کتابخانه سیمرغ
73.2K subscribers
15.3K photos
1.18K videos
7.36K files
468 links
Download Telegram
📕#تاجر_ونیزی

#ویلیام_شکسپیر

تاجر ونیزی یا داستان شورانگیز بازرگان وندیکی نمایش‌نامه‌ای کمدی اثر ویلیام شکسپیر است که در حدود سال‌های ۱۵۹۴–۱۵۹۶ نوشته شده‌است. این اثر به صورت یک کمدی رمانتیک است و به خاطر صحنه‌های دراماتیک آن معروف است. همچنین شهرت دیگر این اثر به خاطر شخصیت یهودیِ شایلاک که یک رباخوار است و بی‌رحمی بیش از حد او نسبت به شخصیت اصلی داستان آنتونیو تاجر است. نیز نباید از نظر دور داشت که مسایلی از قبیل تقابل خرد مردانه و زنانه، وجود یا عدم وجود حق انتخاب برای دختران، نکوهش و پذیرش رباخواری و… در تاجر ونیزی به چشم می‌خورد.

♦️@seemorghbook
👍95


شکوه گرگ

چه کسی میگوید شیر سلطان زمین است و عقاب شاه آسمان وقتی برای لقمه ای نان بازیچه ی انسان میشوند و تخت سلطانی زمین و پادشاهی اسمان را به نان ذلت می فروشند و اهلی نیاز و تن پروری میشوند زنده باد گرگ که اهلی نمیشود برای لقمه ای نان؛ واز هیچکس توقعی ندارد به جز خودش او وفاداری سگ را به لجن میکشد و شکوه پوشالین شیرو عقاب را افشا می کند که وفای سگ به نیازش است و شکوه شیر و عقاب شکستنی و سقوط وار است اما شکوه گرگ در عزت و غرور آزادگی و اتکای به خویش است پس او سلطان زمین و پادشاه آسمان است او اهل جمع و عوام و وقت گذرانی و خوش گذرانی های عوامانه نیست یارانش اندکند و هم فکر و هم مسیر و وفادار و شبگرد و پر طاقت و تیز بین و عاقل و خانواده دوست؛ غرور گرگ زیباست چون اوج عزت و ازادگیست او هرگز سربار کسی نیست حتی عزیزانش و فرزندانش که عمری برایشان جانبازی وایثار کرده است چون وقتی پیر میشود و توان شکار جمعی را از دست میدهد کار را به کاردان جوان و قدرتمند می سپارد و از اهل خود جدا میشود تا هم سربار کسی نباشد و هم با غرور زندگی کند و با عزت بمیرد او هرگز تسلیم نمیشود وتملق و دریوزگی نمیکند و برای خودش ارزش و شخصیت قائل است در قفس عمری ندارد و جانش را برای ازادی میدهد انگار نافش را با آزادی بریده اند و و ذهنش را با شراب عزت مخمور کرده اند با انسان دوست میشود ولی هرگز برده و مطیع نمیشود مانند هیچکس نیست و از کسی تقلید نمیکند و بازیچه ی سیرک انسانها نمی شود او خودش است خود خودش

ای کاش ما هم کمی گرگ بودیم

♦️@seemorghbook
👍147👏1😐1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زندگی حکایت قدیمی کوهستان است؛
هر چه را صدا کنیم همان را می شنویم.
پس به نیکی صدا کنیم، تا نیک بشنویم.

♦️@seemorghbook
12👍3🤩1


خیلی از ما فکر میکنیم کار زیاد= خوشبختی

برتراند راسل در کتاب در ستایش بطالت می‌گه: قبل از انقلاب صنعتی، زندگی مردم ترکیبی از کار، تفریح و استراحت بود. اما با ظهور کارخانه‌ها، کار طولانی تبدیل به یک ارزش شد.
نتیجه؟ ما پرکار شدیم، اما شادمانی کم شد و استرس زیاد.
راسل می‌ گه فراغت، نه تنبلی، بلکه فرصتی برای خلاقیت و تفکر عمیق است.
خوشبختی فقط با کار کردن به دست نمیاد، با زندگی کردن به دست میاد.

