به داشته ها ، موقعیت ها و آدم هایِ خوبِ زندگی ام فکر می کنم
به هرچیز یا هرکسی که دنیایِ مرا زیبا و حالِ مرا خوب می کند .
و می خندم ؛
به رویِ تمامِ روزهایِ خوبی که در راهند ،
اتفاقاتِ خوبی که خواهند افتاد ،
و آرزوهایی که برآورده خواهند شد .
خوشبختی یعنی همین ؛
که زندگی را سخت نگیرم ،
که حالِ من خوب باشد .
#نرگس_صفاریان
♦️ @seemorghbook
به هرچیز یا هرکسی که دنیایِ مرا زیبا و حالِ مرا خوب می کند .
و می خندم ؛
به رویِ تمامِ روزهایِ خوبی که در راهند ،
اتفاقاتِ خوبی که خواهند افتاد ،
و آرزوهایی که برآورده خواهند شد .
خوشبختی یعنی همین ؛
که زندگی را سخت نگیرم ،
که حالِ من خوب باشد .
#نرگس_صفاریان
♦️ @seemorghbook
👍16❤5🥰1
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
چشم انتظار چه هستید؟
که کًران بگذارند با آنها سخن بگوئید؟
که شکمپرستان
چیزی به شما ارزانی کنند؟
که گرگها به جای پاره کردنتان
به شما نان خورشتی بدهند؟
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
چشم انتظار چه هستید؟
که کًران بگذارند با آنها سخن بگوئید؟
که شکمپرستان
چیزی به شما ارزانی کنند؟
که گرگها به جای پاره کردنتان
به شما نان خورشتی بدهند؟
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
👏18👍2
☕ قطعهای از کتاب
فردِ رنجبر ممکن است به این صرافت بیفتد که طبقه ی حاکمه را قتل عامکند؛ فرد یهودی، [یا] سیاهی اهلِ تخیل، ممکن است این رویا را در سر بپروراند که راز بمب اتمی را به خود اختصاص دهد و بشریتی به طور یک پارچه یهودی یا به طور یکپارچه سیاه بسازد. زن حتی در عالم رویا هم نمی تواند نرها را قتل عام کند. رشته ای که زن را با ستمگرهایش مربوط می کند با هیچ رشته ی دیگری قابل مقایسه نیست.
📕#جنس_دوم
✍#سیمون_دوبووار
♦️ @seemorghbook
فردِ رنجبر ممکن است به این صرافت بیفتد که طبقه ی حاکمه را قتل عامکند؛ فرد یهودی، [یا] سیاهی اهلِ تخیل، ممکن است این رویا را در سر بپروراند که راز بمب اتمی را به خود اختصاص دهد و بشریتی به طور یک پارچه یهودی یا به طور یکپارچه سیاه بسازد. زن حتی در عالم رویا هم نمی تواند نرها را قتل عام کند. رشته ای که زن را با ستمگرهایش مربوط می کند با هیچ رشته ی دیگری قابل مقایسه نیست.
📕#جنس_دوم
✍#سیمون_دوبووار
♦️ @seemorghbook
👍17❤3
از وقتیکه بشر توانست وقایع را ثبت و ضبط کند،
دیگر نه عصا مارشد و نه دریا شکافته شد..
#فردریش_نیچه
♦️@seemorghbook
دیگر نه عصا مارشد و نه دریا شکافته شد..
#فردریش_نیچه
♦️@seemorghbook
💯25👍11👎7❤4
📕#پیکارهای_برگزیده
✍#فرانک_مارشال
فرانک مارشال (۱۰ اوت ۱۸۷۷ - ۹ نوامبر ۱۹۴۴) قهرمان شطرنج ایالات متحدهٔ امریکا از ۱۹۰۹ تا ۱۹۳۷ بود.
