کتابخانه سیمرغ
73.2K subscribers
15.3K photos
1.18K videos
7.36K files
468 links
Download Telegram
همواره در فریب غوطه‌وریم
و دیگران به بهای زحمت ما
تا حلقوم می‌خورند و تفریح می‌کنند
ولی ما را در جهل نگه می‌دارند ،
زندگی ما به منزلۀ شب است
شبی تاریک ...
حیف نمی‌فهمیم
و بزدلانه از همه چیز میترسیم !!

#صادق_هدایت

♦️@seemorghbook
👍148👎1
دیکتاتور امروز به مراتب، خطرناک تر از دیکتاتور هزار سال پیش است.

📘#توپ_مرواری

#صادق_هدایت

♦️@seemorghbook
👍211
گاه آدمی
در بیست سالگی میمیرد
ولی
در هفتاد سالگی
به خاک سپرده میشود...

#صادق_هدایت

♦️@seemorghbook
32😢4
📕#زنی_که_مردش_را_گم_کرد

#صادق_هدایت

در میان رمان‌ها و داستان‌های کوتاه صادق هدایت، داستان کوتاه «زنی که مردش را گم کرد»، به دلیل بیان مشکلات اجتماعی زنان، جایگاه برجسته‌ای دارد. تاکنون مقالات بسیاری در مورد شخصیت‌شناسی زنان در آثار صادق هدایت نوشته شده است.
برخی از نویسندگان و منتقدان معقدند که شخصیت‌های زن، جایگاه برجسته‌ای در آثار وی ندارد، و او را شخصیتی زن ستیز معرفی می‌کنند. در حالی که عده‌ای دیگر معتقدند که او همدلانه با زنان عصر خود همراهی می‌کرده و سعی کرده، واقع بینانه مشکلات زنان را بازتاب دهد.
در داستان زنی که مردش را گم کرد «زرّین‌کلاه» دخترکی روستایی است که در تاکستان کار می‌کند. او با گل‌ببو، جوان روستایی مازندرانی که مسئول بردن صندوق‌های انگور به بازار است، آشنا می‌شود. پس از چندی برخلاف نظر مادرش با گل‌ببو ازدواج می‌کند. زرّین‌کلاه در خانواده‌ای مردستیز تربیت یافته، اما او رفتاری کاملا متضاد با عقاید سنتی خانوادگی بروز می‌دهد.
صادق هدایت در این داستان فقر اقتصادی و فقر فرهنگی زنان را عامل مهمی در جهت عقب ماندگی زنان می‌داند و معتقد است که نداشتن استقلال و خوداتکایی زنان، باعث وابستگی آنان به مردان می‌شود.
علاوه بر این او در آثار خود، تنها زنان را در این وضعیت مقصر نمی‌بیند، او ساختار سنتی و عرفی جامعه خود را نقد می‌کند، به نظام مردسالار، زن بارگی مردان و مشروعیت چندهمسری اشاره می‌کند و همه این عوامل را در وضعیت اسفناک زنان عصر خود دخیل می‌بینند.
این داستان به همراه ۱۴ داستان دیگر در این کتاب گردآوری شده است.

♦️@seemorghbook
17👍4
☕️ قطعه ای از کتاب

امروزه بشر از روی خودپسندی اعتقادش از طبیعت بریده شده و بواسطه کشفیات و اختراعاتی که کرده خودش را عقل کل می‌پندارد و ادعا دارد که همه اسرار طبیعت را کشف کرده است. ولی در حقیقت از پی بردن به ماهیت کوچکترین چیزی ناتوان است.

📕 #تخت_ابونصر

#صادق_هدایت

♦️@seemorghbook
👍115👎1👏1
☕️قطعه‌ای از کتاب

خرافات هم مانند همه گونه عقاید و افکار، زندگی به خصوص دارد، گاهی به وجود می آید و جانشین خرافات دیگر می شود و زمانی هم از بین می رود.
ترقی علوم، افکار و زمان به این کار خیلی کمک می نماید.
بسا اتفاق می افتد که یک دسته از آنها را از بین می برد در صورتی که یک دسته دیگر خیلی سخت تر جای آنها می آورد.
البته اگر آنها را به حال خود بگذارند جنبهء الوهیت خود را تا دیر زمانی نگه می دارد چون مردم عوام آن ها را مانند مکاشفات و وحی الهی دانسته به یکدیگر انتقال می دهند.
برای از بین بردن این گونه موهومات هیچ چیز بهتر از آن نیست که چاپ بشود تا از اهمیت و اعتبار آن کاسته سستی آن واضح و آشکار بنماید.

