تا چهل سالگی که مغزم خوب کار میکرد
به ریاضیات و پژوهش پرداختم
از چهل تا شصت که ذهنم ضعیف شده بود به فلسفه روی آوردم
و در اواخر که مغزم به کلی از کار افتاد به سیاست!
#برتراند_راسل
♦️@seemorghbook
به ریاضیات و پژوهش پرداختم
از چهل تا شصت که ذهنم ضعیف شده بود به فلسفه روی آوردم
و در اواخر که مغزم به کلی از کار افتاد به سیاست!
#برتراند_راسل
♦️@seemorghbook
👏23👍5😁5👎2🔥2❤1
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
وقتی سخن از چرندیات پیش میآید،
در آن زمان حساس که رقابتی بزرگ میان چرندگویان درگیرد،
تو ای دین،
با هیبت تمام به مقام قهرمان همیشگیِ گزارههای نادرست و ادعاهای گزاف خواهی رسید.
بدون مسابقه.
#جورج_کارلین
♦️@seemorghbook
وقتی سخن از چرندیات پیش میآید،
در آن زمان حساس که رقابتی بزرگ میان چرندگویان درگیرد،
تو ای دین،
با هیبت تمام به مقام قهرمان همیشگیِ گزارههای نادرست و ادعاهای گزاف خواهی رسید.
بدون مسابقه.
#جورج_کارلین
♦️@seemorghbook
👍17🤔1
مسئله این نیست که تعداد افراد بیشتری را به دنیا بیاوریم؛
بلکه باید کاری کنیم که تا حد امکان آنهایی که قبلا به دنیا آمدهاند کمتر بدبخت باشند...
#اوریانا_فالاچی
♦️ @seemorghbook
بلکه باید کاری کنیم که تا حد امکان آنهایی که قبلا به دنیا آمدهاند کمتر بدبخت باشند...
#اوریانا_فالاچی
♦️ @seemorghbook
👏28👍7👎1
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠
شیر بی یال و دم و پنجه و دندان،ننگ است!
لاف قدرت وسط ملتِ عریان ،ننگ است!
دُم شیری که شما ، دشمن از آن ترساندید
دُم گاو استو در این بیشه شیران،ننگ است!
شیر نر نیست در این دشت،همه ماست شدند!
گرچه از ماست که بر ماست،به یزدان ننگ است!
جنگلی خشک که غارت شده با خوک و شغال
شیر آن بنده ی موش است، به قرآن ننگ است !
خون این خلق مکیدن هنر شیران نیست...
پشه هم خون نخورد بیشتر از نان،ننگ است!
هوس جنگ اگر کرده ای، ای شیخ بدان
سپر پیر و جوان ،با بُت ایمان ،ننگ است...!
#مهدی_مختارزاده
♦️ @seemorghbook
شیر بی یال و دم و پنجه و دندان،ننگ است!
لاف قدرت وسط ملتِ عریان ،ننگ است!
دُم شیری که شما ، دشمن از آن ترساندید
دُم گاو استو در این بیشه شیران،ننگ است!
شیر نر نیست در این دشت،همه ماست شدند!
گرچه از ماست که بر ماست،به یزدان ننگ است!
جنگلی خشک که غارت شده با خوک و شغال
شیر آن بنده ی موش است، به قرآن ننگ است !
خون این خلق مکیدن هنر شیران نیست...
پشه هم خون نخورد بیشتر از نان،ننگ است!
هوس جنگ اگر کرده ای، ای شیخ بدان
سپر پیر و جوان ،با بُت ایمان ،ننگ است...!
#مهدی_مختارزاده
♦️ @seemorghbook
👏15👍10❤3
جمعه مانند دلبریهایِ زنانه است
جمعه بویِ خانه مادربزرگ را میدهد
جمعه عطرِ نانِ تازه ی دست پدربزرگ است
جمعه شبیه دورهمی فامیل است
جمعه چشم انتظاری عاشقانه است
جمعه یادگارِ خاطراتِ شیرین است...
♦️ @seemorghbook
جمعه بویِ خانه مادربزرگ را میدهد
جمعه عطرِ نانِ تازه ی دست پدربزرگ است
جمعه شبیه دورهمی فامیل است
جمعه چشم انتظاری عاشقانه است
جمعه یادگارِ خاطراتِ شیرین است...
♦️ @seemorghbook
❤8👍5❤🔥1
برای پیمودن راه زندگی، صلاح آدمی در این است که توشهی بزرگی از دو چیز را به همراه داشته باشد: یکی احتیاط و دیگر مدارا؛ اولی ما را از آسیب و زیان در امان میدارد و دومی از مشاجره و نزاع.