♦️@seemorghbook
👍181
☕️ قطعه‌ای از کتاب

واقعیت این است که ما همگی در این سیاره، تنها هستیم. هر کدام از ما کاملا تنهاییم و هرچه زودتر این حقیقت را بپذیریم، به نفعمان خواهد بود. بسیاری از مردم تنها زندگی می کنند، چه ازدواج کرده باشند و چه مجرد باشند. بدون هیچ یافتنی، همیشه در جستجو بوده اند...!

📕#پلی_به_سوی_جاودانگی

#ریچارد_باخ

♦️@seemorghbook
👍12
روشنفکری اساساٌ با شک آغاز می‌شود. یعنی شک‌کردن و نقدکردن، ماهیت و موضوع روشنفکر واقعی است.

او با بیدارکردن شک می‌کوشد تا پایه‌های یقین را در جامعه استوار کند. در واقع برای یک روشنفکر واقعی، شک‌کردن تنها مسئله‌ای است که در آن شک نیست.

#علی_میرفطروس

♦️@seemorghbook
👍163👏2
هزل تعلیم است

وحید ضیایی
♦️@seemorghbook
🥰32
📕#هزل_تعلیم_است

#وحید_ضیایی

پژوهشی در طنز آمیخته به هزل (رساله صد پند.مذهب مختار.رساله دلگشاو دیوان ایرج میرزا)
وحید ضیائی در ششم خرداد۱۳۵۹ در اردبیل به دنیا آمد. او تحصیلاتش را تا دوره کارشناسی در رشته زبان و ادبیات فارسی ادامه داده و زبان وادبیات انگلیسی را همزمان در موسسات آزاد می آموزد و با تشویق پدربزرگ به ترجمه , شعر و پژوهش ادبی روی می آورد.او در زمینه های پژوهش ادبی نقد ترجمه مشغول به فعالیت بوده وآثارش در نشریات مختلف به چاپ رسیده اند .جامعه ادبی او را خالق ژانر شعرآستان می شناسد.بیشتر آثار او به دلیل امتناع از اعمال ممیزی بصورت الکترونیکی منتشر شده.وحید ضیائی در حین تحصیل در دانشگاه شعرآستان را پایه گذاری میکند.از همان زمان به مطبوعات روی آورد و در روزنامه‌ها و مجلات نویسندگی را به عهده گرفت. همکاری او با عمران صلاحی در مجلات مطبخ و مرغ سحر و برکناری از هر دوی این نشریات به دلیل مواضع غیر انفعالی در همین دوران اتفاق می افتداولین مجموعه شعرش با نام ۳۳ شعر عاشقانه در ۱۳۸۲به چاپ رسید.

♦️@seemorghbook
13
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سرگذشت بیش از پنج هزار سال
تاریخ ایران در 5 دقیقه

(پیشنهاد میشود این فیلم کوتاه را با دقت ببینید)

♦️@seemorghbook
11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ﺭﺳﯿﺪﻥ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺮﺍﯼ هیچﮐﺲ ﺣﺘﻤﯽ ﻧﯿﺴﺖ !
ﭘﺲ ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﺑﺮﻗﺼﯿﺪ ﺗﺎ ﭘﺎﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺩﺭﺩ ﺑﮕﯿﺮﺩ !
ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﺑﺨﻨﺪﯾﺪ ﺗﺎ ﭘﻬﻠﻮﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺍﺫﯾﺖ ﺷﻮﺩ ...
ﺑﻪ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ دوستشان ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﮐﻨﯿﺪ !
ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﻓﺮﺩﺍ ﻫﺮﮔﺰ نیاید ...!
ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﻥ ،
ﺗﻨﻬﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﻣﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﮕﯿﺮﺩ !


♦️@seemorghbook
12👎1
یک امتحان ساده براى ارزیابى خودتون

جاى ساعت دیوارى خونتون رو عوض کنین میبینید که تا ماه ها هنوز روى دیوار ناخودآگاه دنبالش میگردین!!!

ذهن شما براى قبول و پردازش تغییر یک ساعت ساده و بى احساس نیاز به چند ماه زمان داره پس انتظار نداشته باشید تغییرات بزرگتر رو در زمان کوتاه و بدون مشکل قبول کنه...

