شعور و وجدان را میتوان به عضلات تشبیه کرد؛
هر عضلهای را که به کار نبریم ضعیف و ضعیفتر میشود ...
📘#دنیای_سوفی
✍#یوستین_گردر
♦️@seemorghbook
هر عضلهای را که به کار نبریم ضعیف و ضعیفتر میشود ...
📘#دنیای_سوفی
✍#یوستین_گردر
♦️@seemorghbook
👏12👍7🤝1
روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
به کجا میروم آخر ننمایی وطنم
مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا
یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم
آنچه از عالم عِلوی است من آن می گویم
رخت خود باز بر آنم که همانجا فکنم
مرغ باغ ملکوتم نِیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
کیست آن گوش که او می شنود آوازم
یا کدام است سخن می کند اندر دهنم
کیست در دیده که از دیده برون می نگرد
یا چه جان است نگویی که منش پیرهنم
تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی
یک دم آرام نگیرم نفسی دم نزنم
می وصلم بچشان تا در زندان ابد
به یکی عربده مستانه به هم درشکنم
من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم
آنکه آورد مرا باز برد تا وطنم
تو مپندار که من شعر به خود می گویم
تا که هشیارم و بیدار یکی دم نزنم
#مولانا
♦️@seemorghbook
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
به کجا میروم آخر ننمایی وطنم
مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا
یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم
آنچه از عالم عِلوی است من آن می گویم
رخت خود باز بر آنم که همانجا فکنم
مرغ باغ ملکوتم نِیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
کیست آن گوش که او می شنود آوازم
یا کدام است سخن می کند اندر دهنم
کیست در دیده که از دیده برون می نگرد
یا چه جان است نگویی که منش پیرهنم
تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی
یک دم آرام نگیرم نفسی دم نزنم
می وصلم بچشان تا در زندان ابد
به یکی عربده مستانه به هم درشکنم
من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم
آنکه آورد مرا باز برد تا وطنم
تو مپندار که من شعر به خود می گویم
تا که هشیارم و بیدار یکی دم نزنم
#مولانا
♦️@seemorghbook
👍24❤6🙏1
هر روز در بانک زمان شما
۸۶۴۰۰ ثانیه واریز و تا شب
به پایان میرسد
هیچ برگشتی در کار نیست
و هیچ مقدار از آنهم
به فردا اضافه نمی شود.
پس از آن لذت ببرید...
♦️@seemorghbook
۸۶۴۰۰ ثانیه واریز و تا شب
به پایان میرسد
هیچ برگشتی در کار نیست
و هیچ مقدار از آنهم
به فردا اضافه نمی شود.
پس از آن لذت ببرید...
♦️@seemorghbook
👏11❤3👍3
از باهوشی نادرشاه چنین روایت کرده اند که وقتی برای لشکرکشی به هندوستان رفت به شهری رسید که برج و باروی و خندقی بسیار قوی داشت، لذا دستور داد لشکر در آنجا اطراق نموده تا فکری نماید شب هنگام که در حال قدم زدن در کنار خندق بود، صدای قورباغه ها شنیده می شد. ناگهان فکری بسرش زد
روز بعد دستور داد در بوق و کرنا کنند و اعلام کنند که امشب به دستور ملوکانه هیچ قورباغه ای حق سر و صدا ندارد هندی ها که از بالای برج همیشه لشکر را زیر نظر داشتند، شروع به خنده و مسخره کردن ایرانیان نمودند و گفتند آخر مگر قورباغه دستور ملوکانه را می فهمد که اطاعت کند؟نادر بلافاصله دستور داد، روده های گوسفندانی که برای لشکر ذبح میشد را تمیز کنند، سپس باد کرده و دو سر شان را ببندند و مخفیانه به خندق بریزند شب شد و در میان بهت و حیرت هندی ها از دیوار صدا درآمد از قورباغه ها نه!
