📕#درون_ارتش_شاه
✍#خسرو_معتضد
تشکیل یک ارتش متحدالشکل، به صورتی که بتواند نمونه ای از یک یگان نظامی پیشرفته و با انضباط اروپایی را تداعی کند، تنها در اوایل سده نوزدهم میلادی و به وسیله عباس میرزا نائب السلطنه فتحعلی شاه و با کمک مستشاران فرانسوی و مدت زمانی بعد با همکاری مستشاران انگلیسی انجام گرفت.
خسرومعتضد متولد 1321 متولد تهران، به عنوان تاریخدان و مجری تلویزیون ایرانی شناخته میشود او فرزند سرهنگ معتضد است.
پدر بزرگش دکتر شمس الادبا لاریجانی بوده است. او بعد از دیپلم وارد دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران شد و توانست در 1344 از این دانشگاه فارغالتحصیل شود. او بعدها توانست در رشته خودش یعنی تاریخ و جغرافیا در سال 1349 فوقلیسانس هم دریافت کند. او در سال 1343 سردبیر مجله ترقی شد و نخستین کتاب وی نیز در همین سال انتشار یافت، از وی هم اکنون کتابهای بسیاری منتشر شدهاست. پیش از انقلاب در دانشکدهٔ رادیو و تلویزیون و مدتی نیز در دانشکده افسری تاریخ معاصر تدریس
میکرده است.
♦️@seemorghbook
✍#خسرو_معتضد
تشکیل یک ارتش متحدالشکل، به صورتی که بتواند نمونه ای از یک یگان نظامی پیشرفته و با انضباط اروپایی را تداعی کند، تنها در اوایل سده نوزدهم میلادی و به وسیله عباس میرزا نائب السلطنه فتحعلی شاه و با کمک مستشاران فرانسوی و مدت زمانی بعد با همکاری مستشاران انگلیسی انجام گرفت.
خسرومعتضد متولد 1321 متولد تهران، به عنوان تاریخدان و مجری تلویزیون ایرانی شناخته میشود او فرزند سرهنگ معتضد است.
پدر بزرگش دکتر شمس الادبا لاریجانی بوده است. او بعد از دیپلم وارد دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران شد و توانست در 1344 از این دانشگاه فارغالتحصیل شود. او بعدها توانست در رشته خودش یعنی تاریخ و جغرافیا در سال 1349 فوقلیسانس هم دریافت کند. او در سال 1343 سردبیر مجله ترقی شد و نخستین کتاب وی نیز در همین سال انتشار یافت، از وی هم اکنون کتابهای بسیاری منتشر شدهاست. پیش از انقلاب در دانشکدهٔ رادیو و تلویزیون و مدتی نیز در دانشکده افسری تاریخ معاصر تدریس
میکرده است.
♦️@seemorghbook
❤13👎13
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
خری به درختی بسته شده بود
شخصى خر را باز کرد.
خر وارد مزرعه همسایه شد و تر و خشک را با هم خورد.
زن همسایه وقتی خر را در حال خوردن سبزیجات دید ؛تفنگ را برداشت و یک گلوله خرج خر نمود و کشتش.
صاحب خر وقتی صحنه را دید؛ عصبانی شد و زن صاحب مزرعه را کشت.
صاحب مزرعه وقتی با جسد خونین همسرش روبرو شد
صاحب خر را از پای دراورد!
به آن فرد گفتند چکار کردی؟!!!
گفت من فقط یک خر را رها کردم!
▪هرگاه میخواهی یک شهر را خراب کنی؛
خران را ازاد کن...!
♦️@seemorghbook
خری به درختی بسته شده بود
شخصى خر را باز کرد.
خر وارد مزرعه همسایه شد و تر و خشک را با هم خورد.
زن همسایه وقتی خر را در حال خوردن سبزیجات دید ؛تفنگ را برداشت و یک گلوله خرج خر نمود و کشتش.
