پادشاه به نجارش گفت:فردا اعدامت ميکنم، نجار آن شب نتوانست بخوابد.
همسر نجار گفت:
مانند هرشب بخواب، پروردگارت يگانه است و درهای گشايش بسيار!
کلام همسرش آرامشی بر دلش ايجاد کرد و چشمانش سنگين شدو خوابيد
صبح صدای پای سربازان را شنيد،چهره اش دگرگون شد و با نااميدی، پشيمانی و افسوس به همسرش نگاه کرد و با دست لرزان در را باز کرد ودستانش را جلو برد تا سربازان زنجير کنند . دو سرباز باتعجب گفتند:
پادشاه مرده و از تو می خواهيم تابوتی برايش بسازی،چهره نجار برقی زد و نگاهی از روی عذرخواهی به همسرش انداخت،همسرش لبخندی زد وگفت:
مانند هرشب آرام بخواب،زيرا پروردگار يکتا هست و درهای گشايش بسيارند
♦️@seemorghbook
همسر نجار گفت:
مانند هرشب بخواب، پروردگارت يگانه است و درهای گشايش بسيار!
کلام همسرش آرامشی بر دلش ايجاد کرد و چشمانش سنگين شدو خوابيد
صبح صدای پای سربازان را شنيد،چهره اش دگرگون شد و با نااميدی، پشيمانی و افسوس به همسرش نگاه کرد و با دست لرزان در را باز کرد ودستانش را جلو برد تا سربازان زنجير کنند . دو سرباز باتعجب گفتند:
پادشاه مرده و از تو می خواهيم تابوتی برايش بسازی،چهره نجار برقی زد و نگاهی از روی عذرخواهی به همسرش انداخت،همسرش لبخندی زد وگفت:
مانند هرشب آرام بخواب،زيرا پروردگار يکتا هست و درهای گشايش بسيارند
♦️@seemorghbook
👏23👍3😁3🫡1
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📖#حکایت
سگی در چمن علف میخورد.
سگ رهگذری از آنجا می گذشت.
وقتی صحنه رو دید تعجب کرد و ایستاد. آخه تا حالا ندیده بود سگ علف بخوره!
ایستاد و با تعجب گفت:
اوی! کی هستی؟ چرا علف میخوری؟!
سگی که علف میخورد نگاش کرد و بادی به غبغبه انداخت و گفت:
من؟! من سگ قاسم خان هستم!
سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت:
سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ دیگه چرا سگ قاسم خان؟ اگه حداقل پاره استخونی جلوت انداخته بود باز یه چیزی؛ حالا که علف میخوری دیگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش..!
♦️@seemorghbook
📖#حکایت
سگی در چمن علف میخورد.
سگ رهگذری از آنجا می گذشت.
وقتی صحنه رو دید تعجب کرد و ایستاد. آخه تا حالا ندیده بود سگ علف بخوره!
ایستاد و با تعجب گفت:
اوی! کی هستی؟ چرا علف میخوری؟!
سگی که علف میخورد نگاش کرد و بادی به غبغبه انداخت و گفت:
من؟! من سگ قاسم خان هستم!
سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت:
سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ دیگه چرا سگ قاسم خان؟ اگه حداقل پاره استخونی جلوت انداخته بود باز یه چیزی؛ حالا که علف میخوری دیگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش..!
♦️@seemorghbook
👍36❤3
به داشته ها ، موقعیت ها و آدم هایِ خوبِ زندگی ام فکر می کنم
به هرچیز یا هرکسی که دنیایِ مرا زیبا و حالِ مرا خوب می کند .
و می خندم ؛
به رویِ تمامِ روزهایِ خوبی که در راهند ،
اتفاقاتِ خوبی که خواهند افتاد ،
و آرزوهایی که برآورده خواهند شد .
خوشبختی یعنی همین ؛
که زندگی را سخت نگیرم ،
که حالِ من خوب باشد .
#نرگس_صفاریان
♦️ @seemorghbook
به هرچیز یا هرکسی که دنیایِ مرا زیبا و حالِ مرا خوب می کند .
و می خندم ؛
به رویِ تمامِ روزهایِ خوبی که در راهند ،
اتفاقاتِ خوبی که خواهند افتاد ،
و آرزوهایی که برآورده خواهند شد .
خوشبختی یعنی همین ؛
که زندگی را سخت نگیرم ،
که حالِ من خوب باشد .