📕#نیرنگستان

#صادق_هدایت

♦️@seemorghbook
👍91
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀

ما بد تربیت میشویم،
همۀ خرابی ما
بگردن همین خرافات است
که از بچگی توی کله مان چپانده اند
و
همه مردم را آن دنیائی کرده اند.
این دنیا را ما ول کرده ایم
و فکر موهوم را چسبیده ایم،
نمیدانم کی از آن دنیا برگشته
که خبرش را برای ما آورده!
از توی خشت که می افتیم
برای آخرتمان گریه میکنیم تا بمیریم،

اینهم زندگی شد؟

#صادق_هدایت

♦️@seemorghbook
👏222😭2👎1
دروغ و توقیف و زندان به قوت خودش باقی‌ست . انگار که آدم هیچ جور تأمین ندارد ، نه تنها خواندن و نوشتن جرم است فکر کردن را هم ممنوع کرده‌اند !!

#صادق_هدایت

♦️@seemorghbook
👍172
☕️ قطعه‌ای از کتاب

کفتار را هفت قلم آرایش کردند
و دو تا شاخ گاومیش روی سرش چسباندند.
کفتار یک ریش کوسه هم زیر چانه اش گذاشت و شلیته قرمز هم به پایش کرد
و آمد در چراگاه گوسبندها ،
جلو میکروفون فریاد زد:
ای ملت نجیب ستمدیدۀ خر در چمن!
من سالها است تو قبرستان در تبعید و انزوا به سر برده ام،
تمام عمر به حال شما بی‌خود و بی‌جهت سیل خون گریه کرده ام و جگرم مثل دنبلان کباب شده است.
اکنون کاسه صبرم لبریز شده و قفل سکوت را از پوزه‌ام گشودم و کمر همّت بستم تا سرزمین خر در چمن را بهشت عنبر سرشت بکنم،
چه نشسته‌اید که من همان بز اخفشم که خاکستر نشین هستيد!
یاهو! بیافتید دنبال من ،
و هی سینه بزنید !

📕#خر_دجال

#صادق_هدایت

♦️@seemorghbook
👍167😁1
به پایان فکر نکن
اندیشیدن به پایان هر چیز، شیرینی حضورش را تلخ می کند

#صادق_هدایت
♦️@seemorghbook
16
☕️ قطعه‌ای از کتاب

اگر ما مردم را از عقوبت آن دنیا نترسانیم و در این دنیا از سرنیزه و مشت و توسری نترسانیم فردا کلاهمان پس معرکه است. اگر عمله روزی ده ساعت جان می کنه و کار می کنه و به نان شب محتاجه و من انبار قالی ام تا طاق چیده شده باید معتقد باشه که تقدیر این بوده!

فردا بیا به آن‌ها بگو که همهٔ این‌ها چرت و پرته که او کار کرده و من کارشکنی کردم، آنوقت خر بیار و باقالی بار کن! دیگر جای زندگی برای من و شما باقی نمی مانه! برای اینکه ما به مقصود برسیم باید ملت ناخوش و گشنه و بیسواد و کر و کور بماند و حق خودش را از ما گدایی کنه؛ ولی فراموش نکنید که به ظاهر برای مردم باید اظهار همدردی و دلسوزی کرد چون امروز مد شده، اما در باطن باید پدرشان را در آورد.

📕#حاجی_آقا

#صادق_هدایت

♦️@seemorghbook
16
☕️قطعه‌ای از کتاب

برای اینکه مردم در خط نگه‌داشته شوند آن‌ها باید
گرسنه - نیازمند - بی‌سواد - و خرافی نگه‌داشته شوند.

