سرنوشت بشر این است که
در تمام عمر زحمت بکشد
تا بتواند زندگی کند،
به زندگی ادامه دهد
و
ادامه دهد،
تا بتواند بمیرد !
#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
در تمام عمر زحمت بکشد
تا بتواند زندگی کند،
به زندگی ادامه دهد
و
ادامه دهد،
تا بتواند بمیرد !
#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
👍31😐2
☕ قطعهای از کتاب
مدتها صبر کردیم و انتظار کشیدیم. این دکتر نمیداند همین انتظار کشیدن یکی از چیز هایی است که آدم را دیوانه میکند؟ مردم دائما انتظار میکشند در صف پول، در انتظار ازدواج، انتظار میکشند تا باران بیاید و بعد منتظر میمانند تا بند بیاید. منتظر غذا میمانند تا آماد شود پس از خوردت منتظرند تا سیر شوند و بعد انتظار میکشند تا دوباره گرسنه شوند. تو مطب روانپزشک با بقیه دیوانهها انتظار میکشی و نمیدانی که تو هم جزئی از این روانیها هستی یا نه؟
📕#عامه_پسند
✍#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
مدتها صبر کردیم و انتظار کشیدیم. این دکتر نمیداند همین انتظار کشیدن یکی از چیز هایی است که آدم را دیوانه میکند؟ مردم دائما انتظار میکشند در صف پول، در انتظار ازدواج، انتظار میکشند تا باران بیاید و بعد منتظر میمانند تا بند بیاید. منتظر غذا میمانند تا آماد شود پس از خوردت منتظرند تا سیر شوند و بعد انتظار میکشند تا دوباره گرسنه شوند. تو مطب روانپزشک با بقیه دیوانهها انتظار میکشی و نمیدانی که تو هم جزئی از این روانیها هستی یا نه؟
📕#عامه_پسند
✍#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
❤🔥11👍6
«پدرم همیشه میگفت زود خوابیدن و سحرخیزی، آدم را سالم، پولدار و عاقل میکند. در خانه ما چراغها سر ساعت ۸ شب خاموش بود و طلوع آفتاب با عطر قهوه و بوی بیکن و نیمرو بیدار میشدیم. پدرم یک عمر این روش را ادامه داد.
عاقبت هم جوان مُرد و مفلس!»
📘#آویزان_از_نخ
✍#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
عاقبت هم جوان مُرد و مفلس!»
📘#آویزان_از_نخ
✍#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
👍27😁8👎3👏1🤩1😐1
☕️قطعه ای از کتاب
گفت: «آدمها با رویاهاشون زندگی میکنند.»
گفتم: «چرا که نه؟ مگه چیزی غیر از رویا هم وجود داره؟»
گفت: «به پایان رسیدن رویاها!»
📕#عامه_پسند
✍#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
گفت: «آدمها با رویاهاشون زندگی میکنند.»
گفتم: «چرا که نه؟ مگه چیزی غیر از رویا هم وجود داره؟»
گفت: «به پایان رسیدن رویاها!»
📕#عامه_پسند
✍#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
👍13❤2
📕#دو_دائم_الخمر
✍#چارلز_بوکوفسکی
کتاب دو دائمالخمر یک داستان کوتاه میباشد. این کتاب از مشهورترین داستانهایی است که بوکوفسکی به رشته تحریر در آورده است. داستان، روایت پسری بیست ساله و فقیر است که در پی پیدا کردن کار، سفر میکند و همیشه مزد کمتری نسبت به کاری که انجام داده، دریافت میکند. در جریان یکی از این سفرها با پیرمردی دائمالخمر که همسر خود را از دست داده آشنا میشود…
♦️@seemorghbook
✍#چارلز_بوکوفسکی
کتاب دو دائمالخمر یک داستان کوتاه میباشد. این کتاب از مشهورترین داستانهایی است که بوکوفسکی به رشته تحریر در آورده است. داستان، روایت پسری بیست ساله و فقیر است که در پی پیدا کردن کار، سفر میکند و همیشه مزد کمتری نسبت به کاری که انجام داده، دریافت میکند. در جریان یکی از این سفرها با پیرمردی دائمالخمر که همسر خود را از دست داده آشنا میشود…
♦️@seemorghbook
👍15❤2👎1
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
زمستان بود. جان می کندم در نیویورک نویسنده شوم. سه یا چهار روز بود لب به غذا نزده بودم . فرصتی پیش آمد تا بالاخره بگویم: "می خوام مقدار زیادی ذرت بو داده بخورم " و خدای من، مدت ها بود غذایی این همه به دهانم مزه نکرده بود. هرتکه از آن و هر دانه مثل یک قطعه استیک بود. آنها را میجویدم و راست می افتاد توی معده ام. معده ام می گفت : "متشکرم، متشکرم" مثل آنکه توی بهشت باشم همینطور قدم میزدم که سروکله دو نفر پیدا شد، یکیشان به آن یکی گفت : "خدای بزرگ" طرف مقابل پرسید: "چه شده؟" اولی گفت: "آن یارو را دیدی که ذرت میخورد؟ وحشتناک بود! " بعد از آن حرف دیگر از خوردن ذرت ها لذت نبردم. به خودم گفتم: " منظورش از وحشتناک چه بود؟ من که توی بهشت سیر می کنم. "
گاهی به همین راحتی با یه کلمه، یه جمله، یه حالت چهره میتونیم مردم رو از بهشت خودشون بکشونیم بیرون و این واقعا بی رحمانه ترین کاره. سرمونو می کنیم تو زندگی یکی که اصلا به ما مربوط نیست، کاری با ما نداره و ازمون چیزی نپرسیده، نخواسته و... دهنمونو باز میکنیم و از بهشت شخصیش می رونیمش!