صبح روز بعد دروازه ها گشوده شد و شهر تسلیم شد، چرا که وقتی دیدند قورباغه هم از نادر فرمان میبرد راهی جز تسلیم نیست! قورباغه ها روده ها را با مار اشتباه گرفته بودند و از ترس شکار شدن ساکت شدند
♦️@seemorghbook
روز بعد دستور داد در بوق و کرنا کنند و اعلام کنند که امشب به دستور ملوکانه هیچ قورباغه ای حق سر و صدا ندارد هندی ها که از بالای برج همیشه لشکر را زیر نظر داشتند، شروع به خنده و مسخره کردن ایرانیان نمودند و گفتند آخر مگر قورباغه دستور ملوکانه را می فهمد که اطاعت کند؟نادر بلافاصله دستور داد، روده های گوسفندانی که برای لشکر ذبح میشد را تمیز کنند، سپس باد کرده و دو سر شان را ببندند و مخفیانه به خندق بریزند شب شد و در میان بهت و حیرت هندی ها از دیوار صدا درآمد از قورباغه ها نه!
صبح روز بعد دروازه ها گشوده شد و شهر تسلیم شد، چرا که وقتی دیدند قورباغه هم از نادر فرمان میبرد راهی جز تسلیم نیست! قورباغه ها روده ها را با مار اشتباه گرفته بودند و از ترس شکار شدن ساکت شدند
♦️@seemorghbook
👏26👍8❤6👎4
میدونستین حک شدن تاریخ تولید و انقضاء محصولات لبنی و شیر به خاطر آلکاپون بوده؟ برادرزادهی کاپون شیر تاریخ مصرف گذشته استفاده میکنه و تا دم مرگ میره. آلکاپون هم لابی میکنه و شرکتهای لبنی مجبور میشن تاریخ تولید و انقضاء درج کنن. دنیا پیچ و خمهای عجیبی داره.
♦️@seemorghbook
♦️@seemorghbook
👍26❤3
☕️قطعهای از کتاب
نهصد سال پیش بود که مردی به ظاهر آرام و خموش اما صاحب دها و نبوغ با هیبت خاص خراسانی در شهر بزرگ نیشابور زندگی می کرد. پیشانی گسترده، چهره ای کشیده و چشمانی نافذ داشت که با ریش متوسط به او قیافه ی مرد متفکر صاحب اندیشه ای میداد و از مصاحبت دو دسته گریزان بود: جاهلان و سالوسان
بنا به طبع خراسانی رک و صریح بود و بنا به همان طبع نیز شاعر بود. از زیباییهای طبیعت لذت می برد، اما آنچه او درباره ی هستی و وجود می اندیشید سوای آن بود که مردم حتی برگزیدگان آن عصر می اندیشیدند.
او ریاضی دانی بی نظیر بود در نجوم و پزشکی و شعر و ادب و بالاتر از همه در فلسفه استادی بی همتا بود.
📕#مردی_از_نیشابور
✍#محسن_فرزانه
♦️@seemorghbook
نهصد سال پیش بود که مردی به ظاهر آرام و خموش اما صاحب دها و نبوغ با هیبت خاص خراسانی در شهر بزرگ نیشابور زندگی می کرد. پیشانی گسترده، چهره ای کشیده و چشمانی نافذ داشت که با ریش متوسط به او قیافه ی مرد متفکر صاحب اندیشه ای میداد و از مصاحبت دو دسته گریزان بود: جاهلان و سالوسان
بنا به طبع خراسانی رک و صریح بود و بنا به همان طبع نیز شاعر بود. از زیباییهای طبیعت لذت می برد، اما آنچه او درباره ی هستی و وجود می اندیشید سوای آن بود که مردم حتی برگزیدگان آن عصر می اندیشیدند.
او ریاضی دانی بی نظیر بود در نجوم و پزشکی و شعر و ادب و بالاتر از همه در فلسفه استادی بی همتا بود.
📕#مردی_از_نیشابور
✍#محسن_فرزانه
♦️@seemorghbook
👏11👍7
کشتن و دفن عقاید اشتباه،
یك خدمت بزرگ به بشريت است،
در برخی مواقع حتی بهتر از کشف
یك حقیقت یا واقعيتى نوین است!
#چارلز_داروين
♦️@seemorghbook
یك خدمت بزرگ به بشريت است،
در برخی مواقع حتی بهتر از کشف
یك حقیقت یا واقعيتى نوین است!
