کتابخانه سیمرغ
74.9K subscribers
14.4K photos
933 videos
7.07K files
477 links
Download Telegram
📕#مکبث

#ویلیام_شکسپیر

نمایشنامه مکبث را به عنوان یکی از کوتاه‌ترین و تاثیر‌گذارین‌ترین نمایشنامه‌های تراژدی در تاریخ می‌شناسند. نمی‌شود کتاب‌خوان بود و شکسپیر را نشناخت، و نمی‌شود شکسپیر را شناخت و مکبث را نخواند. نمایشنامه‌ای که چهار قرن از خلق آن گذشته و هنوز شاهد اجراهای تازه‌ای از آن هستیم و کماکان مرجع خلق آثار نمایشی دیگری است.

درباره نمایشنامه مکبث:

نمایشنامه مکبث در آغازین سال‌های قرن هفدهم نوشته و اجرا شد؛ ظاهرا خود شکسپیر هم در اولین اجرا حضور داشته است. طرح این قصه برگرفته از یک واقعه تاریخی است که چیزی حدود شش قرن پیش از نوشتن نمایشنامه، رخ داده بود. در آن سال، پادشاه دانکن که قانون جانشینی پادشاهی را تغییر داده و بر تخت سلطنت نشسته بود، توسط مکبث کشته می‌شود. شکسپیر هم در شاهکار خودش همین جاه‌طلبی و قدرت‌طلبی را نشانه گرفته و قصه‌اش را بر آن ساخته است. در نسخه انگلیسی، بیشتر بخش‌ها به نظم نوشته شده‌اند و حتی دیگر سطرها هم کلامی آهنگین دارند. یکی از شاخصه‌های مهم اثر، همین شیوه بیان و روایت است؛ شکسپیر در این تراژدی از آرایه‌های استعاره و تشبیه بسیار زیاد بهره برده.

♦️@seemorghbook
📕#اتللو

#ویلیام_شکسپیر

نمایش‌نامه‌ای عاشقانه و تراژیک اثر ویلیام شکسپیر که در حدود سال‌های ۱۶۰۳–۱۶۰۴ میلادی نوشته شده‌است. این نمایش‌نامه بر اساس داستانی به نام کاپیتان مغربی (۱۵۶۵ م)، نوشتهٔ سینسیو، نویسندهٔ ایتالیایی، نگاشته شده‌است. در این نمایش‌نامه شکسپیر به مضمون خیانت در عشق می پردازد.

♦️@seemorghbook
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠

وقتی میتوانستم صحبت کنم
گفتند؛ گوش کن
وقتی میتوانستم بازی کنم
مرا کار کردن آموختند
وقتی کاری پیدا کردم
ازدواج کردم
وقتی ازدواج کردم
بچه ها آمدند
وقتی آنها را درک کردم
مرا ترک کردند!
وقتی یاد گرفتم چگونه زندگی کنم
زندگی تمام شد...!

تا میتوانید"زیبا زندگی کنید"

#ویلیام_شکسپیر


♦️@seemorghbook


وقتی میتوانستم صحبت کنم؛

گفتند؛ گوش کن
وقتی میتوانستم بازی کنم
مرا کار کردن آموختند
وقتی کاری پیدا کردم
ازدواج کردم
وقتی ازدواج کردم
بچه ها آمدند
وقتی آنها را درک کردم
مرا ترک کردند...
وقتی یاد گرفتم چگونه زندگی کنم
زندگی تمام شد...

تا میتوانید"زیبا زندگی کنید"

#ویلیام_شکسپیر

♦️@seemorghbook
غمناک ترین لحظه زندگی را از کسی تجربه میکنی که شیرین ترین خاطرات زندگی را با او داشتی ...

#ویلیام_شکسپیر

♦️@seemorghbook
جهنـم خــالیست
تمام شیاطین همین‌جا
روی زمین اند!

#ویلیام_شکسپیر
♦️@seemorghbook
📕#هیاهوی_بسیار_برای_هیچ

#ویلیام_شکسپیر

نمایشنامه‌ای کمدی اثر ویلیام شکسپیر است که در حدود سال‌های ۱۶۰۰-۱۵۹۸ نوشته شده‌است. طرح اصلی تهمت‌های رذیلانه درمورد کلادیو و هِرو (Hero) مستقیم یا غیرمستقیم از داستان دن تیمبرو و فنیسیا در رمان کوتاه بندلو گرفته شده، که خود برگرفته از داستانی بسیار کهن تر است. برخی جزئیات پرده فریب دادن ممکن است ماخوذ از داستان مشابهی از شخصیت‌های آریودانت و جنورا در حماسه اورلاندو فوریوزو اثر آریوستو، شاعر حماسه سرای قرن شانزدهم ایتالیا باشد.

خلاصه‌ای از نمایشنامه :

دون پدرو، شاهزاده خوشنام و حاکم آراگون، پس از درگیری‌های تقریباً بدون خونریزی با برادرخوانده‌اش دون ژوآن، همراه او به مسینا می‌آید تا چند روزی را میهمان عالیجناب لئوناتو، حکمران این دوک نشین ساحلی باشند...

♦️@seemorghbook
اعتقاداتت را برای خودت نگهدار ،
و انسانیت را به تمام دنیا نشان بده ...

