📕#اپرای_چهار_پنی
✍#برتولت_برشت
برشت در ادبیات و هنر به تعهد اجتماعی معتقد بود و قلم خود را در خدمت مبارزه با نابرابری ها و ناروایی های جامعه نهاده بود. او با نگارش رشته ای از مقالات نظری، مکتب تازه ای در تئاتر پایه گذاشت که "تئاتر اپیک" یا "تئاتر روایی" خوانده می شود. این تئاتر به یاری "تکنیک فاصله گذاری" و شکستن "توهم نمایشی"، تماشاگر را از غرق شدن در هیجانها و احساسات درام باز می دارد، به او فرصت و توان اندیشیدن می دهد، تا بتواند وضعیت موجود را نقد کند.
با به قدرت رسیدن رژیم نازی در آلمان (۱۹۳۳) برشت میهن خود را ترک کرد، کشور به کشور از برابر پیشروی ارتش نازی گریخت، دانمارک و سوئد و فنلاند را پشت سر گذاشت تا سرانجام در سال ۱۹۴۱ به آمریکا رسید.
دوران تبعید برشت، که خود گمان می کرد کوتاه مدت باشد، ۱۵ سال به درازا کشید. او در تمام این دوران ناآرام در آفرینش هنری کوشا و پربار بود و آثار ماندگار بسیاری نوشت.
پس از پایان جنگ جهانی دوم و آغاز جنگ سرد، فضای سیاسی تازه ای در آمریکا حاکم شد. داشتن افکار مترقی "جرم" به حساب آمد، نیروها و روشنفکران چپگرا "عناصر دشمن" خوانده شدند. راست گرایان افراطی به سرکردگی سناتور جوزف مک کارتی کارزار مخوفی علیه هنرمندان و نویسندگان مترقی به راه انداختند.
برشت در ۳۰ اکتبر ۱۹۴۷ "برای ادای پاره ای توضیحات" از جانب "کمیته ویژه برای تحقیق در فعالیتهای ضدآمریکایی" به واشنگتن فرا خوانده شد. او چند روز بعد ایالات متحده را برای همیشه ترک کرد. پس از چندی اقامت در سویس، به سال ۱۹۴۸ به آلمان شرقی رفت.
برشت در آلمان شرقی با استقبال گرمی روبرو شد. در برلین تئاتر دلخواه خود را به نام "برلینر آنسامبل" پایه گذاشت که ظرف چند سال به شهرت و اعتباری شایان دست یافت. او سرانجام توانست کارهای نمایشی خود را آنگونه که خود در نظر داشت، بر صحنه این تئاتر به اجرا بگذارد.
♦️@seemorghbook
✍#برتولت_برشت
برشت در ادبیات و هنر به تعهد اجتماعی معتقد بود و قلم خود را در خدمت مبارزه با نابرابری ها و ناروایی های جامعه نهاده بود. او با نگارش رشته ای از مقالات نظری، مکتب تازه ای در تئاتر پایه گذاشت که "تئاتر اپیک" یا "تئاتر روایی" خوانده می شود. این تئاتر به یاری "تکنیک فاصله گذاری" و شکستن "توهم نمایشی"، تماشاگر را از غرق شدن در هیجانها و احساسات درام باز می دارد، به او فرصت و توان اندیشیدن می دهد، تا بتواند وضعیت موجود را نقد کند.
با به قدرت رسیدن رژیم نازی در آلمان (۱۹۳۳) برشت میهن خود را ترک کرد، کشور به کشور از برابر پیشروی ارتش نازی گریخت، دانمارک و سوئد و فنلاند را پشت سر گذاشت تا سرانجام در سال ۱۹۴۱ به آمریکا رسید.
دوران تبعید برشت، که خود گمان می کرد کوتاه مدت باشد، ۱۵ سال به درازا کشید. او در تمام این دوران ناآرام در آفرینش هنری کوشا و پربار بود و آثار ماندگار بسیاری نوشت.
پس از پایان جنگ جهانی دوم و آغاز جنگ سرد، فضای سیاسی تازه ای در آمریکا حاکم شد. داشتن افکار مترقی "جرم" به حساب آمد، نیروها و روشنفکران چپگرا "عناصر دشمن" خوانده شدند. راست گرایان افراطی به سرکردگی سناتور جوزف مک کارتی کارزار مخوفی علیه هنرمندان و نویسندگان مترقی به راه انداختند.
