☕ قطعهای از کتاب
رئیس ها همیشه از بی شرفی زیردست های خودشان تا اندازه ای احساس آسودگی می کنند. برده به هر قیمتی که هست باید یک کم یا حتی پاک منفور باشد. زمین به این ترتیب بهتر می چرخد، چون هرکس روی خاک جای شایسته اش را پیدا میکند.
📕#سفر_به_انتهای_شب
✍#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
رئیس ها همیشه از بی شرفی زیردست های خودشان تا اندازه ای احساس آسودگی می کنند. برده به هر قیمتی که هست باید یک کم یا حتی پاک منفور باشد. زمین به این ترتیب بهتر می چرخد، چون هرکس روی خاک جای شایسته اش را پیدا میکند.
📕#سفر_به_انتهای_شب
✍#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
👍14❤1
برای آنکه دیگران گمان کنند عاقلی، هیچ چیزی لازم نیست غیر از رو. پُر رو که باشی کافی است، تقریباً هر کاری برایت آزاد است، هر کاری!
📘#سفر_به_انتهای_شب
✍#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
📘#سفر_به_انتهای_شب
✍#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
👍12❤1
☕️️قطعهای از کتاب
سرکوب آفتابه دزدها
در همه کشورها صورت میگیرد...
آن هم با شدت عمل،
نه فقط به عنوان وسیله دفاعی اجتماع، بلکه عمدتا به عنوان گوشزدی جدی به همه بدبختها
که سرجای خودشان بنشینند ...!
📕#سفر_به_انتهای_شب
✍#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
سرکوب آفتابه دزدها
در همه کشورها صورت میگیرد...
آن هم با شدت عمل،
نه فقط به عنوان وسیله دفاعی اجتماع، بلکه عمدتا به عنوان گوشزدی جدی به همه بدبختها
که سرجای خودشان بنشینند ...!
📕#سفر_به_انتهای_شب
✍#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
👍14🔥1
📕#سفر_به_انتهای_شب
✍#لویی_فردینان_سلین
این کتاب روایت زندگی فردینان باردومو است. او پزشکی بداخلاق و بیادب است، به زبان مردم کوچه و بازار سخت میگوید و همواره به مردم و رسم و رسوم میانشان با دید تحقیر نگاه میکند. فردینان علاقه دارد جملات قصار بگوید اما همیشه درحال غرغر کردن است. او بین سالهای جنگ جهانی اول تا دوم زندگی میکند و از روزهای جوانی خودش میگوید که بیشتر به ولگردی و خوشگذرانی گذشته است. این رمان تاحدودی داستان زندگی خود نویسنده است و اثری است نیمهخودزندگینامه و نیمهتخیلی.
♦️@seemorghbook
✍#لویی_فردینان_سلین
این کتاب روایت زندگی فردینان باردومو است. او پزشکی بداخلاق و بیادب است، به زبان مردم کوچه و بازار سخت میگوید و همواره به مردم و رسم و رسوم میانشان با دید تحقیر نگاه میکند. فردینان علاقه دارد جملات قصار بگوید اما همیشه درحال غرغر کردن است. او بین سالهای جنگ جهانی اول تا دوم زندگی میکند و از روزهای جوانی خودش میگوید که بیشتر به ولگردی و خوشگذرانی گذشته است. این رمان تاحدودی داستان زندگی خود نویسنده است و اثری است نیمهخودزندگینامه و نیمهتخیلی.
♦️@seemorghbook
👍16🔥2❤1👎1
☕️قطعهای از کتاب
کشیش مدتهاست که دیگر به خدایش فکر نمیکند،
در حالی که خادم کلیسا هنوز بر سر ایمانش ایستاده! ... آنهم به سختی فولاد،
جداً آدم حالش به هم میخورد.
📕#سفر_به_انتهای_شب
✍#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
کشیش مدتهاست که دیگر به خدایش فکر نمیکند،
در حالی که خادم کلیسا هنوز بر سر ایمانش ایستاده! ... آنهم به سختی فولاد،
جداً آدم حالش به هم میخورد.
