عمری چکش برداشتم
و بر سر میخی که روی سنگ بود کوبیدم.
اکنون می فهمم که
هم چکش خودم بودم،
هم میخ
و هم سنگ...
#فرانتس_کافکا
♦️@seemorghbook
و بر سر میخی که روی سنگ بود کوبیدم.
اکنون می فهمم که
هم چکش خودم بودم،
هم میخ
و هم سنگ...
#فرانتس_کافکا
♦️@seemorghbook
❤22👍6😢3🔥1
📕#سفری_به_دور_ایران
✍#کنتس_مادفون_روزن
کنتس مادفون روزن، اشرافزادهای سوئدی که در دوره پهلوی اول به ایران آمده است، در این کتاب توجهی جالب به پارهای ویژگیهای ایران و ایرانی داشته است. او در کنار توصیفها و روایتهایی در این زمینه که در جریان سفر به مناطق گوناگون ایران انجام پذیرفته، با شخصیتها و مردمانی نیز درباره ویژگیهای خود و جامعهشان گفتوگوهاییی انجام داده است که از دریچه آنها جلوههایی از ویژگیهای فرهنگ، اخلاقی و اجتماعی ایرانیان در روزگار گذشته به نمایش درمیآید. اين زن سوئدي، از دريچه یک گفتوگو با فردی به نام شازده مستعظم، درباره ویژگیهای اخلاقی و اجتماعی ایرانیان سخن رانده است.
«البته ایرانی گاه و بیگاه دروغ میگوید، اما او هرگز برای فریب کسی چنین کاری نمیکند. او وقتی حس کند که ممکن است فتنهای بپا شود، یا بخواهد خود را از مخمصهای برهاند و یا لاف بزند، دروغ میگوید. ضربالمثلی میگوید: (دروغ مصلحتآمیز بهتر است از راست فتنهانگیز.) و احتمالا همین فلسفه موجب شده است که در تاریخ و زندگی روزمره مردم، صدها سر نجات پیدا کرده باشند».
♦️@seemorghbook
✍#کنتس_مادفون_روزن
کنتس مادفون روزن، اشرافزادهای سوئدی که در دوره پهلوی اول به ایران آمده است، در این کتاب توجهی جالب به پارهای ویژگیهای ایران و ایرانی داشته است. او در کنار توصیفها و روایتهایی در این زمینه که در جریان سفر به مناطق گوناگون ایران انجام پذیرفته، با شخصیتها و مردمانی نیز درباره ویژگیهای خود و جامعهشان گفتوگوهاییی انجام داده است که از دریچه آنها جلوههایی از ویژگیهای فرهنگ، اخلاقی و اجتماعی ایرانیان در روزگار گذشته به نمایش درمیآید. اين زن سوئدي، از دريچه یک گفتوگو با فردی به نام شازده مستعظم، درباره ویژگیهای اخلاقی و اجتماعی ایرانیان سخن رانده است.
«البته ایرانی گاه و بیگاه دروغ میگوید، اما او هرگز برای فریب کسی چنین کاری نمیکند. او وقتی حس کند که ممکن است فتنهای بپا شود، یا بخواهد خود را از مخمصهای برهاند و یا لاف بزند، دروغ میگوید. ضربالمثلی میگوید: (دروغ مصلحتآمیز بهتر است از راست فتنهانگیز.) و احتمالا همین فلسفه موجب شده است که در تاریخ و زندگی روزمره مردم، صدها سر نجات پیدا کرده باشند».
♦️@seemorghbook
👍7❤3👎1👏1
ای وای از آن شــهــر کـه دیــوانــه نـدارد
صد عقل به مسجد شد و خُمخانه ندارد
در حسرت یک نعـره مستـانه بمردیم
ویران شود این شهر که میخانه ندارد
#رضا_جمشیدی
♦️@seemorghbook
صد عقل به مسجد شد و خُمخانه ندارد
در حسرت یک نعـره مستـانه بمردیم
ویران شود این شهر که میخانه ندارد
#رضا_جمشیدی
♦️@seemorghbook
❤13👏9
⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜
آگاهی آخرین مرحله تکامل نظام موجودات زنده و در نتیجه ناچیز ترین و ضعیف ترین جزء این نظام است. آگاهی منشأ اشتباهات بیشماری است که باعث میشوند تا هر موجود زنده, هر انسان زودتر از موقعی که قرار است و به قول هومر:(علیرغم سرنوشت) نابود گردد.
