■▪■▪■▪■▪■▪■▪■
در بازگشت از کلیسا، جک از دوستش ماکس می پرسد : فکر می کنی آیا می شود هنگام دعا کردن سیگار کشید؟
ماکس جواب می دهد : چرا از کشیش نمی پرسی؟
جک نزد کشیش می رود و می پرسد : جناب کشیش، می توانم وقتی در حال دعا کردن هستم، سیگار بکشم؟
کشیش پاسخ می دهد : نه پسرم نمی شود
این بی ادبی به مذهب است
جک نتیجه را برای دوستش ماکس بازگو می کند
ماکس می گوید: تعجبی نداره ، تو سئوال را درست مطرح نکردی ، بگذار من بپرسم!
ماکس نزد کشیش می رود و می پرسد : آیا وقتی در حال سیگار کشیدنم می توانم دعا کنم؟
کشیش مشتاقانه پاسخ میدهد: مطمعنا پسرم
♦️@seemorghbook
در بازگشت از کلیسا، جک از دوستش ماکس می پرسد : فکر می کنی آیا می شود هنگام دعا کردن سیگار کشید؟
ماکس جواب می دهد : چرا از کشیش نمی پرسی؟
جک نزد کشیش می رود و می پرسد : جناب کشیش، می توانم وقتی در حال دعا کردن هستم، سیگار بکشم؟
کشیش پاسخ می دهد : نه پسرم نمی شود
این بی ادبی به مذهب است
جک نتیجه را برای دوستش ماکس بازگو می کند
ماکس می گوید: تعجبی نداره ، تو سئوال را درست مطرح نکردی ، بگذار من بپرسم!
ماکس نزد کشیش می رود و می پرسد : آیا وقتی در حال سیگار کشیدنم می توانم دعا کنم؟
کشیش مشتاقانه پاسخ میدهد: مطمعنا پسرم
♦️@seemorghbook
❤25👍19
صبح است و دلم به مهر باور دارد
آبان که گذشت، دل به آذر دارد
پاییز برای من شدہ این تعبیر:
فصلی که فقط خاطرہ در سر دارد
♦️@seemorghbook
آبان که گذشت، دل به آذر دارد
پاییز برای من شدہ این تعبیر:
فصلی که فقط خاطرہ در سر دارد
♦️@seemorghbook
❤9👍4🥰1
اگر می خواهید یک فرمانده "شکست" بخورد
یک کتاب پر از "دستورالعمل" به او بدهید
اگر می خواهید "پیروز" شود
یک "هدف" برای او تعیین کنید
و از او بخواهید آن را بدست آورد...
♦️@seemorghbook
یک کتاب پر از "دستورالعمل" به او بدهید
اگر می خواهید "پیروز" شود
یک "هدف" برای او تعیین کنید
و از او بخواهید آن را بدست آورد...
♦️@seemorghbook
👍16❤6
☕ قطعهای از کتاب
زمانهی سختی است برای انسانبودن. تنها یک انسان حقیقی و واقعیبودن؛ نه مجموعهای از ویژگیهای اخلاقی بیشماری که از دیگران به عاریت گرفتهایم.
و اگر همهی ما درحال نقش بازیکردن هستیم، چیزی به نام یک همراه و همزاد وجود نخواهد داشت، چون ما یک شخصیت واحد نیستیم که تنها یک همراه در زندگی نیاز داشته باشیم.
این همان نقطهای است که به تو میقبولاند هیچچیز اهمیتی ندارد، چون من انسان واقعی نیستم و طرف مقابلم هم همینطور. باید پیش از اینها کاری انجام میدادم که دوباره احساس واقعیبودن داشته باشم.
📕#دختر_گمشده
✍#گیلین_فلین
♦️@seemorghbook
زمانهی سختی است برای انسانبودن. تنها یک انسان حقیقی و واقعیبودن؛ نه مجموعهای از ویژگیهای اخلاقی بیشماری که از دیگران به عاریت گرفتهایم.
و اگر همهی ما درحال نقش بازیکردن هستیم، چیزی به نام یک همراه و همزاد وجود نخواهد داشت، چون ما یک شخصیت واحد نیستیم که تنها یک همراه در زندگی نیاز داشته باشیم.
