📕#پا_برهنه_ها
✍#زاهاریا_استانکو
پابرهنه ها [Descult].رمانی از زاهاریا استانکو(1974- 1920 )، نویسنده رومانیایی،که در 1948 منتشر گردید و در 1960 به صورت رمانی سه گانه بسط داده شد. واقعه، پیش از قیام مردمی و بزرگ 1907، در روستایی در اولتنین رخ میدهد. داریه، جوانکی کشاورز، داستان زندگی والدین و پدربزرگ و مادربزرگش را از زبان عمه خود میشنود: مادرش در پانزده سالگی ازدواج میکند. پس از دو سال، بیوهای فقیر شده و مجبور میشود با دو فرزند خود نزد والدینش برگردد که با اکراه او را دوباره میپذیرند. تازه وقتی با مرد زن مردهای که دو بچه دارد ازدواج میکند، سرنوشتش قابل تحملتر میشود. هر چند خویشاوندان همسر دوم، در آغاز، با خشونت و خصومت با او رفتار میکنند ولی بالاخره وی به یمن رفتار جدی و قاطعانهاش برای خود جایگاه مناسبیایجاد میکند. داریه کوچولو هر روز شاهد خشونت کشاورزانی است که زود دست به چاقو میبرند و با زنان کارگر و کودکانشان بدرفتاری میکنند. اغفال دختران، زنا و تجاوزهای جنسی از چشم کودکان پنهان نمیماند. قحطی، که به دنبال تابستان خشک و بی باران 1906 سر میرسد، خشم کشاروزان فقیر را به حد اعلا میرساند، زیرا نجیبزادگان راضی نمیشوند حتی به اندازه نانشان به آنها گندم قرض دهند. نجیب زادهای سگها را به جان آنها میاندازد. خدمه آنها به یکی از متقاضیان تیراندازی میکند. کشاورزانی که پی کار خود میروند به دست ژاندارمها بازداشت و بیرحمانه شکنجه میشوند. نهایتا وقتی در سالن اجتماعات محل، یکی از ژاندارمها سه دهقان پای در بند کاملاً بیدفاع را ،که پس از شکنجههای وحشتناک دیگر به سختی میتوانند روی پاهایشان بایستند، کتک میزند، کشاورزان مرعوب زورگویی و خشونت آنها نمیشوند و: جمعیت خشمگین ژاندارم را میکشد. رمان با این ماجرا به پایان میرسد که کشاورزان زندانی را وسط زمستان به شهر مجاور منتقل میکنند. نویسنده سرنوشت داریه جوان را همچنان در رمانهای متعدد دیگر پیگیری میکند.
استانکو زندگی سخت و فقیرانه کشاورزان، تجربیات شخصی دوره جوانی و حوادث سیاسی را ، با سرمشق گرفتن از شولوخوف، از دیدگاه واقعگرایی سوسیالیستی توصیف میکند و خشونت روستاییان را به عنوان پیآمد فقر و ظلم نجیبزادگان شرح میدهد. نویسنده در توصیف مرسوم جامعه غرق نمیشود؛ اعتیاد به الکل و انحطاط اخلاقی، که در بین اهالی روستا همچنان در حال گسترش است، با واقعگرایی خشنی ترسیم میشود. استانکو شرح جزئیات مفصل را، به کمک گفتگوها، دلپذیر کرده و ، از طریق رجوع به گذشته و بررسی مجدد مسائل، کشش و جاذبه داستان را تقویت کرده است. بازگویی موفقتآمیز او از طرز تفکر و طرز بیان خاص کشاورزان ارزش این اثر را بالا می برد؛ اثری که، فارغ از زمان تألیف خود و ارتباطات اجتماعی مؤلف، باید مورد قضاوت قرار گیرد.
