〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
اینجا درسهایت به هیچ دردی نمیخورد پسرجان! اینجا نیامدهای فکر کنی، آمدهای همان کاری را که یادت میدهند انجام بدهی...
ما در کارخانههایمان به روشنفکر احتیاج نداریم، به بوزینه احتیاج داریم...
بگذار نصیحتی بهت بکنم؛ هرگز از فهم و شعورت حرفی نزن! ما جای تو فکر خواهیم کرد...
#فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
اینجا درسهایت به هیچ دردی نمیخورد پسرجان! اینجا نیامدهای فکر کنی، آمدهای همان کاری را که یادت میدهند انجام بدهی...
ما در کارخانههایمان به روشنفکر احتیاج نداریم، به بوزینه احتیاج داریم...
بگذار نصیحتی بهت بکنم؛ هرگز از فهم و شعورت حرفی نزن! ما جای تو فکر خواهیم کرد...
#فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
👍16❤2
☕️ قطعهای از کتاب
اگر افراد میتوانستند یاد بگیرند
که، آنچه برای من خوب است،
لزومی ندارد که برای دیگران هم خوب باشد،
آنگاه دنیای شاد و خوشایندتری میداشتیم.
تئوری انتخاب به ما میآموزد که دنیای مطلوب من، اساس زندگی من است نه اساس زندگی دیگران.
📕#تئوری_انتخاب
✍#ویلیام_ﮔﻼﺳﺮ
♦️@seemorghbook
اگر افراد میتوانستند یاد بگیرند
که، آنچه برای من خوب است،
لزومی ندارد که برای دیگران هم خوب باشد،
آنگاه دنیای شاد و خوشایندتری میداشتیم.
تئوری انتخاب به ما میآموزد که دنیای مطلوب من، اساس زندگی من است نه اساس زندگی دیگران.
📕#تئوری_انتخاب
✍#ویلیام_ﮔﻼﺳﺮ
♦️@seemorghbook
👍12
شیخ طبرسی عالم و عارف بزرگ با جمعی از مریدان به دروازه شهر رسیدند و دروازه به هنگام نماز بسته بود.
پس وضو بساختند برای نماز در پشت دروازه. یکی از مریدان گفت یا شیخ چنین شنیدم که درها بر مردان خدا خود بخود گشوده گردند!
شیخ گفت: در مورد ما که نشد ولی پس از مرگ اندر مناقب ما ازین افسانه ها بسیار نقلخواهند کرد!
♦️@seemorghbook
پس وضو بساختند برای نماز در پشت دروازه. یکی از مریدان گفت یا شیخ چنین شنیدم که درها بر مردان خدا خود بخود گشوده گردند!
شیخ گفت: در مورد ما که نشد ولی پس از مرگ اندر مناقب ما ازین افسانه ها بسیار نقلخواهند کرد!
♦️@seemorghbook
👍31😁3❤2
📕#تاریخ_نیروی_زمینی_شاهنشاهی
✍#سپهبد_محمد_کاظمی #سرهنگ_منوچهر_البرز
این کتاب هم یکی از مراجع مربوط به تاریخ نیروی زمینی شاهنشاهی با عنوان تاریخ پنجاه سالهی نیروی زمینی شاهنشاهی ایران که تقدیم شما بزرگان میشود.
کتاب نسخه اصلی و اسکن شده از روی نسخه منتشر شده در سال 2535 شاهنشاهی و نوشته سپهبد محمد کاظمی و سرهنگ 2 ستاد منوچهر البرز باهتمام سرهنگ ستاد علی وزیری
♦️@seemorghbook
✍#سپهبد_محمد_کاظمی #سرهنگ_منوچهر_البرز
این کتاب هم یکی از مراجع مربوط به تاریخ نیروی زمینی شاهنشاهی با عنوان تاریخ پنجاه سالهی نیروی زمینی شاهنشاهی ایران که تقدیم شما بزرگان میشود.