#چارلز_داروين
♦️@seemorghbook
👍29
📕#ماجراهای_جاویدان_تئاتر : روند تکاملی هنر نمایش
✍#گی_لکلرک #کریستف_دسولیر
"مباحث كتاب شرحی است از تاریخ و فلسفه تئاتر كه از رهگذر و بررسی شاهكارهای تئاتر جهان، از یونان باستان تا دهه آخر قرن بیستم، صورت میگیرد .(این مجموعه از ترجمه و تالیف دو كتاب و بهرهگیری از منابع دیگر فراهم آمده است (.كتاب این موضوعات را شامل میشود : تراژدی یونانی، تئاتر قرون وسطی، رنسانس و تئاتر ایتالیا، عصر طلایی اسپانیا، عصر الیزابتی : شكسپیر، قرن بزرگ فرانسه، تئاتر بورژوایی و رمانتیك، تجربههای قرن 19، جریانهای قرن بیستم، در جست و جوی مدرنیته و تئاتر امروز .در نتیجهگیری كتاب آمده است : تئاتر جز هنر گم كردن و بازیافتن خاطره نیست .روابط ممتاز ولی ابهامآمیزش با زندگی نیز از همین جا ناشی میشود ...باری، به خودی خود معلوم است كه یك "تاریخ تئاتر "در واقع نمایش زنده است .از زمانی كه علم نشانه شناسی همه عوامل نوشتار صحنهای را به سخن وا میدارد، دیگر نمیتوان عمل تئاتری را از باقی ادبیات جدا كرد .تئاتر یك جادوی ادبی است ...اكثریت متنهای مدرن تئاتر امروز دیگر از تظاهرات زیبا شناختی خود بر روی صحنه جدایی ناپذیر هستند . پدیدهای كه هر رپراتور را نیز معاف نمیدارد : تئاتر ژان ژیرودو، با محروم شدن از دخالتهای مرعوب كننده لویی ژووه، برای عده زیادی از تماشاگران لوس و بیمزه و سنگین جلوه میكند ...برعكس، آثار كلودل كه مدتهای مدید غیر قابل اجرا تلقی میشد، صحنه پردازان امروزی را برمیانگیزد و پژواك وسیعی بین تماشاگران پیدا میكند، برای این كه "گفتار "قراردادهای تئاتری "نمایشنامه خوش ساخت "را زیر پا میگذارد و بعد شاعرانه جهانی را به تئاتر برمیگرداند .بعد از لونیه پو ـ آرتو، كوپو و ویلار، تئاتر میخواهد چیز دیگری غیر از یك سرگرمی عیاشی باشد .حتی اگر حدود این توقع هم متحول شود، این اراده پا بر جا میماند ."..."
♦️@seemorghbook
✍#گی_لکلرک #کریستف_دسولیر
"مباحث كتاب شرحی است از تاریخ و فلسفه تئاتر كه از رهگذر و بررسی شاهكارهای تئاتر جهان، از یونان باستان تا دهه آخر قرن بیستم، صورت میگیرد .(این مجموعه از ترجمه و تالیف دو كتاب و بهرهگیری از منابع دیگر فراهم آمده است (.كتاب این موضوعات را شامل میشود : تراژدی یونانی، تئاتر قرون وسطی، رنسانس و تئاتر ایتالیا، عصر طلایی اسپانیا، عصر الیزابتی : شكسپیر، قرن بزرگ فرانسه، تئاتر بورژوایی و رمانتیك، تجربههای قرن 19، جریانهای قرن بیستم، در جست و جوی مدرنیته و تئاتر امروز .در نتیجهگیری كتاب آمده است : تئاتر جز هنر گم كردن و بازیافتن خاطره نیست .روابط ممتاز ولی ابهامآمیزش با زندگی نیز از همین جا ناشی میشود ...باری، به خودی خود معلوم است كه یك "تاریخ تئاتر "در واقع نمایش زنده است .از زمانی كه علم نشانه شناسی همه عوامل نوشتار صحنهای را به سخن وا میدارد، دیگر نمیتوان عمل تئاتری را از باقی ادبیات جدا كرد .تئاتر یك جادوی ادبی است ...اكثریت متنهای مدرن تئاتر امروز دیگر از تظاهرات زیبا شناختی خود بر روی صحنه جدایی ناپذیر هستند . پدیدهای كه هر رپراتور را نیز معاف نمیدارد : تئاتر ژان ژیرودو، با محروم شدن از دخالتهای مرعوب كننده لویی ژووه، برای عده زیادی از تماشاگران لوس و بیمزه و سنگین جلوه میكند ...برعكس، آثار كلودل كه مدتهای مدید غیر قابل اجرا تلقی میشد، صحنه پردازان امروزی را برمیانگیزد و پژواك وسیعی بین تماشاگران پیدا میكند، برای این كه "گفتار "قراردادهای تئاتری "نمایشنامه خوش ساخت "را زیر پا میگذارد و بعد شاعرانه جهانی را به تئاتر برمیگرداند .بعد از لونیه پو ـ آرتو، كوپو و ویلار، تئاتر میخواهد چیز دیگری غیر از یك سرگرمی عیاشی باشد .حتی اگر حدود این توقع هم متحول شود، این اراده پا بر جا میماند ."..."
