کاﺭ ﺿﻌﯿﻔﺎﻥ ﺯ ﭼﻪ ﺑﯽ ﺭﻭﻧﻖ ﺍﺳﺖ ؟
ﺧﻮﻥ ﻓﻘﯿﺮﺍﻥ ﺯ ﭼﻪ ﺭﻭ، ﺑﯽ ﺑﻬﺎﺳﺖ؟
ﻋﺪﻝ، ﭼﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﮐﻪ ﻣﻨﺴﻮﺥ ﺷﺪ؟
ﺭﺣﻤﺖ ﻭ ﺍﻧﺼﺎﻑ، ﭼﺮﺍ ﮐﯿﻤﯿﺎﺳﺖ؟
♦️@seemorghbook
ﺧﻮﻥ ﻓﻘﯿﺮﺍﻥ ﺯ ﭼﻪ ﺭﻭ، ﺑﯽ ﺑﻬﺎﺳﺖ؟
ﻋﺪﻝ، ﭼﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﮐﻪ ﻣﻨﺴﻮﺥ ﺷﺪ؟
ﺭﺣﻤﺖ ﻭ ﺍﻧﺼﺎﻑ، ﭼﺮﺍ ﮐﯿﻤﯿﺎﺳﺖ؟
♦️@seemorghbook
❤27👏7
📕#مقدمات_جامعه_شناسی
✍#مارتین_البرو
این كتاب مقدمهای است بر علم جامعهشناسی و این مباحث است: تعریف علم جامعهشناسی، پیدایش و رشد آن، ساخت و كاركرد جامعه، فرهنگ و جامعه، اجتماعی شدن گروه اجتماعی، نهاد و سازمان، طبقه، روستانشینی و شهرنشینی، هنجار و انحرافات، خانواده و همانند آن .پایان هر فصل مشتمل است بر خلاصهای از مطالب فصل و پرسشهای گوناگون.
♦️@seemorghbook
✍#مارتین_البرو
این كتاب مقدمهای است بر علم جامعهشناسی و این مباحث است: تعریف علم جامعهشناسی، پیدایش و رشد آن، ساخت و كاركرد جامعه، فرهنگ و جامعه، اجتماعی شدن گروه اجتماعی، نهاد و سازمان، طبقه، روستانشینی و شهرنشینی، هنجار و انحرافات، خانواده و همانند آن .پایان هر فصل مشتمل است بر خلاصهای از مطالب فصل و پرسشهای گوناگون.
♦️@seemorghbook
❤8
♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️
📖#حکایت
روزى زنبور و مار با هم بحث میکردند. مار ميگفت: آدما از ترسِ ظاهر ترسناک من میمیرن، نه بخاطر نيشم! مار برای اثبات حرفش، به چوپانى که زير درختى خوابيده بود؛ نزديک شد و به زنبور گفت: من چوپان را نيش مىزنم اما تو بالاى سرش سر و صدا کن!
مار چوپان را نيش زد و زنبور بالای سرش پرواز کرد.
چوپان گفت: اى زنبور لعنتى! و شروع به مکيدن جاى نيش و تخليه زهر کرد و خوب شد.
مار و زنبور نقشه ديگه اى کشيدند: اين بار زنبور نيش زد و مار خودنمايى کرد! چوپان از خواب پريد و همين که مار را ديد، از ترس پا به فرار گذاشت! از ضمادی استفاده نکرد و چند روز بعد، چوپان به خاطر ترس از مار و نيش زنبور مرد!
خيلى از مشكلات هم همين هستند؛ و آدمها فقط بخاطر ترس از آنها، نابود ميشوند. همه چى بر میگرده به برداشت ما از زندگى. برای همين بهتره ديدگاهمان رو مثبت كنيم "مواظب تلقين های زندگی باشیم!
♦️@seemorghbook
📖#حکایت
روزى زنبور و مار با هم بحث میکردند. مار ميگفت: آدما از ترسِ ظاهر ترسناک من میمیرن، نه بخاطر نيشم! مار برای اثبات حرفش، به چوپانى که زير درختى خوابيده بود؛ نزديک شد و به زنبور گفت: من چوپان را نيش مىزنم اما تو بالاى سرش سر و صدا کن!