وی در ۸ سالگی شطرنج را از پدرش آموخت و به سرعت پیشرفت کرد. در سال ۱۹۰۴ تورنمنت کمبریج اسپرینگز را با ۱.۵ امتیاز اختلاف نسبت به امانوئل لاسکر برد که نخستین شکست قهرمان جهان در یک تورنمنت پس از حدود ۱۰ سال بود. وی در سال ۱۹۰۷ مسابقهای را برای کسب عنوان قهرمانی جهان با امانوئل لاسکر برگزار کرد که با نتیجهٔ یکطرفهٔ ۸ باخت، ۷ تساوی و بدون برد مغلوب شد. با این حال پس از آن هم در جمع شطرنجبازان برتر دنیا قرار داشت و کاپیتان تیم ملی آمریکا در چهار المپیاد شطرنج در دههٔ ۱۹۳۰ بود که با چهار مدال طلا برای این تیم به پایان رسید.
♦️@seemorghbook
✍#فرانک_مارشال
فرانک مارشال (۱۰ اوت ۱۸۷۷ - ۹ نوامبر ۱۹۴۴) قهرمان شطرنج ایالات متحدهٔ امریکا از ۱۹۰۹ تا ۱۹۳۷ بود.
وی در ۸ سالگی شطرنج را از پدرش آموخت و به سرعت پیشرفت کرد. در سال ۱۹۰۴ تورنمنت کمبریج اسپرینگز را با ۱.۵ امتیاز اختلاف نسبت به امانوئل لاسکر برد که نخستین شکست قهرمان جهان در یک تورنمنت پس از حدود ۱۰ سال بود. وی در سال ۱۹۰۷ مسابقهای را برای کسب عنوان قهرمانی جهان با امانوئل لاسکر برگزار کرد که با نتیجهٔ یکطرفهٔ ۸ باخت، ۷ تساوی و بدون برد مغلوب شد. با این حال پس از آن هم در جمع شطرنجبازان برتر دنیا قرار داشت و کاپیتان تیم ملی آمریکا در چهار المپیاد شطرنج در دههٔ ۱۹۳۰ بود که با چهار مدال طلا برای این تیم به پایان رسید.
♦️@seemorghbook
👍10❤2
شیخی بار گندم خویش به آسیاب برد.
آسیابان که بیوه زنی بود گفت:
2 روز دیگر آردها آماده است،
شیخ با لحنی آمرانه گفت:
گندم مرا زودتر آرد کن وگرنه دعا میکنم
خرت (که سنگ آسیاب را میچرخاند)
تبدیل به سنگ شود.
زن (آْسیابان) در جواب گفت:
اگر نفسی به این گیرایی داری،
دعا کن گندمت آرد شود، خر را ول کن!
ای کاش ما بجای اینکه برای همه آرزوی
مرگ بکنیم برای خوشبختی
خویش نیز دعائی بکنیم..!
♦️@seemorghbook
آسیابان که بیوه زنی بود گفت:
2 روز دیگر آردها آماده است،
شیخ با لحنی آمرانه گفت:
گندم مرا زودتر آرد کن وگرنه دعا میکنم
خرت (که سنگ آسیاب را میچرخاند)
تبدیل به سنگ شود.
زن (آْسیابان) در جواب گفت:
اگر نفسی به این گیرایی داری،
دعا کن گندمت آرد شود، خر را ول کن!
ای کاش ما بجای اینکه برای همه آرزوی
مرگ بکنیم برای خوشبختی
خویش نیز دعائی بکنیم..!
♦️@seemorghbook
👏32👍7
نقاشی غم انگیز از شیر ایرانی در تخت جمشید اثر دو نقاش انگلیسی به نام "بریتون ریور "و "فردریک استاک پل" که در سال 1880 در ایران حضور داشتند درآن زمان شیر ایرانی درحال انقراض بود.
♦️ @seemorghbook
♦️ @seemorghbook
😢15❤2
🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸
اولین شاعر جهان
حتما بسیار رنج برده است،
آنگاه که تیر و کمانش را کنار گذاشت
و کوشید برای یارانش، آنچه را که هنگام غروب خورشید احساس کرده
توصیف کند...