#آرتور_شوپنهاور
♦️ @seemorghbook
#آرتور_شوپنهاور
♦️ @seemorghbook
👍14❤7👎1
☕ قطعهای از کتاب
طبعا نباید انتظار داشته باشیم که آدم های دور و برمان برای رسیدن به همدلی و وحدت جهانی از چیزی که دوست دارند دست بکشند. خود من برای بچه هایم هزینه هایی می کنم که می تواند برای کودکان کشورهای محروم هزینه شود . پولی را هزینه مسائل نه چندان ضروری بچه هایم می کنم که می تواند برای سیر کردن شکم اطفال هزینه گردد ، و با این اوصاف من همچنان حاضر نیستم از این کار دست بکشم . بله ، من یک بشر جایزالخطا هستم اما ترجیح می دهم انسانی باشم که می داند ریا کار است و سعی می کند کمتر ریا کار باشد تا کسی که احساس می کند هوای اطرافیانش ، آشنایان و همکیشانش را داشتن به قیمت تضییع حقوق دیگران ، او را تبدیل به آدم نیکی می کند .
📕#عناصر_فلسفه
✍#جاشوا_گرین
♦️ @seemorghbook
طبعا نباید انتظار داشته باشیم که آدم های دور و برمان برای رسیدن به همدلی و وحدت جهانی از چیزی که دوست دارند دست بکشند. خود من برای بچه هایم هزینه هایی می کنم که می تواند برای کودکان کشورهای محروم هزینه شود . پولی را هزینه مسائل نه چندان ضروری بچه هایم می کنم که می تواند برای سیر کردن شکم اطفال هزینه گردد ، و با این اوصاف من همچنان حاضر نیستم از این کار دست بکشم . بله ، من یک بشر جایزالخطا هستم اما ترجیح می دهم انسانی باشم که می داند ریا کار است و سعی می کند کمتر ریا کار باشد تا کسی که احساس می کند هوای اطرافیانش ، آشنایان و همکیشانش را داشتن به قیمت تضییع حقوق دیگران ، او را تبدیل به آدم نیکی می کند .
📕#عناصر_فلسفه
✍#جاشوا_گرین
♦️ @seemorghbook
👍9❤3👎3
گوشهایت را میگیری
چشمهایت را میبندی
زبانت را گاز میگیری
اما حریف افکارت نخواهی شد و چقدر دردناک است درد فهمیدن.
#گئورگ_ویلهلم_هگل
♦️@seemorghbook
چشمهایت را میبندی
زبانت را گاز میگیری
اما حریف افکارت نخواهی شد و چقدر دردناک است درد فهمیدن.
#گئورگ_ویلهلم_هگل
♦️@seemorghbook
👍19❤6
📕#استثنا_و_قاعده
✍#برتولت_برشت
استثناء و قاعده (به آلمانی: Die Ausnahme und die Regel) نمایشنامهای کوتاه از نمایشنامه نویس آلمانی برتولت برشت است که در سال ۱۹۳۰ میلادی نگاشته شد. این نمایش در کمتر از چهل دقیقه اجرا میشود. این نمایشنامه راجع به تاجر نفتی است که برای بستن قرارداد نفتی باید از بیابانی به نام یاهی گذر کند.
درونمایه اصلی این نمایشنامه همانند بسیاری دیگر از آثار برشت دربارهٔ فاصله طبقاتی، واگذاری قدرت به جامعه اقلیت و حکمرانی آنان بر جامعه پایین دستی که حداکثر جامعه را تشکیل میدهند و اجرای تبعیضآمیز مدنیت در جامه مدرن است. یکی از مهمترین و کلیدیترین تکگوییهای این نمایشنامه در آغاز آن پیش از شروع خود نمایشنامه قرار دارد که هدف از آن یادآوری مسئلهٔ طبیعی شدن اتفاقات در دوره نوین برای انسان مدرن است، دورهای که آدمیان در آن به راحتی نسبت به مسائل مهم پیرامون خود بیتفاوت میشوند.
♦️ @seemorghbook
✍#برتولت_برشت
استثناء و قاعده (به آلمانی: Die Ausnahme und die Regel) نمایشنامهای کوتاه از نمایشنامه نویس آلمانی برتولت برشت است که در سال ۱۹۳۰ میلادی نگاشته شد. این نمایش در کمتر از چهل دقیقه اجرا میشود. این نمایشنامه راجع به تاجر نفتی است که برای بستن قرارداد نفتی باید از بیابانی به نام یاهی گذر کند.