#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
زمستان بود. جان می کندم در نیویورک نویسنده شوم. سه یا چهار روز بود لب به غذا نزده بودم . فرصتی پیش آمد تا بالاخره بگویم: "می خوام مقدار زیادی ذرت بو داده بخورم " و خدای من، مدت ها بود غذایی این همه به دهانم مزه نکرده بود. هرتکه از آن و هر دانه مثل یک قطعه استیک بود. آنها را میجویدم و راست می افتاد توی معده ام. معده ام می گفت : "متشکرم، متشکرم" مثل آنکه توی بهشت باشم همینطور قدم میزدم که سروکله دو نفر پیدا شد، یکیشان به آن یکی گفت : "خدای بزرگ" طرف مقابل پرسید: "چه شده؟" اولی گفت: "آن یارو را دیدی که ذرت میخورد؟ وحشتناک بود! " بعد از آن حرف دیگر از خوردن ذرت ها لذت نبردم. به خودم گفتم: " منظورش از وحشتناک چه بود؟ من که توی بهشت سیر می کنم. "
گاهی به همین راحتی با یه کلمه، یه جمله، یه حالت چهره میتونیم مردم رو از بهشت خودشون بکشونیم بیرون و این واقعا بی رحمانه ترین کاره. سرمونو می کنیم تو زندگی یکی که اصلا به ما مربوط نیست، کاری با ما نداره و ازمون چیزی نپرسیده، نخواسته و... دهنمونو باز میکنیم و از بهشت شخصیش می رونیمش!
#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
👍26❤5
وقتی که می بینی همه به دنبال کورکردن کسانی هستن که خوب میبینند؛ساده ترین راه اینست که خودت روبه کوری بزنی خیلی بده که ببینی وکور باشی نه؟
دردهممون یک چیزه هممون ترسوییم!
#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
دردهممون یک چیزه هممون ترسوییم!
#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
👍21❤4
☕ قطعهای از کتاب
یکی از چیزهایی که آدمها را دیوانه میکند همین انتظار کشیدن است. مردم تمام عمرشان انتظار میکشیدند. انتظار میکشیدند که زندگی کنند، انتظار میکشیدند که بمیرند. توی صف انتظار میکشیدند تا کاغذ توالت بخرند. توی صف برای پول منتظر میماندند و اگر پولی در کار نبود سراغ صفهای درازتر میرفتند. صبر میکردی که خوابت ببرد و بعد هم صبر میکردی تا بیدار شوی. انتظار میکشیدی که ازدواج کنی و بعد هم منتظر طلاق گرفتن میشدی. منتظر باران میشدی و بعد هم صبر میکردی تا بند بیاید. منتظر غذا خوردن میشدی و وقتی سیر میشدی باز هم صبر می کردی تا نوبت دوباره خوردن برسد. توی مطب روانپزشک با بقیهٔ روانیها انتظار میکشیدی و نمیدانستی آیا تو هم جزء آنها هستی یا نه.