و کاملا محتمل است که این یاران،
آنچه را که گفته است،
به سخره گرفته باشند...
#جبران_خلیل_جبران
♦️ @seemorghbook
اولین شاعر جهان
حتما بسیار رنج برده است،
آنگاه که تیر و کمانش را کنار گذاشت
و کوشید برای یارانش، آنچه را که هنگام غروب خورشید احساس کرده
توصیف کند...
و کاملا محتمل است که این یاران،
آنچه را که گفته است،
به سخره گرفته باشند...
#جبران_خلیل_جبران
♦️ @seemorghbook
❤15👍8❤🔥2
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📖 #حکایت
مردی در نزدیکی مسجد قلعه فتح الله کابل رستورانی ساخت که در آن موسیقی و رقص بود و برای مشتریان مشروب هم سرو می شد.ملای مسجد هر روز در پایان موعظه دعا می کرد تا خدا صاحب رستوران را به قهر و غضب خود گرفتار کند و بلای آسمانی بر این رستوران نازل!.
یک ماه از فعالیت رستوران نگذشته بود که رعد و برق و توفان شدید شد و رستوران به خاکستر تبدیل گردید. ملا روز بعد با غرور و افتخار نخست حمد خدا را بجا آورد و بعد خراب شدن آن خانه فساد را به مردم تبریک گفت و اضافه کرد: اگر مومن از ته دل از خداوند چیزی بخواهد، از درگاه خدا ناامید نمی شود.
اما خوشحالی مومنان و ملای مسجد دیری نپایید. صاحب رستوران به محکمه شکایت برد و از ملای مسجد بخاطر دعایش و نابود کردن رستوران خسارت خواست !
ملا و مومنان ابن ادعا که بخاطر دعای آنها رستوران آن مرد نابود شده را نپذیرفتند ٬ قاضی دو طرف را به محکمه خواست و بعد از این که سخنان دو جانب دعوا را شنید، گلویی صاف کرد و گفت : نمی دانم چه بگویم ؟!.سخن هر دو را شنیدم : یک سو ملا و مومنانی هستند که به تاثیر دعا و ثنا ایمان ندارند و سوی دیگر مرد شراب فروشی که به تاثیر دعا ایمان دارد.
♦️ @seemorghbook
📖 #حکایت
مردی در نزدیکی مسجد قلعه فتح الله کابل رستورانی ساخت که در آن موسیقی و رقص بود و برای مشتریان مشروب هم سرو می شد.ملای مسجد هر روز در پایان موعظه دعا می کرد تا خدا صاحب رستوران را به قهر و غضب خود گرفتار کند و بلای آسمانی بر این رستوران نازل!.
یک ماه از فعالیت رستوران نگذشته بود که رعد و برق و توفان شدید شد و رستوران به خاکستر تبدیل گردید. ملا روز بعد با غرور و افتخار نخست حمد خدا را بجا آورد و بعد خراب شدن آن خانه فساد را به مردم تبریک گفت و اضافه کرد: اگر مومن از ته دل از خداوند چیزی بخواهد، از درگاه خدا ناامید نمی شود.
اما خوشحالی مومنان و ملای مسجد دیری نپایید. صاحب رستوران به محکمه شکایت برد و از ملای مسجد بخاطر دعایش و نابود کردن رستوران خسارت خواست !
ملا و مومنان ابن ادعا که بخاطر دعای آنها رستوران آن مرد نابود شده را نپذیرفتند ٬ قاضی دو طرف را به محکمه خواست و بعد از این که سخنان دو جانب دعوا را شنید، گلویی صاف کرد و گفت : نمی دانم چه بگویم ؟!.سخن هر دو را شنیدم : یک سو ملا و مومنانی هستند که به تاثیر دعا و ثنا ایمان ندارند و سوی دیگر مرد شراب فروشی که به تاثیر دعا ایمان دارد.