برشت در ۳۰ اکتبر ۱۹۴۷ "برای ادای پاره ای توضیحات" از جانب "کمیته ویژه برای تحقیق در فعالیتهای ضدآمریکایی" به واشنگتن فرا خوانده شد. او چند روز بعد ایالات متحده را برای همیشه ترک کرد. پس از چندی اقامت در سویس، به سال ۱۹۴۸ به آلمان شرقی رفت.
برشت در آلمان شرقی با استقبال گرمی روبرو شد. در برلین تئاتر دلخواه خود را به نام "برلینر آنسامبل" پایه گذاشت که ظرف چند سال به شهرت و اعتباری شایان دست یافت. او سرانجام توانست کارهای نمایشی خود را آنگونه که خود در نظر داشت، بر صحنه این تئاتر به اجرا بگذارد.
♦️@seemorghbook
❤8👍4🤔1
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
گالیله در غمانگیزترین لحظهی شکست، سنتِ دیرینِ قهرمانسازی را درهم میشکند.
هنگامی که شاگردان خشمگین و بیتابش به طعنه میگویند: "بدبخت ملتی که قهرمان ندارد"، گالیله، درهم شکسته و ناتوان، تنها و بییاور، جوابی بینظیر میدهد:
"بدبخت ملتی که به قهرمان احتیاج دارد".
همین است..
اگر ملتی بدبخت و درمانده نباشد چه حاجتی به قهرمان دارد؟
چه بدبختی از این بالاتر که مردمی بنشینند و منتظرِ ظهورِ قهرمانی باشند؟
اصلا رویای ظهورِ منجی قادر، زادهی ضعف و نادانی آدمهاست.
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
گالیله در غمانگیزترین لحظهی شکست، سنتِ دیرینِ قهرمانسازی را درهم میشکند.
هنگامی که شاگردان خشمگین و بیتابش به طعنه میگویند: "بدبخت ملتی که قهرمان ندارد"، گالیله، درهم شکسته و ناتوان، تنها و بییاور، جوابی بینظیر میدهد:
"بدبخت ملتی که به قهرمان احتیاج دارد".
همین است..
اگر ملتی بدبخت و درمانده نباشد چه حاجتی به قهرمان دارد؟
چه بدبختی از این بالاتر که مردمی بنشینند و منتظرِ ظهورِ قهرمانی باشند؟
اصلا رویای ظهورِ منجی قادر، زادهی ضعف و نادانی آدمهاست.
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
👍38👏4
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
چشم انتظار چه هستید؟
که کًران بگذارند با آنها سخن بگوئید؟
که شکمپرستان
چیزی به شما ارزانی کنند؟
که گرگها به جای پاره کردنتان
به شما نان خورشتی بدهند؟
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
چشم انتظار چه هستید؟
که کًران بگذارند با آنها سخن بگوئید؟
که شکمپرستان
چیزی به شما ارزانی کنند؟
که گرگها به جای پاره کردنتان
به شما نان خورشتی بدهند؟
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
👏18👍2
📕#استثنا_و_قاعده
✍#برتولت_برشت
استثناء و قاعده (به آلمانی: Die Ausnahme und die Regel) نمایشنامهای کوتاه از نمایشنامه نویس آلمانی برتولت برشت است که در سال ۱۹۳۰ میلادی نگاشته شد. این نمایش در کمتر از چهل دقیقه اجرا میشود. این نمایشنامه راجع به تاجر نفتی است که برای بستن قرارداد نفتی باید از بیابانی به نام یاهی گذر کند.
درونمایه اصلی این نمایشنامه همانند بسیاری دیگر از آثار برشت دربارهٔ فاصله طبقاتی، واگذاری قدرت به جامعه اقلیت و حکمرانی آنان بر جامعه پایین دستی که حداکثر جامعه را تشکیل میدهند و اجرای تبعیضآمیز مدنیت در جامه مدرن است. یکی از مهمترین و کلیدیترین تکگوییهای این نمایشنامه در آغاز آن پیش از شروع خود نمایشنامه قرار دارد که هدف از آن یادآوری مسئلهٔ طبیعی شدن اتفاقات در دوره نوین برای انسان مدرن است، دورهای که آدمیان در آن به راحتی نسبت به مسائل مهم پیرامون خود بیتفاوت میشوند.