درونمایه اصلی این نمایشنامه همانند بسیاری دیگر از آثار برشت دربارهٔ فاصله طبقاتی، واگذاری قدرت به جامعه اقلیت و حکمرانی آنان بر جامعه پایین دستی که حداکثر جامعه را تشکیل میدهند و اجرای تبعیضآمیز مدنیت در جامه مدرن است. یکی از مهمترین و کلیدیترین تکگوییهای این نمایشنامه در آغاز آن پیش از شروع خود نمایشنامه قرار دارد که هدف از آن یادآوری مسئلهٔ طبیعی شدن اتفاقات در دوره نوین برای انسان مدرن است، دورهای که آدمیان در آن به راحتی نسبت به مسائل مهم پیرامون خود بیتفاوت میشوند.
♦️ @seemorghbook
👍6🔥1
در طبیعت هر که را دندان دهند، آن شیر نیست
هر که را عمامه بر سر میزند، درویش نیست!
لوطیان، لوطیگری بر نیزه و شمشیر نیست،
مردی و مردانگی بر چهره و بر ریش نیست!
♦️@seemorghbook
هر که را عمامه بر سر میزند، درویش نیست!
لوطیان، لوطیگری بر نیزه و شمشیر نیست،
مردی و مردانگی بر چهره و بر ریش نیست!
♦️@seemorghbook
👍28👏8
ﺳﺮﻋﺖ ﺁﻫﻮ ۹۰ ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮ ﺩﺭ ﺳﺎﻋﺖ ﺍﺳﺖ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ که سرعت شیر نهایتا ۵۷ کیلومتر در ساعت ﺍﺳﺖ! ﭘﺲ ﭼﻄﻮﺭ ﺁﻫﻮ ﻃﻌﻤﻪ شیر می شود!؟ ﺗﺮﺱ ﺁﻫﻮ ﺍﺯ ﺷﮑﺎﺭ ﺷﺪﻥ ﺑﺎﻋﺚ می شود ﮐﻪ ﺍﻭ ﺑﺮﺍﯼ سنجیدن فاصله خود با شیر مدام به پشت ﺳﺮ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ همین سرعتش بسیار کم می شود! تا جایی که شیر می تواند به او برسد! یعنی ﺍﮔﺮ ﺁﻫﻮ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺵ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﻨﺪ، طعمه ﺷﯿﺮ نمی شود! ﺍﮔﺮ ﺁﻫﻮ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺧﻮﺩ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ شیر به نیرویش ایمان دارد، ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﻃﻌﻤﻪ ﺷﯿﺮ نخواهد شد! ﺍﯾﻦ ﻗﺼ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ!
ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ایمان نداشته باشیم و در طول زندگی ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻧﮕﺎﻩ کنیم و به مرور خاطرات ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﯾﻢ، ﻫﻢ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﺎﻥ ﻋﻘﺐ می مانیم ﻭ ﻫﻢ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ می ﺩﻫﯿﻢ!
♦️ @seemorghbook
ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ایمان نداشته باشیم و در طول زندگی ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻧﮕﺎﻩ کنیم و به مرور خاطرات ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﯾﻢ، ﻫﻢ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﺎﻥ ﻋﻘﺐ می مانیم ﻭ ﻫﻢ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ می ﺩﻫﯿﻢ!
♦️ @seemorghbook
👍20❤4👏1
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مُردن، آگهی وفاتش را بخواند!
حتما می دانید که نوبل مخترع دینامیت است. زمانی که برادرش لودویگ فوت شد، روزنامهها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع دینامیت) مُرده است. آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را میخواند با دیدن آگهی صفحه اول، میخکوب شد: "آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مرگ آور ترین سلاح بشری مُرد!"
آلفرد، خیلی ناراحت شد.
با خود فکر کرد: آیا خوب است که من را پس از مرگ این گونه بشناسند؟ سریع وصیت نامهاش را آورد. جملههای بسیاری را خط زد و اصلاح کرد. پیشنهاد کرد ثروتش صرف جایزه ای برای صلح و پیشرفتهای صلح آمیز شود.
امروزه نوبل را نه به نام دینامیت، بلکه به نام مبدع جایزه صلح نوبل، جایزههای فیزیک و شیمی نوبل و ... میشناسیم.
او امروز، هویت دیگری دارد.
یک "تصمیم" ، برای تغییر یک سرنوشت کافی است...!
♦️@seemorghbook
آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مُردن، آگهی وفاتش را بخواند!