صاحب خر وقتی صحنه را دید؛ عصبانی شد و زن صاحب مزرعه را کشت.
صاحب مزرعه وقتی با جسد خونین همسرش روبرو شد
صاحب خر را از پای دراورد!
به آن فرد گفتند چکار کردی؟!!!
گفت من فقط یک خر را رها کردم!
▪هرگاه میخواهی یک شهر را خراب کنی؛
خران را ازاد کن...!
♦️@seemorghbook
❤17👍11😁4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهربانترینها
جایِ خاصی زندگی نمیکنند،
جنس خاصی هم ندارند...
اما نبضِ دنیایِمان
به حرمتِ آنهاست که میزند!
مهربان باشیم...
♦️@seemorghbook
جایِ خاصی زندگی نمیکنند،
جنس خاصی هم ندارند...
اما نبضِ دنیایِمان
به حرمتِ آنهاست که میزند!
مهربان باشیم...
♦️@seemorghbook
❤10
♦️ضرب المثل جالب ژاپنی که اساس توسعه کشورشون قرار گرفته :
اون ضرب المثل میگه:
بخاطر میخی نعلی افتاد
بخاطر نعلی ، اسبی افتاد
بخاطر اسبی ، سواری افتاد
بخاطر سواری ، جنگی شكست خورد
بخاطر شكستی ، مملكتی نابود شد
و همه اینها بخاطر كسی بود كه میخ را خوب نكوبیده بود....
یادمان باشد هر كار ما،
حتی كوچك،
اثری بزرگ دارد كه شاید در همان لحظه ما نبینیم ...
♦️@seemorghbook
اون ضرب المثل میگه:
بخاطر میخی نعلی افتاد
بخاطر نعلی ، اسبی افتاد
بخاطر اسبی ، سواری افتاد
بخاطر سواری ، جنگی شكست خورد
بخاطر شكستی ، مملكتی نابود شد
و همه اینها بخاطر كسی بود كه میخ را خوب نكوبیده بود....
یادمان باشد هر كار ما،
حتی كوچك،
اثری بزرگ دارد كه شاید در همان لحظه ما نبینیم ...
♦️@seemorghbook
❤17👍6
«خسوف آن است که سایهی زمین بر ماه افتد و آن چون بود که زمین در میان آفتاب و ماه بود چنانکه اگر چراغی در پیش داری و گوی آهنین میان تو و چراغ آویخته دارند سایهی گوی بر تو آید و از روشنی چراغ باز مانی همچنان ماه از آفتاب باز ماند و تاریک شود»
ابوریحان بیرونی، هزارسال پیش
♦️@seemorghbook
ابوریحان بیرونی، هزارسال پیش
♦️@seemorghbook
❤14👏4
☕️قطعهای از کتاب
زندگی مثل یه پل معلق وسط یه دره عمیق میمونه، ما هم وسط این پل گیر کردیم.
یه دسته ای راه مستقیم رو انتخاب می کنن و جلو میرن، یه دسته ای هم خلاف جهت حرکت می کنن، اما اشتباه نکن!
اون هایی که خلاف جهت میرن بازنده نیستن، بازنده اون هایی هستن که دستشون رو به میله های پل گرفتن و دارن پایین رو نگاه میکنن،
می ترسن، می ترسن...
📕#هنگامی_که_باران_پیانو_مینوازد
✍#روزبه_معین
♦️@seemorghbook
زندگی مثل یه پل معلق وسط یه دره عمیق میمونه، ما هم وسط این پل گیر کردیم.
یه دسته ای راه مستقیم رو انتخاب می کنن و جلو میرن، یه دسته ای هم خلاف جهت حرکت می کنن، اما اشتباه نکن!
اون هایی که خلاف جهت میرن بازنده نیستن، بازنده اون هایی هستن که دستشون رو به میله های پل گرفتن و دارن پایین رو نگاه میکنن،
می ترسن، می ترسن...