♦️ @seemorghbook
👏29👍8❤6😁6🤨1
همین روزها ؛
اتفاقاتِ خوب ، خواهند افتاد ؛ درست وسطِ روزمرِگی هایمان ،
دلخوشی ها راهشان را گم خواهند کرد و این بار ، به سمتِ ما روانه خواهند شد .
شب هایی را می بینم که از خستگیِ شادی و لبخندِ روزهایمان می خوابیم و صبح هایی که با اشتیاقِ دلخوشی هایِ تازه بیدار می شویم .
من شک ندارم ؛
یکی از همین روزها ... همه چیز درست خواهد شد !
#نرگس_صرافیان
♦️@seemorghbook
اتفاقاتِ خوب ، خواهند افتاد ؛ درست وسطِ روزمرِگی هایمان ،
دلخوشی ها راهشان را گم خواهند کرد و این بار ، به سمتِ ما روانه خواهند شد .
شب هایی را می بینم که از خستگیِ شادی و لبخندِ روزهایمان می خوابیم و صبح هایی که با اشتیاقِ دلخوشی هایِ تازه بیدار می شویم .
من شک ندارم ؛
یکی از همین روزها ... همه چیز درست خواهد شد !
#نرگس_صرافیان
♦️@seemorghbook
❤14👍10😢2👎1
☕ قطعهای از کتاب
همهٔ چیزهایِ عظیم و مهمی که میشناسیم کار عَصبیهاست.
همهٔ مکتبها را آنها بنیان گذاشتهاند و همه ی شاهکارها را آنها ساختهاند و نه کسان دیگر. بشریت هرگز نخواهد فهمید که چقدر به آنها مدیون است و بخصوص آنها برای ارائهٔ این همه چیز به بشریت چقدر رنج کشیدهاند.
ما از شنیدن موسیقی خوب، از دیدن نقاشی زیبا لذت میبریم، اما نمیدانیم که برای سازندگانشان به چه بهایی تمام شدهاند، به قیمت چه بیخوابیها، چه گریهها، چه خندههای عصبی، چه کهیرها، چه آسمها، چه صرعها، و چه مقدار اضطراب مرگ که از همهٔ آنهایِ دیگر بدتر است.
📕#در_جستجوی_زمان_از_دست_رفته
✍#مارسل_پروست
♦️ @seemorghbook
همهٔ چیزهایِ عظیم و مهمی که میشناسیم کار عَصبیهاست.
همهٔ مکتبها را آنها بنیان گذاشتهاند و همه ی شاهکارها را آنها ساختهاند و نه کسان دیگر. بشریت هرگز نخواهد فهمید که چقدر به آنها مدیون است و بخصوص آنها برای ارائهٔ این همه چیز به بشریت چقدر رنج کشیدهاند.
ما از شنیدن موسیقی خوب، از دیدن نقاشی زیبا لذت میبریم، اما نمیدانیم که برای سازندگانشان به چه بهایی تمام شدهاند، به قیمت چه بیخوابیها، چه گریهها، چه خندههای عصبی، چه کهیرها، چه آسمها، چه صرعها، و چه مقدار اضطراب مرگ که از همهٔ آنهایِ دیگر بدتر است.
📕#در_جستجوی_زمان_از_دست_رفته
✍#مارسل_پروست
♦️ @seemorghbook
👍18❤3
دنیا پر است از دکترهای بیسواد
از دانشگاه رفتههای بیسواد
سیاسیون بیسواد!
انسانی که به شناخت خویش نرسیده باشد ، بیسواد است.
هر چند تمام کتب دنیا را خوانده باشد!
♦️ @seemorghbook
از دانشگاه رفتههای بیسواد
سیاسیون بیسواد!
انسانی که به شناخت خویش نرسیده باشد ، بیسواد است.
هر چند تمام کتب دنیا را خوانده باشد!
