کتابخانه سیمرغ
73.2K subscribers
15.3K photos
1.17K videos
7.36K files
467 links
Download Telegram
📕 #خانه_ادریسی_ها

✍️ #غزاله_علیزاده

ساختار و نثر این رمان به‌گونه‌ای است که خواننده را به جهان که نویسنده ساخته‌ است می‌برد، این جهان ذهنی که به اعتقاد بسیار از منتقدان جهانی اسطوره‌ای است، برآمده از درد مشترک انسان‌ها یعنی جاودانگی است و عشق به‌مثابهٔ اکسیری که آدم را جاودانه می‌کند به خواننده شناسانده می‌شود. از سوی دیگر در جنبه‌ٔ واقع‌گرایانه‌ٔ رمان خواننده با بسیاری از دغدغه‌های مدرن مانند اختلافات طبقاتی بارز و حقوق پایمال‌شدهٔ زنان در جامعه درگیر می‌شود. با این اوصاف خواندن رمان علیزاده را می‌توان سفری در دغدغه‌های انسان امروزی از جنبه‌های مختلف تلقی کرد.
جلال ستاری این رمان را یک رمان کاملاً اسطوره‌گون معرفی می‌کند و اعتقاد دارد که از معدود آثار ادبیات معاصر ایران است که نویسنده‌اش از اسطوره‌ها به‌شکل صحیحی برای روایت‌گری بهره برده‌‌ است. ستاری معتقد است در باطن خانهٔ ادریسی‌ها و به‌موازات آنچه در رویه می‌گذرد، نبض حیاتی که بسان رود خروشان در ژرفای خاک جاری است می‌تپد و همین نگرش نویسنده‌ است که او را به داستان جذب کرده و تا به آخر با آن همراه شده است. ستاری این لایه نهان را همانند نسج کهنه‌ای که با تار و پود عشق و رویا و کیمیا بافته‌ شده‌ است توصیف می‌کند و بعد به این اشاره می‌کند که اگر این گونه در رمان بنگریم گویی نگاره‌نمایی به دست گرفته‌ایم که با هر چرخش نگاره‌های گوناگون در برابر دیده‌گانمان به نمایش درمی‌آید. وی خمیرمایه کار را نیز چنین توصیف می‌کند: «من واژه‌ای گویاتر از شوق برای آن نمی‌یابم: شوق عشق، شوق حیات سرمدی، شوق رستاخیز که در پس هر مرگی است و خمیرمایهِ این جذبه و شوق اشتیاق بی‌گمان عشق است و بیهوده نیست که داستان در عشق‌آباد می‌گذرد در شارستان عشق.»

♦️@seemorghbook
8
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻

📖#حکایت

چوپان دروغگو نگارش جدید:

یکی بود یکی نبود ،غیر از خدا هیچ کس نبود . چوپانی مهربان بود که در نزدیکی دهی ، گوسفندان را به چرا می برد . مردم ده که از مهربانی و خوش اخلاقی او خرسند بودند ، تصمیم گرفتند که گوسفندانشان را به او بسپارند تا هر روز آنها را به چرا ببرد . او هر روز مشغول مراقبت از گوسفندان بود و مردم نیز از این کار راضی بودند . برای مدتها این وضعیت ادامه داشت و کسی شکوه ای نداشت تا اینکه ...
یک روز چوپان شروع کرد به فریاد : آی گرگ آی گرگ! وقتی مردم خود را به چوپان رساندند دریافتند که گرگی آمده است و یک گوسفند را خورده است!
آنان چوپان را دلداری دادند و گفتند نگران نباشد و خدا را شکر که بقیه گله سالم است . اما از آن پس ، هر چند روز یک بار چوپان فریاد میزد : گرگ ، گرگ ، آی مردم ، گرگ . وقتی مردم ده ، سرآسیمه خود را به چوپان می رساندند می دیدند کمی دیر شده و دوباره گرگ ، گوسفندی را خورده است . این وضعیت مدتها ادامه داشت و همیشه مردم دیر می رسیدند و گرگ ، گوسفندی را خورده بود!