کتاب نسخه اصلی و اسکن شده از روی نسخه منتشر شده در سال 2535 شاهنشاهی و نوشته سپهبد محمد کاظمی و سرهنگ 2 ستاد منوچهر البرز باهتمام سرهنگ ستاد علی وزیری
♦️@seemorghbook
🔥9👍2
💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫
✨متنی که بايد باطلا قلم زد:
ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺩﺗﮕﺎﻩ ﻧﯿﺴﺖ
ﺷﻤﺎ ﻣﻌﺒﺪﯼ ﻫﺴﺘﯿﺪ ,
ﮐﻪ ﺧـﺪﺍﻭﻧﺪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ,
ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻧﺘﺎﻥ...
ﻣﻌـﺸﻮﻕ ﺩﺭ ﻋـﺎﺷﻖ ﻧﻬﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ,
تغییر واقعی همیشه از درون آغاز میشود ,
پس هنگامی که در خلوت خودت هستی تغییر کن ,
نه در مقابل دیگران ,
هرکس که دیگران را بشناسد ,
عاقل است ,
وهر کس خود را بشناسد ,
عارف است .
♦️@seemorghbook
✨متنی که بايد باطلا قلم زد:
ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺩﺗﮕﺎﻩ ﻧﯿﺴﺖ
ﺷﻤﺎ ﻣﻌﺒﺪﯼ ﻫﺴﺘﯿﺪ ,
ﮐﻪ ﺧـﺪﺍﻭﻧﺪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ,
ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻧﺘﺎﻥ...
ﻣﻌـﺸﻮﻕ ﺩﺭ ﻋـﺎﺷﻖ ﻧﻬﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ,
تغییر واقعی همیشه از درون آغاز میشود ,
پس هنگامی که در خلوت خودت هستی تغییر کن ,
نه در مقابل دیگران ,
هرکس که دیگران را بشناسد ,
عاقل است ,
وهر کس خود را بشناسد ,
عارف است .
♦️@seemorghbook
👍27❤1
مردی از گرسنگی رو به مرگ بود ، شیطان
برای او غذایی آورد به آن شرط که
ایمانش را به او بفروشد غذا را بخورد !
شخص پذیرفت شکمش که سیر شد گفت :
آنچه در گرسنگی به تو
فروختم موهومی بیش نبود
چرا ک آدم گرسنه دین و ایمان ندارد
♦️@seemorghbook
برای او غذایی آورد به آن شرط که
ایمانش را به او بفروشد غذا را بخورد !
شخص پذیرفت شکمش که سیر شد گفت :
آنچه در گرسنگی به تو
فروختم موهومی بیش نبود
چرا ک آدم گرسنه دین و ایمان ندارد
♦️@seemorghbook
😁26❤5
وقتی از نفرت انباشته میشوید،در اين زمان ديگری ذهن شما را كنترل میكند.
پس هر وقت كنترل ذهنتان دست خودتان نباشد، حتما" دست كس ديگريست.
♦️@seemorghbook
پس هر وقت كنترل ذهنتان دست خودتان نباشد، حتما" دست كس ديگريست.
♦️@seemorghbook
👍15❤3
سواد از طریق خواندن بدست نمی آید بلکه بر اثر اندیشیدن به آنچه مطالعه کرده ایم حاصل میشود.
#کارل_هیلتی
♦️@seemorghbook
#کارل_هیلتی
♦️@seemorghbook
👍25❤10
■▪■▪■▪■▪■▪■
▪چقدر حکایت زیر برای مردم ما آشناست:
اريش هونكر رهبر المان شرقی روزی در خيابانی مردم را میبيند كه در صف ايستاده اند.
از ماشين پياده می شود و به درون صف رفته میپرسد : چرا اينجا هستيد؟
میگويند در انتظار اجازه سفر به خارج از كشور هستيم.
در مدتی كه او بود صف خلوت شد پرسيد : مردم كجا رفتند؟
شخصی گفت:
وقتی شما بخواهيد برويد ديگر نياز نيست كسی از كشور خارج شود.
