کتابخانه سیمرغ
72.8K subscribers
15.4K photos
1.18K videos
7.37K files
470 links
Download Telegram
📕#رباعیات_خیام

#عمر_خیام_نیشابوری

رباعیات خیام نام مجموعه اشعار غیاث‌الدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خیام نیشابوری مشهور به خیام در قالب شعری رباعی است که در سده‌های پنجم و ششم هجری به زبان فارسی سروده شده‌اند و عمدتاً بیانگر دیدگاه‌های فلسفی او می‌باشند.
این اشعار در زمان حیات خیام به واسطهٔ تعصب مردم مخفی بوده و تدوین نشده و تنها بین یکدسته از دوستان همرنگ و صمیمی او شهرت داشته یا در حاشیهٔ جُنگ‌ها و کتاب‌های اشخاصی بطور قلم‌انداز چند رباعی از او ضبط شده، و پس از مرگش منتشر گردیده‌است. به همین خاطر در تعداد این رباعی‌ها و نیز حقیقی یا جعلی بودن بعضی از آن‌ها اختلاف نظر وجود دارد.
خیام زندگی‌اش را به‌عنوان ریاضی‌دان و فیلسوفی شهیر سپری کرد، این در حالی بود که معاصرانش از رباعیاتی که امروزه مایهٔ شهرت و افتخار او هستند بی‌خبر بودند. در چند قرن اخیر این رباعیات بسیار مورد توجه قرار گرفته، به زبان‌های بسیاری ترجمه شده‌اند و تصحیحات فراوانی در آن‌ها صورت گرفته‌است.

♦️@seemorghbook
👍163🤗1
اگر می‌خواهید زیبا باشید،
یک دقیقه مقابل آینه
پنج دقیقه مقابل روحتان
و پانزده دقیقه مقابل خداوند بایستید
آدمها به خاطر زیبا
بودنشان دوست داشتنی نمی‌شوند
بلکه اگر دوست داشتنی باشند،
زیبا به نظر می‌رسند.
بچه‌ها هرگز مادرشان را
زشت نمی‌دانند؛
اگر کسی یا جایی را دوست داشته باشید
آنها را زیبا هم خواهید یافت
زیرا حس زیبا دیدن
همان عشق است

♦️@seemorghbook
👏11👍4👎2
ما فلک زده‌‌ها نه در دورۀ افتخار بودیم نه دورۀ شعور و تربیت ، ما حتی از عروسک‌ها هم کمتر بودیم زیرا آنها مرده بودند ولی زندگی می‌کردند و ما زندگی کردیم ولی مرده‌ایم !!

♦️@seemorghbook
👍212🔥2
بعضی وقتا بعداً تبدیل میشه به هرگز.
الان انجامش بده.

♦️@seemorghbook
👍6
لذت بردن را یادمان ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ !

از گرما می نالیم. از سرما فرار می کنیم.
در جمع، از شلوغی کلافه می شویم و در خلوت، از تنهایی بغض می کنیم.
تمام هفته منتظر رسیدن روز تعطیل هستیم و آخر هفته هم بی حوصلگی تقصير غروب جمعه است و بس!
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﺎﻥ ﺭﺍﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ:
ﻣﺪﺭﺳﻪ.. ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ .. ﮐﺎﺭ..
ﺣﺘﯽ ﺩﺭﺳﻔﺮﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﯿﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﻟﺬﺕ ﺍﺯ ﻣﺴﯿﺮ!
ﻏﺎﻓﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﺎﺗﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﺑﮕﺬﺭﻧﺪ...