روزی مردم ده تصمیم گرفتند پولهای خود را روی هم بگذارند و چند سگ گله بخرند . از وحشی ترین ها و قوی ترین سگ ها را ...
چوپان نیز به آنها اطمینان داد که با خرید این سگها ، دیگر هیچگاه گوسفندی خورده نخواهد شد . اما پس از خرید سگ ها ، هنوز مدت زیادی نگذشته بود که دوباره صدای فریاد "آی گرگ ، آی گرگ" چوپان به گوش رسید!
مردم دویدند و خود را به گله رساندند و دیدند دوباره گوسفندی خورده شده است . ناگهان یکی از مردم ، که از دیگران باهوش تر بود به بقیه گفت : ببینید ، ببینید هنوز اجاق چوپان داغ است و استخوانهای گوشت سرخ شده و خورده شده گوسفندانمان در اطراف پراکنده است!
مردم که تازه متوجه شده بودند که در تمام این مدت چوپان دروغ می گفته است ، فریاد برآوردند : "آی دزد ، آی دزد"
چوپان دروغگو را بگیرید تا ادبش کنیم ، اما ناگهان چهره مهربان و مظلوم چوپان تغییر کرد . چهره ای خشن به خود گرفت و چماق چوپانی را برداشت و به سمت مردم حمله ور شد . سگها هم که فقط از دست چوپان غذا خورده بودند و کسی را جز او صاحب خود نمی دانستند او را همراهی کردند!
بسیاری از مردم از چماق چوپان و بسیاری از آنها از گاز سگ ها زخمی شدند. دیگران نیز وقتی این وضعیت را دیدند ، گریختند . در روزهای بعد که مردم برای عیادت از زخمی شدگان می رفتند به یکدیگر می گفتند : خود کرده را تدبیر نیست ، یکی از آنها پیشنهاد داد که از این پس وقتی داستان "چوپان دروغگو" را برای کودکانمان نقل می کنیم باید برای آنها توضیح دهیم که هر گاه خواستید گوسفندان ، چماق و سگ های خود را به کسی بسپارید ، پیش از هر کاری در مورد درستکاری او بررسی کنید و مطمئن شوید که او دروغگو نیست!
اما معلم مدرسه که آنجا بود و حرفهای مردم را می شنید گفت : دوستان توجه کنید که ممکن است کسی نخست "راستگو" باشد ولی وقتی گوسفندان ، چماق و سگ های ما را گرفت وسوسه شود و دروغگو شود . بنابراین بهتر است هیچگاه گوسفندان ، چماق و سگ های نگهبان خود را به یک نفر نسپاریم ...

♦️@seemorghbook
22👏19👍4🔥2😁1😐1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هزینه یک لبخنـد

خیلی کمتر از هزینه برق است
ولی خیلی بیشتر از
آن روشنی میبخشد
لبخند بزن دوست من
دنیا زیباست

♦️@seemorghbook
11👍4


ساده نباش جانم!
قرار نیست هرکَس که به تو لبخند زد ، از سرِ مهربانی باشد ،
یا هرکَس حرف هایِ قشنگ تحویلت داد ، از سرِ صداقت و یکرنگی...
این مردم عادت کرده اند ، برایِ روزهایِ سردشان ، کلاهِ همدیگر را بردارند ...
"هوا بس ناجوانمردانه سرد است" جانم...
کلاهت را محکم بچسب!
حواست باشد؛
ساده باشی ، سرما را خورده ای،
آن هم به وحشتناک ترین صورتِ ممکن!!!
حواست باشد!!!

#نرگس_صرافیان_طوفان‌

♦️@seemorghbook
👍121
چهره زیبا چشم هاراتسخیر میکند...
ولی...
شخصیت زیبا قلب هارا تسخیر میکند...
ماندن در چشم به یک پلکی بنده
ولی دل یک عمر

♦️@seemorghbook
👍10👎21😁1


همه آدمها با هم برابرند
اما پولدارها محترمترند!
اما دخترها پر طرف دارترند،
اما بچه ها واجب ترند،
اما خانمها مقدم ترند!
اما سفیدها برترند و سیاها بدبخت ترند،
البته تبعیضی در کار نیست؛
در کل همه آدمها با هم برابرند،
اما بعضی ها برابرترند...!

#جورج_اورول

♦️@seemorghbook
👍242
☕️قطعه‌ای از کتاب

‍ چون دین قادر نیست نیازهای مادی توده مردم را برآورده سازد، نیازهای اساسی آنان را بسیار رنگین تر از آنچه که برای طبقه ممتاز در این جهان حاضر و آماده است، در جهان دیگر و پس از مرگ وعده می دهد.

هرچه ملتی فرومایه تر و فقیرتر باشد و هرچه فشار دولت و ستمگران شدیدتر باشد، به همان اندازه لذائذِ جهان ماورای که دین معرفی می کند، رنگین تر است.

📕#آینده_یک_پندار

#زیگموند_فروید

♦️@seemorghbook
👍23👎41
در کشور من روشنفکر هست
اما روشنفکر نما بیشتر..

همانطور که مذهبی هست
و مذهبی نما بیشتر!

اصلا نمی دانم چرا اینجا
بیشتر روی "نما" کار می کنند
تا چیز دیگر.