📕#سفر_به_انتهای_شب
✍#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
👍24😱2
کشیش مدتهاست که دیگر به خدایش فکر نمیکند،در حالی که خادم کلیسا هنوز بر سر ایمانش ایستاده، آنهم به سختی فولاد!
جداً آدم حالش به هم میخورد.
#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
جداً آدم حالش به هم میخورد.
#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
👍26👎3
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
سرکوب آفتابه دزدها
در همه کشورها صورت میگیرد...
آن هم با شدت عمل،
نه فقط به عنوان وسیله دفاعی اجتماع، بلکه عمدتا به عنوان گوشزدی جدی به همه بدبختها
که سر جای خودشان بنشینند ...!
#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
سرکوب آفتابه دزدها
در همه کشورها صورت میگیرد...
آن هم با شدت عمل،
نه فقط به عنوان وسیله دفاعی اجتماع، بلکه عمدتا به عنوان گوشزدی جدی به همه بدبختها
که سر جای خودشان بنشینند ...!
#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
👍23
☕️قطعهای از کتاب
آخر هذیان این هیولا چقدر باید طول بکشد که بالاخره از رمق بیفتد و از پا در بیاید؟ یک چنین دیوانهبازی تا کی میتواند ادامه داشته باشد؟ چند ماه؟ چند سال؟ تا کی؟ شاید تا مرگ تمامی آدمها، مرگ تمامی دیوانهها، تا آخرین نفر؟
📕#سفر_به_انتهای_شب
✍#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
آخر هذیان این هیولا چقدر باید طول بکشد که بالاخره از رمق بیفتد و از پا در بیاید؟ یک چنین دیوانهبازی تا کی میتواند ادامه داشته باشد؟ چند ماه؟ چند سال؟ تا کی؟ شاید تا مرگ تمامی آدمها، مرگ تمامی دیوانهها، تا آخرین نفر؟
📕#سفر_به_انتهای_شب
✍#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
👍10
☕️ قطعهای از کتاب
اجداد ما به خوبی خودمان بودند؛ کینهای ، رام ، بیعصمت ، درب و داغون ، ترسو و نامرد، حقا که به خوبی خودمان بودند! ماها عوض نمیشویم ؛ نه جورابمان عوض میشود و نه اربابهامان، و نه عقایدمان. وقتی هم میشود آنقدر دیراست که به زحمتش نمیارزد. ما ثابتقدم به دنیا آمدهایم و ثابتقدم هم ریغ رحمت را سر میکشیم ؛ سرباز بیجیره و مواجب، قهرمانهایی که سنگ دیگران را به سینه میزنند، بوزینههای ناطقی که از حرفهاشان رنج میبرند. ماها آلت دست عالیجناب نکبتیم . او صاحب اختیار ماست. باید هوای کاردستمان باشد که لااقل بشود غذایی بلنبانیم. این که نشد زندگی...
📕#سفر_به_انتهای_شب
✍#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
اجداد ما به خوبی خودمان بودند؛ کینهای ، رام ، بیعصمت ، درب و داغون ، ترسو و نامرد، حقا که به خوبی خودمان بودند! ماها عوض نمیشویم ؛ نه جورابمان عوض میشود و نه اربابهامان، و نه عقایدمان. وقتی هم میشود آنقدر دیراست که به زحمتش نمیارزد. ما ثابتقدم به دنیا آمدهایم و ثابتقدم هم ریغ رحمت را سر میکشیم ؛ سرباز بیجیره و مواجب، قهرمانهایی که سنگ دیگران را به سینه میزنند، بوزینههای ناطقی که از حرفهاشان رنج میبرند. ماها آلت دست عالیجناب نکبتیم . او صاحب اختیار ماست. باید هوای کاردستمان باشد که لااقل بشود غذایی بلنبانیم. این که نشد زندگی...
📕#سفر_به_انتهای_شب
✍#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
👍15
☕️قطعهای از کتاب
به خودم میگفتم بودن توی یک زندان نقلی گرم و نرم چقدر خوب است. حتی یک گلوله هم ازش نمیگذرد. هرگز. یک زندان نزدیک سراغ داشتم که آفتابگیر و گرم بود. در عالم رویا میدیدمش، زندان سن ژرمن نزدیک جنگل را خوب میشناختم، زمانی مدام از کنارش میگذشتم.