♦️@seemorghbook
👍21👏41
خری با رای گیری حاکم جنگل شد

خر حیوانات را مجبورکرد که ساعت ۶صبح بیدار و ۶عصر بخوابند!
دستورداد که هرکدام از چارپایان و پرندگان و سایر حیوان ها فقط حق دارند ۶لقمه غذا بخورند
اگر خواستند پینگ پنگ بازی کنند، هر تیم ۶بازیکن داشته، و زمان بازی نیز ۶دقیقه باشد!
و خر قوانین ششگانه وضع میکرد
در یک روز دل انگیز , خروس ساعت ۵:۲۰دقیقه صبح بیدار شد و آواز خواند
خر خشمگین شد و در یک سخنرانی جنجالی گفت: قوانین ما از همه قوانین دیگران کاملتر است و خروج از اینها و تخلف از قانونهای ششگانه جرم محسوب و منجر به اشد مجازات میشود، و طی مراسمی خروس را اعدام کرد
همه حیوانها از اعدام خروس ترسیدند و از آن پس با دقت بیشتر قوانین را اجرا میکردند
بعداز گذشت چندین سال خر بیمار شد و درحال مرگ بود
شیر به دیدارش رفت و گفت: من و تعدادی دیگر از حیوانها میتوانستیم قیام کنیم، ولی نخواستیم نظم جنگل به هم بریزد، حال بگو علت ابلاغ قوانین ششگانه چه بود؟ و چرا در این سالها سختگیری کردی؟
خر گفت: حالا من بخاطر خریت یک چیزهایی ابلاغ کردم، شماها چرا این همه سال عین بُـز اطاعت کردید؟!!

♦️@seemorghbook
👍56😁4🤨4🔥1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح آمده بر پهنه‌ٔ آفاق گذر کن
پلکی بزن و بر رُخ ِ دلدار نظر کن
این پیلهٔ خمیازه گیِ صبحگهان را
با خنده‌ٔ پروانگی‌ات دست به سر کن

♦️@seemorghbook
👍9
🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷🔹🔷


در ماه‌های آغازین حاکمیت فاشیسم هیتلری که در آلمان هنوز سرکوب مخالفان نهادینه نشده و مردم به اختناق خو نگرفته بودند معمولا دیده‌ می‌شد که هرچند روز یکبار هفت یا هشت سرباز، یک زندانی‌ را به حالت رسمی از میان مردم به بازداشتگاه می‌بردند؛ اما در سال‌های اوج اقتدار و تسلط مطلق نازیسم دیگر آن صحنه‌ها ناپدید شد و هر روز بارها و بارها می‌دیدی که تنها یک سرباز ده تا بیست زندانی را جلو انداخته و با خشونت و فحاشی به زندان می‌برد
رخنۀ زوال و فساد همیشه همین‌طور آغاز می‌شود: کم‌کم، ذره‌ ذره، لحظه به لحظه، هربار فقط اندکی بر مقدار پیشین افزوده می‌شود و تا انهدام نهایی پیش می‌رود.

#هانا_آﺭﻧﺖ

♦️@seemorghbook
👍25😁1
حرف کسانی که می گویند عشق ما از خودخواهی خالی است خنده دار است زیرا همه امیال ما طبق خواست قدرت ما است

#فردریش_نیچه

♦️@seemorghbook
👍14👎1
☕️قطعه‌ای از کتاب

مأموریت ما تولید فقر و ویرانی و کشتار است. چنانکه در حدیث نبوی و سنت مصطفوی حضرت ختمی مرتبت بر خود بالیده می فرماید:

« هرکجا که گاو آهن رفت، ننگ ببار آورد، من برای کشاورزی فرستاده نشده ام، بلکه برای کشتار آمده ام، من نه خشت روی خشت گذاشته ام و نه یک درخت کاشته ام » بر ماست که فرمایشات آن بزرگوار را نصب العین خود سازیم و هر چه زودتر به قتل و غارت کفار بپردازیم .

📕#توپ_مرواری

#صادق_هدایت

♦️@seemorghbook
👍20😢4😁1
وکیلی دزدی رو بدید که برای
اعدام میبردنش،با خود بگفت؛
در حقیقت کشتن این دزد واجب است
چون بدون لباس رسمی و منصب دولتی
میخواهد که دزدی کند...!!