#نرگس_صفاریان
♦️ @seemorghbook
👍16❤5🥰1
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
چشم انتظار چه هستید؟
که کًران بگذارند با آنها سخن بگوئید؟
که شکمپرستان
چیزی به شما ارزانی کنند؟
که گرگها به جای پاره کردنتان
به شما نان خورشتی بدهند؟
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
چشم انتظار چه هستید؟
که کًران بگذارند با آنها سخن بگوئید؟
که شکمپرستان
چیزی به شما ارزانی کنند؟
که گرگها به جای پاره کردنتان
به شما نان خورشتی بدهند؟
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
👏18👍2
☕ قطعهای از کتاب
فردِ رنجبر ممکن است به این صرافت بیفتد که طبقه ی حاکمه را قتل عامکند؛ فرد یهودی، [یا] سیاهی اهلِ تخیل، ممکن است این رویا را در سر بپروراند که راز بمب اتمی را به خود اختصاص دهد و بشریتی به طور یک پارچه یهودی یا به طور یکپارچه سیاه بسازد. زن حتی در عالم رویا هم نمی تواند نرها را قتل عام کند. رشته ای که زن را با ستمگرهایش مربوط می کند با هیچ رشته ی دیگری قابل مقایسه نیست.
📕#جنس_دوم
✍#سیمون_دوبووار
♦️ @seemorghbook
فردِ رنجبر ممکن است به این صرافت بیفتد که طبقه ی حاکمه را قتل عامکند؛ فرد یهودی، [یا] سیاهی اهلِ تخیل، ممکن است این رویا را در سر بپروراند که راز بمب اتمی را به خود اختصاص دهد و بشریتی به طور یک پارچه یهودی یا به طور یکپارچه سیاه بسازد. زن حتی در عالم رویا هم نمی تواند نرها را قتل عام کند. رشته ای که زن را با ستمگرهایش مربوط می کند با هیچ رشته ی دیگری قابل مقایسه نیست.
📕#جنس_دوم
✍#سیمون_دوبووار
♦️ @seemorghbook
👍17❤3
از وقتیکه بشر توانست وقایع را ثبت و ضبط کند،
دیگر نه عصا مارشد و نه دریا شکافته شد..
#فردریش_نیچه
♦️@seemorghbook
دیگر نه عصا مارشد و نه دریا شکافته شد..
#فردریش_نیچه
♦️@seemorghbook
💯25👍11👎7❤4
📕#پیکارهای_برگزیده
✍#فرانک_مارشال
فرانک مارشال (۱۰ اوت ۱۸۷۷ - ۹ نوامبر ۱۹۴۴) قهرمان شطرنج ایالات متحدهٔ امریکا از ۱۹۰۹ تا ۱۹۳۷ بود.
وی در ۸ سالگی شطرنج را از پدرش آموخت و به سرعت پیشرفت کرد. در سال ۱۹۰۴ تورنمنت کمبریج اسپرینگز را با ۱.۵ امتیاز اختلاف نسبت به امانوئل لاسکر برد که نخستین شکست قهرمان جهان در یک تورنمنت پس از حدود ۱۰ سال بود. وی در سال ۱۹۰۷ مسابقهای را برای کسب عنوان قهرمانی جهان با امانوئل لاسکر برگزار کرد که با نتیجهٔ یکطرفهٔ ۸ باخت، ۷ تساوی و بدون برد مغلوب شد. با این حال پس از آن هم در جمع شطرنجبازان برتر دنیا قرار داشت و کاپیتان تیم ملی آمریکا در چهار المپیاد شطرنج در دههٔ ۱۹۳۰ بود که با چهار مدال طلا برای این تیم به پایان رسید.
♦️@seemorghbook
✍#فرانک_مارشال
فرانک مارشال (۱۰ اوت ۱۸۷۷ - ۹ نوامبر ۱۹۴۴) قهرمان شطرنج ایالات متحدهٔ امریکا از ۱۹۰۹ تا ۱۹۳۷ بود.
وی در ۸ سالگی شطرنج را از پدرش آموخت و به سرعت پیشرفت کرد. در سال ۱۹۰۴ تورنمنت کمبریج اسپرینگز را با ۱.۵ امتیاز اختلاف نسبت به امانوئل لاسکر برد که نخستین شکست قهرمان جهان در یک تورنمنت پس از حدود ۱۰ سال بود. وی در سال ۱۹۰۷ مسابقهای را برای کسب عنوان قهرمانی جهان با امانوئل لاسکر برگزار کرد که با نتیجهٔ یکطرفهٔ ۸ باخت، ۷ تساوی و بدون برد مغلوب شد. با این حال پس از آن هم در جمع شطرنجبازان برتر دنیا قرار داشت و کاپیتان تیم ملی آمریکا در چهار المپیاد شطرنج در دههٔ ۱۹۳۰ بود که با چهار مدال طلا برای این تیم به پایان رسید.
♦️@seemorghbook
👍10❤2
شیخی بار گندم خویش به آسیاب برد.