آدم چقدر عوض میشود. آن موقع بچه بودم و از زندان میترسیدم. آخر آدمها را نمیشناختم. دیگر حرفها و فکرهایشان را باور نخواهم کرد. باید همیشه فقط و فقط از آدمها ترسید.
📕#سفر_به_انتهای_شب
✍#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
به خودم میگفتم بودن توی یک زندان نقلی گرم و نرم چقدر خوب است. حتی یک گلوله هم ازش نمیگذرد. هرگز. یک زندان نزدیک سراغ داشتم که آفتابگیر و گرم بود. در عالم رویا میدیدمش، زندان سن ژرمن نزدیک جنگل را خوب میشناختم، زمانی مدام از کنارش میگذشتم.
آدم چقدر عوض میشود. آن موقع بچه بودم و از زندان میترسیدم. آخر آدمها را نمیشناختم. دیگر حرفها و فکرهایشان را باور نخواهم کرد. باید همیشه فقط و فقط از آدمها ترسید.
📕#سفر_به_انتهای_شب
✍#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
👍20😍1
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
سرکوب آفتابه دزدها
در همه کشورها صورت میگیرد...
آن هم با شدت عمل،
نه فقط به عنوان وسیله دفاعی اجتماع، بلکه عمدتا به عنوان گوشزدی جدی به همه بدبختها
که سر جای خودشان بنشینند ...!
#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
سرکوب آفتابه دزدها
در همه کشورها صورت میگیرد...
آن هم با شدت عمل،
نه فقط به عنوان وسیله دفاعی اجتماع، بلکه عمدتا به عنوان گوشزدی جدی به همه بدبختها
که سر جای خودشان بنشینند ...!
#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
👍22
روح با کلمه راضی میشود، ولی تن فرق دارد، راحت نمیشود خوشحالش کرد، احتیاج به عضله دارد.
📘#سفر_به_انتهای_شب
✍#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
📘#سفر_به_انتهای_شب
✍#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
👍9😁3
بشر پنج لیتر خون بیشتر نیست!...
این حقیقت را وقتی میفهمی
که دیگر کار از کار گذشته!
با نگاه اول متوجه تفاوت نمیشوی! نمیفهمی که همهی کرهی زمین چیزی نیست جز یک گردونهی قمارخانه!
با شمارههای خوب و شمارههای بد...!
#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
این حقیقت را وقتی میفهمی
که دیگر کار از کار گذشته!
با نگاه اول متوجه تفاوت نمیشوی! نمیفهمی که همهی کرهی زمین چیزی نیست جز یک گردونهی قمارخانه!
با شمارههای خوب و شمارههای بد...!
#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
👍12
احساسم به خانهای میمانست که فقط در تعطیلات از آن استفاده میشود. خانهای که جای راحتی نیست.
📘#سفر_به_انتهای_شب
✍#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
📘#سفر_به_انتهای_شب
✍#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
👍7
☕️ قطعهای از کتاب
ما اصلا گناهکار دنیا آمده بودیم، بله که سرنوشتمان این بود که برویم جنگ! دلقک هایی بودیم یکپارچه گوشت خالی، با یک شماره، عمله ی مسلسل! شماره ی به درد نخور، بیخودی!
بشر پنج لیتر خون بیشتر نیست... این حقیقت را وقتی می فهمی که دیگر کار از کار گذشته...
با نگاه اول متوجه تفاوت نمی شوی، نمی فهمی که همه ی کره ی زمین چیزی نیست جز یک گردونه ی قمارخانه، با شماره های خوب و شماره های بد : آن هایی که قرار است همیشه لای لحاف باشند، آن هایی که به دنیا آمده اند که بروند سربازی! ... اولش که نگاه می کنی همه یک جور به نظر می آیند، همه ی بنی آدم عین هم، فله ای! اما ارواح عمه ات! خیال کرده ای! زمین تا آسمان فرق دارد با هم!
