📕#عصر_داروین (نظریه فرگشت و مردی که به کشف آن توفیق یافت)
✍#لورن_آیزلی
نسخه اصلی این کتاب در سال 1958 به مناسبت صدمین سال انتشار کتاب "اصل انواع" توسط "لورن آیزلی" استاد و رئیس بخش انسان شناسی دانشگاه پنسیلوانیا ی امریکا نوشته شده است.و توسط دکتر محمود بهزاد به فارسی برگردان شده است.
نویسنده در این کتاب نشان داده است ، چگونه زمینه ی فکری برای ظهور و پذیرش نظریه تکامل (فرگشت) بوجود امد ،
و ظهور چه دانشمندان و نظریاتی قبل از داروین باعث شد که او مکانیسم تکامل جانداران را شناسایی کند. و همچنین از اشکالاتی که داروین پس از بیان نظر خود با ان مواجه شد ، بتفصیل بحث می کند.به طور کلی اکتشافات قرن 18 و 19 را در این مورد بررسی میکند.
♦️@seemorghbook
✍#لورن_آیزلی
نسخه اصلی این کتاب در سال 1958 به مناسبت صدمین سال انتشار کتاب "اصل انواع" توسط "لورن آیزلی" استاد و رئیس بخش انسان شناسی دانشگاه پنسیلوانیا ی امریکا نوشته شده است.و توسط دکتر محمود بهزاد به فارسی برگردان شده است.
نویسنده در این کتاب نشان داده است ، چگونه زمینه ی فکری برای ظهور و پذیرش نظریه تکامل (فرگشت) بوجود امد ،
و ظهور چه دانشمندان و نظریاتی قبل از داروین باعث شد که او مکانیسم تکامل جانداران را شناسایی کند. و همچنین از اشکالاتی که داروین پس از بیان نظر خود با ان مواجه شد ، بتفصیل بحث می کند.به طور کلی اکتشافات قرن 18 و 19 را در این مورد بررسی میکند.
♦️@seemorghbook
👍4
بدانید که این چرخ ناپایدار
نه پرورده داند نه پروردگار
که برکس نماند جهان جاودان
نه بر تاجدار و نه بر موبَدان
#فردوسی_حکیم
♦️@seemorghbook
نه پرورده داند نه پروردگار
که برکس نماند جهان جاودان
نه بر تاجدار و نه بر موبَدان
#فردوسی_حکیم
♦️@seemorghbook
❤32👍5👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر بار که با یکی در ارتباطیم، انرژی مبادله میشه، بقیه میتونن این انرژی رو بالا ببرن یا تخلیه ش کنن یا حتی الهام بخش ما باشن. در حقیقت این جریانهای انرژی هستن که کیفیت ارتباطات ما رو شکل میدن و حتی روی آرامشمون تاثیر دارن،پس خیلی مهمه که به تعامالاتمون دقت کنیم.
باید تأثیری را که روی همدیگه داریم (چه آگاهانه و چه ناخودآگاه)درک کنیم.
وقتی به تعاملاتمون بیشتر فکر می کنیم، میفهمیم که باید با تعاملاتی که پر انرژی هم هستن و روی ما تاثیر دارن هماهنگ شیم، متوجه تغییرات ظریف انرژی خودمون و دیگران میشیم.
حتی میتونیم بفهمیم که چه زمانی یه تعامل باعث میشه احساس نشاط ، الهام و انرژی به ما دست بده یا چه زمانی باعث می شه احساس تهی شدن و ناامیدی کنیم.
به یاد داشته باشید که این قدرت رو دارید که تعاملات پرانرژی رو خودتون شکل بدین. مراقب انرژی ها باشید و با انرژی هایی که دریافت می کنید ، به همان اندازه هماهنگ باشید. اطراف خود را با کسانی پر کنید که به شما روحیه می دن ، براتون منبع الهام هستن و با مهربانی اون ارتباطاتی که دیگه بهتون کمک نمی کنن و رها کنید .
♦️@seemorghbook
باید تأثیری را که روی همدیگه داریم (چه آگاهانه و چه ناخودآگاه)درک کنیم.
وقتی به تعاملاتمون بیشتر فکر می کنیم، میفهمیم که باید با تعاملاتی که پر انرژی هم هستن و روی ما تاثیر دارن هماهنگ شیم، متوجه تغییرات ظریف انرژی خودمون و دیگران میشیم.