♦️@seemorghbook
✍#زاهاریا_استانکو
پابرهنه ها [Descult].رمانی از زاهاریا استانکو(1974- 1920 )، نویسنده رومانیایی،که در 1948 منتشر گردید و در 1960 به صورت رمانی سه گانه بسط داده شد. واقعه، پیش از قیام مردمی و بزرگ 1907، در روستایی در اولتنین رخ میدهد. داریه، جوانکی کشاورز، داستان زندگی والدین و پدربزرگ و مادربزرگش را از زبان عمه خود میشنود: مادرش در پانزده سالگی ازدواج میکند. پس از دو سال، بیوهای فقیر شده و مجبور میشود با دو فرزند خود نزد والدینش برگردد که با اکراه او را دوباره میپذیرند. تازه وقتی با مرد زن مردهای که دو بچه دارد ازدواج میکند، سرنوشتش قابل تحملتر میشود. هر چند خویشاوندان همسر دوم، در آغاز، با خشونت و خصومت با او رفتار میکنند ولی بالاخره وی به یمن رفتار جدی و قاطعانهاش برای خود جایگاه مناسبیایجاد میکند. داریه کوچولو هر روز شاهد خشونت کشاورزانی است که زود دست به چاقو میبرند و با زنان کارگر و کودکانشان بدرفتاری میکنند. اغفال دختران، زنا و تجاوزهای جنسی از چشم کودکان پنهان نمیماند. قحطی، که به دنبال تابستان خشک و بی باران 1906 سر میرسد، خشم کشاروزان فقیر را به حد اعلا میرساند، زیرا نجیبزادگان راضی نمیشوند حتی به اندازه نانشان به آنها گندم قرض دهند. نجیب زادهای سگها را به جان آنها میاندازد. خدمه آنها به یکی از متقاضیان تیراندازی میکند. کشاورزانی که پی کار خود میروند به دست ژاندارمها بازداشت و بیرحمانه شکنجه میشوند. نهایتا وقتی در سالن اجتماعات محل، یکی از ژاندارمها سه دهقان پای در بند کاملاً بیدفاع را ،که پس از شکنجههای وحشتناک دیگر به سختی میتوانند روی پاهایشان بایستند، کتک میزند، کشاورزان مرعوب زورگویی و خشونت آنها نمیشوند و: جمعیت خشمگین ژاندارم را میکشد. رمان با این ماجرا به پایان میرسد که کشاورزان زندانی را وسط زمستان به شهر مجاور منتقل میکنند. نویسنده سرنوشت داریه جوان را همچنان در رمانهای متعدد دیگر پیگیری میکند.
استانکو زندگی سخت و فقیرانه کشاورزان، تجربیات شخصی دوره جوانی و حوادث سیاسی را ، با سرمشق گرفتن از شولوخوف، از دیدگاه واقعگرایی سوسیالیستی توصیف میکند و خشونت روستاییان را به عنوان پیآمد فقر و ظلم نجیبزادگان شرح میدهد. نویسنده در توصیف مرسوم جامعه غرق نمیشود؛ اعتیاد به الکل و انحطاط اخلاقی، که در بین اهالی روستا همچنان در حال گسترش است، با واقعگرایی خشنی ترسیم میشود. استانکو شرح جزئیات مفصل را، به کمک گفتگوها، دلپذیر کرده و ، از طریق رجوع به گذشته و بررسی مجدد مسائل، کشش و جاذبه داستان را تقویت کرده است. بازگویی موفقتآمیز او از طرز تفکر و طرز بیان خاص کشاورزان ارزش این اثر را بالا می برد؛ اثری که، فارغ از زمان تألیف خود و ارتباطات اجتماعی مؤلف، باید مورد قضاوت قرار گیرد.
♦️@seemorghbook
👍20❤2
فردی فقیر که برای نگه داری روغن اندک خود خیک نداشت
روباهی شکار کرد و از پوست آن خیک روغن ساخت
به او گفتند : پوست روباه حرام است
او برای نظر خواهی نزد یک نفر مکتب دار رفت و سوال کرد ؛ مکتب دار عصبانی شد و گفت : تو نمی دانی که روباه حرام است ..!؟
مرد گفت : ای داد و بیدا بد شد
مکتب دارپرسید : مگر چی شده ؟
گفت : آقا روغنی در آن است که برای حضرتعالی آورده ام
مکتب دار گفت : جانور ؛ روبه بوده یا روباه ؟
مرد گفت : نمی دانم روبه چیست
مکتب دار گفت : حیوانی است بسیار شبیه روباه ؛ برو آن را بیاور ان شاله روبه است
انشالا پاک است بد به دل راه نده ...