📕#دستهی_دلقکها
✍#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
ما اصلا گناهکار دنیا آمده بودیم، بله که سرنوشتمان این بود که برویم جنگ! دلقک هایی بودیم یکپارچه گوشت خالی، با یک شماره، عمله ی مسلسل! شماره ی به درد نخور، بیخودی!
بشر پنج لیتر خون بیشتر نیست... این حقیقت را وقتی می فهمی که دیگر کار از کار گذشته...
با نگاه اول متوجه تفاوت نمی شوی، نمی فهمی که همه ی کره ی زمین چیزی نیست جز یک گردونه ی قمارخانه، با شماره های خوب و شماره های بد : آن هایی که قرار است همیشه لای لحاف باشند، آن هایی که به دنیا آمده اند که بروند سربازی! ... اولش که نگاه می کنی همه یک جور به نظر می آیند، همه ی بنی آدم عین هم، فله ای! اما ارواح عمه ات! خیال کرده ای! زمین تا آسمان فرق دارد با هم!
📕#دستهی_دلقکها
✍#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
👍12👏3❤1
کشیش مدتهاست که دیگر به خدایش فکر نمیکند،در حالی که خادم کلیسا هنوز بر سر ایمانش ایستاده، آنهم به سختی فولاد!
جداً آدم حالش به هم میخورد.
#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
جداً آدم حالش به هم میخورد.
#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
👍30👎1
📕#مرگ_قسطی
✍#لویی_فردینان_سلین
لویی فردینان سلین نویسنده و پزشک فرانسوی در ۲۷ می ۱۸۴۹ در محلهای در پاریس متولد شد . پدرش کارمند ساده بیمه و مادرش فروشنده بود. خود او پزشکی خواند و تا آخر عمر پزشک ماند. او در ۱۹۳۲ اولین رمانش «سفر به انتهای شب» را منتشر کرد و بسیار مورد تحسین جامعهٔ ادبی قرار گرفت. اما قرار نبود سلین همچنان مورد ستایش باقی بماند. همهٔ این ستایشها پیش از این بود که کسی نوشتههای او را بخواند؛ نوشتههایی که ضد یهود بودن او را نشان میداد و احتمال اینکه او طرف آلمانهاست. بعد از افشای این نوشتهها او خائن شناخته شد و در همین موقع بود که فرانسه را ترک کرد و ابتدا به آلمان و بعد هم به دانمارک رفت . و نوشته و کتابهایش از فرانسه جمع شد . سلین یک سال را در زندان کپنهاگ گذراند و بعد از آزادی نیز به عنوان ننگ ملی شناخته شده و تبعید شد . بعد از آن در پاریس به اتهام قیام علیه حکومت به صورت غیابی و بدون اجازه اینکه حق دفاع داشته باشد و حتی بدون حضور وکیل محاکمه و راهی زندان شد .ارزش آثار او، «مرگ قسطی»، «جنگ»، «شمال»، «افسانههای پریان برای زمانی دیگر» و بسیاری شاهکارهای دیگر در زمان خود او نادیده گرفته شد . اگرچه در حقیقت او قربانی مناسبات سیاسی شده بود . وی سرانجام در اول ژوئیه ۱۹۶۱ در منطقهای دور افتاده در فرانسه بدرود حیات گفت.
رمان «مرگ قسطی» نوشتهی «لویی فردینان سلین» نویسندهی مشهور فرانسوی را «مهدی سحابی» به فارسی برگردانده است. این رمان که یکی از سه شاهکار سلین است، داستان فقر و فلاکتی که نویسنده در دوران کودکی از سر گذرانده را روایت میکند.