♦️ @seemorghbook
✍#برتولت_برشت
استثناء و قاعده (به آلمانی: Die Ausnahme und die Regel) نمایشنامهای کوتاه از نمایشنامه نویس آلمانی برتولت برشت است که در سال ۱۹۳۰ میلادی نگاشته شد. این نمایش در کمتر از چهل دقیقه اجرا میشود. این نمایشنامه راجع به تاجر نفتی است که برای بستن قرارداد نفتی باید از بیابانی به نام یاهی گذر کند.
درونمایه اصلی این نمایشنامه همانند بسیاری دیگر از آثار برشت دربارهٔ فاصله طبقاتی، واگذاری قدرت به جامعه اقلیت و حکمرانی آنان بر جامعه پایین دستی که حداکثر جامعه را تشکیل میدهند و اجرای تبعیضآمیز مدنیت در جامه مدرن است. یکی از مهمترین و کلیدیترین تکگوییهای این نمایشنامه در آغاز آن پیش از شروع خود نمایشنامه قرار دارد که هدف از آن یادآوری مسئلهٔ طبیعی شدن اتفاقات در دوره نوین برای انسان مدرن است، دورهای که آدمیان در آن به راحتی نسبت به مسائل مهم پیرامون خود بیتفاوت میشوند.
♦️ @seemorghbook
👍6🔥1
«حقیقت» همان اندازه رایج خواهد شد که ما رواجش بدهیم اینکه آفتابِ حقیقت در پرده نخواهد ماند حرفِ مفتی است فقط دستهای ما میتواند از پرده بیرونش بکشد.
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
👍19❤4
دولت اعتماد خودش را به مردم از دست داده است.
بهتر نیست مردم را منحل کنیم تا دولت مردم دیگری انتخاب کند؟
#برتولت_برشت
♦️ @seemorghbook
بهتر نیست مردم را منحل کنیم تا دولت مردم دیگری انتخاب کند؟
#برتولت_برشت
♦️ @seemorghbook
👏28👍5❤4
کسانی که اعتقاد دارند
دیگران باید آزادی را به او بدهند
همانند کسانی هستند که
برای گذر از رودخانه
منتظرند تا آب رودخانه خشک شود
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
دیگران باید آزادی را به او بدهند
همانند کسانی هستند که
برای گذر از رودخانه
منتظرند تا آب رودخانه خشک شود
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
👍32👎2
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
به سر برادرتان ستم رفته
و شما پلکها را بر هم مینهید؟
ستم دیده نعره میکشد و شما
لب از لب نمیگشایید؟
ستمگر آزادانه میگردد
و قربانی میجوید
و شما می پندارید که
از ستم او در در اَمانید
زیرا نافرمانی نکرده اید.
این چه شهریست؟
شما چگونه بشرهایی هستید؟
در شهری که به کسی بی عدالتی میشود٬
باید مردم سر به شورش بردارند.
شهری که در آن از شورش نشانی نیست٬
چه بهتر که قبل از رسیدن غروب آفتاب
در میان شعلههای آتش نابود شود.
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
به سر برادرتان ستم رفته
و شما پلکها را بر هم مینهید؟
ستم دیده نعره میکشد و شما
لب از لب نمیگشایید؟
ستمگر آزادانه میگردد
و قربانی میجوید
و شما می پندارید که
از ستم او در در اَمانید
زیرا نافرمانی نکرده اید.
این چه شهریست؟
شما چگونه بشرهایی هستید؟
در شهری که به کسی بی عدالتی میشود٬
باید مردم سر به شورش بردارند.
شهری که در آن از شورش نشانی نیست٬
چه بهتر که قبل از رسیدن غروب آفتاب
در میان شعلههای آتش نابود شود.
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
❤16👏9👍3
📕#سقراط_مجروح
✍#برتولت_برشت
برتولت برشت (۱۹۵۶-۱۸۹۸) در داستان "سقراط مجروح" دیدگاه و نظرهای همیشگی اش را دنبال می کند: جنگ چیزی جز نوعی کسب و کار در خدمت مصالح عده ای خاص نیست ؛ قهرمان بودن هم شغلی است مانند همه مشاعل دیگر. نجار، پینه دوز، قابله، نانوا، ریاضیدان، که چون برای خدمات آنها تقاضا وجود دارد لاجرم عُرضه ای نیز در کار خواهد بود. به نظر برشت پیروزی در میدان نبرد به همان اندازه به شجاعت فرد بستگی دارد که به تاثیر عواملی مثل جویدن پیاز در افزایش دلاوری اش. اما آنچه در نهایت تعیین می کند چه کسی تاج قهرمانی بر سر می گذارد ، هم بخت و تصادف، و هم این واقعیت است که افراد در رقابت برای پیشی گرفتن از دیگران، گاه ناچارند برای از میدان به در کردن ِ رقیبان خطرناک، به قهرمان شدن ِ بی ربطترین آدم رضایت دهند.