📕#عامه_پسند
✍#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
یکی از چیزهایی که آدمها را دیوانه میکند همین انتظار کشیدن است. مردم تمام عمرشان انتظار میکشیدند. انتظار میکشیدند که زندگی کنند، انتظار میکشیدند که بمیرند. توی صف انتظار میکشیدند تا کاغذ توالت بخرند. توی صف برای پول منتظر میماندند و اگر پولی در کار نبود سراغ صفهای درازتر میرفتند. صبر میکردی که خوابت ببرد و بعد هم صبر میکردی تا بیدار شوی. انتظار میکشیدی که ازدواج کنی و بعد هم منتظر طلاق گرفتن میشدی. منتظر باران میشدی و بعد هم صبر میکردی تا بند بیاید. منتظر غذا خوردن میشدی و وقتی سیر میشدی باز هم صبر می کردی تا نوبت دوباره خوردن برسد. توی مطب روانپزشک با بقیهٔ روانیها انتظار میکشیدی و نمیدانستی آیا تو هم جزء آنها هستی یا نه.
📕#عامه_پسند
✍#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
👍15
☕ قطعهای از کتاب
یکی از چیزهایی که آدمها را دیوانه میکند همین انتظار کشیدن است. مردم تمام عمرشان انتظار میکشیدند. انتظار میکشیدند که زندگی کنند، انتظار میکشیدند که بمیرند. توی صف انتظار میکشیدند تا کاغذ توالت بخرند. توی صف برای پول منتظر میماندند و اگر پولی در کار نبود سراغ صفهای درازتر میرفتند. صبر میکردی که خوابت ببرد و بعد هم صبر میکردی تا بیدار شوی. انتظار میکشیدی که ازدواج کنی و بعد هم منتظر طلاق گرفتن میشدی. منتظر باران میشدی و بعد هم صبر میکردی تا بند بیاید. منتظر غذا خوردن میشدی و وقتی سیر میشدی باز هم صبر می کردی تا نوبت دوباره خوردن برسد. توی مطب روانپزشک با بقیهٔ روانیها انتظار میکشیدی و نمیدانستی آیا تو هم جزء آنها هستی یا نه.
📕#عامه_پسند
✍#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
یکی از چیزهایی که آدمها را دیوانه میکند همین انتظار کشیدن است. مردم تمام عمرشان انتظار میکشیدند. انتظار میکشیدند که زندگی کنند، انتظار میکشیدند که بمیرند. توی صف انتظار میکشیدند تا کاغذ توالت بخرند. توی صف برای پول منتظر میماندند و اگر پولی در کار نبود سراغ صفهای درازتر میرفتند. صبر میکردی که خوابت ببرد و بعد هم صبر میکردی تا بیدار شوی. انتظار میکشیدی که ازدواج کنی و بعد هم منتظر طلاق گرفتن میشدی. منتظر باران میشدی و بعد هم صبر میکردی تا بند بیاید. منتظر غذا خوردن میشدی و وقتی سیر میشدی باز هم صبر می کردی تا نوبت دوباره خوردن برسد. توی مطب روانپزشک با بقیهٔ روانیها انتظار میکشیدی و نمیدانستی آیا تو هم جزء آنها هستی یا نه.
📕#عامه_پسند
✍#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
👍7❤1
☕ قطعهای از کتاب
تلویزیون را روشن نکردم. به این نتیجه رسیدهام که وقتی حال آدم بد است این حرامزاده فقط حال آدم را بدتر میکند. یک مشت چهرهٔ خالی از روح که پشت سر هم میآیند و میروند و تمامی هم ندارند. احمق پشت احمق، احمقهایی که بعضاً مشهور هم هستند.
📕#عامه_پسند
✍#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
تلویزیون را روشن نکردم. به این نتیجه رسیدهام که وقتی حال آدم بد است این حرامزاده فقط حال آدم را بدتر میکند. یک مشت چهرهٔ خالی از روح که پشت سر هم میآیند و میروند و تمامی هم ندارند. احمق پشت احمق، احمقهایی که بعضاً مشهور هم هستند.
📕#عامه_پسند
✍#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
👍28❤3
📕#راهی_به_بهشت_نیست
✍#چارلز_بوکوفسکی
نوشتههای بوکوفسکی به شدت تحت تأثیر فضای لس آنجلس، شهری که در آن زندگی میکرد قرار گرفت. او اغلب به عنوان نویسندهٔ تأثیرگذارِ معاصر نام برده میشود و سبک او بارها مورد تقلید قرار گرفتهاست. بوکوفسکی، هزاران شعر، صدها داستان کوتاه، و ۶ رمان، و بیش از پنجاه کتاب نوشته و به چاپ رساندهاست.