بعضی وقتها اگر يک نفر از مملكت خارج شود همه چيز درست خواهد شد.
♦️@seemorghbook
▪چقدر حکایت زیر برای مردم ما آشناست:
اريش هونكر رهبر المان شرقی روزی در خيابانی مردم را میبيند كه در صف ايستاده اند.
از ماشين پياده می شود و به درون صف رفته میپرسد : چرا اينجا هستيد؟
میگويند در انتظار اجازه سفر به خارج از كشور هستيم.
در مدتی كه او بود صف خلوت شد پرسيد : مردم كجا رفتند؟
شخصی گفت:
وقتی شما بخواهيد برويد ديگر نياز نيست كسی از كشور خارج شود.
بعضی وقتها اگر يک نفر از مملكت خارج شود همه چيز درست خواهد شد.
♦️@seemorghbook
👍60👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من در سبد صبح ، سلامی دارم
با تابش خورشید ، پیامی دارم
از هستی عشق ، هستم پا برجا
با عشق خداوند ، دوامی دارم
♦️@seemorghbook
با تابش خورشید ، پیامی دارم
از هستی عشق ، هستم پا برجا
با عشق خداوند ، دوامی دارم
♦️@seemorghbook
👍9
دلیل نامگذاری عمارت هشت بهشت در اصفهان !
سقف زيباى امارت هشت بهشت اصفهان
دليل نام گذارى این عمارت این بود که عقيده داشتند كه بهشت ٧ طبقه دارد و اين باغ به دليل زيبايى فراوان آن يک طبقه بالاتر و طبقه هشتم آن است.
♦️@seemorghbook
سقف زيباى امارت هشت بهشت اصفهان
دليل نام گذارى این عمارت این بود که عقيده داشتند كه بهشت ٧ طبقه دارد و اين باغ به دليل زيبايى فراوان آن يک طبقه بالاتر و طبقه هشتم آن است.
♦️@seemorghbook
❤11👍3
☕️ قطعهای از کتاب
آنها فقط از «فهمیدن» تو میترسند. از «تن» تو هر چقدر هم که قوی باشد ترسی ندارند،
از گاو که گندهتر نمیشوی، میدوشندت،
از خر که قویتر نمیشوی، بارت میکنند،
از اسب که دوندهتر نمیشوی، سوارت میشوند؛
آنها فقط از «فهمیدن» تو میترسند.
📕#یک_تا_بی_نهایت_صفر
✍#علی_شریعتی
♦️@seemorghbook
آنها فقط از «فهمیدن» تو میترسند. از «تن» تو هر چقدر هم که قوی باشد ترسی ندارند،
از گاو که گندهتر نمیشوی، میدوشندت،
از خر که قویتر نمیشوی، بارت میکنند،
از اسب که دوندهتر نمیشوی، سوارت میشوند؛
آنها فقط از «فهمیدن» تو میترسند.