📕#هنگامی_که_باران_پیانو_مینوازد
✍#روزبه_معین
♦️@seemorghbook
❤9👍2
انگشت شمارند مردمانى
كه واقعاً زندگى را زندگى
مى كنند.
٩٩,٩ درصد از
مــردم، فـقط «آرام آرام»
«خـودكشى» مـى كنند !
♦️@seemorghbook
كه واقعاً زندگى را زندگى
مى كنند.
٩٩,٩ درصد از
مــردم، فـقط «آرام آرام»
«خـودكشى» مـى كنند !
♦️@seemorghbook
❤17👍7
📕#فضیلت_های_ناچیز
✍#ناتالیا_گینزبوگ
ناتالیا گینزبورگ در این مجموعه از بهترین و مشهورترین مقاله های کوتاه خود می گوید از آنجایی که آموزش و پرورش کودکان بسیار مهم است من فکر می کنم که آنها باید نه با فضیلت های ناچیز بلکه با بزرگترینها آموزش داده شوند. نه سخیف بودن بلکه سخاوت مند بودن و بی تفاوت بودن به پول . نه احتیاط بلکه شهامت و تحقیر کردن خطر ؛ نه خرد ، بلکه صداقت و عشق به حقیقت. نه تعامل بلکه عشق به همسایه و از خود گذشتگی ؛ نه آرزوی موفقیت ، بلکه تمایل به بودن و شناختن .چه او در مورد از دست دادن یک دوست بنویسد ، مثل بخش تصویر یک دوست ؛ یا چه در مورد جنگ جهانی دوم ؛ یا ابروتزو، جایی که او و همسرش در سکونت اجباری تحت حکومت فاشیستی زندگی می کردند، یا اهمیت سکوت در جامعه ما؛ یا حرفه او به عنوان نویسنده؛ یا حتی یک جفت کفش فرسوده ، گینزبورگ هوشمندی یک بازمانده ، زهد و شعر طنین انداز را که خوانندگانش به عنوان سبک او به رسمیت می شناسند ، در نوشته هایش بازتاب می دهد.
♦️@seemorghbook
✍#ناتالیا_گینزبوگ
ناتالیا گینزبورگ در این مجموعه از بهترین و مشهورترین مقاله های کوتاه خود می گوید از آنجایی که آموزش و پرورش کودکان بسیار مهم است من فکر می کنم که آنها باید نه با فضیلت های ناچیز بلکه با بزرگترینها آموزش داده شوند. نه سخیف بودن بلکه سخاوت مند بودن و بی تفاوت بودن به پول . نه احتیاط بلکه شهامت و تحقیر کردن خطر ؛ نه خرد ، بلکه صداقت و عشق به حقیقت. نه تعامل بلکه عشق به همسایه و از خود گذشتگی ؛ نه آرزوی موفقیت ، بلکه تمایل به بودن و شناختن .چه او در مورد از دست دادن یک دوست بنویسد ، مثل بخش تصویر یک دوست ؛ یا چه در مورد جنگ جهانی دوم ؛ یا ابروتزو، جایی که او و همسرش در سکونت اجباری تحت حکومت فاشیستی زندگی می کردند، یا اهمیت سکوت در جامعه ما؛ یا حرفه او به عنوان نویسنده؛ یا حتی یک جفت کفش فرسوده ، گینزبورگ هوشمندی یک بازمانده ، زهد و شعر طنین انداز را که خوانندگانش به عنوان سبک او به رسمیت می شناسند ، در نوشته هایش بازتاب می دهد.
♦️@seemorghbook
❤5
کشتن و دفن عقایدِ اشتباه
یک خدمت بزرگ به بشریت است
و در برخی مواقع، حتی بهتر از کشف یک حقیقت یا واقعیتی نوین است.
#چارلز_داروین
♦️@seemorghbook
یک خدمت بزرگ به بشریت است
و در برخی مواقع، حتی بهتر از کشف یک حقیقت یا واقعیتی نوین است.