♦️ @seemorghbook
👍32❤4👏4
📕#بانوی_سربدار
✍#حمزه_سردادور
حمزه سردادور (۱۳۴۹-۱۲۷۵)، از پاورقینویسان قدیمی ایرانی است که رمانهای تاریخی فراوانی از وی در چند دهه اخیر به بازار کتاب آمده است. بازچاپهای چندگانه این کتابها، نشانگر محبوبیت و عامهپسندی آنها است. سردادور در سال ۱۲۷۵ خورشیدی در تبریز زاده شد. او از دهه بیست تا اواخر دهه چهل در مجله اطلاعات هفتگی پاورقی نوشت. از عوامل جذابیت و فروش آن مجله، داستانهای پرآبوتاب سردادور بود که پس از پایان چاپ آنها در مجله، به شکل کتاب نیز منتشر شد. برخی از این آثار عبارتند از: زندانی قلعه قهقه، از صید ماهی تا پادشاهی، در پس پرده، مهلقا و آزاد زنان، کیمیاگران، دختر قهرمان، افسانه قاجار، بانوی سربدار و …
کتاب بانوی سربدار، رمانی شیرین و دلچسب است که از جریان تاریخی سربداران مایه گرفته و با قلم توانا و ذهن سازندهی نویسنده پرورده شده و داستانی پرجاذبه و خواندنی فراهم آورده است. در این کتاب برخلاف آنچه از سربداران به ذهن میآید، با استناد به مدارک تاریخی، به گونهای یک زن را پایهگذار این سلسلهی غیور میداند. زنی غیرتمند با نام آزاده که حاضر بود به دار آویخته شود؛ اما تسلیم مغولها نشود. داستانی بس زیبا که با خواندن یک پاراگراف از آن، تا انتها پای آن خواهید نشست.
♦️@seemorghbook
✍#حمزه_سردادور
حمزه سردادور (۱۳۴۹-۱۲۷۵)، از پاورقینویسان قدیمی ایرانی است که رمانهای تاریخی فراوانی از وی در چند دهه اخیر به بازار کتاب آمده است. بازچاپهای چندگانه این کتابها، نشانگر محبوبیت و عامهپسندی آنها است. سردادور در سال ۱۲۷۵ خورشیدی در تبریز زاده شد. او از دهه بیست تا اواخر دهه چهل در مجله اطلاعات هفتگی پاورقی نوشت. از عوامل جذابیت و فروش آن مجله، داستانهای پرآبوتاب سردادور بود که پس از پایان چاپ آنها در مجله، به شکل کتاب نیز منتشر شد. برخی از این آثار عبارتند از: زندانی قلعه قهقه، از صید ماهی تا پادشاهی، در پس پرده، مهلقا و آزاد زنان، کیمیاگران، دختر قهرمان، افسانه قاجار، بانوی سربدار و …
کتاب بانوی سربدار، رمانی شیرین و دلچسب است که از جریان تاریخی سربداران مایه گرفته و با قلم توانا و ذهن سازندهی نویسنده پرورده شده و داستانی پرجاذبه و خواندنی فراهم آورده است. در این کتاب برخلاف آنچه از سربداران به ذهن میآید، با استناد به مدارک تاریخی، به گونهای یک زن را پایهگذار این سلسلهی غیور میداند. زنی غیرتمند با نام آزاده که حاضر بود به دار آویخته شود؛ اما تسلیم مغولها نشود. داستانی بس زیبا که با خواندن یک پاراگراف از آن، تا انتها پای آن خواهید نشست.
♦️@seemorghbook
❤18👍3
ما برآن شدهایم
که سر بر میلهها بکوبیم
سرهای بیشماری خواهند شکست،
اما روزی میلهها میشکنند....
#نیکوس_کازانتزاکیس
♦️@seemorghbook
که سر بر میلهها بکوبیم
سرهای بیشماری خواهند شکست،
اما روزی میلهها میشکنند....
#نیکوس_کازانتزاکیس
♦️@seemorghbook
👍22❤4