💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠
#افسوس_مردم_روزگارم
مردم اینجا چقدر مهربانند
دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند.
دیدند سرما میخورم سرم کلاه گذاشتند و چون
برایم تنگ بود کلاه گشادتری و دیدند هوا گرم
شد، پس کلاهم را برداشتند و چون دیدند
لباسم کهنه و پاره است به من وصله چسباندند
و چون از رفتارم فهمیدند که سواد ندارم
محبت کردند و حسابم را رسیدند. خواستم در
این مهربانکده خانه بسازم، نانم را آجر کردند
گفتند کلبه بساز . روزگار جالبی است،
مرغمان تخم نمی گذارد ولی
هر روز گاومان میزاید!
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
#افسوس_مردم_روزگارم
مردم اینجا چقدر مهربانند
دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند.
دیدند سرما میخورم سرم کلاه گذاشتند و چون
برایم تنگ بود کلاه گشادتری و دیدند هوا گرم
شد، پس کلاهم را برداشتند و چون دیدند
لباسم کهنه و پاره است به من وصله چسباندند
و چون از رفتارم فهمیدند که سواد ندارم
محبت کردند و حسابم را رسیدند. خواستم در
این مهربانکده خانه بسازم، نانم را آجر کردند
گفتند کلبه بساز . روزگار جالبی است،
مرغمان تخم نمی گذارد ولی
هر روز گاومان میزاید!
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
👍13💋9👏2👎1
یکی تکلیف من را با این مردم
روشن کند این ها تنها در دو
حالت تو را دوست دارند
یا باید کسی باشی که نیستی
یا باید بمیری و زیر خاک بروی
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
روشن کند این ها تنها در دو
حالت تو را دوست دارند
یا باید کسی باشی که نیستی
یا باید بمیری و زیر خاک بروی
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
👍36❤1
یکی تکلیف من را با این مردم
روشن کند این ها تنها در دو
حالت تو را دوست دارند
یا باید کسی باشی که نیستی
یا باید بمیری و زیر خاک بروی
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
روشن کند این ها تنها در دو
حالت تو را دوست دارند
یا باید کسی باشی که نیستی
یا باید بمیری و زیر خاک بروی
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
👍22❤3
گلوله نمی دانست...
تفنگ نمی دانست...
شکارچی نمی دانست...
پرنده داشت برای جوجه هایش غذا میبرد.
خدا که می دانست ....
نمی دانست؟
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
تفنگ نمی دانست...
شکارچی نمی دانست...
پرنده داشت برای جوجه هایش غذا میبرد.
خدا که می دانست ....
نمی دانست؟
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
❤28👍16😢5👏1
🌵یه گل کاکتوس قشنگ تو خونه ام داشتم، اوایل بهش میرسیدم، قشنگ بود و جون دار، کم کم فهمیدم با همه بوته هام فرق داره، خیلی قوی بود، صبور بود، اگه چند روز بهش نور و آب نمیدادم هیچ تغییری نمیکرد...
🌵منم واسه همین خیلی حواسم بهش نبود به خیال اینکه خیلی قویه و چیزیش نمیشه!هر گلی که خراب میشد میگفتم کاکتوسه چقدر خوبه هیچیش نمیشه اما بازم بهش رسیدگی نمیکردم...
🌵تا اینکه یه روز که رفتم سراغش دیدم خیلی وقته که خشک شده، ریشه اش از بین رفته بود و فقط ساقه هاش ظاهرشو حفظ کرده بود، قوی ترین گلم رو از دست دادم چون فکر کردم قویه و مقاوم...
🌵مواظب قوی ترین های زندگی هامون باشیم.ما از بین رفتنشونو نمیفهمیم چون همیشه یه ظاهر خوب دارند، همیشه حامی اند، پشتمون بهشون گرمه...اما بهشون رسیدگی نمیکنیم، تا اینکه یه روز میفهمی قوی ها هم از بین میرن...!
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
🌵منم واسه همین خیلی حواسم بهش نبود به خیال اینکه خیلی قویه و چیزیش نمیشه!هر گلی که خراب میشد میگفتم کاکتوسه چقدر خوبه هیچیش نمیشه اما بازم بهش رسیدگی نمیکردم...