#چارلز_داروین
♦️@seemorghbook
👏17👍11❤3
کشور، از آنِ ثروتمندان است؛
اما در زمان سختی و بلا
نامش را وطن میگذارند
و به فقرا میدهند.
وطن برای ثروتمندان است
و وطنپرستی از آن فقرا!
♦️@seemorghbook
اما در زمان سختی و بلا
نامش را وطن میگذارند
و به فقرا میدهند.
وطن برای ثروتمندان است
و وطنپرستی از آن فقرا!
♦️@seemorghbook
👍32❤11😢4
📕 #نورولوژی_تفکر
✍ #دی_فرنک_بنسان
در جهانی که همواره مرز میان واقعیت و اسطوره، علم و ایمان، ماده و معنا در هالهای از ابهام و گاه تعصب فرو رفته، هنوز پرسشهایی باقیست که هر انسان آگاه و متفکری را به تامل وامیدارد: «تفکر چیست؟»، «از کجا میآید؟»، «آیا آگاهی صرفاً محصول فعلوانفعالات الکتروشیمیایی مغز است یا چیزی فراتر در کار است؟»؛ و مهمتر از همه، «آیا مغز انسان میتواند سرانجام، خودش را در آینه علم بشناسد؟». این کتاب، یک سفر عمیق به قلب تاریک و پیچیدهترین عضو بدن انسان است؛ جایی که نورولوژی، روانشناسی، فلسفه ذهن به طرز شگفتانگیزی در هم میتنند.
آنچه ما را در نشر این اثر برانگیخت، نه صرف علاقه به علوم اعصاب، بلکه ضرورت بازاندیشی در باب ماهیت خودِ «تفکر» بود؛ واژهای که در کمال سادگی، یکی از رازآلودترین و ناشناختهترین پدیدههای جهان هستی را توصیف میکند. ذهن ما، در حالی که با بیرحمی تمام در پی رمزگشایی از جهان بیرون است، خود را پشت پردهای از سلولها، سیناپسها و محرکهای عصبی پنهان کرده و گویی، در بازی شناخت، هم قاضی است و هم متهم. از همینجاست که مطالعه نورولوژی تفکر نهفقط یک ضرورت علمی، بلکه دغدغهای فلسفی و هستیشناختی است. و ما وظیفه خویش دانستیم که با نگاهی بیطرف اما نقادانه، پرده از رازهایی برداریم که شاید پاسخ نهاییشان در دل همین عدم قطعیت نهفته باشد.
تفکر، آن نیروی شگفتانگیز که به انسان امکان داد تا از غارهای تاریک بیرون آید، آتش را کشف کند، تمدن بسازد و به آسمانها بیندیشد، خود هنوز مفهومیست در پرده ابهام. ادیان مختلف، قرنها کوشیدهاند تا این نیروی ذهنی را روحی الهی یا نفخهای از عالم ملکوت توصیف کنند. حال آنکه علم مدرن، بهویژه در دهههای اخیر با پیشرفت تکنولوژیهای تصویربرداری مغزی، آن را حاصل فعلوانفعالاتی کاملاً مادی، بیروح و در نهایت قابل پیشبینی معرفی میکند. اما آیا واقعاً میتوان همه ابعاد آگاهی، تخیل، اخلاق، اراده و شهود را در قالب سیگنالهای عصبی و فعالیت نورونی توضیح داد؟ یا آنکه چیزی در این میان هست که هنوز از دسترس ما خارج مانده و شاید هرگز هم قابل شناسایی نباشد؟
این کتاب تلاشی است برای کاوش دقیق در ساختارهای عصبیای که فکر را ممکن میسازند و آنچه این اثر را از دیگر نوشتههای حوزه علوم اعصاب متمایز میسازد، تمرکز آن بر تلاقی علم و فلسفه، تجربه زیسته و دادههای آزمایشگاهی، با نگاهی واقعگرایانه، بیپرده و در عین حال متواضع است.