♦️@seemorghbook
✍#لویی_فردینان_سلین
لویی فردینان سلین نویسنده و پزشک فرانسوی در ۲۷ می ۱۸۴۹ در محلهای در پاریس متولد شد . پدرش کارمند ساده بیمه و مادرش فروشنده بود. خود او پزشکی خواند و تا آخر عمر پزشک ماند. او در ۱۹۳۲ اولین رمانش «سفر به انتهای شب» را منتشر کرد و بسیار مورد تحسین جامعهٔ ادبی قرار گرفت. اما قرار نبود سلین همچنان مورد ستایش باقی بماند. همهٔ این ستایشها پیش از این بود که کسی نوشتههای او را بخواند؛ نوشتههایی که ضد یهود بودن او را نشان میداد و احتمال اینکه او طرف آلمانهاست. بعد از افشای این نوشتهها او خائن شناخته شد و در همین موقع بود که فرانسه را ترک کرد و ابتدا به آلمان و بعد هم به دانمارک رفت . و نوشته و کتابهایش از فرانسه جمع شد . سلین یک سال را در زندان کپنهاگ گذراند و بعد از آزادی نیز به عنوان ننگ ملی شناخته شده و تبعید شد . بعد از آن در پاریس به اتهام قیام علیه حکومت به صورت غیابی و بدون اجازه اینکه حق دفاع داشته باشد و حتی بدون حضور وکیل محاکمه و راهی زندان شد .ارزش آثار او، «مرگ قسطی»، «جنگ»، «شمال»، «افسانههای پریان برای زمانی دیگر» و بسیاری شاهکارهای دیگر در زمان خود او نادیده گرفته شد . اگرچه در حقیقت او قربانی مناسبات سیاسی شده بود . وی سرانجام در اول ژوئیه ۱۹۶۱ در منطقهای دور افتاده در فرانسه بدرود حیات گفت.
رمان «مرگ قسطی» نوشتهی «لویی فردینان سلین» نویسندهی مشهور فرانسوی را «مهدی سحابی» به فارسی برگردانده است. این رمان که یکی از سه شاهکار سلین است، داستان فقر و فلاکتی که نویسنده در دوران کودکی از سر گذرانده را روایت میکند.
♦️@seemorghbook
👍14❤3😢2
📕#مرگ_قسطی
✍#لویی_فردینان_سلین
لویی فردینان سلین نویسنده و پزشک فرانسوی در ۲۷ می ۱۸۴۹ در محلهای در پاریس متولد شد . پدرش کارمند ساده بیمه و مادرش فروشنده بود. خود او پزشکی خواند و تا آخر عمر پزشک ماند. او در ۱۹۳۲ اولین رمانش «سفر به انتهای شب» را منتشر کرد و بسیار مورد تحسین جامعهٔ ادبی قرار گرفت. اما قرار نبود سلین همچنان مورد ستایش باقی بماند. همهٔ این ستایشها پیش از این بود که کسی نوشتههای او را بخواند؛ نوشتههایی که ضد یهود بودن او را نشان میداد و احتمال اینکه او طرف آلمانهاست. بعد از افشای این نوشتهها او خائن شناخته شد و در همین موقع بود که فرانسه را ترک کرد و ابتدا به آلمان و بعد هم به دانمارک رفت . و نوشته و کتابهایش از فرانسه جمع شد . سلین یک سال را در زندان کپنهاگ گذراند و بعد از آزادی نیز به عنوان ننگ ملی شناخته شده و تبعید شد . بعد از آن در پاریس به اتهام قیام علیه حکومت به صورت غیابی و بدون اجازه اینکه حق دفاع داشته باشد و حتی بدون حضور وکیل محاکمه و راهی زندان شد .ارزش آثار او، «مرگ قسطی»، «جنگ»، «شمال»، «افسانههای پریان برای زمانی دیگر» و بسیاری شاهکارهای دیگر در زمان خود او نادیده گرفته شد . اگرچه در حقیقت او قربانی مناسبات سیاسی شده بود . وی سرانجام در اول ژوئیه ۱۹۶۱ در منطقهای دور افتاده در فرانسه بدرود حیات گفت.
رمان «مرگ قسطی» نوشتهی «لویی فردینان سلین» نویسندهی مشهور فرانسوی را «مهدی سحابی» به فارسی برگردانده است. این رمان که یکی از سه شاهکار سلین است، داستان فقر و فلاکتی که نویسنده در دوران کودکی از سر گذرانده را روایت میکند.