♦️@seemorghbook
✍#برتولت_برشت
برتولت برشت (۱۹۵۶-۱۸۹۸) در داستان "سقراط مجروح" دیدگاه و نظرهای همیشگی اش را دنبال می کند: جنگ چیزی جز نوعی کسب و کار در خدمت مصالح عده ای خاص نیست ؛ قهرمان بودن هم شغلی است مانند همه مشاعل دیگر. نجار، پینه دوز، قابله، نانوا، ریاضیدان، که چون برای خدمات آنها تقاضا وجود دارد لاجرم عُرضه ای نیز در کار خواهد بود. به نظر برشت پیروزی در میدان نبرد به همان اندازه به شجاعت فرد بستگی دارد که به تاثیر عواملی مثل جویدن پیاز در افزایش دلاوری اش. اما آنچه در نهایت تعیین می کند چه کسی تاج قهرمانی بر سر می گذارد ، هم بخت و تصادف، و هم این واقعیت است که افراد در رقابت برای پیشی گرفتن از دیگران، گاه ناچارند برای از میدان به در کردن ِ رقیبان خطرناک، به قهرمان شدن ِ بی ربطترین آدم رضایت دهند.
♦️@seemorghbook
👍10❤1
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
طی چهل سال، عمل و رفتار آدمها به من یاد داد که آنها میانهای با عقل ندارند. دم سرخ رنگ ستارهی دنباله داری را به آنها نشان بده، دلشان را از ترس پر کن، میبینی که آشفته و سراسیمه از خانههایشان بیرون میریزند، و درهم برهم چنان میدوند که قلم پایشان بشکند.
ولی بیا و به آنها حرف معقولی بزن، و به هزار دلیل ثابتش کن، میبینی که فقط به ریشت میخندند.
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
طی چهل سال، عمل و رفتار آدمها به من یاد داد که آنها میانهای با عقل ندارند. دم سرخ رنگ ستارهی دنباله داری را به آنها نشان بده، دلشان را از ترس پر کن، میبینی که آشفته و سراسیمه از خانههایشان بیرون میریزند، و درهم برهم چنان میدوند که قلم پایشان بشکند.
ولی بیا و به آنها حرف معقولی بزن، و به هزار دلیل ثابتش کن، میبینی که فقط به ریشت میخندند.
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
👍14❤1
آنها که زیردستند ، زیردست نگه داشته میشوند تا بالادستان بالادست بمانند :
رذالت بالادستان را حد و مرزی نیست ...
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
رذالت بالادستان را حد و مرزی نیست ...
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
👍27❤10
بسياری نمی دانند وقتی رژه می روند
دشمن پيش قراولشان است
صدايی كه به آنها فرمان ميدهد
صدای دشمنانشان است.
آن كه از دشمن سخن می گويد خود دشمن است!!
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
دشمن پيش قراولشان است
صدايی كه به آنها فرمان ميدهد
صدای دشمنانشان است.
آن كه از دشمن سخن می گويد خود دشمن است!!
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
👍17❤2👏2
هرجا سخن از فضایل بزرگ است یک جای کار میلنگلد.
بیهوده نیست مردانی که زنان بی شمار در حرمسرا داشته اند بیش از همه از تقوی و عفت سخن گفته اند..!
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
بیهوده نیست مردانی که زنان بی شمار در حرمسرا داشته اند بیش از همه از تقوی و عفت سخن گفته اند..!
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
👍26❤6👎1
هرجا سخن از فضایل بزرگ است یک جای کار میلنگلد.
بیهوده نیست مردانی که زنان بی شمار در حرمسرا داشته اند بیش از همه از تقوی و عفت سخن گفته اند..!
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
بیهوده نیست مردانی که زنان بی شمار در حرمسرا داشته اند بیش از همه از تقوی و عفت سخن گفته اند..!