پیشروی در این کتاب، نیازمند ذهنی باز، شجاع، و آماده برای عبور از مرزهای آشناست. مخاطب کتاب، فردی است که حاضر است لحظاتی از آسایش فکریاش فاصله بگیرد تا به درک عمیقتری از خود و جهان پیرامونش برسد.
ما در صفحات پیشرو، شما را به سفری دعوت میکنیم که نه مقصدی قطعی دارد، نه نقشهای کامل. سفری به اعماق مغز، جایی که نورولوژی و تفکر در هم میپیچند، جایی که پرسشهای بیپاسخ، ارزشمندتر از پاسخهای سطحیاند، جایی که ذهن انسان، هم موضوع مطالعه است و هم ابزار مطالعه، و شاید مهمتر از همه، جایی که ما به یاد میآوریم چقدر هنوز از خودمان بیخبریم.
♦️@seemorghbook
✍ #دی_فرنک_بنسان
در جهانی که همواره مرز میان واقعیت و اسطوره، علم و ایمان، ماده و معنا در هالهای از ابهام و گاه تعصب فرو رفته، هنوز پرسشهایی باقیست که هر انسان آگاه و متفکری را به تامل وامیدارد: «تفکر چیست؟»، «از کجا میآید؟»، «آیا آگاهی صرفاً محصول فعلوانفعالات الکتروشیمیایی مغز است یا چیزی فراتر در کار است؟»؛ و مهمتر از همه، «آیا مغز انسان میتواند سرانجام، خودش را در آینه علم بشناسد؟». این کتاب، یک سفر عمیق به قلب تاریک و پیچیدهترین عضو بدن انسان است؛ جایی که نورولوژی، روانشناسی، فلسفه ذهن به طرز شگفتانگیزی در هم میتنند.
آنچه ما را در نشر این اثر برانگیخت، نه صرف علاقه به علوم اعصاب، بلکه ضرورت بازاندیشی در باب ماهیت خودِ «تفکر» بود؛ واژهای که در کمال سادگی، یکی از رازآلودترین و ناشناختهترین پدیدههای جهان هستی را توصیف میکند. ذهن ما، در حالی که با بیرحمی تمام در پی رمزگشایی از جهان بیرون است، خود را پشت پردهای از سلولها، سیناپسها و محرکهای عصبی پنهان کرده و گویی، در بازی شناخت، هم قاضی است و هم متهم. از همینجاست که مطالعه نورولوژی تفکر نهفقط یک ضرورت علمی، بلکه دغدغهای فلسفی و هستیشناختی است. و ما وظیفه خویش دانستیم که با نگاهی بیطرف اما نقادانه، پرده از رازهایی برداریم که شاید پاسخ نهاییشان در دل همین عدم قطعیت نهفته باشد.
تفکر، آن نیروی شگفتانگیز که به انسان امکان داد تا از غارهای تاریک بیرون آید، آتش را کشف کند، تمدن بسازد و به آسمانها بیندیشد، خود هنوز مفهومیست در پرده ابهام. ادیان مختلف، قرنها کوشیدهاند تا این نیروی ذهنی را روحی الهی یا نفخهای از عالم ملکوت توصیف کنند. حال آنکه علم مدرن، بهویژه در دهههای اخیر با پیشرفت تکنولوژیهای تصویربرداری مغزی، آن را حاصل فعلوانفعالاتی کاملاً مادی، بیروح و در نهایت قابل پیشبینی معرفی میکند. اما آیا واقعاً میتوان همه ابعاد آگاهی، تخیل، اخلاق، اراده و شهود را در قالب سیگنالهای عصبی و فعالیت نورونی توضیح داد؟ یا آنکه چیزی در این میان هست که هنوز از دسترس ما خارج مانده و شاید هرگز هم قابل شناسایی نباشد؟
این کتاب تلاشی است برای کاوش دقیق در ساختارهای عصبیای که فکر را ممکن میسازند و آنچه این اثر را از دیگر نوشتههای حوزه علوم اعصاب متمایز میسازد، تمرکز آن بر تلاقی علم و فلسفه، تجربه زیسته و دادههای آزمایشگاهی، با نگاهی واقعگرایانه، بیپرده و در عین حال متواضع است.