راهی به بهشت نیست اثری جذاب و داستان کوتاهی منحصربهفرد از چارلز بوکوفسکی میباشد.
♦️@seemorghbook
✍#چارلز_بوکوفسکی
نوشتههای بوکوفسکی به شدت تحت تأثیر فضای لس آنجلس، شهری که در آن زندگی میکرد قرار گرفت. او اغلب به عنوان نویسندهٔ تأثیرگذارِ معاصر نام برده میشود و سبک او بارها مورد تقلید قرار گرفتهاست. بوکوفسکی، هزاران شعر، صدها داستان کوتاه، و ۶ رمان، و بیش از پنجاه کتاب نوشته و به چاپ رساندهاست.
راهی به بهشت نیست اثری جذاب و داستان کوتاهی منحصربهفرد از چارلز بوکوفسکی میباشد.
♦️@seemorghbook
👍15
☕️قطعهای از کتاب
هنوز نمرده بودم، ولی داشتم به سرعت میگندیدم.کی تو این وضعیت نبود؟ همهمان مسافر این کشتی سوراخ بودیم و دلمان هم خوش بود که زندهایم.
📕#عامهپسند
✍#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
هنوز نمرده بودم، ولی داشتم به سرعت میگندیدم.کی تو این وضعیت نبود؟ همهمان مسافر این کشتی سوراخ بودیم و دلمان هم خوش بود که زندهایم.
📕#عامهپسند
✍#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
👍25
📕#دشمن_شماره_یک_اجتماع
✍#چارلز_بوکوفسکی
عنوان «دشمن شماره یک اجتماع» (The Enemy of the People) به اثری از چارلز بوکوفسکی اشاره دارد. این اثر، که به صورت داستان کوتاه یا رمان کوتاه است، به بررسی جنبههای تاریک و پنهان جامعه آمریکا و همچنین مبارزه با روزمرگی و سیستم میپردازد. بوکوفسکی در این اثر، با زبان طنزآلود و انتقادی خود، به نقد نظام اجتماعی و روزمرگیهای زندگی میپردازد.
در این اثر، بوکوفسکی به عنوان یک نویسنده «کشف دهه هفتاد» در ادبیات ایالات متحده آمریکا شناخته میشود که به تصویر کشیدن جنبههای تاریک و پنهان جامعه میپردازد. او با نگاهی انتقادی و طنزآلود، به نقد روزمرگی و سیستم حاکم میپردازد و از این طریق، مخاطب را به چالش میکشد.
یکی از مضامین اصلی در آثار بوکوفسکی، مبارزه با روزمرگی و شورش علیه سیستم است. او در این اثر، به خوبی این مضمون را به تصویر میکشد و به خواننده نشان میدهد که چگونه میتوان با روزمرگی و سیستم حاکم مبارزه کرد.
در واقع، «دشمن شماره یک اجتماع» به نوعی نمادی از تمام کسانی است که با سیستم و روزمرگی مبارزه میکنند و سعی در یافتن معنا و هدف در زندگی خود دارند.
♦️@seemorghbook
✍#چارلز_بوکوفسکی
عنوان «دشمن شماره یک اجتماع» (The Enemy of the People) به اثری از چارلز بوکوفسکی اشاره دارد. این اثر، که به صورت داستان کوتاه یا رمان کوتاه است، به بررسی جنبههای تاریک و پنهان جامعه آمریکا و همچنین مبارزه با روزمرگی و سیستم میپردازد. بوکوفسکی در این اثر، با زبان طنزآلود و انتقادی خود، به نقد نظام اجتماعی و روزمرگیهای زندگی میپردازد.
در این اثر، بوکوفسکی به عنوان یک نویسنده «کشف دهه هفتاد» در ادبیات ایالات متحده آمریکا شناخته میشود که به تصویر کشیدن جنبههای تاریک و پنهان جامعه میپردازد. او با نگاهی انتقادی و طنزآلود، به نقد روزمرگی و سیستم حاکم میپردازد و از این طریق، مخاطب را به چالش میکشد.
یکی از مضامین اصلی در آثار بوکوفسکی، مبارزه با روزمرگی و شورش علیه سیستم است. او در این اثر، به خوبی این مضمون را به تصویر میکشد و به خواننده نشان میدهد که چگونه میتوان با روزمرگی و سیستم حاکم مبارزه کرد.
در واقع، «دشمن شماره یک اجتماع» به نوعی نمادی از تمام کسانی است که با سیستم و روزمرگی مبارزه میکنند و سعی در یافتن معنا و هدف در زندگی خود دارند.