حتی میتونیم بفهمیم که چه زمانی یه تعامل باعث میشه احساس نشاط ، الهام و انرژی به ما دست بده یا چه زمانی باعث می شه احساس تهی شدن و ناامیدی کنیم.
به یاد داشته باشید که این قدرت رو دارید که تعاملات پرانرژی رو خودتون شکل بدین. مراقب انرژی ها باشید و با انرژی هایی که دریافت می کنید ، به همان اندازه هماهنگ باشید. اطراف خود را با کسانی پر کنید که به شما روحیه می دن ، براتون منبع الهام هستن و با مهربانی اون ارتباطاتی که دیگه بهتون کمک نمی کنن و رها کنید .
♦️@seemorghbook
❤7
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
واقعیت دردناک آن است که در طول تاریخ مسبب بیشترین آسیب هایی که بشریت متحمل شده است آدم های بیشعور بوده اند و نه آدم های نادان!!
بیشعوری مهلک ترین عارضه کل تاریخ بشریت است که هنوز راهکاری علمی برای مقابله با آن ارائه نشده است!
بیشعوری حماقت نیست و بیشتر بیشعورها نه تنها احمق نیستند که نسبت به مردم عادی از هوش و استعداد بالاتری برخوردارند...
خودخواهی، وقاحت و تعرض اگاهانه به حقوق دیگران که بُن مایه های بیشعوری هستند...
بیشتر از سوی کسانی اعمال میشوند که از نظر هوش، معلومات،موقعیت اجتماعی و سیاسی و وضع مالی اگر بهتر از عموم مردم نباشند بدتر نیستند.
#خاویر_کرمنت
♦️@seemorghbook
واقعیت دردناک آن است که در طول تاریخ مسبب بیشترین آسیب هایی که بشریت متحمل شده است آدم های بیشعور بوده اند و نه آدم های نادان!!
بیشعوری مهلک ترین عارضه کل تاریخ بشریت است که هنوز راهکاری علمی برای مقابله با آن ارائه نشده است!
بیشعوری حماقت نیست و بیشتر بیشعورها نه تنها احمق نیستند که نسبت به مردم عادی از هوش و استعداد بالاتری برخوردارند...
خودخواهی، وقاحت و تعرض اگاهانه به حقوق دیگران که بُن مایه های بیشعوری هستند...
بیشتر از سوی کسانی اعمال میشوند که از نظر هوش، معلومات،موقعیت اجتماعی و سیاسی و وضع مالی اگر بهتر از عموم مردم نباشند بدتر نیستند.
#خاویر_کرمنت
♦️@seemorghbook
👍7❤1
ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﺧﻮﺩﺵ، ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﻗﻠﻘﻠﮏ ﺩﻫﺪ ﻣﻐﺰﺵ ﺩﺭﮎ میکند ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻗﻠﻘﻠﮑﺶ ﻧﻤﯽﺁﯾﺪ!
بیشعوﺭﯼ ﻫﻢ دقیقا ﻣﺜﻞ این است؛ خیلیها نمیفهمند ﮐﻪ ﺷﻌﻮﺭ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ!
#خاویر_کرمنت
♦️@seemorghbook
بیشعوﺭﯼ ﻫﻢ دقیقا ﻣﺜﻞ این است؛ خیلیها نمیفهمند ﮐﻪ ﺷﻌﻮﺭ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ!
#خاویر_کرمنت
♦️@seemorghbook
❤11
☕️قطعهای از کتاب
میتوانی استخوان هایت را خرد کنی، میتوانی چشمهایت را از حدقه درآوری، ولی خودت هستی ، بلی خودت هستی که در مورد دردت تصمیم میگیری.
در مورد هر کدام ما، تجاوزی به حساب می آید، زیرا دیگران هستند که آن را به ما تحمیل کرده اند. تو، به ما نمیرسی.
📕 #مرده_های_بی_کفن_و_دفن
✍#ژان_پل_سارتر
♦️@seemorghbook
میتوانی استخوان هایت را خرد کنی، میتوانی چشمهایت را از حدقه درآوری، ولی خودت هستی ، بلی خودت هستی که در مورد دردت تصمیم میگیری.
در مورد هر کدام ما، تجاوزی به حساب می آید، زیرا دیگران هستند که آن را به ما تحمیل کرده اند. تو، به ما نمیرسی.
