جدی در فلسفه وجود دارد، و آن خودکشی است.
قضاوت بر سر اینکه زندگی ارزش زیستن را دارد یا نه، پاسخ دادن به پرسش بنیادین فلسفه است.
📘#افسانه_سیزیف
✍#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
قضاوت بر سر اینکه زندگی ارزش زیستن را دارد یا نه، پاسخ دادن به پرسش بنیادین فلسفه است.
📘#افسانه_سیزیف
✍#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
👍10👏1
☕ قطعهای از کتاب
خدایان سیزیف را بر آن داشتند :
تا مدام تخته سنگی را به فراز کوهی رساند
و هر بار تخته سنگ به سبب وزنی که داشت
باز به پای کوه در می غلتید ..!
خدایان چنین می پنداشتند که کیفری
دهشتبارتر از کار بیهوده و نومیدانه نیست ... .
📕#افسانه_سیزیف
✍#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
خدایان سیزیف را بر آن داشتند :
تا مدام تخته سنگی را به فراز کوهی رساند
و هر بار تخته سنگ به سبب وزنی که داشت
باز به پای کوه در می غلتید ..!
خدایان چنین می پنداشتند که کیفری
دهشتبارتر از کار بیهوده و نومیدانه نیست ... .
📕#افسانه_سیزیف
✍#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
👍15❤4
☕️قطعهای از کتاب
خدایان سیزیِف را محکوم کرده بودند که تختهسنگی را بی وقفه تا قلّهٔ کوهی بغلتاند. به قلّه که میرسید، تخته سنگ با تمامی وزن خود دوباره به پایین میافتاد. خدایان با دلایلی موجه به این نتیجه رسیده بودند که هیچ کیفری بدتر از کار بیهوده و بی امید نیست.
📕#افسانه_سیزیف
✍#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
خدایان سیزیِف را محکوم کرده بودند که تختهسنگی را بی وقفه تا قلّهٔ کوهی بغلتاند. به قلّه که میرسید، تخته سنگ با تمامی وزن خود دوباره به پایین میافتاد. خدایان با دلایلی موجه به این نتیجه رسیده بودند که هیچ کیفری بدتر از کار بیهوده و بی امید نیست.
📕#افسانه_سیزیف
✍#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
❤17👍4
☕️ قطعهای از کتاب
سخن بر سر اخلاق نیست،
من به کسانی برخورده ام که با وجودِ پایبندی بسیار به اخلاق، رفتار پسندیده نداشته اند و همه روزه درمی یابم که شرافت نیازمند قانون نیست
و در وابستگی انسان به زندگی همواره چیزی نیرومند تر از تمامی بدبختی های جهان وجود دارد.
داوری جسم کاراتر از داوری جان است
و جسم همواره در برابر نیستی پا پس میکشد.
ما پیش از آنکه به اندیشیدن خو کنیم به زیستن عادت می کنیم!
📕#افسانه_سیزیف
✍#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
سخن بر سر اخلاق نیست،
من به کسانی برخورده ام که با وجودِ پایبندی بسیار به اخلاق، رفتار پسندیده نداشته اند و همه روزه درمی یابم که شرافت نیازمند قانون نیست
و در وابستگی انسان به زندگی همواره چیزی نیرومند تر از تمامی بدبختی های جهان وجود دارد.
داوری جسم کاراتر از داوری جان است
و جسم همواره در برابر نیستی پا پس میکشد.
ما پیش از آنکه به اندیشیدن خو کنیم به زیستن عادت می کنیم!
📕#افسانه_سیزیف
✍#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
👍13❤3👎1