#ویلیام_شکسپیر

♦️@seemorghbook
قطعه‌ای از کتاب

"دریغا، سرزمین نگون بخت که از به یاد آوردن خود بیمناک است. کجا میتوانیم آن را سرزمین مادری بنامیم که گورستان ماست؛ آنجا که جز «از همه جا بی خبران» را خنده بر لب نمیتوان دید؛ آن جا که آه و ناله و فریادهایِ آسمان شکاف را گوش شنوایی نیست. آن جا که اندوه جانکاه چیزیست همه جا یاب. و چون ناقوس عزا به نوا در آید، کمتر میپرسند از برای کیست، و عمر نیکمردان کوتاه تر از عمر گلی ست که بر کلاه می زنند، و می میرند پیش از آن که بیماری گریبانگیرشان شود..."

📕#مکبث

#ویلیام_شکسپیر

♦️@seemorghbook
اعتقاداتت را برای خودت نگهدار ،
و انسانیت را به تمام دنیا نشان بده ...

#ویلیام_شکسپیر

♦️@seemorghbook
از گوش دادن به سخنان دشمنانتان غافل نباشید،
آنها اشتباهات شما را به خوبی بیان می کنند.

#ویلیام_شکسپیر

♦️@seemorghbook
📕#هیاهوی_بسیار_برای_هیچ

#ویلیام_شکسپیر

نمایشنامه‌ای کمدی اثر ویلیام شکسپیر است که در حدود سال‌های ۱۶۰۰-۱۵۹۸ نوشته شده‌است. طرح اصلی تهمت‌های رذیلانه درمورد کلادیو و هِرو (Hero) مستقیم یا غیرمستقیم از داستان دن تیمبرو و فنیسیا در رمان کوتاه بندلو گرفته شده، که خود برگرفته از داستانی بسیار کهن تر است. برخی جزئیات پرده فریب دادن ممکن است ماخوذ از داستان مشابهی از شخصیت‌های آریودانت و جنورا در حماسه اورلاندو فوریوزو اثر آریوستو، شاعر حماسه سرای قرن شانزدهم ایتالیا باشد.

خلاصه‌ای از نمایشنامه :

دون پدرو، شاهزاده خوشنام و حاکم آراگون، پس از درگیری‌های تقریباً بدون خونریزی با برادرخوانده‌اش دون ژوآن، همراه او به مسینا می‌آید تا چند روزی را میهمان عالیجناب لئوناتو، حکمران این دوک نشین ساحلی باشند...

♦️@seemorghbook
اعتقاداتت را برای خودت نگهدار ،
و انسانیت را به تمام دنیا نشان بده ...

#ویلیام_شکسپیر

♦️@seemorghbook
در این جهان دروغین، دیوانگی ماسکی است که به وی امکان می‌دهد به هر آنچه می‌اندیشد بیندیشد و از ریاکاری بپرهیزد و به کسی که محترم نمی‌شمارد احترام نگذارد. در سایه‌ی طنز است که می‌تواند صداقت خود را حفظ کند.

#ویلیام_شکسپیر


♦️@seemorghbook
اندیشه کـــردن مشکل است برای همین است که بیشتر مردم قضاوت می کنند.

#ویلیام_شکسپیر

♦️@seemorghbook
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠

وقتی میتوانستم صحبت کنم
گفتند؛ گوش کن
وقتی میتوانستم بازی کنم
مرا کار کردن آموختند
وقتی کاری پیدا کردم
ازدواج کردم
وقتی ازدواج کردم
بچه ها آمدند
وقتی آنها را درک کردم
مرا ترک کردند!
وقتی یاد گرفتم چگونه زندگی کنم
زندگی تمام شد...!

تا میتوانید"زیبا زندگی کنید"

#ویلیام_شکسپیر


♦️@seemorghbook
اعتقاداتت را برای خودت نگهدار ،
و انسانیت را به تمام دنیا نشان بده ...

#ویلیام_شکسپیر

♦️@seemorghbook
قطعه‌ای از کتاب

"دریغا، سرزمین نگون بخت که از به یاد آوردن خود بیمناک است. کجا میتوانیم آن را سرزمین مادری بنامیم که گورستان ماست؛ آنجا که جز «از همه جا بی خبران» را خنده بر لب نمیتوان دید؛ آن جا که آه و ناله و فریادهایِ آسمان شکاف را گوش شنوایی نیست. آن جا که اندوه جانکاه چیزیست همه جا یاب. و چون ناقوس عزا به نوا در آید، کمتر میپرسند از برای کیست، و عمر نیکمردان کوتاه تر از عمر گلی ست که بر کلاه می زنند، و می میرند پیش از آن که بیماری گریبانگیرشان شود..."

📕#مکبث

#ویلیام_شکسپیر

♦️@seemorghbook
درد این روزگار این است که کور ها را

دیوانه ها رهبری میکنند...


#ویلیام_شکسپیر

♦️@seemorghbook
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀

هملت: انسان می‌تواند به‌وسیله‌ی کرمی که پادشاهی را خورده ماهی بگیرد، و از آن ماهی که کرم را خورده، خودش بخورد.

شاه: معنی این سخنان چیست؟

هملت: هیچ، جز این‌که چطور یک شاه ممکن است از روده‌ی یک گدا بگذرد.


#ویلیام_شکسپیر  (نمایشنامه هملت)

♦️@seemorghbook