#میرزا_آقا_خان_کرمانی

♦️@seemorghbook
👏29👍2
بانوی سربدار

حمزه سردادور

♦️@seemorghbook
7
📕#بانوی_سربدار

#حمزه_سردادور

حمزه سردادور (۱۳۴۹-۱۲۷۵)، از پاورقی‌نویسان قدیمی ایرانی است که رمان‌های تاریخی فراوانی از وی در چند دهه اخیر به بازار کتاب آمده است. بازچاپ‌های چندگانه این کتاب‌ها، نشانگر محبوبیت و عامه‌پسندی آن‌ها است. سردادور در سال ۱۲۷۵ خورشیدی در تبریز زاده شد. او از دهه بیست تا اواخر دهه چهل در مجله اطلاعات هفتگی پاورقی نوشت. از عوامل جذابیت و فروش آن مجله، داستان‌های پرآب‌و‌تاب سردادور بود که پس از پایان چاپ آن‌ها در مجله، به شکل کتاب نیز منتشر شد. برخی از این آثار عبارتند از: زندانی قلعه قهقه، از صید ماهی تا پادشاهی، در پس پرده، مه‌لقا و آزاد زنان، کیمیاگران، دختر قهرمان، افسانه‌ قاجار، بانوی سربدار و …
کتاب بانوی سربدار، رمانی شیرین و دلچسب است که از جریان تاریخی سربداران مایه‌ گرفته و با قلم توانا و ذهن سازنده‌ی نویسنده پرورده شده و داستانی پرجاذبه و خواندنی فراهم آورده است. در این کتاب برخلاف آن‌چه از سربداران به ذهن می‌آید، با استناد به مدارک تاریخی، به گونه‌ای یک زن را پایه‌گذار این سلسله‌ی غیور می‌داند. زنی غیرتمند با نام آزاده که حاضر بود به دار آویخته شود؛ اما تسلیم مغول‌ها نشود. داستانی بس زیبا که با خواندن یک پاراگراف از آن، تا انتها پای آن خواهید نشست.

♦️@seemorghbook
13👍5
طاق بستان کرمانشاه در عصر قاجار
(عمارت سمت راست، امروزه وجود خارجی ندارد)

♦️@seemorghbook
12😢8
متاسفانه ما مردم فقط هنگامی در برابر جور و بیداد و توهین، رگ‌های گردن‌مان ورم می‌کند که خود به ‌شخصه گرفتار آن شده باشیم...

#احمد_شاملو

♦️@seemorghbook
👍35👎2
زنانی که کتاب می خوانند برای جوامع نابرابر و مرد سالار خطرناکند، زیرا آنها با مطالعه می توانند دنیایی بهتر را تصور و برای به وجود آوردنش مبارزه کنند.


#برتراند_راسل

♦️@seemorghbook
👍29
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠

این چه شوریست که بر دوور قمر میبینم؟
همه را منزوی و گیج و پگر میبینم
چه بلایی به سر نسل جوان آوردیم ؟
که شبانه همه را زیر گذر میبینم
مادران را همه سر خورده و سر در گوشی
پدران را سر کاناپه دمر میبینم
دختران را همه سرگرم خودآرائی خویش
پای قلیون همه جا جمع پسر میبینم
آنقدر سیخ شده موی سر نسل جوان
در خیابان همه را شانه بسر میبینم
شعر میگویم و از گفته ی خود مٵیوسم
بس‌که هی دور و برم توپ و تشر میبینم
واقعا نیست نه در ببر و نه در گرگ نه مار
آنچه امروزه در این نوع بشر میبینم
کفش نو میخرم و موقع مسجد رفتن
جایشان گیوه‌ی گهنه پَسِ در میبینم
دوستان را همه از زهر و هلاهل بدتر
دشمنان را همه از قند و شکر میبینم
رفته در فقر و بدهکاری و بداخلاقی
مردمانی همه تا حد کمر میبینم
توی آمار جهانی همه جا در جدول
خویش را پشت سر هند و قطر میبینم
جز همین ساحل خشکیده ی بی ماهی نیست
آنچه از وسعت دریای خزر میبینم
جای تولید و ترقی فقط از دولتها
هی سفر پشت سفر پشت سفر میبینم

#رسول_سنایی


♦️@seemorghbook
👏22👍7
زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست.
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

♦️@seemorghbook
👍71👏1
چهار نفر بودند
اسمشان اینها بود:
همه کس، یک کسی، هر کسی، هیچ کسی.

کار مهمی در پیش داشتند و همه مطمئن بودند که "یک کسی" این کار را به انجام می رساند، "هرکسی" می توانست این کار را بکند ولی "هیچ کس" اینکار را نکرد. "یک کسی" عصبانی شد چرا که این کار کار "همه کس" بود اما "هیچ کس" متوجه نبود که "همه کس" این کار را نخواهد کرد.

سرانجام داستان این طوری شد "هرکسی"، "یک کسی" را سرزنش کرد که چرا "هیچ کس" کاری را نکرد که "همه کس" می توانست انجام بدهد!؟

حالا ما جزء کدامشان هستیم؟

#ابتهاج_عبیدی

♦️@seemorghbook
👍25🤔5