این همان نقطهای است که به تو میقبولاند هیچچیز اهمیتی ندارد، چون من انسان واقعی نیستم و طرف مقابلم هم همینطور. باید پیش از اینها کاری انجام میدادم که دوباره احساس واقعیبودن داشته باشم.
📕#دختر_گمشده
✍#گیلین_فلین
♦️@seemorghbook
❤5👍5👏1
راجر ویلیامز، بنیانگذار جدایی دین از سیاست، خود شخصی بسیار مذهبی بود و علت واقعی وی از این کار، محافظت از پاکی دین بود تا آلوده به بازی های کثیف سیاسی نشود!
♦️@seemorghbook
♦️@seemorghbook
👏17👍12
📕#تداوم_و_تحول_در_تاریخ_میانه_ایران
✍#آن_لمبتن
این کتاب نگاهی دقیق و محققانه به تاریخ میانی ایران دارد. ظاهرا در فرهنگ غالب ما تاریخ میانه کشور مترادف است با هجوم مغول و تیمور که کشور به یک برهوت تبدیل شده و جنبنده ای به روی این خاک نمانده .ولی در این کتاب ما با یک زندگی در همه ابعادش مواجه هستیم.
این کتاب به دوران سلجوقی هم می پردازد و مطالب مفیدی از آن دارد.
تز دکتری خانم لمبتن درباره دوران سلجوقی بوده است.
♦️@seemorghbook
✍#آن_لمبتن
این کتاب نگاهی دقیق و محققانه به تاریخ میانی ایران دارد. ظاهرا در فرهنگ غالب ما تاریخ میانه کشور مترادف است با هجوم مغول و تیمور که کشور به یک برهوت تبدیل شده و جنبنده ای به روی این خاک نمانده .ولی در این کتاب ما با یک زندگی در همه ابعادش مواجه هستیم.
این کتاب به دوران سلجوقی هم می پردازد و مطالب مفیدی از آن دارد.
تز دکتری خانم لمبتن درباره دوران سلجوقی بوده است.
♦️@seemorghbook
👍7👎2❤1
آنان که جرأت نمی کنند کاری نیز نمی کنند
در هر کاری خطر وجود دارد.
در رانندگی خطر تصادف هست
در تقاضا برای شغل خطر پذیرفته نشدن
در سلام دادن خطر بی جواب ماندن
در عشق خطر طرد شدن و آسیب دیدن و در امیدواری خطر نومیدی هست
چیزی که مهمه جرأت خطر کردن است
♦️@seemorghbook
در هر کاری خطر وجود دارد.
در رانندگی خطر تصادف هست
در تقاضا برای شغل خطر پذیرفته نشدن
در سلام دادن خطر بی جواب ماندن
در عشق خطر طرد شدن و آسیب دیدن و در امیدواری خطر نومیدی هست
چیزی که مهمه جرأت خطر کردن است
♦️@seemorghbook
❤10👍6
بسیاری از دردهایی که با آنها دست به گریبان هستیم
در حقیقت افکار ما هستند!
ذهنت را پاک کن..
♦️ @seemorghbook
در حقیقت افکار ما هستند!
ذهنت را پاک کن..
♦️ @seemorghbook
👍14❤4
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
اگر کسی چیز بدی درباره شما گفت
یا طوری در موردتان قضاوت کرد که گویی کاملا شما را می شناسد
به آسانی تحت تاثیر قرار نگیریدبه یاد آوریدکه
وقتی سگها کسی را نمیشناسند شروع به سر و صدا میکنند.
♦️@seemorghbook
اگر کسی چیز بدی درباره شما گفت
یا طوری در موردتان قضاوت کرد که گویی کاملا شما را می شناسد
به آسانی تحت تاثیر قرار نگیریدبه یاد آوریدکه
وقتی سگها کسی را نمیشناسند شروع به سر و صدا میکنند.
♦️@seemorghbook
❤14👍5
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد …
یک پدر روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!
یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!
یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!
یک یوگیست به او گفت : این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!!!
یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت!
یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!
یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند!
یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است!
یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!!!
سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد…!
#جرج_برنارد_شاو
♦️@seemorghbook
روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد …
یک پدر روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!
یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!
یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!
یک یوگیست به او گفت : این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!!!
یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت!
یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!
یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند!
یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است!
یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!!!
سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد…!