حتما می دانید که نوبل مخترع دینامیت است. زمانی که برادرش لودویگ فوت شد، روزنامهها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع دینامیت) مُرده است. آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را میخواند با دیدن آگهی صفحه اول، میخکوب شد: "آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مرگ آور ترین سلاح بشری مُرد!"
آلفرد، خیلی ناراحت شد.
با خود فکر کرد: آیا خوب است که من را پس از مرگ این گونه بشناسند؟ سریع وصیت نامهاش را آورد. جملههای بسیاری را خط زد و اصلاح کرد. پیشنهاد کرد ثروتش صرف جایزه ای برای صلح و پیشرفتهای صلح آمیز شود.
امروزه نوبل را نه به نام دینامیت، بلکه به نام مبدع جایزه صلح نوبل، جایزههای فیزیک و شیمی نوبل و ... میشناسیم.
او امروز، هویت دیگری دارد.
یک "تصمیم" ، برای تغییر یک سرنوشت کافی است...!
♦️@seemorghbook
👍27👏3❤1🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلمان تنگ شده برای یک تیتر خبر خوش...
برای پیچیدن صدای در حیاط درگوش اقاقیها...
برای اثبات جمله ی
"زندگی یعنی همین بهانه های کوچک خوشبختی"
اززبان فروغ...
برای یک برف حسابی چندروزه و
تکرار چندین باره ی جمله "برف می بارد" از زبان مادر با زمزمه های حمد مادربزرگ پشت بندش...
برای یک لقمه آرامش به دورازهیاهوی دل شکستن ها وسرسپردن به قایق سهراب برای دورشدن از غریبگی ها!
چقدر دلمان لک زده برای یک جرعه لبخند از عمق جان و پنج خط زندگی و زندگی ..
♦️ @seemorghbook
برای پیچیدن صدای در حیاط درگوش اقاقیها...
برای اثبات جمله ی
"زندگی یعنی همین بهانه های کوچک خوشبختی"
اززبان فروغ...
برای یک برف حسابی چندروزه و
تکرار چندین باره ی جمله "برف می بارد" از زبان مادر با زمزمه های حمد مادربزرگ پشت بندش...
برای یک لقمه آرامش به دورازهیاهوی دل شکستن ها وسرسپردن به قایق سهراب برای دورشدن از غریبگی ها!
چقدر دلمان لک زده برای یک جرعه لبخند از عمق جان و پنج خط زندگی و زندگی ..
♦️ @seemorghbook
❤13👍4😢4
از رجبعلی خیاط ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ :
ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺁﺭﺍمی؟
گفت : ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻭ ﺗﺠﺮﺑﻪ، ﺯﻧﺪگی ﺧﻮﺩ
ﺭﺍ ﺑﺮ ﭘﻨﺞ ﺍﺻﻞ ﺑﻨﺎ ﮐﺮﺩﻡ:
*دانستم ﺭﺯﻕ ﻣﺮﺍ ﺩﯾﮕﺮﯼ نميخورد ،
ﭘﺲ ﺁﺭﺍﻡ ﺷﺪﻡ!
*دانستم ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﺮﺍ ميبيند ،
ﭘﺲ ﺣﯿﺎ ﮐﺮﺩﻡ!
*دانستم ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﺮﺍ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ نميدهد ، ﭘﺲ ﺗﻼﺵ ﮐﺮﺩﻡ!
*دانستم ﮐﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﮐﺎﺭﻡ ﻣﺮﮒ ﺍﺳﺖ،
ﭘﺲ ﻣﻬﯿﺎ ﺷﺪﻡ!
*دانستم ﮐﻪ نیکی ﻭ ﺑﺪﯼ ﮔﻢ نميشود
ﻭ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻣﻦ ﺑﺎﺯ ميگردد ،
ﭘﺲ ﺑﺮ ﺧﻮبی ﺍﻓﺰﻭﺩﻡ ﻭ ﺍﺯ ﺑﺪﯼ ﮐﻢ ﮐﺮﺩﻡ!
♦️ @seemorghbook
ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺁﺭﺍمی؟
گفت : ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻭ ﺗﺠﺮﺑﻪ، ﺯﻧﺪگی ﺧﻮﺩ
ﺭﺍ ﺑﺮ ﭘﻨﺞ ﺍﺻﻞ ﺑﻨﺎ ﮐﺮﺩﻡ:
*دانستم ﺭﺯﻕ ﻣﺮﺍ ﺩﯾﮕﺮﯼ نميخورد ،
ﭘﺲ ﺁﺭﺍﻡ ﺷﺪﻡ!
*دانستم ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﺮﺍ ميبيند ،
ﭘﺲ ﺣﯿﺎ ﮐﺮﺩﻡ!