♦️@seemorghbook
روباهی شکار کرد و از پوست آن خیک روغن ساخت
به او گفتند : پوست روباه حرام است
او برای نظر خواهی نزد یک نفر مکتب دار رفت و سوال کرد ؛ مکتب دار عصبانی شد و گفت : تو نمی دانی که روباه حرام است ..!؟
مرد گفت : ای داد و بیدا بد شد
مکتب دارپرسید : مگر چی شده ؟
گفت : آقا روغنی در آن است که برای حضرتعالی آورده ام
مکتب دار گفت : جانور ؛ روبه بوده یا روباه ؟
مرد گفت : نمی دانم روبه چیست
مکتب دار گفت : حیوانی است بسیار شبیه روباه ؛ برو آن را بیاور ان شاله روبه است
انشالا پاک است بد به دل راه نده ...
♦️@seemorghbook
👍18❤2
نامه ای به خط پهلوی
این پوست نوشته، نامه ای خصوصی متعلق به اواخر عصر ساسانی یا آغاز عصر اسلام که در منطقه ای میان قم و کاشان نوشته شده و نشان از رواج سواد و کتابت در میان عامه مردم ایران دارد.
پوست نوشته ای است به ابعاد ۱۰ در ۱۲ س. که متنی در ۹ سطر به خط پهلوی بر آن نوشته شده.
این سند به شماره Berk. 245 در کتابخانه بَنکرافت در برکلی کالیفرنیا در ایالات متحده نگهداری می شود.
این سند اصطلاحا یک palimpsest است و آثار متن دیگری در آن به خط پهلوی در ۶ سطر قابل مشاهده است.
برگردان به خط فارسی:
۱. یزدان فرّخ تر کرد، آزرمی خواهر،
۲. مروارید. هر فرّخی بدان خواهرِ
۳. خویش باد! من به دستِ
۴. بَختک شیشه ای روغن به بانو
۵. فرستادم. درستی و رامش خویش
۶. و فرّخزاد را به من بنویسید
۷. و از آنِ من و کودکان
۸. پدرام باش!
ترجمه:
خواهر گرامی، که ایزدان او را خوشبخت تر کنند، مروارید.
هر خوشبختی برای خواهرم باد!
من به دست بختک، یک شیشه ی روغن برایت فرستادم.
از تندرستی و آسایش خودت و فرّخزاد برای من نامه بنویس و از (تندرستی) من و کودکانم آسوده خاطر باش!
روغن را زود بفرست!
♦️@seemorghbook
این پوست نوشته، نامه ای خصوصی متعلق به اواخر عصر ساسانی یا آغاز عصر اسلام که در منطقه ای میان قم و کاشان نوشته شده و نشان از رواج سواد و کتابت در میان عامه مردم ایران دارد.
پوست نوشته ای است به ابعاد ۱۰ در ۱۲ س. که متنی در ۹ سطر به خط پهلوی بر آن نوشته شده.
این سند به شماره Berk. 245 در کتابخانه بَنکرافت در برکلی کالیفرنیا در ایالات متحده نگهداری می شود.
این سند اصطلاحا یک palimpsest است و آثار متن دیگری در آن به خط پهلوی در ۶ سطر قابل مشاهده است.
برگردان به خط فارسی:
۱. یزدان فرّخ تر کرد، آزرمی خواهر،
۲. مروارید. هر فرّخی بدان خواهرِ
۳. خویش باد! من به دستِ
۴. بَختک شیشه ای روغن به بانو
۵. فرستادم. درستی و رامش خویش
۶. و فرّخزاد را به من بنویسید
۷. و از آنِ من و کودکان
۸. پدرام باش!
ترجمه:
خواهر گرامی، که ایزدان او را خوشبخت تر کنند، مروارید.
هر خوشبختی برای خواهرم باد!
من به دست بختک، یک شیشه ی روغن برایت فرستادم.
از تندرستی و آسایش خودت و فرّخزاد برای من نامه بنویس و از (تندرستی) من و کودکانم آسوده خاطر باش!
روغن را زود بفرست!
♦️@seemorghbook
❤21👍12👏1😁1
اگر خوشبختی را براى يک ساعت میخواهيد،
چرت بزنيد.
اگر خوشبختی را براى يک روز میخواهيد،
به پيک نيک برويد.
اگر خوشبختی را براى يک هفته میخواهید،
به تعطيلات برويد.