📕 #مرده_های_بی_کفن_و_دفن
✍#ژان_پل_سارتر
♦️@seemorghbook
👍4
همواره زمانی فرا میرسد که باید میان تماشاگر بودن و عمل یکی را برگزید ...
این معیار انسان شدن است!
#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
این معیار انسان شدن است!
#آلبر_کامو
♦️@seemorghbook
❤12🔥4
📕#قانون_قانونگذاری_و_آزادی
✍#فون_هایک
این کتاب جلد اول از مجموعه سه جلدی «قانون، قانونگذاری و آزادی» است. هایک در این کتاب کوشیده است ضمن ارائه گزارشی موجز و منسجم از اصول اندیشه آزادیخواهی، معضلات مهم جوامع مدرن را برشمرده و برای برخی از آنها راهحلهایی ارائه کند. طبق نظر مولف، آزادی در جوامع مدرن در سایه شکل گرفتن مالکیت فردی و گسترش مبادلات آزادانه میان انسانها یعنی نظم بازار امکانپذیر شده است. آزادی و نظم بازار دو روی یک سکهاند و یکی بدون دیگری قابل تصور نیست. پیام اصلی هایک در این کتاب، دعوت به اخلاق و سنتهای مقوم آزادی است. به اعتقاد هایک، پیشرفتهای بشری در همه زمینههای مادی و معنوی از آزادی اندیشه و انتخاب فردی ناشی شده است.
♦️@seemorghbook
✍#فون_هایک
این کتاب جلد اول از مجموعه سه جلدی «قانون، قانونگذاری و آزادی» است. هایک در این کتاب کوشیده است ضمن ارائه گزارشی موجز و منسجم از اصول اندیشه آزادیخواهی، معضلات مهم جوامع مدرن را برشمرده و برای برخی از آنها راهحلهایی ارائه کند. طبق نظر مولف، آزادی در جوامع مدرن در سایه شکل گرفتن مالکیت فردی و گسترش مبادلات آزادانه میان انسانها یعنی نظم بازار امکانپذیر شده است. آزادی و نظم بازار دو روی یک سکهاند و یکی بدون دیگری قابل تصور نیست. پیام اصلی هایک در این کتاب، دعوت به اخلاق و سنتهای مقوم آزادی است. به اعتقاد هایک، پیشرفتهای بشری در همه زمینههای مادی و معنوی از آزادی اندیشه و انتخاب فردی ناشی شده است.
♦️@seemorghbook
❤4👍3
صدای پاشنه های کفش یلدا
به گوش می رسد،
دخترک نوبخت زمستان
وای که چقد در رَخت سپید زیباست
خبرهایی شده است
آذر جان مهمانی گرفته
ریسه های طلایی خزان و هوهو یِ باد
آی عجیـب زیباست!
راستی تو هم دعوتی!
صبح آخرین روز پاییز بخیر
♦️@seemorghbook
به گوش می رسد،
دخترک نوبخت زمستان
وای که چقد در رَخت سپید زیباست
خبرهایی شده است
آذر جان مهمانی گرفته
ریسه های طلایی خزان و هوهو یِ باد
آی عجیـب زیباست!
راستی تو هم دعوتی!
صبح آخرین روز پاییز بخیر
♦️@seemorghbook
❤7🙏2👏1
💫
میلیاردها انسان در جهان متولد شده اند
اما هیچ یک اثر انگشت مشابه نداشته اند...
که اتفاقی به دنیا نیامده ای و دعوت شده ای
تو منحصر به فردی مشابه یا بدل نداری تو اصل اصل هستی و تکرار نشدنی...
وقتی انتخاب شده بودن و منحصر به فرد بودنت را یاد آوری کنی٬
دیگر خودت را با هیچکس مقایسه نمیکنی
و احساس حقارت یا برتری که حاصل مقایسه کردن است از وجودت محو میشود...
♦️@seemorghbook
میلیاردها انسان در جهان متولد شده اند
اما هیچ یک اثر انگشت مشابه نداشته اند...
که اتفاقی به دنیا نیامده ای و دعوت شده ای
تو منحصر به فردی مشابه یا بدل نداری تو اصل اصل هستی و تکرار نشدنی...
وقتی انتخاب شده بودن و منحصر به فرد بودنت را یاد آوری کنی٬
دیگر خودت را با هیچکس مقایسه نمیکنی
و احساس حقارت یا برتری که حاصل مقایسه کردن است از وجودت محو میشود...