♦️@seemorghbook
👍3❤1
☕ قطعهای از کتاب
مدتها صبر کردیم و انتظار کشیدیم. این دکتر نمیداند همین انتظار کشیدن یکی از چیز هایی است که آدم را دیوانه میکند؟ مردم دائما انتظار میکشند در صف پول، در انتظار ازدواج، انتظار میکشند تا باران بیاید و بعد منتظر میمانند تا بند بیاید. منتظر غذا میمانند تا آماد شود پس از خوردت منتظرند تا سیر شوند و بعد انتظار میکشند تا دوباره گرسنه شوند. تو مطب روانپزشک با بقیه دیوانهها انتظار میکشی و نمیدانی که تو هم جزئی از این روانیها هستی یا نه؟
📕#عامه_پسند
✍#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
مدتها صبر کردیم و انتظار کشیدیم. این دکتر نمیداند همین انتظار کشیدن یکی از چیز هایی است که آدم را دیوانه میکند؟ مردم دائما انتظار میکشند در صف پول، در انتظار ازدواج، انتظار میکشند تا باران بیاید و بعد منتظر میمانند تا بند بیاید. منتظر غذا میمانند تا آماد شود پس از خوردت منتظرند تا سیر شوند و بعد انتظار میکشند تا دوباره گرسنه شوند. تو مطب روانپزشک با بقیه دیوانهها انتظار میکشی و نمیدانی که تو هم جزئی از این روانیها هستی یا نه؟
📕#عامه_پسند
✍#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
💯9👍4
☕️قطعهای از کتاب
بیش تر آدم ها، در بیست و پنج سالگی تمام می شوند و بعد تبدیل می شوند به ملتی بی شعور که رانندگی می کنند، غذا می خورند، بچه دار می شوند، و هرکاری را به بدترین شکلش انجام می دهند.
📕#ساندویچ_ژامبون
✍#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
بیش تر آدم ها، در بیست و پنج سالگی تمام می شوند و بعد تبدیل می شوند به ملتی بی شعور که رانندگی می کنند، غذا می خورند، بچه دار می شوند، و هرکاری را به بدترین شکلش انجام می دهند.
📕#ساندویچ_ژامبون
✍#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
👍14👎2❤1😁1
از آنهایی که دستورالعمل های زندگی را
فقط از خدایانشان می گیرند دوری کن
برای اینکه آنها در زندگی کردن
به روش خودشان، کاملا شکست خورده اند.
#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
فقط از خدایانشان می گیرند دوری کن
برای اینکه آنها در زندگی کردن
به روش خودشان، کاملا شکست خورده اند.
#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
👏27👎2
تقریباً صبح است.
توکاها روی کابل تلفن منتظرند
و من راس ساعت ۶ صبح
ساندویچ فراموششدهی دیروز را
میخورم.
صبح آرام روز یکشنبه.
یک لنگه کفشم
یک گوشهی اتاق راست ایستاده
و لنگهی دیگر به پهلو افتاده است.
بله، بعضی زندگیها برای هدر دادن آفریده شدهاند.
#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
توکاها روی کابل تلفن منتظرند
و من راس ساعت ۶ صبح
ساندویچ فراموششدهی دیروز را
میخورم.
صبح آرام روز یکشنبه.
یک لنگه کفشم
یک گوشهی اتاق راست ایستاده
و لنگهی دیگر به پهلو افتاده است.
بله، بعضی زندگیها برای هدر دادن آفریده شدهاند.
#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
❤7😢3👍1😐1
📕#ساندویچ_ژامبون
✍#چارلز_بوکوفسکی
کتاب ساندویچ ژامبون، داستان بلند و جذابی است سرشار از طنز اما در پس طنز، آثار چارلز بوکوفسکی به دغدغهها و دردهای جوامع صنعتی و مدرنی میپردازد که به مرور زمان از روابط انسانی، عشق و عاطفه، مهرورزی و انسانیت تهی میشوند و روابط مکانیکی، سودجویی و بالا رفتن از مراتب اجتماعی به هر قیمتی جایگزین روابط انسانی میشود.
رمان ساندویچ ژامبون (Ham On Ray) یک شبه اتوبیوگرافی است عدهای معتقدند بوکوفسکی با این عنوان به زندگی خودش اشاره دارد که مانند تکه گوشتی میان دو نان گیر افتاده. در واقع این کتاب طنزی سیاه و تلخ است که در پس ظاهر خندهدار خود میتواند اشک به چشم خواننده بیاورد.