اگر فرزند بقال باسواد شود
او نه ‌تنها به سخنرانی من انتقاد خواهد کرد
بلکه واژه‌های بدیعی را نیز بکار می‌برد
که نه شما و نه من نمی‌توانیم آن را بفهمیم …

چه اتفاقی می‌افتد اگر کودک علوفه‌فروش باهوش و توانا باشد و کودک من، پسر یک حاجی، تنبل و احمق باشد؟

📕#حاجی_آقا

#صادق_هدایت

♦️@seemorghbook
👍15👏53
☕️ قطعه ای از کتاب

چنان آنها را ترغیب به گذشته و فقر و مرده پرستی و گریه و وافور و توسری میکنیم که دست روی دستشان بگذارند و بگویند، باید دستی از غیب برون آید و کاری بکند!

📕#توپ_مروارید

#صادق_هدایت


♦️ @seemorghbook
👍173❤‍🔥2
ما که عادت نداشتیم دخترانمان را زنده به گور کنیم.
ما برای خودمان تمدن و ثروت و آزادی و آبادی داشتیم و فقر را فخر نمیدانستیم همه اینها را از ما گرفتند و بجایش فقر و پشیمانی و مرده پرستی و گریه و گدائی برایمان آوردند...

#صادق_هدایت

♦️@seemorghbook
24👏10👍6👎3❤‍🔥1🔥1
اندیشه های پریشان و دیوانه،مغزم را فشار می دهد.پشت سرم درد می گیرد،تیر می کشد،شقیقه هایم داغ شده،به خودم می پیچم.لحاف را جلو چشمم نگه می دارم،فکرمی کنم،خسته شدم،خوب بود می توانستم کاسه سر خودم را باز بکنم و همه این توده نرم خاکستری پیچ پیچ کله خودم را در اورده و بیندازم دور،بیندازم جلو سگ.

📘#زنده_بگور

#صادق_هدایت

♦️@seemorghbook
👍143
گذشته ای که حالمان را گرفته است
آینده ای که حالی برای رسیدنش نداریم
و حالی که حالمان را به هم میزند
چه زندگی خوبی...

#صادق_هدایت

♦️@seemorghbook
18👍7😢4🤨2
☕️ قطعه‌ای از کتاب

تمام کارهايى که در این خرابشده انجام میگیرد به قدری عجیب و غریب است که از حد تصور خارج است.
گمان نمی‌کنم در هیچ جای دنیا خلائی به این کثافت و مسخرگی وجود داشته باشد.

📕#نامه_به_شهید_نورایی

#صادق_هدایت

♦️@seemorghbook
👏7
☕️قطعه‌ای از کتاب

من همه دوست و آشناهام را تو یک خواب آشفته شناختم،
مثل اینکه آدم ساعت‌های دراز از بیابان خشک و بی‌آب و علف می‌گذره به امید اینکه یک نفر دنبالشه!
اما همین که برمی‌گرده که دست اون را بگیره، می‌بینه که کسی نبود. بعد می‌لغزه و توی چاله‌ای که تا اون وقت ندیده بود می‌افته!

📕#فردا

#صادق_هدایت

♦️@seemorghbook
👍52
☕️قطعه ای از کتاب

به راستی چرا زندگانی ظالمانه ی آدمیزاد باید سبب آنقدر درد و زجر دیگران را بیهوده فراهم کند و از هم در شکستن خوشبختی و سرور جنبندگان استفاده ی موهوم بنماید ..؟!
آیا تمدن او ناگزیر است که به خون بی گناهان آلوده بشود ..؟!
هرچه بکارند همان را درو خواهند کرد ؛ انسانی که خون می ریزد تخم "بیدادی" و "ستمگری" می کارد پس در نتیجه ثمره جنگ و کشتار و درد و ویرانی را درو میکند ... .  

📕#فواید_گیاهخواری

#صادق_هدایت

♦️@seemorghbook
12
آیا اتاق من یک تابوت نبود؟ رخت خوابم سردتر از گور نبود؟ رخت خوابی که همیشه افتاده بود و مرا دعوت به خوابیدن می کرد ـ چند ین بار این فکر برایم آمده بود که در تابوت هستم ـ شب ها به نظرم اتاقم کوچک میشد و مرا فشار می داد، آیا در گور همین احساس را نمی کنند؟ آیا کسی از احساسات بعد از مرگ خبر دارد؟

📘#بوف_کور

#صادق_هدایت

♦️@seemorghbook
15👍2😢1