اگر خوشبختی را براى يک ماه میخواهيد،
ازدواج کنيد.
اگر خوشبختی را براى يک سال میخواهيد،
ثروت به ارث ببريد.
اگر خوشبختی را براى يک عمر میخواهيد،
ياد بگيريد کاری را که انجام میدهيد دوست داشته باشيد....
#استیو_جابز
♦️@seemorghbook
چرت بزنيد.
اگر خوشبختی را براى يک روز میخواهيد،
به پيک نيک برويد.
اگر خوشبختی را براى يک هفته میخواهید،
به تعطيلات برويد.
اگر خوشبختی را براى يک ماه میخواهيد،
ازدواج کنيد.
اگر خوشبختی را براى يک سال میخواهيد،
ثروت به ارث ببريد.
اگر خوشبختی را براى يک عمر میخواهيد،
ياد بگيريد کاری را که انجام میدهيد دوست داشته باشيد....
#استیو_جابز
♦️@seemorghbook
👍18❤3
قبل از اینکه سرنوشت
برایتان تصمیم بگیرد . . .
برای سرنوشت خود تصمیم بگیرید
برای کشتیهای بیحرکت
موجها تصمیم میگیرند ...!
♦️@seemorghbook
برایتان تصمیم بگیرد . . .
برای سرنوشت خود تصمیم بگیرید
برای کشتیهای بیحرکت
موجها تصمیم میگیرند ...!
♦️@seemorghbook
👍25❤2
رییس سازمان زندانهای هلند اعلام کرد:
با توجه به پایین آمدن شدید جرم و
جنایت در این کشور و نبودن مجرم،
دیگر تخصیص بودجه برای اداره ی
زندانها مقرون به صرفه نیست و
پیشنهاد برچیده شدن زندانهای این
کشور را ارایه کرد!
نکته جالبتر این که کشور هلند در جهان
به نسبت جمعیتش بیشترین افراد
بی دین را در خود جای داده است..
به قول استفان واینبرگ
با دین یا بدون دین،
انسانهای خوب،کارهای خوب
میکنند و انسانهای بد، کارهای بد...
اما برای اینکه انسان با ظاهر خوب
بتواند کار های بد بکند قطعا به دین نیاز دارد..!!
♦️@seemorghbook
با توجه به پایین آمدن شدید جرم و
جنایت در این کشور و نبودن مجرم،
دیگر تخصیص بودجه برای اداره ی
زندانها مقرون به صرفه نیست و
پیشنهاد برچیده شدن زندانهای این
کشور را ارایه کرد!
نکته جالبتر این که کشور هلند در جهان
به نسبت جمعیتش بیشترین افراد
بی دین را در خود جای داده است..
به قول استفان واینبرگ
با دین یا بدون دین،
انسانهای خوب،کارهای خوب
میکنند و انسانهای بد، کارهای بد...
اما برای اینکه انسان با ظاهر خوب
بتواند کار های بد بکند قطعا به دین نیاز دارد..!!
♦️@seemorghbook
👍51❤6🔥2👎1
بلند پرواز باشید ...
بلند پرواز که باشید دیگر سنگهایی که به طرفتان پرتاب میشوند،
هرگز به شما نخواهند رسید.
حتی ابرها هم نمیتوانند بر شما ببارند تا پرهایتان را خیس کنند!
چون بالاتر از ابرها به پرواز درآمدهاید
و هیچوقت زیر سایه کسی قرار نخواهید گرفت.
آسمان حق شماست،
پس تا میتوانید بلندتر بپرید ...
گوش نسپارید به سخن کسانی که مخالف بلند پروازیاند،
آنها همانهایی هستند
که حتی قادر نیستند به بلندی یک خانه به پرواز درآیند!
و ترس از پرواز همیشه زمینگیرشان میکند ...
♦️@seemorghbook
بلند پرواز که باشید دیگر سنگهایی که به طرفتان پرتاب میشوند،
هرگز به شما نخواهند رسید.
حتی ابرها هم نمیتوانند بر شما ببارند تا پرهایتان را خیس کنند!
چون بالاتر از ابرها به پرواز درآمدهاید
و هیچوقت زیر سایه کسی قرار نخواهید گرفت.
آسمان حق شماست،
پس تا میتوانید بلندتر بپرید ...