♦️@seemorghbook
✍#لویی_فردینان_سلین
لویی فردینان سلین نویسنده و پزشک فرانسوی در ۲۷ می ۱۸۴۹ در محلهای در پاریس متولد شد . پدرش کارمند ساده بیمه و مادرش فروشنده بود. خود او پزشکی خواند و تا آخر عمر پزشک ماند. او در ۱۹۳۲ اولین رمانش «سفر به انتهای شب» را منتشر کرد و بسیار مورد تحسین جامعهٔ ادبی قرار گرفت. اما قرار نبود سلین همچنان مورد ستایش باقی بماند. همهٔ این ستایشها پیش از این بود که کسی نوشتههای او را بخواند؛ نوشتههایی که ضد یهود بودن او را نشان میداد و احتمال اینکه او طرف آلمانهاست. بعد از افشای این نوشتهها او خائن شناخته شد و در همین موقع بود که فرانسه را ترک کرد و ابتدا به آلمان و بعد هم به دانمارک رفت . و نوشته و کتابهایش از فرانسه جمع شد . سلین یک سال را در زندان کپنهاگ گذراند و بعد از آزادی نیز به عنوان ننگ ملی شناخته شده و تبعید شد . بعد از آن در پاریس به اتهام قیام علیه حکومت به صورت غیابی و بدون اجازه اینکه حق دفاع داشته باشد و حتی بدون حضور وکیل محاکمه و راهی زندان شد .ارزش آثار او، «مرگ قسطی»، «جنگ»، «شمال»، «افسانههای پریان برای زمانی دیگر» و بسیاری شاهکارهای دیگر در زمان خود او نادیده گرفته شد . اگرچه در حقیقت او قربانی مناسبات سیاسی شده بود . وی سرانجام در اول ژوئیه ۱۹۶۱ در منطقهای دور افتاده در فرانسه بدرود حیات گفت.
رمان «مرگ قسطی» نوشتهی «لویی فردینان سلین» نویسندهی مشهور فرانسوی را «مهدی سحابی» به فارسی برگردانده است. این رمان که یکی از سه شاهکار سلین است، داستان فقر و فلاکتی که نویسنده در دوران کودکی از سر گذرانده را روایت میکند.
♦️@seemorghbook
👍10❤6
☕️قطعهای از کتاب
آدم باید خیلی ذلیل باشد که حسرت سالهای به خصوصی از عمرش را بخورد. ماها میتوانیم با رضایت خاطر پیر شویم.
مگر دیروز آش دهن سوزی بود؟
یا مثلا پارسال؟
عقیده ات غیر از این است؟
افسوس چه را بخوریم؟ ها؟ جوانی؟
ما هرگز جوان نبودیم....
📕#سفر_به_انتهای_شب
✍#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
آدم باید خیلی ذلیل باشد که حسرت سالهای به خصوصی از عمرش را بخورد. ماها میتوانیم با رضایت خاطر پیر شویم.
مگر دیروز آش دهن سوزی بود؟
یا مثلا پارسال؟
عقیده ات غیر از این است؟
افسوس چه را بخوریم؟ ها؟ جوانی؟
ما هرگز جوان نبودیم....
📕#سفر_به_انتهای_شب
✍#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
👍12❤1
☕ قطعهای از کتاب
رئیس ها همیشه از بی شرفی زیردست های خودشان تا اندازه ای احساس آسودگی می کنند. برده به هر قیمتی که هست باید یک کم یا حتی پاک منفور باشد. زمین به این ترتیب بهتر می چرخد، چون هرکس روی خاک جای شایسته اش را پیدا میکند.
📕#سفر_به_انتهای_شب
✍#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
رئیس ها همیشه از بی شرفی زیردست های خودشان تا اندازه ای احساس آسودگی می کنند. برده به هر قیمتی که هست باید یک کم یا حتی پاک منفور باشد. زمین به این ترتیب بهتر می چرخد، چون هرکس روی خاک جای شایسته اش را پیدا میکند.
📕#سفر_به_انتهای_شب
✍#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
👍7❤1