♦️@seemorghbook
👏7
☕️ قطعهای از کتاب
بسیاری از ما بر این باوریم که اگر در پرباربودن، وزن کمکردن و ورزشِ منظم موفق نشویم، پس حتماً مشکلی داریم؛ اینکه اگر انسانهای بهتری بودیم، شکست نمیخوردیم، اگر خیلی دقیق برنامهها را دنبال کرده بودیم و سر حرفمان میایستادیم، حتماً موفق میشدیم. کافی است به خودمان بیاییم، بدون هیچ کمکی خودمان را بالا بکشیم و عملکردِ بهتری داشته باشیم. مگر نه؟
ـ نه، ببخشید، اینطور نیست.
مشکل از ما نیست.
مشکل از رویکرد ما برای تغییر است.
این ایرادی در طراحی است، نه ایرادی شخصی!
ایجاد عادتها و خلقِ تغییراتِ مثبت میتواند آسان باشد، البته اگر رویکردِ درستی اتخاذ کرده باشید: سیستمی مبتنیبر اینکه ذهنِ انسانها واقعاً چگونه کار میکند؛ فرایندی که تغییر را آسانتر میکند؛ ابزارهایی که به حدسوگمان یا اصولِ اشتباه وابسته نیستند.
📕 #عادتهای_خرد
✍ #بی_جی_فاگ
♦️@seemorghbook
بسیاری از ما بر این باوریم که اگر در پرباربودن، وزن کمکردن و ورزشِ منظم موفق نشویم، پس حتماً مشکلی داریم؛ اینکه اگر انسانهای بهتری بودیم، شکست نمیخوردیم، اگر خیلی دقیق برنامهها را دنبال کرده بودیم و سر حرفمان میایستادیم، حتماً موفق میشدیم. کافی است به خودمان بیاییم، بدون هیچ کمکی خودمان را بالا بکشیم و عملکردِ بهتری داشته باشیم. مگر نه؟
ـ نه، ببخشید، اینطور نیست.
مشکل از ما نیست.
مشکل از رویکرد ما برای تغییر است.
این ایرادی در طراحی است، نه ایرادی شخصی!
ایجاد عادتها و خلقِ تغییراتِ مثبت میتواند آسان باشد، البته اگر رویکردِ درستی اتخاذ کرده باشید: سیستمی مبتنیبر اینکه ذهنِ انسانها واقعاً چگونه کار میکند؛ فرایندی که تغییر را آسانتر میکند؛ ابزارهایی که به حدسوگمان یا اصولِ اشتباه وابسته نیستند.
📕 #عادتهای_خرد
✍ #بی_جی_فاگ
♦️@seemorghbook
❤6
به مناسبت شب یلدا و این آئین باستانی، چند نکته رو میگم، نه برای اینکه نمیدانین، بلکه تنها برای یادآوری و ماندگاری برای آیندگان.
یلدا به معنای زایش و تولد از آئینهای کهن سر زمین ما ایران است، شب یلدا برای ما نخستین شب زمستانی و طولاتیترین شب زمستانه، یلدا در کنار نوروز تیرگان و مهرگان چهار جشن ایران باستان به مناسبت آغاز چهار فصل و آغاز طبیعتا، آریایان قبل از کوچ کردن به فلات ایران در شبه قاره هند در مناطق بسیار سردسیر شمالی زندگی میکردن شیفته نور خورشید بودن و تاریکی و سرما را اهریمنی میدونستن، به همین دلیل زمستانها برای گرامی داشت جشن خورشید، جشن آتش برپا میکردند، اونها فهمیده بودن که شب یلدا درازترین شب ساله و فرداش به مرور از اندازه شبها کاسته بشه و به طول روزها افزوده بشه، به همین دلیل در استورهها شب یلدا را زمان زایش خورشید در نظر گرفتن، خورشید جوان که قراره در شب یلدا زاده بشه قراره به مرور نیرومند و نیرومندتر بشه تا بالاخره در نوروز به سرما غلبه کنه و زمستان را شکست بده.
جالب اینجاست که رومیهای باستان هم قبل مسیحی شدن ۲۵ دسامبر را تهت عنوان Natalis Solis Invicti ( ناتالیس سولیس «سوله sole به زبان لاتین یعنی خورشید» اینویکتی) به زبان لاتین یعنی زایش خورشید شکست ناپذیر جشن میگرفتن.