#جرج_برنارد_شاو
♦️@seemorghbook
👍37😁7❤6👏2🤔2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حوالی بعضی ها آنقدر هوا دلچسب است
که دوست داری یک خانه نقلی کنارشان اجاره کنی
و با خیال راحت زندگی را با آرامش تنفس کنی،
چه لذتی می برد پنجره ای که با تو تنها می شود
و تو به سمتش خیره می شوی
♦️@seemorghbook
که دوست داری یک خانه نقلی کنارشان اجاره کنی
و با خیال راحت زندگی را با آرامش تنفس کنی،
چه لذتی می برد پنجره ای که با تو تنها می شود
و تو به سمتش خیره می شوی
♦️@seemorghbook
❤12👍3🥰1
چند سال پیش همیشه فکر می کردم شبها کسی زیر تختم پنهان شده است. نزد پزشک اعصاب رفتم و مشکلم را گفتم.
روانپزشک گفت: فقط یک سال هفتهای سه روز جلسه ای 80 دلار بده و بیا تا درمانت کنم.
شش ماه بعد اون پزشک رو تو خیابان دیدم.
پرسید چرا نیومدی؟
گفتم خب جلسهای هشتاد دلار، برای یک سال خیلی زیاد بود. یه نجّار منو مجانی معالجه کرد. خوشحالم که اون پول رو پسانداز کردم و یه وانت نو خریدم.
پزشک با تعجب گفت، عجب! میتونم بپرسم اون نجّاره چطور تو را معالجه کرد؟
گفتم: به من گفت اگه پایههای تختخواب را ببُرم؛ دیگه هیچکس نمیتونه زیر تختت قایم بشه!
هرچه پایه های خرافاتمان را کوتاه کنیم آرامش بیشتری پیدا خواهیم کرد
♦️@seemorghbook
روانپزشک گفت: فقط یک سال هفتهای سه روز جلسه ای 80 دلار بده و بیا تا درمانت کنم.
شش ماه بعد اون پزشک رو تو خیابان دیدم.
پرسید چرا نیومدی؟
گفتم خب جلسهای هشتاد دلار، برای یک سال خیلی زیاد بود. یه نجّار منو مجانی معالجه کرد. خوشحالم که اون پول رو پسانداز کردم و یه وانت نو خریدم.
پزشک با تعجب گفت، عجب! میتونم بپرسم اون نجّاره چطور تو را معالجه کرد؟
گفتم: به من گفت اگه پایههای تختخواب را ببُرم؛ دیگه هیچکس نمیتونه زیر تختت قایم بشه!
هرچه پایه های خرافاتمان را کوتاه کنیم آرامش بیشتری پیدا خواهیم کرد
♦️@seemorghbook
👍25😁4❤3🥰3👎1👏1
اهمیتی نداره هر چقدر هم غمگین، خسته و ناراحت باشیم، همیشه چارهای جز حرکت به جلو و ادامه کار نداریم.
♦️@seemorghbook
♦️@seemorghbook
❤13👍2
☕ قطعهای از کتاب
آنچنان که ما از روشنفکری ضربه خورده ایم از لمپنیسم نخورده ایم.
مستقیم ترین دشمن روشنفکر کسی است که من او را روشنفکر قلابی مینامم و از جانب طبقه مسلط اغوا شده است تا به دلایلی که ادعای جدی و دقیق بودن دارند، از ایدئولوژی جزمگرا دفاع کند. عدهای که منافع آنها به منافع طبقه حاکم وابسته است و نمیخواهند و یا نمیتوانند جز این باشند، قدرت صاحب منصبان را میپذیرند و چهره روشنفکر به خود میگیرند و مثل او اعتراض به طبقه حاکم را آغاز میکنند. اما این اعتراض هم تقلبی است و به صورتی فراهم شده که به خودی خود تحلیل میرود و در نتیجه نشان میدهد که ایدئولوژی حاکم دربرابر هرگونه اعتراضی مقاوم است.
به عبارت دیگر روشنفکر قلابی مثل روشنفکر واقعی "نه " نمیگوید بلکه " نه ولی ... " را رواج می دهد یا " میدانم اما..." را . این دلایل، روشنفکر واقعی را به شدت آشفته میکند چون پیشتر به تضاد بین جست و جوی حقیقت عملی و ایدئولوژی حاکم پی برده، پس دلایل اصلاح طلبان را بشدت رد میکند و با طرد آنها، خود او پیوسته رادیکالتر میشود. او به ضرورت به راهی میرود که یا باید با اصول طبقه حاکم بجنگد یا با تظاهر به اعتراض، به آن خدمت کند.
