مادرم بلد نبود ولنتاین چه روزیست
گلهای رز وشکلات هدیه نمی گرفت،
ولی عاشقی بلدبود
پدرم حرفای عاشقانه ورستوران دونفره
بامادرم نمی رفتند
شبانه روز همگی ازسروکولشان
واعصاب وروانشان بالاوپایین میرفتیم
مادرم ولنتاین رازندگی می کرد
صبح زودترازهمه بیداربود
شب هم آخرازهمه می خوابید
گاهی وقتا برای عروسکهای ما
که خرسی هم نبودن
لباس می دوخت
وگاهی عروسک های پارچه ای مارا
می شست یاوصله می کرد
مادرهای قدیم را انگار یک کارخانه آلمانی ساخته بود
تابرای ابد مهربانی کند
دلسوزی کند،
دعاهای اجابت شده
داشته باشد،سنگ صبور باشد،
معجزه کند،
آه ،معجزه کند
معجزه کند
#صبا_پورنگار
♦️@seemorghbook
گلهای رز وشکلات هدیه نمی گرفت،
ولی عاشقی بلدبود
پدرم حرفای عاشقانه ورستوران دونفره
بامادرم نمی رفتند
شبانه روز همگی ازسروکولشان
واعصاب وروانشان بالاوپایین میرفتیم
مادرم ولنتاین رازندگی می کرد
صبح زودترازهمه بیداربود
شب هم آخرازهمه می خوابید
گاهی وقتا برای عروسکهای ما
که خرسی هم نبودن
لباس می دوخت
وگاهی عروسک های پارچه ای مارا
می شست یاوصله می کرد
مادرهای قدیم را انگار یک کارخانه آلمانی ساخته بود
تابرای ابد مهربانی کند
دلسوزی کند،
دعاهای اجابت شده
داشته باشد،سنگ صبور باشد،
معجزه کند،
آه ،معجزه کند
معجزه کند
#صبا_پورنگار
♦️@seemorghbook
❤35👏7❤🔥2💯1