در این اثر شاهد سرنوشت پسر بچهای میباشیم که داخل محلههای فقیرنشین و تهیدست شهر دوران بحرانهای اقتصادی و جنگ با سختیها درگیر خواهد بود. پدر و مادرش دلشان میخواهد که او بهجایی برسد، پدرش میخواهد او مهندس شود ولی هیچ زمان رفتار خوبی با او نداشتهاند. پدرش به طور مرتب و پشت سر هم کتکش میزند.
این پسر که هنری چیناسکی نام دارد (نامی که بوکوفسکی برای خودش در کتابها برگزیده است.) تلاش مینماید بزرگ و خشن شود و اعتبار کسب کند. داخل مدرسه به سبب قیافه زشت و جوشهای ناجورش شانس بسیاری نداشته و درس نمیخواند.
مثل تمام کارهای چارلز بوکوفسکی (Charles Bukowski) در طول کتاب طنز تلخ جلب نظر میکند. البته کمتر پیش میآید جایی این طنز بتواند شما را بخنداند، چرا که درگیریهای زندگی هنری آنقدر زیاد و سخت است که بیشترخواننده مشغول دلسوزی و همدردی میشود و کمتر فرصت میکند چیز دیگری حس کند. چارلز بوکوفسکی کتاب خود را «به همه پدرها» تقدیم کرده ولی در همان ابتدای کتاب میتوان به طعنهآمیز بودن کارش پی برد.
♦️@seemorghbook
✍#چارلز_بوکوفسکی
کتاب ساندویچ ژامبون، داستان بلند و جذابی است سرشار از طنز اما در پس طنز، آثار چارلز بوکوفسکی به دغدغهها و دردهای جوامع صنعتی و مدرنی میپردازد که به مرور زمان از روابط انسانی، عشق و عاطفه، مهرورزی و انسانیت تهی میشوند و روابط مکانیکی، سودجویی و بالا رفتن از مراتب اجتماعی به هر قیمتی جایگزین روابط انسانی میشود.
رمان ساندویچ ژامبون (Ham On Ray) یک شبه اتوبیوگرافی است عدهای معتقدند بوکوفسکی با این عنوان به زندگی خودش اشاره دارد که مانند تکه گوشتی میان دو نان گیر افتاده. در واقع این کتاب طنزی سیاه و تلخ است که در پس ظاهر خندهدار خود میتواند اشک به چشم خواننده بیاورد.
در این اثر شاهد سرنوشت پسر بچهای میباشیم که داخل محلههای فقیرنشین و تهیدست شهر دوران بحرانهای اقتصادی و جنگ با سختیها درگیر خواهد بود. پدر و مادرش دلشان میخواهد که او بهجایی برسد، پدرش میخواهد او مهندس شود ولی هیچ زمان رفتار خوبی با او نداشتهاند. پدرش به طور مرتب و پشت سر هم کتکش میزند.
این پسر که هنری چیناسکی نام دارد (نامی که بوکوفسکی برای خودش در کتابها برگزیده است.) تلاش مینماید بزرگ و خشن شود و اعتبار کسب کند. داخل مدرسه به سبب قیافه زشت و جوشهای ناجورش شانس بسیاری نداشته و درس نمیخواند.
مثل تمام کارهای چارلز بوکوفسکی (Charles Bukowski) در طول کتاب طنز تلخ جلب نظر میکند. البته کمتر پیش میآید جایی این طنز بتواند شما را بخنداند، چرا که درگیریهای زندگی هنری آنقدر زیاد و سخت است که بیشترخواننده مشغول دلسوزی و همدردی میشود و کمتر فرصت میکند چیز دیگری حس کند. چارلز بوکوفسکی کتاب خود را «به همه پدرها» تقدیم کرده ولی در همان ابتدای کتاب میتوان به طعنهآمیز بودن کارش پی برد.
♦️@seemorghbook
❤10👍9
فرق بین دموکراسی و دیکتاتوری
این است که :
در دموکراسی
اول رای میدهی و بعد فرمان میبری،
ولی
در دیکتاتوری
نباید وقتت را
برای رای دادن تلف کنی....
#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
این است که :
در دموکراسی
اول رای میدهی و بعد فرمان میبری،
ولی
در دیکتاتوری
نباید وقتت را
برای رای دادن تلف کنی....
#چارلز_بوکوفسکی
♦️@seemorghbook
👍29❤9😁2