پس هرگز نااُمید نشید ...

♦️@seemorghbook
👍11
ما نقش قهرمان را بازی می کنیم،
چون ترسوییم.
نقش قدیس را بازی می کنیم،
چون شروریم
نقش آدم کش را بازی می کنیم،
چون در کشتن همنوعان خود
بی تابیم و اصولا از آن رو
نقش بازی می کنیم که
از لحظه‌ی تولد دروغگوییم...!

#ژان_پل_سارتر

♦️@seemorghbook
16🔥2👍1
☕️ قطعه‌ای از کتاب

نگو پول، نگو تحصیلات، نگو ظاهر و قیافه، نگو روابط یا مسئولیت‌های زیاد مرا از رسیدن به خواسته‌هایم باز داشته است. خودت خوب می‌دانی که تمام اینها بهانه است.
فقط یک چیز است که ما را از زندگی کردن رویاهایمان باز می‌دارد، و آن ترس است. دست و پای ترس را ببند تا دست و پای خودتان باز شود.

📕#نترس_دختر_غوغا_به_پا_کن

#کارا_الویل_لیبا

♦️@seemorghbook
👍102👏1
سکوت در اثر بستن دهان نیست؛

در اثر باز کردن فکر است،
هر چه فکر بازتر، سکوت بیشتر،
هر چه فکر بسته تر، دهان بازتر!

♦️@seemorghbook
17👍8👏3
گنج شایگان

حسیب الدین صاحب
♦️@seemorghbook
4
📕#گنج_شایگان

#حسیب_الدین_صاحب

گنج شایگان عنوان کتابی است نوشتهٔ حسیب‌الدین صاحب متخلص به «سوزان». اثری به نثر و نظم فارسی است که در سال ۱۲۷۷ هـ. ش. نوشته شده است. حسیب‌الدین صاحب این اثر را به تقلید از گلستان سعدی و در پنج باب با نام‌های در معارف یزدانی، در مراسم جهانبانی، در ترک شناعت، در برگ قناعت و در آداب موافقت و ادای حق مرافقت به نگارش درآورد. از ویژگی‌های این اثر، وجود ابیات فارسی و عربی در بین حکایات است.

♦️@seemorghbook
7
ﻫﻔﺪﻩ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻮﺩ، ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﻗﺎﯾﻢ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﭘﺪﺭﻡ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺍﻣﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺗﺮﺳﺎﻧﺪﻣﺶ، ﺑﻬﺶ ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ، ﺍﻭ ﻫﻢ ﺧﻨﺪﯾﺪ...

ﺩﺭ آﻥ ﺳﻦ ﻭ ﺳﺎﻝﺳﯿﮕﺎﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺩﺭ ﺣﻤﺎﻡ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﻡ؛ ﺍﻥ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ، ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺣﻤﺎﻡ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﺑﮑﺸﻢ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﮐﺸﯿﺪﻧﻢ ﻃﻮﻝ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﭼﻬﺎﺭ ﻧﺦ!!

ﻧﺦ آﺧﺮ ﺭﺍ ﮐﻪ ﮐﺸﯿﺪﻡ، ﺳﯿﮕﺎﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﭘﺪﺭ ﺩﺭ ﭼﺎﻩ ﺣﻤﺎﻡ ﻓﺮﻭ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﺩﺭﺣﻤﺎﻡ ﮐﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ آمدﻡ، ﭘﺪﺭﻡ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺣﻤﺎﻡ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺑﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ آﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﻣﺮﺍ ﺑﺘﺮﺳﺎﻧﺪ ...
ﺑﻐﻠﺶ ﮐﺮﺩﻡ
ﺑﻮﺳﯿﺪمش
ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ
ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻧﮑﺸﯿﺪﻡ ...

#گاندی

♦️@seemorghbook
33👏8👍5😁5😢4👎1💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح باشکوهترین لحظه زندگیست
یک نفس عمیق بکش وبا امید به خدا
گامهایت رامحکم واستوار بردار
و بهترین روز زندگیت رابساز...

♦️@seemorghbook
👍31