🌵تا اینکه یه روز که رفتم سراغش دیدم خیلی وقته که خشک شده، ریشه اش از بین رفته بود و فقط ساقه هاش ظاهرشو حفظ کرده بود، قوی ترین گلم رو از دست دادم چون فکر کردم قویه و مقاوم...
🌵مواظب قوی ترین های زندگی هامون باشیم.ما از بین رفتنشونو نمیفهمیم چون همیشه یه ظاهر خوب دارند، همیشه حامی اند، پشتمون بهشون گرمه...اما بهشون رسیدگی نمیکنیم، تا اینکه یه روز میفهمی قوی ها هم از بین میرن...!
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
👍26❤5👏3
از انقلاب ترافیکش ماند و از آزادی میدان !
از استقلال هتل
و از جمهوری خیابانش ...
سال های سال همه چیز تغییر کرد ،
به جز ساندیس هایی که رویشان نوشته اند :
از اینجا باز کنید ولی مردم هنوز
از آنجا باز میکنند !
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
از استقلال هتل
و از جمهوری خیابانش ...
سال های سال همه چیز تغییر کرد ،
به جز ساندیس هایی که رویشان نوشته اند :
از اینجا باز کنید ولی مردم هنوز
از آنجا باز میکنند !
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
👍26😢2❤1🔥1
⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜
مادربزرگ
گم کرده ام در هیاهوی شهر
آن نظر بند سبز را
که در کودکی بسته بودی به بازوی من
در اوین حمله ناگهانی تاتار عشق
خمره دلم
بر ایوان سنگ و سنگ
شکست
دستم به دست دوست ماند
پایم به پای راه رفت
من چشم خورده ام
من چشم خورده ام
من تکه تکه از دست رفته ام
در روز روز زندگانیم
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
مادربزرگ
گم کرده ام در هیاهوی شهر
آن نظر بند سبز را
که در کودکی بسته بودی به بازوی من
در اوین حمله ناگهانی تاتار عشق
خمره دلم
بر ایوان سنگ و سنگ
شکست
دستم به دست دوست ماند
پایم به پای راه رفت
من چشم خورده ام
من چشم خورده ام
من تکه تکه از دست رفته ام
در روز روز زندگانیم
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
❤6👍3😭1
سقف خانهمان سوراخ است...
ولی در عوض منارهای مسجد خالی سر به فلک کشیده...
همسایهمان هر سال میرود
مکه میگوید خدا طلبیده.
خدا خسته نمیشوی از قیافه تکراریش؟
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
ولی در عوض منارهای مسجد خالی سر به فلک کشیده...
همسایهمان هر سال میرود
مکه میگوید خدا طلبیده.
خدا خسته نمیشوی از قیافه تکراریش؟
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
❤40👍9👎3👏1
🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
سقف خانه ی ما سوراخ است !
ولی درعوض مناره های مسجد
سربه فلک کشیده است ...
همسایه مان هرساله به مکه میرود
میگوید خدا طلبیده است....
خدا.............
خسته نمیشوی از قیافه تکراریش؟
دوستانت چه قیافه ای دارند؟
ریش... تسبیح ... سجاده؟
بااسمت چه احترام دارند!
اگر دوست بی ریش و تسبیح قبول میکنی
ماهم هستیم...
اینجا میگویند برو دعایت را به فلانی بگو
پیش خدا آبرو دارد
شاید دعایت پذیرفته شود....
خدایا نگو که پارتی بازی
به عرش هم رسیده است
من به این جماعت دیوانه کافرشده ام!
فقط تورامیشناسمو بس....
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
سقف خانه ی ما سوراخ است !
ولی درعوض مناره های مسجد
سربه فلک کشیده است ...
همسایه مان هرساله به مکه میرود
میگوید خدا طلبیده است....
خدا.............
خسته نمیشوی از قیافه تکراریش؟
دوستانت چه قیافه ای دارند؟
ریش... تسبیح ... سجاده؟
بااسمت چه احترام دارند!
اگر دوست بی ریش و تسبیح قبول میکنی
ماهم هستیم...
اینجا میگویند برو دعایت را به فلانی بگو
پیش خدا آبرو دارد
شاید دعایت پذیرفته شود....
خدایا نگو که پارتی بازی
به عرش هم رسیده است
من به این جماعت دیوانه کافرشده ام!