♦️@seemorghbook
👍318👏2
کریم شیره ای

محمدجعفر محجوب

♦️@seemorghbook
10
📕#کریم_شیره‌ای (دلقک مشهور دربار ناصرالدین شاه)

#محمدجعفر_محجوب

کریم شیره ای (دلقک مشهور دربار ناصرالدین شاه قاجار بود) از رعایت ادب به شاه و مقربان درگاه و شاهزادگان معاف بود و اجازه داشت هر موقع، در هر کجا، نسبت به هر کس، هرچه دلش می‌خواهد بگوید.
در زمان خفقان سیاسی ناصرالدین شاه، کریم شیره‌ای با ایهام و کنایه و با شدیدترین عبارات و الفاظ طنزآمیز از سفر های شاه قاجار که در آن زمان هزینه‌های زیادی را درپی داشت انتقاد می‌کرد و باعث شادی شاهزادگان و درباریان و شخص شاه می‌شد.
محبوبیتش نزد شاه باعث شد که زمانی که وی درگذشت سه روز عزای عمومی اعلام شود.

یکی از متن‌های به جای مانده از بقال‌بازی، تئاتر کریم شیره‌ای است که نسخه‌ای از آن در کتابخانه ملی تبریز موجوداست. کریم شیره‌ای انتقادهای بسیار تندی از شاه و درباریان می‌کرد از جمله، لقب‌های درباریان را به‌شدت و با کلمات زشت مسخره می‌کرد.

♦️@seemorghbook
👍165😁1
🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰🔰

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد …
یک پدر روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!
یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!
یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!
یک یوگیست به او گفت: این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!
یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت!
یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!
یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند!
یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که: خواستن توانستن است!
یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!
سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد…!

💯 آنکه می تواند، انجام می دهد و آنکه نمی تواند، انتقاد می کند.

#جرج_برناردشاو

♦️@seemorghbook
👍224🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درست وقتى كرم ابريشم فكر كرد كه زندگيش
تموم شده، شروع به پرواز كرد.

♦️@seemorghbook
👍63
توقعاتی که از ديگران داريد،
ميله هايی هستند که با آن،
قفس خودتان را می سازید...


♦️@seemorghbook
👍15👏21
☕️قطعه‌ای از کتاب

قدم اول در سرنگونی دیکتاتور اطمینان از این واقعیت است که همه افراد درک کنند زندگی تحت سلطه دیکتاتور هرگز طبیعی نیست...

📕#طرحی_برای_انقلاب

#سردیا_پوپوچ
♦️@seemorghbook
👏12👍1😁1
ماری که نتواند پوست'اندازی کُند
محکوم به مرگ است
ذهنی هم که نگذارد عقایدش را
تغییر دهند
ماهیت خود را ازدست می‌دهد .

♦️@seemorghbook
👍313😁1
یادبودنامه صادق هدایت

جمعی از شاعران و نویسندگان

♦️@seemorghbook
7😁2
📕#یادبودنامه_صادق_هدایت

جمعی از شاهران و نویسندگان و هنرمندان معاصر

بمناسبت ششمین سال درگذشت صادق هدایت، کتاب حاضر با همکاری جمعی از شاعران و نویسندگان و هنرمندان معاصر یادبودنامه ای در 4 بخش در فروردین 1336 به چاپ رسید. این کتاب علاوه بر مطالبی درباره صادق هدایت از طرف شاگردان و دوستداران وی، شامل مقالات ادبی گوناگونی است که به این نویسنده تقدیم شده است. بخش اول شامل: 50 شعر، مقاله و داستانهای گوناگون در زمینه های مختلف و متنوع،‌ بخش دوم شامل: شعرها، مقاله ها و آثار صادق هدایت، بخش سوم شامل: دو اثر از دانش آموزان دبیرستان و بخش چهارم شامل: متن چند نامه از هدایت است. صادق هدایت سال 1281 ش در تهران متولد شد. پس از اتمام تحصیلات با اولین گروه اعزامی راهی اروپا شد و در بلژیک در رشته ریاضیات به تحصیل پرداخت. از آثار وی می توان به رباعیات خیام، فواید گیاه خواری، زنده بگور، پروین دختر ساسان، بوف کور، سگ ولگرد، ولنگاری، علویه خانم، توپ مرواری و ... اشاره کرد. وی یکی از تأثیر گذارنده ترین نویسندگان فارسی است که در داستان نویسی سبکی خاص را به وجود آورد و آثار وی تا به امروز تحلیل و واکاوی می شود.

♦️@seemorghbook
👍72👎2