#فردریش_نیچه
♦️@seemorghbook
آگاهی آخرین مرحله تکامل نظام موجودات زنده و در نتیجه ناچیز ترین و ضعیف ترین جزء این نظام است. آگاهی منشأ اشتباهات بیشماری است که باعث میشوند تا هر موجود زنده, هر انسان زودتر از موقعی که قرار است و به قول هومر:(علیرغم سرنوشت) نابود گردد.
#فردریش_نیچه
♦️@seemorghbook
👍5
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📖#حکایت
الاغ گفت :
رنگ علف قرمز است!
گرگ گفت :
نه سبز است!
باهم رفتند پیش سلطان جنگل( شیر )
و ماجرای اختلاف را گفتند
شیر گفت:
گرگ را زندانی کنید...
گرگ گفت :
ای سلطان، مگر علف سبز نیست
شیر گفت: سبز است
ولی دلیل زندانی کردن تو
بحث کردنت با "الاغ"است...
♦️@seemorghbook
📖#حکایت
الاغ گفت :
رنگ علف قرمز است!
گرگ گفت :
نه سبز است!
باهم رفتند پیش سلطان جنگل( شیر )
و ماجرای اختلاف را گفتند
شیر گفت:
گرگ را زندانی کنید...
گرگ گفت :
ای سلطان، مگر علف سبز نیست
شیر گفت: سبز است
ولی دلیل زندانی کردن تو
بحث کردنت با "الاغ"است...
♦️@seemorghbook
👍19❤10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اغلب قدرت یک لمس، یک لبخند، یک کلمهی محبتآمیز، یک گوش شنوا، یک تعریف صادقانه یا کوچکترین توجه را دستکم میگیریم. در حالیکه همهی اینها قادرند یک زندگی را از این رو به آن رو کنند. آنها را از هم دریغ نکنیم...
♦️@seemorghbook
♦️@seemorghbook
❤7
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
"آنجا یک قهوه خانه بود، اما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چای.چرا؟
دنیا خراب میشد اگر دقایقی آنجا مینشستیم و نفری یک استکان چای میخوردیم؟
عجله،همیشه عجله!
کدام گوری میخواستم بروم؟
من به بهانه رسیدن به زندگی،
همیشه زندگی را کشته ام..."
#محمود_دولت_آبادی
♦️@seemorghbook
"آنجا یک قهوه خانه بود، اما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چای.چرا؟
دنیا خراب میشد اگر دقایقی آنجا مینشستیم و نفری یک استکان چای میخوردیم؟
عجله،همیشه عجله!
کدام گوری میخواستم بروم؟
من به بهانه رسیدن به زندگی،
همیشه زندگی را کشته ام..."
#محمود_دولت_آبادی
♦️@seemorghbook
👍16❤6
وقتی خودم را بهقدر کافی دوست داشتم، شروع کردم به ترک کردن چیزهایی که سالم نبودند. یعنی آدمها، مشاغل و عادات و اعتقاداتی که مرا کوچک و حقیر نگه میداشت، کنار گذاشتم. قبلا فکر میکردم این کار به معنی وفادار نبودن است ولی در واقع این معنای دوست داشتن خود است...
♦️@seemorghbook
♦️@seemorghbook
👏9❤1👎1
با دو دسته از آدم ها وارد رابطه نشو!
یکی خود شیفته ها
و دیگری وابسته ها
هر دوی اینها به تعریف و تحسین بیرونی
توسط دیگران، نیاز زیادی دارند.