آسیابان که بیوه زنی بود گفت:
2 روز دیگر آردها آماده است،
شیخ با لحنی آمرانه گفت:
گندم مرا زودتر آرد کن وگرنه دعا میکنم
خرت (که سنگ آسیاب را میچرخاند)
تبدیل به سنگ شود.
زن (آْسیابان) در جواب گفت:
اگر نفسی به این گیرایی داری،
دعا کن گندمت آرد شود، خر را ول کن!
ای کاش ما بجای اینکه برای همه آرزوی
مرگ بکنیم برای خوشبختی
خویش نیز دعائی بکنیم..!
♦️@seemorghbook
آسیابان که بیوه زنی بود گفت:
2 روز دیگر آردها آماده است،
شیخ با لحنی آمرانه گفت:
گندم مرا زودتر آرد کن وگرنه دعا میکنم
خرت (که سنگ آسیاب را میچرخاند)
تبدیل به سنگ شود.
زن (آْسیابان) در جواب گفت:
اگر نفسی به این گیرایی داری،
دعا کن گندمت آرد شود، خر را ول کن!
ای کاش ما بجای اینکه برای همه آرزوی
مرگ بکنیم برای خوشبختی
خویش نیز دعائی بکنیم..!
♦️@seemorghbook
👏32👍7
نقاشی غم انگیز از شیر ایرانی در تخت جمشید اثر دو نقاش انگلیسی به نام "بریتون ریور "و "فردریک استاک پل" که در سال 1880 در ایران حضور داشتند درآن زمان شیر ایرانی درحال انقراض بود.
♦️ @seemorghbook
♦️ @seemorghbook
😢15❤2
🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
اولین شاعر جهان
حتما بسیار رنج برده است،
آنگاه که تیر و کمانش را کنار گذاشت
و کوشید برای یارانش، آنچه را که هنگام غروب خورشید احساس کرده
توصیف کند...
و کاملا محتمل است که این یاران،
آنچه را که گفته است،
به سخره گرفته باشند...
#جبران_خلیل_جبران
♦️ @seemorghbook
اولین شاعر جهان
حتما بسیار رنج برده است،
آنگاه که تیر و کمانش را کنار گذاشت
و کوشید برای یارانش، آنچه را که هنگام غروب خورشید احساس کرده
توصیف کند...
و کاملا محتمل است که این یاران،
آنچه را که گفته است،
به سخره گرفته باشند...
#جبران_خلیل_جبران
♦️ @seemorghbook
❤15👍8❤🔥2
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📖 #حکایت
مردی در نزدیکی مسجد قلعه فتح الله کابل رستورانی ساخت که در آن موسیقی و رقص بود و برای مشتریان مشروب هم سرو می شد.ملای مسجد هر روز در پایان موعظه دعا می کرد تا خدا صاحب رستوران را به قهر و غضب خود گرفتار کند و بلای آسمانی بر این رستوران نازل!.
یک ماه از فعالیت رستوران نگذشته بود که رعد و برق و توفان شدید شد و رستوران به خاکستر تبدیل گردید. ملا روز بعد با غرور و افتخار نخست حمد خدا را بجا آورد و بعد خراب شدن آن خانه فساد را به مردم تبریک گفت و اضافه کرد: اگر مومن از ته دل از خداوند چیزی بخواهد، از درگاه خدا ناامید نمی شود.
اما خوشحالی مومنان و ملای مسجد دیری نپایید. صاحب رستوران به محکمه شکایت برد و از ملای مسجد بخاطر دعایش و نابود کردن رستوران خسارت خواست !
ملا و مومنان ابن ادعا که بخاطر دعای آنها رستوران آن مرد نابود شده را نپذیرفتند ٬ قاضی دو طرف را به محکمه خواست و بعد از این که سخنان دو جانب دعوا را شنید، گلویی صاف کرد و گفت : نمی دانم چه بگویم ؟!.سخن هر دو را شنیدم : یک سو ملا و مومنانی هستند که به تاثیر دعا و ثنا ایمان ندارند و سوی دیگر مرد شراب فروشی که به تاثیر دعا ایمان دارد.
♦️ @seemorghbook
📖 #حکایت
مردی در نزدیکی مسجد قلعه فتح الله کابل رستورانی ساخت که در آن موسیقی و رقص بود و برای مشتریان مشروب هم سرو می شد.ملای مسجد هر روز در پایان موعظه دعا می کرد تا خدا صاحب رستوران را به قهر و غضب خود گرفتار کند و بلای آسمانی بر این رستوران نازل!.
یک ماه از فعالیت رستوران نگذشته بود که رعد و برق و توفان شدید شد و رستوران به خاکستر تبدیل گردید. ملا روز بعد با غرور و افتخار نخست حمد خدا را بجا آورد و بعد خراب شدن آن خانه فساد را به مردم تبریک گفت و اضافه کرد: اگر مومن از ته دل از خداوند چیزی بخواهد، از درگاه خدا ناامید نمی شود.