📕#یک_تا_بی_نهایت_صفر
✍#علی_شریعتی
♦️@seemorghbook
👍29
هروقت به واسطه خرید کالایی
فکر کردید طبقه اجتماعیتون
عوض شده و آدم سابق نیستید ،
تبریک میگم
شما یک تازه به دوران رسیده اید
♦️@seemorghbook
فکر کردید طبقه اجتماعیتون
عوض شده و آدم سابق نیستید ،
تبریک میگم
شما یک تازه به دوران رسیده اید
♦️@seemorghbook
👍37❤2
📕#مرگ_قسطی
✍#لویی_فردینان_سلین
لویی فردینان سلین نویسنده و پزشک فرانسوی در ۲۷ می ۱۸۴۹ در محلهای در پاریس متولد شد . پدرش کارمند ساده بیمه و مادرش فروشنده بود. خود او پزشکی خواند و تا آخر عمر پزشک ماند. او در ۱۹۳۲ اولین رمانش «سفر به انتهای شب» را منتشر کرد و بسیار مورد تحسین جامعهٔ ادبی قرار گرفت. اما قرار نبود سلین همچنان مورد ستایش باقی بماند. همهٔ این ستایشها پیش از این بود که کسی نوشتههای او را بخواند؛ نوشتههایی که ضد یهود بودن او را نشان میداد و احتمال اینکه او طرف آلمانهاست. بعد از افشای این نوشتهها او خائن شناخته شد و در همین موقع بود که فرانسه را ترک کرد و ابتدا به آلمان و بعد هم به دانمارک رفت . و نوشته و کتابهایش از فرانسه جمع شد . سلین یک سال را در زندان کپنهاگ گذراند و بعد از آزادی نیز به عنوان ننگ ملی شناخته شده و تبعید شد . بعد از آن در پاریس به اتهام قیام علیه حکومت به صورت غیابی و بدون اجازه اینکه حق دفاع داشته باشد و حتی بدون حضور وکیل محاکمه و راهی زندان شد .ارزش آثار او، «مرگ قسطی»، «جنگ»، «شمال»، «افسانههای پریان برای زمانی دیگر» و بسیاری شاهکارهای دیگر در زمان خود او نادیده گرفته شد . اگرچه در حقیقت او قربانی مناسبات سیاسی شده بود . وی سرانجام در اول ژوئیه ۱۹۶۱ در منطقهای دور افتاده در فرانسه بدرود حیات گفت.
رمان «مرگ قسطی» نوشتهی «لویی فردینان سلین» نویسندهی مشهور فرانسوی را «مهدی سحابی» به فارسی برگردانده است. این رمان که یکی از سه شاهکار سلین است، داستان فقر و فلاکتی که نویسنده در دوران کودکی از سر گذرانده را روایت میکند.
♦️@seemorghbook
✍#لویی_فردینان_سلین
لویی فردینان سلین نویسنده و پزشک فرانسوی در ۲۷ می ۱۸۴۹ در محلهای در پاریس متولد شد . پدرش کارمند ساده بیمه و مادرش فروشنده بود. خود او پزشکی خواند و تا آخر عمر پزشک ماند. او در ۱۹۳۲ اولین رمانش «سفر به انتهای شب» را منتشر کرد و بسیار مورد تحسین جامعهٔ ادبی قرار گرفت. اما قرار نبود سلین همچنان مورد ستایش باقی بماند. همهٔ این ستایشها پیش از این بود که کسی نوشتههای او را بخواند؛ نوشتههایی که ضد یهود بودن او را نشان میداد و احتمال اینکه او طرف آلمانهاست. بعد از افشای این نوشتهها او خائن شناخته شد و در همین موقع بود که فرانسه را ترک کرد و ابتدا به آلمان و بعد هم به دانمارک رفت . و نوشته و کتابهایش از فرانسه جمع شد . سلین یک سال را در زندان کپنهاگ گذراند و بعد از آزادی نیز به عنوان ننگ ملی شناخته شده و تبعید شد . بعد از آن در پاریس به اتهام قیام علیه حکومت به صورت غیابی و بدون اجازه اینکه حق دفاع داشته باشد و حتی بدون حضور وکیل محاکمه و راهی زندان شد .ارزش آثار او، «مرگ قسطی»، «جنگ»، «شمال»، «افسانههای پریان برای زمانی دیگر» و بسیاری شاهکارهای دیگر در زمان خود او نادیده گرفته شد . اگرچه در حقیقت او قربانی مناسبات سیاسی شده بود . وی سرانجام در اول ژوئیه ۱۹۶۱ در منطقهای دور افتاده در فرانسه بدرود حیات گفت.
رمان «مرگ قسطی» نوشتهی «لویی فردینان سلین» نویسندهی مشهور فرانسوی را «مهدی سحابی» به فارسی برگردانده است. این رمان که یکی از سه شاهکار سلین است، داستان فقر و فلاکتی که نویسنده در دوران کودکی از سر گذرانده را روایت میکند.
♦️@seemorghbook
👍14❤3😢2