مار چوپان را نيش زد و زنبور بالای سرش پرواز کرد.
چوپان گفت: اى زنبور لعنتى! و شروع به مکيدن جاى نيش و تخليه زهر کرد و خوب شد.
مار و زنبور نقشه ديگه اى کشيدند: اين بار زنبور نيش زد و مار خودنمايى کرد! چوپان از خواب پريد و همين که مار را ديد، از ترس پا به فرار گذاشت! از ضمادی استفاده نکرد و چند روز بعد، چوپان به خاطر ترس از مار و نيش زنبور مرد!
خيلى از مشكلات هم همين هستند؛ و آدمها فقط بخاطر ترس از آنها، نابود ميشوند. همه چى بر میگرده به برداشت ما از زندگى. برای همين بهتره ديدگاهمان رو مثبت كنيم "مواظب تلقين های زندگی باشیم!
♦️@seemorghbook
❤23👍7🥰2🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاهی وقتها
باید یه نقطه بذاری
باز شروع کنی
باز بخندی
باز بجنگی
باز بیفتی و محکمتر پاشی
گاهی باید یه لبخند خوشگل
به همه تلخیا بزنی
و بگی ممنون که یادم دادین
به خودم تکیه کنم...
♦️@seemorghbook
باید یه نقطه بذاری
باز شروع کنی
باز بخندی
باز بجنگی
باز بیفتی و محکمتر پاشی
گاهی باید یه لبخند خوشگل
به همه تلخیا بزنی
و بگی ممنون که یادم دادین
به خودم تکیه کنم...
♦️@seemorghbook
👍10❤2
☕️ قطعهای از کتاب
بسیاری از ما بنا بر عادت، راحت طلبی، ترس یا تنبلی به همان انتخاب های پیشین ادامه می دهیم و آنگاه شگفت زده می شویم که چرا نتایج متفاوتی به دست نمی آوریم.
در حقیقت، چنان سرگرم تلاش برای گذران زندگی هستیم که حتی نمی فهمیم انتخاب ها و فعالیت هایمان ترجمان امیدها و رویاهای ما نیستند. ما بیش از حد گرفتار "انجام رساندن" زندگی روزانه هستیم.
هر روز را افتان و خیزان و در حد امکان خود به شب می رسانیم. سپس وقتی بیدار می شویم و درمی یابیم که پس از سال ها کار کردن در جهت همان اهداف و آرزوها هنوز به جایگاه مورد نظر در زندگی نرسیده ایم، یکه می خوریم.
📕#سوال_های_درست
✍#دبی_فورد
♦️@seemorghbook
بسیاری از ما بنا بر عادت، راحت طلبی، ترس یا تنبلی به همان انتخاب های پیشین ادامه می دهیم و آنگاه شگفت زده می شویم که چرا نتایج متفاوتی به دست نمی آوریم.
در حقیقت، چنان سرگرم تلاش برای گذران زندگی هستیم که حتی نمی فهمیم انتخاب ها و فعالیت هایمان ترجمان امیدها و رویاهای ما نیستند. ما بیش از حد گرفتار "انجام رساندن" زندگی روزانه هستیم.
هر روز را افتان و خیزان و در حد امکان خود به شب می رسانیم. سپس وقتی بیدار می شویم و درمی یابیم که پس از سال ها کار کردن در جهت همان اهداف و آرزوها هنوز به جایگاه مورد نظر در زندگی نرسیده ایم، یکه می خوریم.
📕#سوال_های_درست
✍#دبی_فورد
♦️@seemorghbook
❤11👍2
اميدها شبيه هم نيستند!
دست يكى به آسمان چنگ مى زند،
دست يكى به انسـان...
دستهاى انسان ها شبيه هم نيستند!
يكى خاك را به باد ميدهد، يكى عمر را!
انسـانها شبيه هم عمر نميكنند!
يكى زندگانى ميكند يكى تحمل...