اما خوشحالی مومنان و ملای مسجد دیری نپایید. صاحب رستوران به محکمه شکایت برد و از ملای مسجد بخاطر دعایش و نابود کردن رستوران خسارت خواست !
ملا و مومنان ابن ادعا که بخاطر دعای آنها رستوران آن مرد نابود شده را نپذیرفتند ٬ قاضی دو طرف را به محکمه خواست و بعد از این که سخنان دو جانب دعوا را شنید، گلویی صاف کرد و گفت : نمی دانم چه بگویم ؟!.سخن هر دو را شنیدم : یک سو ملا و مومنانی هستند که به تاثیر دعا و ثنا ایمان ندارند و سوی دیگر مرد شراب فروشی که به تاثیر دعا ایمان دارد.
♦️ @seemorghbook
👏29👍8❤6😁6🤨1
همین روزها ؛
اتفاقاتِ خوب ، خواهند افتاد ؛ درست وسطِ روزمرِگی هایمان ،
دلخوشی ها راهشان را گم خواهند کرد و این بار ، به سمتِ ما روانه خواهند شد .
شب هایی را می بینم که از خستگیِ شادی و لبخندِ روزهایمان می خوابیم و صبح هایی که با اشتیاقِ دلخوشی هایِ تازه بیدار می شویم .
من شک ندارم ؛
یکی از همین روزها ... همه چیز درست خواهد شد !
#نرگس_صرافیان
♦️@seemorghbook
اتفاقاتِ خوب ، خواهند افتاد ؛ درست وسطِ روزمرِگی هایمان ،
دلخوشی ها راهشان را گم خواهند کرد و این بار ، به سمتِ ما روانه خواهند شد .
شب هایی را می بینم که از خستگیِ شادی و لبخندِ روزهایمان می خوابیم و صبح هایی که با اشتیاقِ دلخوشی هایِ تازه بیدار می شویم .
من شک ندارم ؛
یکی از همین روزها ... همه چیز درست خواهد شد !
#نرگس_صرافیان
♦️@seemorghbook
❤14👍10😢2👎1
☕ قطعهای از کتاب
همهٔ چیزهایِ عظیم و مهمی که میشناسیم کار عَصبیهاست.
همهٔ مکتبها را آنها بنیان گذاشتهاند و همه ی شاهکارها را آنها ساختهاند و نه کسان دیگر. بشریت هرگز نخواهد فهمید که چقدر به آنها مدیون است و بخصوص آنها برای ارائهٔ این همه چیز به بشریت چقدر رنج کشیدهاند.
ما از شنیدن موسیقی خوب، از دیدن نقاشی زیبا لذت میبریم، اما نمیدانیم که برای سازندگانشان به چه بهایی تمام شدهاند، به قیمت چه بیخوابیها، چه گریهها، چه خندههای عصبی، چه کهیرها، چه آسمها، چه صرعها، و چه مقدار اضطراب مرگ که از همهٔ آنهایِ دیگر بدتر است.
📕#در_جستجوی_زمان_از_دست_رفته
✍#مارسل_پروست
♦️ @seemorghbook
همهٔ چیزهایِ عظیم و مهمی که میشناسیم کار عَصبیهاست.
همهٔ مکتبها را آنها بنیان گذاشتهاند و همه ی شاهکارها را آنها ساختهاند و نه کسان دیگر. بشریت هرگز نخواهد فهمید که چقدر به آنها مدیون است و بخصوص آنها برای ارائهٔ این همه چیز به بشریت چقدر رنج کشیدهاند.
ما از شنیدن موسیقی خوب، از دیدن نقاشی زیبا لذت میبریم، اما نمیدانیم که برای سازندگانشان به چه بهایی تمام شدهاند، به قیمت چه بیخوابیها، چه گریهها، چه خندههای عصبی، چه کهیرها، چه آسمها، چه صرعها، و چه مقدار اضطراب مرگ که از همهٔ آنهایِ دیگر بدتر است.
📕#در_جستجوی_زمان_از_دست_رفته
✍#مارسل_پروست
♦️ @seemorghbook
👍18❤3
دنیا پر است از دکترهای بیسواد
از دانشگاه رفتههای بیسواد
سیاسیون بیسواد!
انسانی که به شناخت خویش نرسیده باشد ، بیسواد است.
هر چند تمام کتب دنیا را خوانده باشد!
♦️ @seemorghbook
از دانشگاه رفتههای بیسواد
سیاسیون بیسواد!
انسانی که به شناخت خویش نرسیده باشد ، بیسواد است.
هر چند تمام کتب دنیا را خوانده باشد!
♦️ @seemorghbook
👍32❤4👏4