پیشروی در این کتاب، نیازمند ذهنی باز، شجاع، و آماده برای عبور از مرزهای آشناست. مخاطب کتاب، فردی است که حاضر است لحظاتی از آسایش فکریاش فاصله بگیرد تا به درک عمیقتری از خود و جهان پیرامونش برسد.
ما در صفحات پیشرو، شما را به سفری دعوت میکنیم که نه مقصدی قطعی دارد، نه نقشهای کامل. سفری به اعماق مغز، جایی که نورولوژی و تفکر در هم میپیچند، جایی که پرسشهای بیپاسخ، ارزشمندتر از پاسخهای سطحیاند، جایی که ذهن انسان، هم موضوع مطالعه است و هم ابزار مطالعه، و شاید مهمتر از همه، جایی که ما به یاد میآوریم چقدر هنوز از خودمان بیخبریم.
♦️@seemorghbook
❤8👍4👏2🤔1🤯1
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹
☆ مروری بر چند کتاب معروف
▪جنایت و مکافات از داستایوفسکی: اگر چشم دیدن صاحبخانهتان را ندارید و دنبال راه مناسبی برای انتقام هستید این کتاب به دردتان میخورد.
▪ غرور و تعصبِ جین آستین: اگر فکر میکنید مردهای ساکت جذاباند (درحالیکه باید آنها را خستهکننده بهحساب بیاورید)، این کتاب برای شما خوب است!
▪ بینوایان: اگر توانایی آن را دارید که در سینما، هم فیلم موزیکال تماشا کنید و هم کتاب بخوانید، این کتاب برایتان مناسب است!
▪ خوشههای خشم: اگر از خونریزی و کشتار توی بازیهای ویدئویی خوشتان میآید، این کتاب بهدردتان میخورد!
▪ راز، نوشته راندا برن: پدیده دنیای نشر به خاطر اینکه میتواند کسانی که آن را نخواندهاند مجبور کند هرچه سریعتر با کسانی که آن را خواندهاند قطع رابطه کنند!
▪ مجموعه اشعار سیلویا پلات: اگر قصد دارید کلک خودتان را بکَنید اما حال ندارید قبلش یادداشتی بنویسید تعارف نکنید این را بخرید و بگذارید کنار تختتان.
▪ کتابهای شل سیلوراستاین: مادر و پدرهای ما فکر میکردند کتابهای او برای بچهها خوبند. حالا به ما نگاه کنید! چه هستیم؟ یک مشت گاگول! چون کتاب "الفیا"ی عموشلبی را خواندیم و نمیدانستیم دارد کتابهای "الفبا" را مسخره میکند. شدیم مایه مضحکه!
▪ مجموعه هری پاتر: یک داستان معمولی با یک مشت جادوجنبل.
▪ گرگ و میش استفنی مِیِر: مثل قبلی، به اضافه یک مشت خونآشام!
▪ کری از استیون کینگ: مثل قبلیها، به اضافه شخصیتی که میتواند با نیروی ذهنش آدم بکشد!
📕 چگونه کتاب نخوانیم
✍دن ویلبر
پ ن:
چگونه کتاب نخوانیم کتاب طنزی است درباره ی فرهنگ کتاب و کتابخوانی که خلاف عنوانش، با معرفی آثار برجسته ی ادبیات کلاسیک و بعضی آثار روز دنیای انگلیسیزبان، خواننده را به کتابخوانی دعوت میکند. نویسنده میگوید که اگر این کتاب را بخوانید، دیگر تا آخر عمر نیاز ندارید حتی یک کتاب دیگر بخوانید.