" زندگی کنیم فرصت کمه "
♦️@seemorghbook
دست يكى به آسمان چنگ مى زند،
دست يكى به انسـان...
دستهاى انسان ها شبيه هم نيستند!
يكى خاك را به باد ميدهد، يكى عمر را!
انسـانها شبيه هم عمر نميكنند!
يكى زندگانى ميكند يكى تحمل...
" زندگی کنیم فرصت کمه "
♦️@seemorghbook
❤24👍4
📕#دومین_حلقه_قدرت
✍#کارلوس_کاستاندا
«چرا آدم باید فرم انسانیش رو از دست بده؟»
«سالک برای اینکه عوض بشه، یعنی برای اینکه واقعاً متحول بشه، باید فرم انسانی رو رها کنه. در غیر این صورت فقط حرف از تغییر و تحوله، درست مثل خود تو. ناوال میگفت فکر کردن یا امید به اینکه آدم میتونه عادتهاشو تغییر بده، بیفایده است. تا وقتی که آدم به فرم انسانی چسبیده باشه، حتی یک ذره از خودش رو هم نمیتونه عوض کنه. ناوال بهم میگفت یک مبارز میدونه که نمیتونه تغییر کنه، با این حال روز و شبش رو صرف این کار میکنه، حتی با اینکه میدونه قادر به چنین کاری نیست. این تنها مزیتیه که مبارز نسبت به یک انسان عادی داره. وقتی سالک در تغییر دادن خودش شکست میخوره، هیچوقت مأیوس نمیشه.»
♦️@seemorghbook
✍#کارلوس_کاستاندا
«چرا آدم باید فرم انسانیش رو از دست بده؟»
«سالک برای اینکه عوض بشه، یعنی برای اینکه واقعاً متحول بشه، باید فرم انسانی رو رها کنه. در غیر این صورت فقط حرف از تغییر و تحوله، درست مثل خود تو. ناوال میگفت فکر کردن یا امید به اینکه آدم میتونه عادتهاشو تغییر بده، بیفایده است. تا وقتی که آدم به فرم انسانی چسبیده باشه، حتی یک ذره از خودش رو هم نمیتونه عوض کنه. ناوال بهم میگفت یک مبارز میدونه که نمیتونه تغییر کنه، با این حال روز و شبش رو صرف این کار میکنه، حتی با اینکه میدونه قادر به چنین کاری نیست. این تنها مزیتیه که مبارز نسبت به یک انسان عادی داره. وقتی سالک در تغییر دادن خودش شکست میخوره، هیچوقت مأیوس نمیشه.»
♦️@seemorghbook
👍7❤4
آنقدر خوب باشید که ببخشید، امّا
_ آنقدر ساده نباشید که دوباره اعتماد کنید!
_قدر لحظه ها را بدانید!
_زمانی می رسد که دیگر شما نمی توانید بگویید جبران می کنم.
_ یک نکته را هرگز فراموش نکنید:
_ لطف مکرّر، حق مسلّم می گردد!
_ پس به اندازه لطف کنید...
_هیچ بوسه ای جای زخم زبان را خوب نمی کند!
پس مراقب گفتارتان باشید...
_جاده زندگی نباید صاف و هموار باشد
وگرنه خوابمان می برد!
_هیچ وقت فراموش نکنید که:
دنیا تکرار نمی شود...!
♦️@seemorghbook
_ آنقدر ساده نباشید که دوباره اعتماد کنید!
_قدر لحظه ها را بدانید!
_زمانی می رسد که دیگر شما نمی توانید بگویید جبران می کنم.
_ یک نکته را هرگز فراموش نکنید:
_ لطف مکرّر، حق مسلّم می گردد!
_ پس به اندازه لطف کنید...
_هیچ بوسه ای جای زخم زبان را خوب نمی کند!
پس مراقب گفتارتان باشید...
_جاده زندگی نباید صاف و هموار باشد
وگرنه خوابمان می برد!
_هیچ وقت فراموش نکنید که:
دنیا تکرار نمی شود...!