اما در سده سوم پس از میلاد، نویسندگان مسیحی از عیسی به عنوان خورشید حقیقت نام بردند، و تولد او با جشن زایش خورشید همزمان در نظر گرفته شد، در سده چهارم، بعد از قدرت گرفتن مسیحیت و پاپهای کلیسا، سخن از زایش خورشید از طرف کلیسا ممنوع و قدغن اعلام شد و گفتن از این به بعد تنها تولد عیسی به عنوان علت تنها رسمی جشن ۲۵ دسامبر قابل پذیرش خواهد بود.
بدین ترتیب از اون زمان به بعد آئین کهن جشن زمستانه با فلسفه متفاوتی در جهان مسیحی برگزار میشه، یعنی «تولد عیسی»
(همونطور که میدانین تولد عیسی »متالوژی» یعنی ساختگی قوم یهود بود که بدست سزار رم برای غلبه بر جنگ (ایجاد دین جدید) ساخته شد، برای همین کسی از روز دقیق تولد مسیح اطلاعی در دست ندارد، چون داستان به کل از ریشه ساختگی هست)
البته ناگفته نماند که مسیحیت یکی از ادیان مهم ایرانیان در دوره ساسانیان هم بوده
مسیحیان اکثرا در مناطق ارمنستان و و میانرودان زندگی میکردن و به آئینهای خودشان پایبند بودن، زبان رسمی مسیحیان ایرانی «سوریانی» بود، جالبه که کلمه یلدا به معنی زایش و تولد از زبان سوریانی به زبان ایرانی شد، البته مسیحیان مخصوصا از سپه چهارم به بعد دیگه منظور از یلدا تولد مسیح بود. که البته امروزه شده کریسمس.
سنایی غزنوی از نخستین شعرای اخل تصوف (یعنی صوفی) میگه:
به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جویی
که از یک چاکری عیسی چنان معروف شد یلدا
شاعر دیگری میگه:
سخنم بلند نام از سخن تو گشت و شايد
که دراز نامی از نام مسيح يافت يلدا
در هر صورت اینطور که معلوم است که در ایران باستان یلدا هیچ وقت تولد «میترا» نبود.
در ادبیات ایران باستان اومده که؛ میترا خدای آئین میترائیسم، هیچ وقت با خورشید یکی نبوده.
در اوستا میترا هیچ وقت بجای خورشید بکار نرفته و در جشنهای باستانی هم میترا و خورشید دو سرود (نیایش) جداگانه داشتهاند. مهریشت برای ستایش میترا و خورشیدیشت برای ستایش خورشید
سنت تمایز خورشید از مهر یا همان میترا، تا زمان ساسانیان هم ادامه داشته، چنانچه در کتاب خرد اوستا دو نماز متفاوت به نماهای مهرنیایش و خورشیدنیایش وجود داشتهاند، که اشاره از مهر میترا بود و نه خورشید.
در ضمن اگر به نام روزها در تقویم ایرانی قبل از هجوم اسلام نگاه کنیم، میبینیم که روز یازدهم بِخور یعنی خورشید و شانزدهم بهمهر یعنی میترا پیشکش و نامگذاری شده.
بنابراین یلدا برای ایرانیان در اصل جسم زایش خورشید و به میترا ربطی نداشت.
میرزا حبیبالله ملقب به قاآنی شیرازی شاعر دربار فتحعلیشاه میگه:
چون از خم زلف چهره بنمايی
خورشيد برآيد از شب يلدا.
زرتشتیان ایران هم نخستین روز ماه دی رو «اورمزد» جشن میگرفتن، که بهش میگفتن جشن دیگان.
با اینحساب همه ایرانیان باستان فارق از دینی که داشتن آغاز زمستان را جشن میگرفتن. یه دسته با یاد خورشید، یک دسته به یاد اورمزد و دسته دیگر به یاد مسیح.
اما پس از گذشت سالها یلدا را به عنوان طولانیترین شب سال یا شب چله زمستون میشناسن. چله زمستون یعنی سردترین روز زمستون.
پس در روزگار ما جنبه استورهای یا آئینی یلدا کمرنگ شده و تنها جنبه طبیعی در خاطر مردم باقی مانده، حتی جنبه علمی آن هم فراموش شده! یلدا برای ایرانیان و فارسی زبانان امروز تبدیل شده به جشن زمستانه، جشنی که برای شب نشینی دور هم جمع میشن و به خوردن و آشامیدن میگذرونن.
