کتابخانه سیمرغ
73.2K subscribers
15.3K photos
1.18K videos
7.37K files
467 links
Download Telegram
📕#زنی_که_مردش_را_گم_کرد

#صادق_هدایت

در میان رمان‌ها و داستان‌های کوتاه صادق هدایت، داستان کوتاه «زنی که مردش را گم کرد»، به دلیل بیان مشکلات اجتماعی زنان، جایگاه برجسته‌ای دارد. تاکنون مقالات بسیاری در مورد شخصیت‌شناسی زنان در آثار صادق هدایت نوشته شده است.
برخی از نویسندگان و منتقدان معقدند که شخصیت‌های زن، جایگاه برجسته‌ای در آثار وی ندارد، و او را شخصیتی زن ستیز معرفی می‌کنند. در حالی که عده‌ای دیگر معتقدند که او همدلانه با زنان عصر خود همراهی می‌کرده و سعی کرده، واقع بینانه مشکلات زنان را بازتاب دهد.
در داستان زنی که مردش را گم کرد «زرّین‌کلاه» دخترکی روستایی است که در تاکستان کار می‌کند. او با گل‌ببو، جوان روستایی مازندرانی که مسئول بردن صندوق‌های انگور به بازار است، آشنا می‌شود. پس از چندی برخلاف نظر مادرش با گل‌ببو ازدواج می‌کند. زرّین‌کلاه در خانواده‌ای مردستیز تربیت یافته، اما او رفتاری کاملا متضاد با عقاید سنتی خانوادگی بروز می‌دهد.
صادق هدایت در این داستان فقر اقتصادی و فقر فرهنگی زنان را عامل مهمی در جهت عقب ماندگی زنان می‌داند و معتقد است که نداشتن استقلال و خوداتکایی زنان، باعث وابستگی آنان به مردان می‌شود.
علاوه بر این او در آثار خود، تنها زنان را در این وضعیت مقصر نمی‌بیند، او ساختار سنتی و عرفی جامعه خود را نقد می‌کند، به نظام مردسالار، زن بارگی مردان و مشروعیت چندهمسری اشاره می‌کند و همه این عوامل را در وضعیت اسفناک زنان عصر خود دخیل می‌بینند.
این داستان به همراه ۱۴ داستان دیگر در این کتاب گردآوری شده است.

♦️@seemorghbook
20👍13👎1
📕#زنی_که_مردش_را_گم_کرد

#صادق_هدایت

در میان رمان‌ها و داستان‌های کوتاه صادق هدایت، داستان کوتاه «زنی که مردش را گم کرد»، به دلیل بیان مشکلات اجتماعی زنان، جایگاه برجسته‌ای دارد. تاکنون مقالات بسیاری در مورد شخصیت‌شناسی زنان در آثار صادق هدایت نوشته شده است.
برخی از نویسندگان و منتقدان معقدند که شخصیت‌های زن، جایگاه برجسته‌ای در آثار وی ندارد، و او را شخصیتی زن ستیز معرفی می‌کنند. در حالی که عده‌ای دیگر معتقدند که او همدلانه با زنان عصر خود همراهی می‌کرده و سعی کرده، واقع بینانه مشکلات زنان را بازتاب دهد.
در داستان زنی که مردش را گم کرد «زرّین‌کلاه» دخترکی روستایی است که در تاکستان کار می‌کند. او با گل‌ببو، جوان روستایی مازندرانی که مسئول بردن صندوق‌های انگور به بازار است، آشنا می‌شود. پس از چندی برخلاف نظر مادرش با گل‌ببو ازدواج می‌کند. زرّین‌کلاه در خانواده‌ای مردستیز تربیت یافته، اما او رفتاری کاملا متضاد با عقاید سنتی خانوادگی بروز می‌دهد.
صادق هدایت در این داستان فقر اقتصادی و فقر فرهنگی زنان را عامل مهمی در جهت عقب ماندگی زنان می‌داند و معتقد است که نداشتن استقلال و خوداتکایی زنان، باعث وابستگی آنان به مردان می‌شود.
علاوه بر این او در آثار خود، تنها زنان را در این وضعیت مقصر نمی‌بیند، او ساختار سنتی و عرفی جامعه خود را نقد می‌کند، به نظام مردسالار، زن بارگی مردان و مشروعیت چندهمسری اشاره می‌کند و همه این عوامل را در وضعیت اسفناک زنان عصر خود دخیل می‌بینند.
این داستان به همراه ۱۴ داستان دیگر در این کتاب گردآوری شده است.

♦️@seemorghbook
17👍4