📕#دفاع_از_روشنفکران
✍#ژا_پل_سارتر
♦️@seemorghbook
آنچنان که ما از روشنفکری ضربه خورده ایم از لمپنیسم نخورده ایم.
مستقیم ترین دشمن روشنفکر کسی است که من او را روشنفکر قلابی مینامم و از جانب طبقه مسلط اغوا شده است تا به دلایلی که ادعای جدی و دقیق بودن دارند، از ایدئولوژی جزمگرا دفاع کند. عدهای که منافع آنها به منافع طبقه حاکم وابسته است و نمیخواهند و یا نمیتوانند جز این باشند، قدرت صاحب منصبان را میپذیرند و چهره روشنفکر به خود میگیرند و مثل او اعتراض به طبقه حاکم را آغاز میکنند. اما این اعتراض هم تقلبی است و به صورتی فراهم شده که به خودی خود تحلیل میرود و در نتیجه نشان میدهد که ایدئولوژی حاکم دربرابر هرگونه اعتراضی مقاوم است.
به عبارت دیگر روشنفکر قلابی مثل روشنفکر واقعی "نه " نمیگوید بلکه " نه ولی ... " را رواج می دهد یا " میدانم اما..." را . این دلایل، روشنفکر واقعی را به شدت آشفته میکند چون پیشتر به تضاد بین جست و جوی حقیقت عملی و ایدئولوژی حاکم پی برده، پس دلایل اصلاح طلبان را بشدت رد میکند و با طرد آنها، خود او پیوسته رادیکالتر میشود. او به ضرورت به راهی میرود که یا باید با اصول طبقه حاکم بجنگد یا با تظاهر به اعتراض، به آن خدمت کند.
📕#دفاع_از_روشنفکران
✍#ژا_پل_سارتر
♦️@seemorghbook
👍8👏6❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فيلم انیمیشن بالانس(Balance)، فيلم كوتاهی محصول سال ۱۹۸۹ كشور آلمان است. كارگردان اين فيلم كوتاه هفت دقيقهای و انيميشن، برادران لوِینشتاين(Lauenstein) هستند. اين فيلم كوتاه كه تاكنون جوايز بسياري را از آن خود كرده است. از نظر متفكران و انديشمندان حوزههای متفاوتی مورد ملاحظه قرار گرفته است. از جمله فلاسفه، اقتصاددانان، جامعهشناسان، فرهنگيان و يا هر روشنفكر ديگری میتواند آن را از ديدگاه خود مورد تحليل قرار دهد. شايد صامت بودن اين فيلم و عدم تفاوت ظاهری كاراكترهای اصلی آن، عوامل مهمی در همه فهمی و جهانی شدن آن داشته است. سادگی و سرراستی ماجرا به نحویست كه هر بينندهای را، چه حرفهای و چه آماتور، وادار به ارائه تحليلی از آن میكند.
♦️@seemorghbook
♦️@seemorghbook
👍14🔥2
📕#دو_دائم_الخمر
✍#چارلز_بوکوفسکی
کتاب دو دائمالخمر یک داستان کوتاه میباشد. این کتاب از مشهورترین داستانهایی است که بوکوفسکی به رشته تحریر در آورده است. داستان، روایت پسری بیست ساله و فقیر است که در پی پیدا کردن کار، سفر میکند و همیشه مزد کمتری نسبت به کاری که انجام داده، دریافت میکند. در جریان یکی از این سفرها با پیرمردی دائمالخمر که همسر خود را از دست داده آشنا میشود…
♦️@seemorghbook
✍#چارلز_بوکوفسکی
کتاب دو دائمالخمر یک داستان کوتاه میباشد. این کتاب از مشهورترین داستانهایی است که بوکوفسکی به رشته تحریر در آورده است. داستان، روایت پسری بیست ساله و فقیر است که در پی پیدا کردن کار، سفر میکند و همیشه مزد کمتری نسبت به کاری که انجام داده، دریافت میکند. در جریان یکی از این سفرها با پیرمردی دائمالخمر که همسر خود را از دست داده آشنا میشود…
♦️@seemorghbook
👍15❤2👎1