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
👍24👏2
جنگ طبقاتی باعث شد تا اگر جایی ستم حکم فرما باشد ، و مقاومتی بروز نکند به آن تردید کنیم ..
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
❤15👍5
🔶🔸🔶🔸🔶🔸🔶🔸🔶🔸🔶
وقتی بالائیها از صلح حرف میزنند
مردم عادی میفهمند که جنگ در پیش است.
وقتی بالائیها جنگ را لعنت میکنند
فرمانهای اجتماعی پیشاپیش صادر شدهاند.
وقتی بالائیها از صلح حرف میزنند
عابر خیابان دست از امید بشوی!
وقتی بالائیها قرارداد عدم تعرض میبندند
وصیتنامهات را بنویس!
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
وقتی بالائیها از صلح حرف میزنند
مردم عادی میفهمند که جنگ در پیش است.
وقتی بالائیها جنگ را لعنت میکنند
فرمانهای اجتماعی پیشاپیش صادر شدهاند.
وقتی بالائیها از صلح حرف میزنند
عابر خیابان دست از امید بشوی!
وقتی بالائیها قرارداد عدم تعرض میبندند
وصیتنامهات را بنویس!
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
👍24❤1
📕#اندیشه_های_متی
✍#برتولت_برشت
کتاب در مورد مرد افسرده اي است كه اعتقاد دارد زندگي بي معناست و همه اش نق مي زند كه مي خواهد خودكشي كند.يكي از دوستانش مي گويد: خب برو خودت را بكش! چرا فقط حرفش را مي زني؟ اما يك روز جنگ مي شود و دشمن شهر را بمباران مي كند.از قضا يك بمب به خانه همسايه اش مي افتد. او با سر و روي خاك آلود از خانه بيرون مي جهد. و ناگهان با سيل مردم روبرو مي شود كه با تمام وجود مي كوشند تا آسيب ديدگان را نجات دهند. او هم آستين هايش را بالا مي زند و با اراده اي مصمم به كمك آنها مي شتابد.
♦️@seemorghbook
✍#برتولت_برشت
کتاب در مورد مرد افسرده اي است كه اعتقاد دارد زندگي بي معناست و همه اش نق مي زند كه مي خواهد خودكشي كند.يكي از دوستانش مي گويد: خب برو خودت را بكش! چرا فقط حرفش را مي زني؟ اما يك روز جنگ مي شود و دشمن شهر را بمباران مي كند.از قضا يك بمب به خانه همسايه اش مي افتد. او با سر و روي خاك آلود از خانه بيرون مي جهد. و ناگهان با سيل مردم روبرو مي شود كه با تمام وجود مي كوشند تا آسيب ديدگان را نجات دهند. او هم آستين هايش را بالا مي زند و با اراده اي مصمم به كمك آنها مي شتابد.
♦️@seemorghbook
👍6❤2
⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜
چه سود نیکی را هنگام که نیکان سرکوب میشوند ..؟
چه سود آزادی را هنگام که آزاد مردان ، دربند می زینند ..؟
چه سود دانایی را هنگام که نادانان ، نانی به چنگ می آورند که همگان نیازمند آنند ..؟
بجای آنکه ، تنها ، خود نیک باشید
بکوشید طرحی دراندازید
که نفس آزادی ممکن گرددتا همه گان آزاد باشند و نیازی به آزادی نباشد
بجای آنکه ، تنها ، خود خرمند باشید
بکوشید طرحی در اندازید که نابخردی را از جهان براندازید
تا کس را زین کالا ، هیچ بهره نباشد ... .
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
چه سود نیکی را هنگام که نیکان سرکوب میشوند ..؟
چه سود آزادی را هنگام که آزاد مردان ، دربند می زینند ..؟
چه سود دانایی را هنگام که نادانان ، نانی به چنگ می آورند که همگان نیازمند آنند ..؟
بجای آنکه ، تنها ، خود نیک باشید
بکوشید طرحی دراندازید
که نفس آزادی ممکن گرددتا همه گان آزاد باشند و نیازی به آزادی نباشد
بجای آنکه ، تنها ، خود خرمند باشید
بکوشید طرحی در اندازید که نابخردی را از جهان براندازید
تا کس را زین کالا ، هیچ بهره نباشد ... .
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
👍7❤4