♦️@seemorghbook
☆ مروری بر چند کتاب معروف
▪جنایت و مکافات از داستایوفسکی: اگر چشم دیدن صاحبخانهتان را ندارید و دنبال راه مناسبی برای انتقام هستید این کتاب به دردتان میخورد.
▪ غرور و تعصبِ جین آستین: اگر فکر میکنید مردهای ساکت جذاباند (درحالیکه باید آنها را خستهکننده بهحساب بیاورید)، این کتاب برای شما خوب است!
▪ بینوایان: اگر توانایی آن را دارید که در سینما، هم فیلم موزیکال تماشا کنید و هم کتاب بخوانید، این کتاب برایتان مناسب است!
▪ خوشههای خشم: اگر از خونریزی و کشتار توی بازیهای ویدئویی خوشتان میآید، این کتاب بهدردتان میخورد!
▪ راز، نوشته راندا برن: پدیده دنیای نشر به خاطر اینکه میتواند کسانی که آن را نخواندهاند مجبور کند هرچه سریعتر با کسانی که آن را خواندهاند قطع رابطه کنند!
▪ مجموعه اشعار سیلویا پلات: اگر قصد دارید کلک خودتان را بکَنید اما حال ندارید قبلش یادداشتی بنویسید تعارف نکنید این را بخرید و بگذارید کنار تختتان.
▪ کتابهای شل سیلوراستاین: مادر و پدرهای ما فکر میکردند کتابهای او برای بچهها خوبند. حالا به ما نگاه کنید! چه هستیم؟ یک مشت گاگول! چون کتاب "الفیا"ی عموشلبی را خواندیم و نمیدانستیم دارد کتابهای "الفبا" را مسخره میکند. شدیم مایه مضحکه!
▪ مجموعه هری پاتر: یک داستان معمولی با یک مشت جادوجنبل.
▪ گرگ و میش استفنی مِیِر: مثل قبلی، به اضافه یک مشت خونآشام!
▪ کری از استیون کینگ: مثل قبلیها، به اضافه شخصیتی که میتواند با نیروی ذهنش آدم بکشد!
📕 چگونه کتاب نخوانیم
✍دن ویلبر
پ ن:
چگونه کتاب نخوانیم کتاب طنزی است درباره ی فرهنگ کتاب و کتابخوانی که خلاف عنوانش، با معرفی آثار برجسته ی ادبیات کلاسیک و بعضی آثار روز دنیای انگلیسیزبان، خواننده را به کتابخوانی دعوت میکند. نویسنده میگوید که اگر این کتاب را بخوانید، دیگر تا آخر عمر نیاز ندارید حتی یک کتاب دیگر بخوانید.
♦️@seemorghbook
👍3❤2
تا عاقلان راهی
برای خندیدن بیابند ،
ما دیوانگان
هزار بار خندیدهایم ...!
روزگارتان دیوانهوار شاد :)
♦️@seemorghbook
برای خندیدن بیابند ،
ما دیوانگان
هزار بار خندیدهایم ...!
روزگارتان دیوانهوار شاد :)
♦️@seemorghbook
❤23❤🔥7👎2
☕️ قطعه ای از کتاب
امروزه بشر از روی خودپسندی اعتقادش از طبیعت بریده شده و بواسطه کشفیات و اختراعاتی که کرده خودش را عقل کل میپندارد و ادعا دارد که همه اسرار طبیعت را کشف کرده است. ولی در حقیقت از پی بردن به ماهیت کوچکترین چیزی ناتوان است.
📕 #تخت_ابونصر
✍ #صادق_هدایت
♦️@seemorghbook
امروزه بشر از روی خودپسندی اعتقادش از طبیعت بریده شده و بواسطه کشفیات و اختراعاتی که کرده خودش را عقل کل میپندارد و ادعا دارد که همه اسرار طبیعت را کشف کرده است. ولی در حقیقت از پی بردن به ماهیت کوچکترین چیزی ناتوان است.
📕 #تخت_ابونصر
✍ #صادق_هدایت
♦️@seemorghbook
👍11❤5👎1👏1