فقط تورامیشناسمو بس....
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
👏17👍9❤6
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
احترام گذاشتیم ، فکر کردند نمیفهمیم !
توجه کردیم ؛
خیال کردند گدای محبتیم !
وای به حال این مردم ...!
نه احترام سرشان میشود ؛
نـه توجـه ...!
کنار این مردم شاد نمیشوی !
فقـط تنهـایی را بیشتر حـس میکنی ...!
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
احترام گذاشتیم ، فکر کردند نمیفهمیم !
توجه کردیم ؛
خیال کردند گدای محبتیم !
وای به حال این مردم ...!
نه احترام سرشان میشود ؛
نـه توجـه ...!
کنار این مردم شاد نمیشوی !
فقـط تنهـایی را بیشتر حـس میکنی ...!
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
❤17👍7
پدرم همیشه می گفت: به زندگی بعد از مرگ اعتقاد داشته باش.
اما من با این مردم به مرگ قبل از زندگی
اعتقاد پیدا کردم و هر روز میمیرم
بی آنکه زندگی کرده باشم.
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
اما من با این مردم به مرگ قبل از زندگی
اعتقاد پیدا کردم و هر روز میمیرم
بی آنکه زندگی کرده باشم.
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
❤21👍16😢2
هر کجا میروم ظلم می بینم
و همه می گویند:
« نگران نباش ، خدا جای حق نشسته »
خدایا می شود از جای حق بلند شوی
تا حق سر جایش بنشیند....
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
و همه می گویند:
« نگران نباش ، خدا جای حق نشسته »
خدایا می شود از جای حق بلند شوی
تا حق سر جایش بنشیند....
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
👏43👍9
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
از انقلاب ترافیکش ماند و از آزادی میدان !
از استقلال هتل
و از جمهوری خیابانش ...
سال های سال همه چیز تغییر کرد ،
به جز ساندیس هایی که رویشان نوشته اند :
از اینجا باز کنید ولی مردم هنوز
از آنجا باز میکنند !
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
از انقلاب ترافیکش ماند و از آزادی میدان !
از استقلال هتل
و از جمهوری خیابانش ...
سال های سال همه چیز تغییر کرد ،
به جز ساندیس هایی که رویشان نوشته اند :
از اینجا باز کنید ولی مردم هنوز
از آنجا باز میکنند !
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
👍23❤6
ما ماهی هایی هستیم
که سزاوار ماهیتابه ایم ؛
چرا که شنا کردن را
بعد از غرق شدن یاد گرفته ایم .
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
که سزاوار ماهیتابه ایم ؛
چرا که شنا کردن را
بعد از غرق شدن یاد گرفته ایم .
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
👏15👍6
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ... ﻧﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺨﺎﻃﺮﻡ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﻣﯿﺸﻮﺩ؛ ﻧﻪ ﺩﺭ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺣﺮﻓﯽ ﺯﺩﻩ ميشود ﻭ ﻧﻪ ﺩﺭ ﺗﻘﻮﯾﻢ ﺧﻄﯽ ﺑﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ ...! ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﮐﻤﯽ ﺳﭙﯿﺪﺗﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ؛ ﻭ ﭘﺪﺭﻡ ﮐﻤﯽ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺗﺮ ..! ﺍﻗﻮﺍﻣﻤﺎﻥ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ..! ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﺎﮐﺴﭙﺎﺭﯼ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﮐﺒﺎﺏ ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﺸﻮﺩ ...! هه... ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﻮﺭﮐﻨﯽ ﺭﺍ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ... ﻭ ﻣﺪﺍﺣﯽ ﮐﻪ ﺍﻟﮑﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺎﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ...!!
ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﻣﻦ ميمانم ﻭ ﮔﻮﺭﺳﺘﺎﻥ ﺳﺮﺩ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﻭ ﻏﻢ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ ﺍﻡ ﮐﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﻢ ميماند!!