♦️@seemorghbook
👍3
پولی که در اختیار داریم،
وسیله ای برای آزاد بودن است
و پولی که به دنبالش هستیم،
وسیله بردگی...!
#ژان_ژاک_روسو
♦️@seemorghbook
وسیله ای برای آزاد بودن است
و پولی که به دنبالش هستیم،
وسیله بردگی...!
#ژان_ژاک_روسو
♦️@seemorghbook
👍23❤1
مثلث سفیدی وجود ندارد اما آن را می بینیم!
به این پدیده ادراک نامرئی مغز میگویند
که با آن سعی در الگوسازی بین تصاویر هماهنگ میکند!
♦️@seemorghbook
به این پدیده ادراک نامرئی مغز میگویند
که با آن سعی در الگوسازی بین تصاویر هماهنگ میکند!
♦️@seemorghbook
👍24❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥👌این نوستالژی زیبا رو از دست ندید
تک تک شما عزیزان تو هر سنی که هستید باهاش خاطره دارید و حتما از دیدنش لذت خواهید برد
♦️@seemorghbook
تک تک شما عزیزان تو هر سنی که هستید باهاش خاطره دارید و حتما از دیدنش لذت خواهید برد
♦️@seemorghbook
❤17👍3🤩2
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
رابطهی فکری،مهمتر از رابطهی خونی است
بعضی آدمها در ذهن آدم،
یک بار برای همیشه
خلق میشوند.
#فريبا_وفی
♦️@seemorghbook
رابطهی فکری،مهمتر از رابطهی خونی است
بعضی آدمها در ذهن آدم،
یک بار برای همیشه
خلق میشوند.
#فريبا_وفی
♦️@seemorghbook
👍24
♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️
کلیسا بود که پرینلی را به خاطر این سخن که; "ستارگان از جای خود نمیافتند! "با ضربات شلاق مجروح کرده، کامپانلا را به خاطر آن که از وجود دنیاهای بیشمار دم زده بود، به جرم دخالت در امر آفرینش بیست و هفت بار به زندان و شکنجه محکوم کرد . گالیله را به خاطر اعتقادش به گردش زمین به زندان افکند، کریستف کلمب را به خاطر کشف سرزمینی که در تورات ذکر نشده بود زندانی ساخت و پاسکال را به نام مبانی مذهب، مونتنیه را به نام مبانی اخلاق و مولیر را به نام مبانی مذهب و اخلاق تکفیر کرد.
#ویکتور_هوگو
♦️@seemorghbook
کلیسا بود که پرینلی را به خاطر این سخن که; "ستارگان از جای خود نمیافتند! "با ضربات شلاق مجروح کرده، کامپانلا را به خاطر آن که از وجود دنیاهای بیشمار دم زده بود، به جرم دخالت در امر آفرینش بیست و هفت بار به زندان و شکنجه محکوم کرد . گالیله را به خاطر اعتقادش به گردش زمین به زندان افکند، کریستف کلمب را به خاطر کشف سرزمینی که در تورات ذکر نشده بود زندانی ساخت و پاسکال را به نام مبانی مذهب، مونتنیه را به نام مبانی اخلاق و مولیر را به نام مبانی مذهب و اخلاق تکفیر کرد.
#ویکتور_هوگو
♦️@seemorghbook
👍36👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حتی اگه هیچ وقت نتونی دنیا رو تغییر بدی،
نذار دنیا از تو یه آدم دیگه بسازه ...
بهونه واسه بد شدن زیاده،
اما،
تو همون "من" ِ همیشگی بمون؛
"من" ِ مهربون ...
♦️@seemorghbook
نذار دنیا از تو یه آدم دیگه بسازه ...
بهونه واسه بد شدن زیاده،
اما،
تو همون "من" ِ همیشگی بمون؛
"من" ِ مهربون ...