♦️@seemorghbook
❤10👍7👏1
ادب باستانی ایرانیان
هرودوت مورخ یونانی چنین مینویسد که ایرانیان به فرزندان خود از پنج سالگی تا بیست سالگی تنها سه چیز می آموختند: سواری و تیر اندازی و راستگویی.
ایرانیان دروغگویی را بدترین عیب ها می دانند و حتی از قرض خواستن خوداری می کنند، زیرا مقروض ممکن است مجبور به دروغ گفتن شود.
ایرانیان از آب دهان افکندن و قضای حاجت در معابر و در حضور دیگران خودداری می کردند و حتی در آب روان دست و رو نمی شستند و آب را به کثافت نمی آلودند.
ایرانیان از قدیم جوانان را از کودکی به ورزش و دویدن و تحمل سرما و گرما و به کار بردن اسلحه ی گونان و سواری و ارابه رانی عادت می دادند و بزرگترین صفات ایشان رشادت و مردانگی و شجاعت بود.
ایرانیان اطفال را در دادگاه حاضر می کردند تا دادرسی را به چشم ببینند و به اصول عدالت و دادگستری آشنا شوند،
ایرانیان همسایگان خود محترم می داشتند. به کسانی که در راه حفظ مملکت خدماتی کرده بودند پاداش بزرگ می دادند. از گرفتن رشوه و دزدی و تصرف مال غیر خودداری می کردند. از شکم پرستی و پرخوارگی پرهیز داشتند. هنگام راه رفتن چیزی نمی خوردند.
♦️@seemorghbook
هرودوت مورخ یونانی چنین مینویسد که ایرانیان به فرزندان خود از پنج سالگی تا بیست سالگی تنها سه چیز می آموختند: سواری و تیر اندازی و راستگویی.
ایرانیان دروغگویی را بدترین عیب ها می دانند و حتی از قرض خواستن خوداری می کنند، زیرا مقروض ممکن است مجبور به دروغ گفتن شود.
ایرانیان از آب دهان افکندن و قضای حاجت در معابر و در حضور دیگران خودداری می کردند و حتی در آب روان دست و رو نمی شستند و آب را به کثافت نمی آلودند.
ایرانیان از قدیم جوانان را از کودکی به ورزش و دویدن و تحمل سرما و گرما و به کار بردن اسلحه ی گونان و سواری و ارابه رانی عادت می دادند و بزرگترین صفات ایشان رشادت و مردانگی و شجاعت بود.
ایرانیان اطفال را در دادگاه حاضر می کردند تا دادرسی را به چشم ببینند و به اصول عدالت و دادگستری آشنا شوند،
ایرانیان همسایگان خود محترم می داشتند. به کسانی که در راه حفظ مملکت خدماتی کرده بودند پاداش بزرگ می دادند. از گرفتن رشوه و دزدی و تصرف مال غیر خودداری می کردند. از شکم پرستی و پرخوارگی پرهیز داشتند. هنگام راه رفتن چیزی نمی خوردند.
♦️@seemorghbook
👍27❤12👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رویاها و هدفهات رو
با خودکار بنویس،
اما چگونگی رسیدن به اونها رو
با مداد...
قرار نیست "هدفت" تغییر کنه،
ولی مسیرت ممکنه تغییر کنه...
♦️@seemorghbook
با خودکار بنویس،
اما چگونگی رسیدن به اونها رو
با مداد...
قرار نیست "هدفت" تغییر کنه،
ولی مسیرت ممکنه تغییر کنه...