گوش نسپارید به سخن کسانی که مخالف بلند پروازیاند،
آنها همانهایی هستند
که حتی قادر نیستند به بلندی یک خانه به پرواز درآیند!
و ترس از پرواز همیشه زمینگیرشان میکند ...
♦️@seemorghbook
👍12❤5
ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﻏﯿﺮه ﻃﺒﯿﻌﯽ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ﻭ ﻣﮑﺚ
ﻣﯿﮑﻨﻪ ، ﺑﺪﻭﻥ ؛ " ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻪ "...
ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺍﺻﻼ ﺍﺷﮏ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﺵ ﻧﻤﯿﺎﺩ ، ﺑﺪﻭﻥ
ﺧﯿﻠﯽ " ﺗﻮو ﺩﺍﺭﻩ "...
ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﯿﺨﻨﺪﻩ ، ﺑﺪﻭﻥ " خییییییلی ﺯﺧﻢ ﺧﻮﺭﺩﻩ "...
ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ هممممه ﭼﯿﺰ ﺑﯽ ﺗﻮجهه ، ﺑﺪﻭﻥ
" ﺯﻣﺎﻧﯽ ، ﺯﯾﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺣﺪ ، ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﺩﻩ "...
ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ توو ﺍﺣﻮﺍﻝ ﭘﺮﺳﯽ، ﻫﯽ ﻣﯿﮕﻪ: ﺷُﮑـــﺮ ﺑﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ ، ﺑﺪﻭﻥ " ﺩوﺭﻭﻍ ﻣﯿﮕﻪ ، ﻧﻪ ﺣﺎﻟﺶ ﺧﻮﺑﻪ ﻧﻪ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﺵ "...
ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﻓﯿﻠﻢ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﻪ ، ﺑﺪﻭﻥ " ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻋﺎﻃﻔﯽ ، ﮐﻤﺒﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ "...
ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺯﯾﺎﺩ ﺁﻫﻨﮓ ﮔﻮﺵ ﻣﯿﮑﻨﻪ ، ﺑﺪﻭﻥ
" ﺩﺭﺩﻫﺎﺷﻮ ، ﺧـیـﻠﯿﻬﺎ نمی فهمن "...
ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﺍﺯ ﺩﯾﺪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻗﺎﯾﻢ ﻣﯿﮑﻨﻪ
ﺑﺪﻭﻥ " ﺍﺯ ﺧـیلیا ﺿﺮﺑﻪ ﺧﻮﺭﺩﻩ "...
اگه ديدى کسى زياد ميخوابه
بدون "خيلى تنهاست"...
ﻣﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﻣﯿﺒﯿﻨﯿﻢ ، ﻭﻟـﯽ ﺗﻮﺟﻪ ﻧﻤﯿﮑﻨﯿﻢ....!
♦️@seemorghbook
ﻣﯿﮑﻨﻪ ، ﺑﺪﻭﻥ ؛ " ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﻪ "...
ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺍﺻﻼ ﺍﺷﮏ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﺵ ﻧﻤﯿﺎﺩ ، ﺑﺪﻭﻥ
ﺧﯿﻠﯽ " ﺗﻮو ﺩﺍﺭﻩ "...
ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﯿﺨﻨﺪﻩ ، ﺑﺪﻭﻥ " خییییییلی ﺯﺧﻢ ﺧﻮﺭﺩﻩ "...
ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ هممممه ﭼﯿﺰ ﺑﯽ ﺗﻮجهه ، ﺑﺪﻭﻥ
" ﺯﻣﺎﻧﯽ ، ﺯﯾﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺣﺪ ، ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﺩﻩ "...
ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ توو ﺍﺣﻮﺍﻝ ﭘﺮﺳﯽ، ﻫﯽ ﻣﯿﮕﻪ: ﺷُﮑـــﺮ ﺑﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ ، ﺑﺪﻭﻥ " ﺩوﺭﻭﻍ ﻣﯿﮕﻪ ، ﻧﻪ ﺣﺎﻟﺶ ﺧﻮﺑﻪ ﻧﻪ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﺵ "...
ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﻓﯿﻠﻢ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﻪ ، ﺑﺪﻭﻥ " ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻋﺎﻃﻔﯽ ، ﮐﻤﺒﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ "...
ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺯﯾﺎﺩ ﺁﻫﻨﮓ ﮔﻮﺵ ﻣﯿﮑﻨﻪ ، ﺑﺪﻭﻥ
" ﺩﺭﺩﻫﺎﺷﻮ ، ﺧـیـﻠﯿﻬﺎ نمی فهمن "...
ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﺍﺯ ﺩﯾﺪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻗﺎﯾﻢ ﻣﯿﮑﻨﻪ
ﺑﺪﻭﻥ " ﺍﺯ ﺧـیلیا ﺿﺮﺑﻪ ﺧﻮﺭﺩﻩ "...
اگه ديدى کسى زياد ميخوابه
بدون "خيلى تنهاست"...
ﻣﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﻣﯿﺒﯿﻨﯿﻢ ، ﻭﻟـﯽ ﺗﻮﺟﻪ ﻧﻤﯿﮑﻨﯿﻢ....!
♦️@seemorghbook
👍35❤2😁2
☕️قطعهای از کتاب
ما آدمهای شگفتانگیزی هستیم: بیسوادیم، ولی هیچکس نمیتواند مانند ما جدول حل کند. فقط آدمی از ما، حتی بدون داشتن تحصیلات ابتدایی، میتواند بهیقین بگوید که اسب دون کیشوت، رسینانت بود و چون خودش هیچگاه دون كيشوت را نخوانده، مطمئن است که خودِ دون كيشوت، دون كيشوت را نوشته است.
ما در همهچیز از غرب تقلید میکنیم، ولی از آن نفرت داریم. ما ناشکیبا، ولی پرتحمليم. هیچکس جز ما نمیتواند اینهمه مدت حکومتی را تحمل کند و مدام بگوید که دیگر نمیتواند آن را تحمل کند. آن هم دیگر نه یک حکومت، بلکه چندین و چند حکومت که مثل خردهنان توی رختخواب مزاحم ما هستند. هرچقدر هم آنها را بتکانی بالاخره زیر پتو جانت را به لب میرسانند.
📕#ناقوس_گوش_بریده
✍#میخاییل_زادورنوف
♦️@seemorghbook
ما آدمهای شگفتانگیزی هستیم: بیسوادیم، ولی هیچکس نمیتواند مانند ما جدول حل کند. فقط آدمی از ما، حتی بدون داشتن تحصیلات ابتدایی، میتواند بهیقین بگوید که اسب دون کیشوت، رسینانت بود و چون خودش هیچگاه دون كيشوت را نخوانده، مطمئن است که خودِ دون كيشوت، دون كيشوت را نوشته است.
ما در همهچیز از غرب تقلید میکنیم، ولی از آن نفرت داریم. ما ناشکیبا، ولی پرتحمليم. هیچکس جز ما نمیتواند اینهمه مدت حکومتی را تحمل کند و مدام بگوید که دیگر نمیتواند آن را تحمل کند. آن هم دیگر نه یک حکومت، بلکه چندین و چند حکومت که مثل خردهنان توی رختخواب مزاحم ما هستند. هرچقدر هم آنها را بتکانی بالاخره زیر پتو جانت را به لب میرسانند.
📕#ناقوس_گوش_بریده
✍#میخاییل_زادورنوف
♦️@seemorghbook
👍22
شیخ ابوالحسن خرقانی گفت:
جواب دو نفر مرا سخت تکان داد.
اول: مرد فاسدی از کنارم گذشت و من گوشه ی لباسم را جمع کردم تا به او نخورد.
او گفت: ای شیخ، خدا میداند که فردا حالِ ما چه خواهد شد.
دوم: مستی دیدم که افتان و خیزان در جاده اى گل آلود میرفت. به او گفتم: قدم ثابت بردار تا نلغزی. گفت: من بلغزم باکی نیست، بهوش باش تو نلغزی شیخ؛ که جماعتی از پی تو خواهند لغزید.
♦️@seemorghbook
جواب دو نفر مرا سخت تکان داد.
اول: مرد فاسدی از کنارم گذشت و من گوشه ی لباسم را جمع کردم تا به او نخورد.
او گفت: ای شیخ، خدا میداند که فردا حالِ ما چه خواهد شد.