گرچه ما امروز مثل آریایان قدیم که در سرما میزیستن از سرما نمیترسیم، هنوز باعث دلگرمیه که باعث شب طولانی یلدا رو در کنار هم سپری کنیم.
♦️@seemorghbook
یلدا به معنای زایش و تولد از آئینهای کهن سر زمین ما ایران است، شب یلدا برای ما نخستین شب زمستانی و طولاتیترین شب زمستانه، یلدا در کنار نوروز تیرگان و مهرگان چهار جشن ایران باستان به مناسبت آغاز چهار فصل و آغاز طبیعتا، آریایان قبل از کوچ کردن به فلات ایران در شبه قاره هند در مناطق بسیار سردسیر شمالی زندگی میکردن شیفته نور خورشید بودن و تاریکی و سرما را اهریمنی میدونستن، به همین دلیل زمستانها برای گرامی داشت جشن خورشید، جشن آتش برپا میکردند، اونها فهمیده بودن که شب یلدا درازترین شب ساله و فرداش به مرور از اندازه شبها کاسته بشه و به طول روزها افزوده بشه، به همین دلیل در استورهها شب یلدا را زمان زایش خورشید در نظر گرفتن، خورشید جوان که قراره در شب یلدا زاده بشه قراره به مرور نیرومند و نیرومندتر بشه تا بالاخره در نوروز به سرما غلبه کنه و زمستان را شکست بده.
جالب اینجاست که رومیهای باستان هم قبل مسیحی شدن ۲۵ دسامبر را تهت عنوان Natalis Solis Invicti ( ناتالیس سولیس «سوله sole به زبان لاتین یعنی خورشید» اینویکتی) به زبان لاتین یعنی زایش خورشید شکست ناپذیر جشن میگرفتن.
اما در سده سوم پس از میلاد، نویسندگان مسیحی از عیسی به عنوان خورشید حقیقت نام بردند، و تولد او با جشن زایش خورشید همزمان در نظر گرفته شد، در سده چهارم، بعد از قدرت گرفتن مسیحیت و پاپهای کلیسا، سخن از زایش خورشید از طرف کلیسا ممنوع و قدغن اعلام شد و گفتن از این به بعد تنها تولد عیسی به عنوان علت تنها رسمی جشن ۲۵ دسامبر قابل پذیرش خواهد بود.
بدین ترتیب از اون زمان به بعد آئین کهن جشن زمستانه با فلسفه متفاوتی در جهان مسیحی برگزار میشه، یعنی «تولد عیسی»
(همونطور که میدانین تولد عیسی »متالوژی» یعنی ساختگی قوم یهود بود که بدست سزار رم برای غلبه بر جنگ (ایجاد دین جدید) ساخته شد، برای همین کسی از روز دقیق تولد مسیح اطلاعی در دست ندارد، چون داستان به کل از ریشه ساختگی هست)
البته ناگفته نماند که مسیحیت یکی از ادیان مهم ایرانیان در دوره ساسانیان هم بوده
مسیحیان اکثرا در مناطق ارمنستان و و میانرودان زندگی میکردن و به آئینهای خودشان پایبند بودن، زبان رسمی مسیحیان ایرانی «سوریانی» بود، جالبه که کلمه یلدا به معنی زایش و تولد از زبان سوریانی به زبان ایرانی شد، البته مسیحیان مخصوصا از سپه چهارم به بعد دیگه منظور از یلدا تولد مسیح بود. که البته امروزه شده کریسمس.
سنایی غزنوی از نخستین شعرای اخل تصوف (یعنی صوفی) میگه:
به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جویی
که از یک چاکری عیسی چنان معروف شد یلدا
شاعر دیگری میگه:
سخنم بلند نام از سخن تو گشت و شايد
که دراز نامی از نام مسيح يافت يلدا
در هر صورت اینطور که معلوم است که در ایران باستان یلدا هیچ وقت تولد «میترا» نبود.
در ادبیات ایران باستان اومده که؛ میترا خدای آئین میترائیسم، هیچ وقت با خورشید یکی نبوده.