♦️@seemorghbook
👍11❤4👏1
ای جان فرزند؛
هزار حکمت آموختم که از آن،
چهارصد حکمت انتخاب کردم و از آن چهارصد،
هشت کلمه برگزیدم که جامع کلمات است؛
دو چیز را هرگز فراموش مکن؛
"خدا" و "مرگ" را
دو چیز را همیشه فراموش کن؛
"هنگامی که به کسی خوبی کردی"
"زمانی که از کسی بدی دیدی"
و هر گاه به مجلسی وارد شدی "زبان نگه دار"
اگر به سفره ای وارد شدی "شکم نگه دار"
وقتی وارد خانه ایی شدی "چشم نگه دار"
و زمانی که برای نماز ایستادی "دل نگه دار"
پند لقمان حکیم به فرزند
♦️@seemorghbook
هزار حکمت آموختم که از آن،
چهارصد حکمت انتخاب کردم و از آن چهارصد،
هشت کلمه برگزیدم که جامع کلمات است؛
دو چیز را هرگز فراموش مکن؛
"خدا" و "مرگ" را
دو چیز را همیشه فراموش کن؛
"هنگامی که به کسی خوبی کردی"
"زمانی که از کسی بدی دیدی"
و هر گاه به مجلسی وارد شدی "زبان نگه دار"
اگر به سفره ای وارد شدی "شکم نگه دار"
وقتی وارد خانه ایی شدی "چشم نگه دار"
و زمانی که برای نماز ایستادی "دل نگه دار"
پند لقمان حکیم به فرزند
♦️@seemorghbook
👏15👍9❤5
آزادی به این معنا نیست
که هر کاری دلت میخواهد انجام دهی
بلکه بدین معناست که مجبور نباشی آن کاری را انجام دهی ، که دلت نمیخواهد
#ژان_ژاک_روسو
♦️@seemorghbook
که هر کاری دلت میخواهد انجام دهی
بلکه بدین معناست که مجبور نباشی آن کاری را انجام دهی ، که دلت نمیخواهد
#ژان_ژاک_روسو
♦️@seemorghbook
👍16❤3
☕ قطعهای از کتاب
دریغ بر ملتی که زور مدار را همچون قهرمانی تشویق می کند، و سلطه جوی پر ابهت را عطا بخش می انگارد.
دریغ بر ملتی که در رویای خویش خواهش را خوار می شمرد، اما در بیداری تسلیمش می شود.
دریغ بر ملتی که دم بر نمی آورد، مگر هنگامی که در تشیع جنازه گام بر می دارد، خود را می ستاید مگر در میان ویرانه هایش و عصیان نمی کند مگر هنگامی که گردنش در میان تبر و کنده قرار دارد.
دریغ بر ملتی که سیاستمدارانش روباه است، فیلسوفش شعبده باز، و هنرش هنر وصله کاری و تقلید.
دریغ بر ملتی که فرزانگانش در اثر پیری گنگند و مردان شجاعانش هنوز در گهواره اند.
📕#عارفانه_ها
✍#جبران_خليل_جبران
♦️@seemorghbook
دریغ بر ملتی که زور مدار را همچون قهرمانی تشویق می کند، و سلطه جوی پر ابهت را عطا بخش می انگارد.
دریغ بر ملتی که در رویای خویش خواهش را خوار می شمرد، اما در بیداری تسلیمش می شود.
دریغ بر ملتی که دم بر نمی آورد، مگر هنگامی که در تشیع جنازه گام بر می دارد، خود را می ستاید مگر در میان ویرانه هایش و عصیان نمی کند مگر هنگامی که گردنش در میان تبر و کنده قرار دارد.
دریغ بر ملتی که سیاستمدارانش روباه است، فیلسوفش شعبده باز، و هنرش هنر وصله کاری و تقلید.
دریغ بر ملتی که فرزانگانش در اثر پیری گنگند و مردان شجاعانش هنوز در گهواره اند.
📕#عارفانه_ها
✍#جبران_خليل_جبران
♦️@seemorghbook
👍20❤6👏3
ملت ها اینگونه تباه شدند
نخست حافظه شان را
از آنها دزدیدند، کتابهایشان را تباه کردند
و در آخر تیر خلاص را به آنها زدند
و تاریخ و فرهنگشان را به سخره گرفتند.
♦️@seemorghbook
نخست حافظه شان را
از آنها دزدیدند، کتابهایشان را تباه کردند
و در آخر تیر خلاص را به آنها زدند
و تاریخ و فرهنگشان را به سخره گرفتند.
♦️@seemorghbook
👍23❤8😭7