دوم: مستی دیدم که افتان و خیزان در جاده اى گل آلود میرفت. به او گفتم: قدم ثابت بردار تا نلغزی. گفت: من بلغزم باکی نیست، بهوش باش تو نلغزی شیخ؛ که جماعتی از پی تو خواهند لغزید.
♦️@seemorghbook
❤31👍16👎1
📕#رویای_ساحره
✍#فلوریندا_دانر
فلوریندا دانر همکار کارلوس کاستاندا، شاگرد دون خوآن و نویسنده «رویای ساحره» در این اثر وصف میکند که چگونه بانویی در طریقت ساحران گام برمیدارد. شخص دانر در سفری مطالعاتی به شمال مکزیک با دنیای دیگری رویارو میگردد که در کنار دنیای واقعی و آشنای ما وجود دارد.او با گروهی از ساحران سرخپوست آشنا میشود که حافظان معرفت سنتی و جادویی پیشکلمبی هستند.
نویسنده کتابهای مربوط به سرخپوستان و آیین شمنیسم، او به نوعی یک مردم شناس و محقق قوم شناسی و بانی تحقیقات میدانی در باره بومیان ونزوئلاست.او در سال 1993 میلادی با مردم شناس و نویسنده مشهور کارلوس کاستاندا ازدواج می کند. از جمله آثار او «رویای ساحره» و «در رویا بودن» به ترجمه مهران کندری و همینطور «شابونو» به ترجمه سام سرابی میباشد.
«رویای ساحره» کاری انسانشناسانه دربارهی درمانگران آمریکای جنوبی است و نکتهی اساسی از دیدگاه این فرهنگ (آمریکای جنوبی) رویارویی با ناشناخته است
♦️@seemorghbook
✍#فلوریندا_دانر
فلوریندا دانر همکار کارلوس کاستاندا، شاگرد دون خوآن و نویسنده «رویای ساحره» در این اثر وصف میکند که چگونه بانویی در طریقت ساحران گام برمیدارد. شخص دانر در سفری مطالعاتی به شمال مکزیک با دنیای دیگری رویارو میگردد که در کنار دنیای واقعی و آشنای ما وجود دارد.او با گروهی از ساحران سرخپوست آشنا میشود که حافظان معرفت سنتی و جادویی پیشکلمبی هستند.
نویسنده کتابهای مربوط به سرخپوستان و آیین شمنیسم، او به نوعی یک مردم شناس و محقق قوم شناسی و بانی تحقیقات میدانی در باره بومیان ونزوئلاست.او در سال 1993 میلادی با مردم شناس و نویسنده مشهور کارلوس کاستاندا ازدواج می کند. از جمله آثار او «رویای ساحره» و «در رویا بودن» به ترجمه مهران کندری و همینطور «شابونو» به ترجمه سام سرابی میباشد.
«رویای ساحره» کاری انسانشناسانه دربارهی درمانگران آمریکای جنوبی است و نکتهی اساسی از دیدگاه این فرهنگ (آمریکای جنوبی) رویارویی با ناشناخته است
♦️@seemorghbook
👍14
نـــــخوانـنـد بر ما کــــسـی آفــرین
چـو ویــران بود بوم ایــران زمــین
دریغ است ایران که ویـران شـــود
کـــنــام پــلنــگان و شــیران شـــود
همه سربه سر تن به کشتن دهیم
از آن به که ایران به دشمن دهیم
چو ایـــران مبـــاشد تــــن من مباد
در این مرز و بوم زنده یک تن مباد
♦️@seemorghbook
چـو ویــران بود بوم ایــران زمــین
دریغ است ایران که ویـران شـــود
کـــنــام پــلنــگان و شــیران شـــود
همه سربه سر تن به کشتن دهیم
از آن به که ایران به دشمن دهیم
چو ایـــران مبـــاشد تــــن من مباد
در این مرز و بوم زنده یک تن مباد
♦️@seemorghbook
👍30❤7
شهامت، بزرگترین کیفیت است
و دیگر چیزها پیامد آن هستند.
تو اگر شهامت نداشته باشی
نمی توانی راستگو باشی.
اگر شجاع نباشی،
نمی توانی عاشق باشی،
نمی توانی با ایمان باشی
و نمی توانی در راه
جست و جوی حقیقت
گام برداری.
یک راه دیگر آن صداقت
با خودت هست...
