و رسالت من این خواهد بود
تا دو استکان چای داغ را
از میان دویست جنگ خونین
به سلامت بگذرانم تا در شبی بارانی آن ها را با خدای خویش چشم در چشم هم نوش کنیم
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
تا دو استکان چای داغ را
از میان دویست جنگ خونین
به سلامت بگذرانم تا در شبی بارانی آن ها را با خدای خویش چشم در چشم هم نوش کنیم
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
❤26👍7
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠
#افسوس_مردم_روزگارم
مردم اینجا چقدر مهربانند
دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند.
دیدند سرما میخورم سرم کلاه گذاشتند و چون
برایم تنگ بود کلاه گشادتری و دیدند هوا گرم
شد، پس کلاهم را برداشتند و چون دیدند
لباسم کهنه و پاره است به من وصله چسباندند
و چون از رفتارم فهمیدند که سواد ندارم
محبت کردند و حسابم را رسیدند. خواستم در
این مهربانکده خانه بسازم، نانم را آجر کردند
گفتند کلبه بساز . روزگار جالبی است،
مرغمان تخم نمی گذارد ولی
هر روز گاومان میزاید!
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
#افسوس_مردم_روزگارم
مردم اینجا چقدر مهربانند
دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند.
دیدند سرما میخورم سرم کلاه گذاشتند و چون
برایم تنگ بود کلاه گشادتری و دیدند هوا گرم
شد، پس کلاهم را برداشتند و چون دیدند
لباسم کهنه و پاره است به من وصله چسباندند
و چون از رفتارم فهمیدند که سواد ندارم
محبت کردند و حسابم را رسیدند. خواستم در
این مهربانکده خانه بسازم، نانم را آجر کردند
گفتند کلبه بساز . روزگار جالبی است،
مرغمان تخم نمی گذارد ولی
هر روز گاومان میزاید!
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
👍13💋9👏2👎1