در اوستا میترا هیچ وقت بجای خورشید بکار نرفته و در جشنهای باستانی هم میترا و خورشید دو سرود (نیایش) جداگانه داشتهاند. مهریشت برای ستایش میترا و خورشیدیشت برای ستایش خورشید
سنت تمایز خورشید از مهر یا همان میترا، تا زمان ساسانیان هم ادامه داشته، چنانچه در کتاب خرد اوستا دو نماز متفاوت به نماهای مهرنیایش و خورشیدنیایش وجود داشتهاند، که اشاره از مهر میترا بود و نه خورشید.
در ضمن اگر به نام روزها در تقویم ایرانی قبل از هجوم اسلام نگاه کنیم، میبینیم که روز یازدهم بِخور یعنی خورشید و شانزدهم بهمهر یعنی میترا پیشکش و نامگذاری شده.
بنابراین یلدا برای ایرانیان در اصل جسم زایش خورشید و به میترا ربطی نداشت.
میرزا حبیبالله ملقب به قاآنی شیرازی شاعر دربار فتحعلیشاه میگه:
چون از خم زلف چهره بنمايی
خورشيد برآيد از شب يلدا.
زرتشتیان ایران هم نخستین روز ماه دی رو «اورمزد» جشن میگرفتن، که بهش میگفتن جشن دیگان.
با اینحساب همه ایرانیان باستان فارق از دینی که داشتن آغاز زمستان را جشن میگرفتن. یه دسته با یاد خورشید، یک دسته به یاد اورمزد و دسته دیگر به یاد مسیح.
اما پس از گذشت سالها یلدا را به عنوان طولانیترین شب سال یا شب چله زمستون میشناسن. چله زمستون یعنی سردترین روز زمستون.
پس در روزگار ما جنبه استورهای یا آئینی یلدا کمرنگ شده و تنها جنبه طبیعی در خاطر مردم باقی مانده، حتی جنبه علمی آن هم فراموش شده! یلدا برای ایرانیان و فارسی زبانان امروز تبدیل شده به جشن زمستانه، جشنی که برای شب نشینی دور هم جمع میشن و به خوردن و آشامیدن میگذرونن.
گرچه ما امروز مثل آریایان قدیم که در سرما میزیستن از سرما نمیترسیم، هنوز باعث دلگرمیه که باعث شب طولانی یلدا رو در کنار هم سپری کنیم.
♦️@seemorghbook
❤13👍7👎1😁1
از اونجایی که جشنهای باستانی ما مردم ایران به طبیعت و به اکتشافات کیهانی گره خوردهاند، حتی اگر پیوندتان با استورههای کهن قطع بشه، باز هم زیبا، معنادار و شگفتانگیزن.
شب یلدا در ادبیات فارسی همیشه به عنوان سیاهی و بلندی بکار رفته، مثلا در این بیت که شاعر ابن حسام خوسفی میگه:
میکند زلف دراز تو به دلهای هزین
آنچه با خسته روانان شب یلدا نکند.
با در بیت دگر اومده
گفتمش با عارضت زلفت تناسب از چه یافت
گفت ماه روشن است این و شب یلداست آن
به این ترتیب ایرانیان این شب را به خانه بزرگترها میرون و دور هم جمع میشن و میوه و شیرینی میخورن و بین میوهها انار و هندوانه جایگاه خود را دارند، سرخی هندوانه باعث شده که آن را سنبل آتش یعنی خورشید و تابستان در این شب سرد زمستانی در نظر بگیرند.
دیوان حافظ و شاهنامه و از سنبل سفره یلداست. رسم هست که ایرانین شب یلدا شاهنامه بخوانن و فال حافظ بگیرند. ریشه جشن زیاد مهم نیست که خورشید بوده یا آتش! تنها دلیلش همبستگی یکدلی و دور هم بودن انسانها هست.
به قول سعدی
هنوز با همه دردم امید درمان است
که آخری بود آخر شبان یلدا را
چندی پیش شورای عالی فرهنگی! ج اسلامی، نام شب یلدا را در تقویم حذف کرده و روز ترویج میهمانی و پیوند با خوبشان ثبت شد!
شب یلدا یک سنت دیرینه است و تغییر دادن اسمش نادانی محض افرادی هست که از گردش روزگار و از تاریخ چیزی یاد نگرفتن، هیچ کس نمیتواند شب یلدا و نوروز جشن چهارشنبه سوری یا فردوسی و حافظ و خیام و سعدی و یا رقص و آواز موسیقی را از فرهنگ ایرانیان تغییر و یا حذف کند.
مردم ایران همونطور که رسم این شبها را نگه داشتن، اسمش را هم نگه خواهند داشت.