♦️@seemorghbook
و دیگر چیزها پیامد آن هستند.
تو اگر شهامت نداشته باشی
نمی توانی راستگو باشی.
اگر شجاع نباشی،
نمی توانی عاشق باشی،
نمی توانی با ایمان باشی
و نمی توانی در راه
جست و جوی حقیقت
گام برداری.
یک راه دیگر آن صداقت
با خودت هست...
♦️@seemorghbook
👍17❤4
یکی از همکارام میگفت بچه بودم روضه داشتیم خوابیده بودم بیدار شدم دیدم گشنمه رفتم آشپزخونه دیدم پام رفته تو سینی حلوا
کف آشپزخونه پر سینی حلوا نذری
دیدم گند زدم یه پایی رفتم تو اتاق پامو با یه پارچه پاک کردم دیدم صدای جیغ میاد
گفتم آقا گندش در اومد ...
رفتم نگاه کنم دیدم همه میزنن تو سرشون چند نفر غش کردن که حضرت پاشو گذاشته تو سینی
اون سینی رو با همه حلوا ها قاطی کردن همه محل صف کشیدن یه ذره ببرن
شب بابام میگفت حلوا بخور بدبخت شفا بگیری جا پای حضرت است
#صادق_هدایت
♦️@seemorghbook
کف آشپزخونه پر سینی حلوا نذری
دیدم گند زدم یه پایی رفتم تو اتاق پامو با یه پارچه پاک کردم دیدم صدای جیغ میاد
گفتم آقا گندش در اومد ...
رفتم نگاه کنم دیدم همه میزنن تو سرشون چند نفر غش کردن که حضرت پاشو گذاشته تو سینی
اون سینی رو با همه حلوا ها قاطی کردن همه محل صف کشیدن یه ذره ببرن
شب بابام میگفت حلوا بخور بدبخت شفا بگیری جا پای حضرت است
#صادق_هدایت
♦️@seemorghbook
👍35😁25❤2🤯2👎1
برای اینکه خوب باشه حالت
صبح رو با داشته هات شروع کن
تمام روز رو وقت بگذار و زندگی کن
شب موقع خواب بهت حق میدم که بری توو فکر نداشته هات
اما بهت حق نمیدم که فکر کنی هیچوقت قراره نداشته باشیشون
تمام شب رو وقت داری خواب داشتنِ نداشته هات رو ببینی٬
صبح چشمت رو که باز کردی
به داشته هات سلام کن
به نداشته هات بگو به زودی می بینمتون
♦️@seemorghbook
صبح رو با داشته هات شروع کن
تمام روز رو وقت بگذار و زندگی کن
شب موقع خواب بهت حق میدم که بری توو فکر نداشته هات
اما بهت حق نمیدم که فکر کنی هیچوقت قراره نداشته باشیشون
تمام شب رو وقت داری خواب داشتنِ نداشته هات رو ببینی٬
صبح چشمت رو که باز کردی
به داشته هات سلام کن
به نداشته هات بگو به زودی می بینمتون
♦️@seemorghbook
👍18❤3
برای هر مشکلی که داری کتابی وجود داره:
-اگه زیاد عصبانی میشی
کتاب«نمیدارم کسی اعصابم را بهم بریزد» رو بخون.
-اگه احساس میکنی غمگینی
کتابِ«عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست» رو بخون.
-اگر بین دو راهی موندی
کتابِ«اثر مرکب رو بخون»
-اگه استرس داری
کتابِ«من مضطرب» رو بخون.
♦️@seemorghbook
-اگه زیاد عصبانی میشی
کتاب«نمیدارم کسی اعصابم را بهم بریزد» رو بخون.
-اگه احساس میکنی غمگینی
کتابِ«عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست» رو بخون.
-اگر بین دو راهی موندی
کتابِ«اثر مرکب رو بخون»
-اگه استرس داری
کتابِ«من مضطرب» رو بخون.
♦️@seemorghbook
👍16
آنچه زندگیتان را غنی میکند، چیزهایی نیستند که به آن اضافه میکنید،
چیزهایی هستند که از آن حذف میکنید ...
#رولف_دوبلی
♦️@seemorghbook
چیزهایی هستند که از آن حذف میکنید ...
#رولف_دوبلی
♦️@seemorghbook
👍23❤2