یکی خود را زیادی شایسته تحسین میداند، و دیگری خود را شایسته تحسین نمیداند.
یکی باک عاطفی اش پر نمیشود، دیگری باک عاطفی اش سوراخ است!
هر دوی اینها بیش از اینکه به تو نیاز داشته باشند و ارزش تو را بدانند و به رابطه احترام بگذارند، نیازمندند!
نیازمندِ بودن دیگری، تحقیر کردن دیگری، تحسین شدن توسط دیگری!
♦️@seemorghbook
یکی خود شیفته ها
و دیگری وابسته ها
هر دوی اینها به تعریف و تحسین بیرونی
توسط دیگران، نیاز زیادی دارند.
یکی خود را زیادی شایسته تحسین میداند، و دیگری خود را شایسته تحسین نمیداند.
یکی باک عاطفی اش پر نمیشود، دیگری باک عاطفی اش سوراخ است!
هر دوی اینها بیش از اینکه به تو نیاز داشته باشند و ارزش تو را بدانند و به رابطه احترام بگذارند، نیازمندند!
نیازمندِ بودن دیگری، تحقیر کردن دیگری، تحسین شدن توسط دیگری!
♦️@seemorghbook
👍7❤5
☕قطعهای از کتاب
معتقد بود که سرچشمه همه عیبهای آدمی دو چیز است؛
یکی بیکاری و دیگری اعتقاد به خرافات،
و دو فضیلت نیز بیشتر وجود ندارد؛
یکی کار و دیگری خرد
📕#جنگ_و_صلح
✍#لئو_تولستوی
♦️@seemorghbook
معتقد بود که سرچشمه همه عیبهای آدمی دو چیز است؛
یکی بیکاری و دیگری اعتقاد به خرافات،
و دو فضیلت نیز بیشتر وجود ندارد؛
یکی کار و دیگری خرد
📕#جنگ_و_صلح
✍#لئو_تولستوی
♦️@seemorghbook
👍16🔥3
هرچه ملتی؛
فرومایهتر و فقیرتر باشد
و هرچه فشار دولت و
ستمگستران و
استثمارگران شدیدتر باشد ،
به همان اندازه
لذایذ جهان ماورايى كه دين
معرفى مىكند ، رنگینتر است !
#زیگموند_فرويد
♦️@seemorghbook
فرومایهتر و فقیرتر باشد
و هرچه فشار دولت و
ستمگستران و
استثمارگران شدیدتر باشد ،
به همان اندازه
لذایذ جهان ماورايى كه دين
معرفى مىكند ، رنگینتر است !
#زیگموند_فرويد
♦️@seemorghbook
👍27😁2❤1
📕#عقرب_روی_پله_های_اندیمشک یا #از_این_قطار_خون_می_چکه_قربان
✍#حسین_مرتضائیان_آبکنار
رمان بسیار کوتاهی درباره جنگ ایران و عراق است. این رمان از برشهای کوتاه و به ظاهر جدایی تشکیل شده که مجموع آنها تبدیل به یک داستان می شود. داستانی که در نهایت اختصار، تصویری واقعی از وضعیت سربازان وظیفه در جنگ ارائه می دهد که با تصویر معمول و رایج از جبه های جنگ تفاوت فاحش دارد.
جنگ در این کتاب مقدس نیست. رزمنده کتاب به اجبار در جنگ حضور دارد و ضربه های بیرحمانه باتوم دژبانها بر سر سربازان فراری و حتی به رگبار بستن شان، آنها را در جنگ نگه داشته. بی رحمی، هرج و مرج، رشوه گیری و تلکه کردن زیردست، و ... صحنه هایی است که این کتاب را از موارد مشابه متمایز می کند.
♦️@seemorghbook
✍#حسین_مرتضائیان_آبکنار
رمان بسیار کوتاهی درباره جنگ ایران و عراق است. این رمان از برشهای کوتاه و به ظاهر جدایی تشکیل شده که مجموع آنها تبدیل به یک داستان می شود. داستانی که در نهایت اختصار، تصویری واقعی از وضعیت سربازان وظیفه در جنگ ارائه می دهد که با تصویر معمول و رایج از جبه های جنگ تفاوت فاحش دارد.