*دانستم ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﺮﺍ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ نميدهد ، ﭘﺲ ﺗﻼﺵ ﮐﺮﺩﻡ!
*دانستم ﮐﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﮐﺎﺭﻡ ﻣﺮﮒ ﺍﺳﺖ،
ﭘﺲ ﻣﻬﯿﺎ ﺷﺪﻡ!
*دانستم ﮐﻪ نیکی ﻭ ﺑﺪﯼ ﮔﻢ نميشود
ﻭ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻣﻦ ﺑﺎﺯ ميگردد ،
ﭘﺲ ﺑﺮ ﺧﻮبی ﺍﻓﺰﻭﺩﻡ ﻭ ﺍﺯ ﺑﺪﯼ ﮐﻢ ﮐﺮﺩﻡ!
♦️ @seemorghbook
❤15👍8
〰〰〰〰〰〰〰〰〰
هر چه که در جهان است دو وجه دارد. وجه عینی، که واقعیتِ آن است و وجه ذهنی، که ساخته ذهن ماست. سعادت در ذهن معنی میگیرد. در واقع ما با ذهنمان میتوانیم سعادت را برای خود بیافرینیم، نه با وابستگی به پدیدههای بیرون که ممکن است اصلا واقعیت نداشته باشند.
خوشبختی در عمق ذات ماست. جایی که کسی به آن دسترسی ندارد و از چیزی تاثیر نمیپذیرد. وقتی سعادت وابسته به عوامل بیرونی باشد، هر لحظه با از دست دادن هرکدام از این عوامل فرد میشکند.
#آرتور_شوپنهاور
♦️ @seemorghbook
هر چه که در جهان است دو وجه دارد. وجه عینی، که واقعیتِ آن است و وجه ذهنی، که ساخته ذهن ماست. سعادت در ذهن معنی میگیرد. در واقع ما با ذهنمان میتوانیم سعادت را برای خود بیافرینیم، نه با وابستگی به پدیدههای بیرون که ممکن است اصلا واقعیت نداشته باشند.
خوشبختی در عمق ذات ماست. جایی که کسی به آن دسترسی ندارد و از چیزی تاثیر نمیپذیرد. وقتی سعادت وابسته به عوامل بیرونی باشد، هر لحظه با از دست دادن هرکدام از این عوامل فرد میشکند.
#آرتور_شوپنهاور
♦️ @seemorghbook
👍5❤3🔥2
☕️ قطعهای از کتاب
مابین چندین میلیون آدم مثل این بود که در قایق شکسته ای نشسته ام ودرمیان دریاگم شده ام. حس میکردم که مرا باافتضاح ازجامعۀ آدمها بیرون کرده اند.می دیدم که برای زندگی درست نشده بودم.
📕#زنده_بگور
✍#صادق_هدايت
♦️@seemorghbook
مابین چندین میلیون آدم مثل این بود که در قایق شکسته ای نشسته ام ودرمیان دریاگم شده ام. حس میکردم که مرا باافتضاح ازجامعۀ آدمها بیرون کرده اند.می دیدم که برای زندگی درست نشده بودم.
📕#زنده_بگور
✍#صادق_هدايت
♦️@seemorghbook
❤10👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میگویند منبر را از چوب درخت گردو میسازند که بسیار محکم و با کیفیت است. درخت گردو علاوه بر چوب مرغوب سایه و بار خوبی هم دارد.
اما درخت چنار میوه ندارد، سایه درست حسابی هم ندارد، از آن چوبه دار میسازند.
دعوای این دو درخت در شعر شهريار شنیدنی ست!
گفت با طعنه منبری به چنار:
سرفرازی چه میکنی؟ بی بار!
نه مگر ننگ هر درختی تو؟
کز شما ساختند چوبه دار!
پس بر آشفت آن درخت دلیر،
رو به منبر چنین نمود اخطار؛
گفت: گر منبر تو فایده داشت،
کار مردم نمی کشید به دار.!!!!!
♦️@seemorghbook
اما درخت چنار میوه ندارد، سایه درست حسابی هم ندارد، از آن چوبه دار میسازند.
دعوای این دو درخت در شعر شهريار شنیدنی ست!
گفت با طعنه منبری به چنار:
سرفرازی چه میکنی؟ بی بار!
نه مگر ننگ هر درختی تو؟
کز شما ساختند چوبه دار!
پس بر آشفت آن درخت دلیر،
رو به منبر چنین نمود اخطار؛
گفت: گر منبر تو فایده داشت،
کار مردم نمی کشید به دار.!!!!!
♦️@seemorghbook
👏29❤4👍2👎1