مردم ایران ( آریایان) قبل از مهاجرت به فلات ایران شب یلدا را به عنوان طولانیترین، تاریکترین و سردترین شب سال بوده جشن میگرفتن و آن را به جهانیان صادر کردن چون جشن طبیعت و علم و ریشه نجمومی دارد. شب سختی که انسانها برای تحملش دور هم جمع میشدن و به هم دلگرمی میدادن، شب یلدا بیشتر از اینکه جنبه جشن و پایکوبی داشته باشه، جنبه همبستگی و همدلی داشته، برهه تاریخی که الان درش هستیم برای ما ایرانیها مثل یه شب سرد و سیاه و طولانی میماند که نمیدانیم کی قراره سحر بشه… همونطور که اجداد ما شب سرد طولانی یلدا را با همبستگی و همدلی سپری میکردند، امیدوارم ما هم این برهه سخت تاریخی رو با همدلی و همبستگی سپری کنیم.
به قول فریدون فرخزاد
فرهنگ ما حافظ و فردوسی و سعدی و پاسداشت همه اینها به اسکندر و چنگیز مغول چیره شد، اینها دیگر چیزی نیستن.
♦️@seemorghbook
شب یلدا در ادبیات فارسی همیشه به عنوان سیاهی و بلندی بکار رفته، مثلا در این بیت که شاعر ابن حسام خوسفی میگه:
میکند زلف دراز تو به دلهای هزین
آنچه با خسته روانان شب یلدا نکند.
با در بیت دگر اومده
گفتمش با عارضت زلفت تناسب از چه یافت
گفت ماه روشن است این و شب یلداست آن
به این ترتیب ایرانیان این شب را به خانه بزرگترها میرون و دور هم جمع میشن و میوه و شیرینی میخورن و بین میوهها انار و هندوانه جایگاه خود را دارند، سرخی هندوانه باعث شده که آن را سنبل آتش یعنی خورشید و تابستان در این شب سرد زمستانی در نظر بگیرند.
دیوان حافظ و شاهنامه و از سنبل سفره یلداست. رسم هست که ایرانین شب یلدا شاهنامه بخوانن و فال حافظ بگیرند. ریشه جشن زیاد مهم نیست که خورشید بوده یا آتش! تنها دلیلش همبستگی یکدلی و دور هم بودن انسانها هست.
به قول سعدی
هنوز با همه دردم امید درمان است
که آخری بود آخر شبان یلدا را
چندی پیش شورای عالی فرهنگی! ج اسلامی، نام شب یلدا را در تقویم حذف کرده و روز ترویج میهمانی و پیوند با خوبشان ثبت شد!
شب یلدا یک سنت دیرینه است و تغییر دادن اسمش نادانی محض افرادی هست که از گردش روزگار و از تاریخ چیزی یاد نگرفتن، هیچ کس نمیتواند شب یلدا و نوروز جشن چهارشنبه سوری یا فردوسی و حافظ و خیام و سعدی و یا رقص و آواز موسیقی را از فرهنگ ایرانیان تغییر و یا حذف کند.
مردم ایران همونطور که رسم این شبها را نگه داشتن، اسمش را هم نگه خواهند داشت.
مردم ایران ( آریایان) قبل از مهاجرت به فلات ایران شب یلدا را به عنوان طولانیترین، تاریکترین و سردترین شب سال بوده جشن میگرفتن و آن را به جهانیان صادر کردن چون جشن طبیعت و علم و ریشه نجمومی دارد. شب سختی که انسانها برای تحملش دور هم جمع میشدن و به هم دلگرمی میدادن، شب یلدا بیشتر از اینکه جنبه جشن و پایکوبی داشته باشه، جنبه همبستگی و همدلی داشته، برهه تاریخی که الان درش هستیم برای ما ایرانیها مثل یه شب سرد و سیاه و طولانی میماند که نمیدانیم کی قراره سحر بشه… همونطور که اجداد ما شب سرد طولانی یلدا را با همبستگی و همدلی سپری میکردند، امیدوارم ما هم این برهه سخت تاریخی رو با همدلی و همبستگی سپری کنیم.
به قول فریدون فرخزاد
فرهنگ ما حافظ و فردوسی و سعدی و پاسداشت همه اینها به اسکندر و چنگیز مغول چیره شد، اینها دیگر چیزی نیستن.
♦️@seemorghbook
❤22😁1