جنگ در این کتاب مقدس نیست. رزمنده کتاب به اجبار در جنگ حضور دارد و ضربه های بیرحمانه باتوم دژبانها بر سر سربازان فراری و حتی به رگبار بستن شان، آنها را در جنگ نگه داشته. بی رحمی، هرج و مرج، رشوه گیری و تلکه کردن زیردست، و ... صحنه هایی است که این کتاب را از موارد مشابه متمایز می کند.
♦️@seemorghbook
❤15👍4
تـا کنون در جهـان
هيچ تحولی تاريخی
بـه وقوع نپيوسته است،
مگر عوض شدن نام اربابان...
#جورج_اورول
♦️@seemorghbook
هيچ تحولی تاريخی
بـه وقوع نپيوسته است،
مگر عوض شدن نام اربابان...
#جورج_اورول
♦️@seemorghbook
👍19❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بعد از تمامِ نشدنها، رفتنها و از دست دادنها،
بعد از تمامِ شکستنها و زمین خوردنها؛
سرت را بالا بگیر، نفسی عمیق بکش و خودت را برای روزهایِ بهتر، آماده کن
که بعد از هر رعد و برق، بارانیست و پشتِ هر ابری، آفتابی...
♦️@seemorghbook
بعد از تمامِ شکستنها و زمین خوردنها؛
سرت را بالا بگیر، نفسی عمیق بکش و خودت را برای روزهایِ بهتر، آماده کن
که بعد از هر رعد و برق، بارانیست و پشتِ هر ابری، آفتابی...
♦️@seemorghbook
❤11
⚡️حکایت آموزنده ...
گویند: ملا مهرعلی خویی، روزی در کوچه دید دو کودک بر سر یک گردو با هم دعوا میکنند.
به خاطر یک گردو یکی زد چشم دیگری را با چوب کور کرد.
یکی را درد چشم گرفت و دیگری را ترس چشم درآوردن، گردو را روی زمین رها کردند و از محل دور شدند.
ملا رفت گردو را برداشت و شکست و دید، گردو از مغز تهی است.
گریه کرد.
پرسیدند تو چرا گریه میکنی؟
گفت: از نادانی و حس کودکانه، سر گردویی دعوا میکردند که پوچ بود و مغزی هم نداشت.
دنیا نیز چنین است، مانند گردویی است بدون مغز! که بر سر آن میجنگیم و وقتی خسته شدیم و آسیب به خود رساندیم و یا پیر شدیم، چنین رها کرده و برای همیشه میرویم.
♦️@seemorghbook
گویند: ملا مهرعلی خویی، روزی در کوچه دید دو کودک بر سر یک گردو با هم دعوا میکنند.
به خاطر یک گردو یکی زد چشم دیگری را با چوب کور کرد.
یکی را درد چشم گرفت و دیگری را ترس چشم درآوردن، گردو را روی زمین رها کردند و از محل دور شدند.
ملا رفت گردو را برداشت و شکست و دید، گردو از مغز تهی است.
گریه کرد.
پرسیدند تو چرا گریه میکنی؟
گفت: از نادانی و حس کودکانه، سر گردویی دعوا میکردند که پوچ بود و مغزی هم نداشت.
دنیا نیز چنین است، مانند گردویی است بدون مغز! که بر سر آن میجنگیم و وقتی خسته شدیم و آسیب به خود رساندیم و یا پیر شدیم، چنین رها کرده و برای همیشه میرویم.
♦️@seemorghbook
👍24👏7❤4
از دشمنى نترس كه آشكارا بر تو حمله مى كند
ازدوستى بترس كه فريبكارانه تو را در آغوش مى كشد
♦️@seemorghbook
ازدوستى بترس كه فريبكارانه تو را در آغوش مى كشد
♦️@seemorghbook
👍18❤2