♦️@seemorghbook
👍17❤4👏3
با رنج بسیار،
با یک بند انگشت پیشرفت در سال،
در دل صخره نقبی میزنم. هزاران هزار سال
دندانهایم را فرسودهام
و ناخنهایم را شکستهام
تا به سوی دیگر رسم،
به نور، به هوای آزاد
و آزادی....
و اکنون که دستهایم خونریز است
و دندانهایم
در لثههایم میلرزند،
در گودالی چاکچاک
از تشنگی و غبار،
از کار دست میکشم
و به کار خویشتن مینگرم:
من نیمهی دوم زندگیام را
در شکستن سنگها،
نفوذ در دیوارها،
فروشکستن درها
و کنار زدن موانعی گذراندهام
که در نیمهی اول زندگی
بهدست خود
میان خویشتن و نور نهادهام!
#انتاریو_پاز
♦️@seemorghbook
با یک بند انگشت پیشرفت در سال،
در دل صخره نقبی میزنم. هزاران هزار سال
دندانهایم را فرسودهام
و ناخنهایم را شکستهام
تا به سوی دیگر رسم،
به نور، به هوای آزاد
و آزادی....
و اکنون که دستهایم خونریز است
و دندانهایم
در لثههایم میلرزند،
در گودالی چاکچاک
از تشنگی و غبار،
از کار دست میکشم
و به کار خویشتن مینگرم:
من نیمهی دوم زندگیام را
در شکستن سنگها،
نفوذ در دیوارها،
فروشکستن درها
و کنار زدن موانعی گذراندهام
که در نیمهی اول زندگی
بهدست خود
میان خویشتن و نور نهادهام!
#انتاریو_پاز
♦️@seemorghbook
👍17❤1
بعد از دستگیری میرزا رضا کرمانی و هنگام بازجویى از او پرسیدند چرا حضرت ناصرالدین شاه را کشتی؟
او پاسخ داد: سراسر مملکت را فساد و فقر گرفته و همه تقصیر از او بود،چرا که سر رشتهی همه چیز در مملکت به او ختم میشد. گفتند این ربطی به والا حضرت ندارد و اطرافیان او مقصرند، او از خیلی امور ناراست بی اطلاع بود.
ميرزا گفت: اگر اطلاع داشت که حقش بود و اگر بیاطلاع بود، وای به حال مملکتی که شاهش از این همه ناراستی و فقر و فساد بى اطلاع باشد همان به كه بميرد.
♦️@seemorghbook
او پاسخ داد: سراسر مملکت را فساد و فقر گرفته و همه تقصیر از او بود،چرا که سر رشتهی همه چیز در مملکت به او ختم میشد. گفتند این ربطی به والا حضرت ندارد و اطرافیان او مقصرند، او از خیلی امور ناراست بی اطلاع بود.
ميرزا گفت: اگر اطلاع داشت که حقش بود و اگر بیاطلاع بود، وای به حال مملکتی که شاهش از این همه ناراستی و فقر و فساد بى اطلاع باشد همان به كه بميرد.
♦️@seemorghbook
👍36❤8🫡1
☕️قطعهای از کتاب
نفرت، آدمی را بتدریج شبیه کسی میکند که از او متنفر است، همچون شکارچیای که در غایتِ میل به کشتن شکارش، شبیه شکارش میشود؛چراکه برای کشتن شکاری باید مثل او شد؛ مثل او خوابید، بیدار شد، نگاه کرد، راه رفت و از همه مهمتر، اندیشید و احساس کرد و در نهایت خود شکار شد.
📕#هر_چیز_که_در_جستن_آنی_آنی
✍#مولانا
♦️@seemorghbook
نفرت، آدمی را بتدریج شبیه کسی میکند که از او متنفر است، همچون شکارچیای که در غایتِ میل به کشتن شکارش، شبیه شکارش میشود؛چراکه برای کشتن شکاری باید مثل او شد؛ مثل او خوابید، بیدار شد، نگاه کرد، راه رفت و از همه مهمتر، اندیشید و احساس کرد و در نهایت خود شکار شد.
📕#هر_چیز_که_در_جستن_آنی_آنی
✍#مولانا
♦️@seemorghbook
👍19👏3
اگر بتها را واژگون كرده باشی كاری نكردهای، وقتی واقعاْ شهامت خواهی داشت كه خوی بتپرستی را در درون خویش از میان برداشته باشی.
#فردریش_نیچه
♦️@seemorghbook
#فردریش_نیچه
♦️@seemorghbook
👍34❤2🤩2