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﻫﯿﭻ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ... ﻧﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺨﺎﻃﺮﻡ ﺗﻌﻄﯿﻞ ﻣﯿﺸﻮﺩ؛ ﻧﻪ ﺩﺭ ﺍﺧﺒﺎﺭ ﺣﺮﻓﯽ ﺯﺩﻩ ميشود ﻭ ﻧﻪ ﺩﺭ ﺗﻘﻮﯾﻢ ﺧﻄﯽ ﺑﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ ...! ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﮐﻤﯽ ﺳﭙﯿﺪﺗﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ؛ ﻭ ﭘﺪﺭﻡ ﮐﻤﯽ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﺗﺮ ..! ﺍﻗﻮﺍﻣﻤﺎﻥ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ..! ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﺎﮐﺴﭙﺎﺭﯼ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﮐﺒﺎﺏ ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﺸﻮﺩ ...! هه... ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﻮﺭﮐﻨﯽ ﺭﺍ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ... ﻭ ﻣﺪﺍﺣﯽ ﮐﻪ ﺍﻟﮑﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺎﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﻡ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ...!!
ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﻣﻦ ميمانم ﻭ ﮔﻮﺭﺳﺘﺎﻥ ﺳﺮﺩ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﻭ ﻏﻢ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ ﺍﻡ ﮐﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﻢ ميماند!!
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
👍25😢8❤1
☕ قطعهای از کتاب
اما به سگ ها سوگند
که خواب کلک شیطان است
تا از شصت سال عمر
سی سالش را به نفع مرگ ذخیره کند !
می شود به جای خواب به ریل ها
و کفش ها
و چشم ها فکر کرد
و از نو نتیجه گرفت که باوفاترین جفت های عالم
کفش های آدمی اند !
📕#به_وقت_گرینویچ
✍#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
اما به سگ ها سوگند
که خواب کلک شیطان است
تا از شصت سال عمر
سی سالش را به نفع مرگ ذخیره کند !
می شود به جای خواب به ریل ها
و کفش ها
و چشم ها فکر کرد
و از نو نتیجه گرفت که باوفاترین جفت های عالم
کفش های آدمی اند !
📕#به_وقت_گرینویچ
✍#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
👍18❤1
هر کجا میروم ظلم می بینم
و همه می گویند
«نگران نباش،خدا جای حق نشسته»
خدایا می شود از جای حق بلند شوی
تا حق سر جایش بنشیند
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
و همه می گویند
«نگران نباش،خدا جای حق نشسته»
خدایا می شود از جای حق بلند شوی
تا حق سر جایش بنشیند
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
👍31❤9👏4🤔2
هر کجا میروم ظلم می بینم
و همه می گویند
«نگران نباش،خدا جای حق نشسته»
خدایا می شود از جای حق بلند شوی
تا حق سر جایش بنشیند
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
و همه می گویند
«نگران نباش،خدا جای حق نشسته»
خدایا می شود از جای حق بلند شوی
تا حق سر جایش بنشیند
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
❤16
به مکه که رفتم، خيال ميکردم ديگر تمام گناهانم پاک شده است، غافل از اينکه تمام گناهانم گناه نبوده و تمام درست هايم به نظرم خطا انگاشته و نوشته شده بود!...
درمکه ديدم خدا چند ساليست که از شهر مکه رفته و انسانها به دور خويش ميگردند!...
در مکه ديدم هيچ انسانی به فکر فقير دوره گرد نيست، دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان خويش را بزدايد، غافل از اينکه آن دوره گرد، خود خدا بود!...
درمکه ديدم خدا نيست و چقدر بايد دوباره راه طولانی را طی کنم تا به خانه خويش برگردم! درهمان نماز ساده خويش تصور خدا را در کمک به مردم جستجو کنم!
آری شاد کردن دل مردم همانا برتر از رفتن به مکه ای است که خدايی در آن نيست...
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
درمکه ديدم خدا چند ساليست که از شهر مکه رفته و انسانها به دور خويش ميگردند!...
در مکه ديدم هيچ انسانی به فکر فقير دوره گرد نيست، دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان خويش را بزدايد، غافل از اينکه آن دوره گرد، خود خدا بود!...
درمکه ديدم خدا نيست و چقدر بايد دوباره راه طولانی را طی کنم تا به خانه خويش برگردم! درهمان نماز ساده خويش تصور خدا را در کمک به مردم جستجو کنم!
آری شاد کردن دل مردم همانا برتر از رفتن به مکه ای است که خدايی در آن نيست...
#حسین_پناهی
♦️@seemorghbook
❤24👍5👏2👎1