«وطن»
وطن
وطن مهربان من
حالا روي كدام انگشت خود حساب میكنی؟
با كدام دست؟
حرفهايم را مي شنوی؟
با كدام گوش؟!
چه شد لالهی گوشهای تو چه شد؟
و چه شد كه جوانان تو از پيادهروها به جوها افتادند
و افتادند كه (افتادگی آموز اگر طالب فيضی) !
و فيض میبرند لالههای تو
هر روز در اتومبيلهای رنگارنگ خون بالا میآورند
(از خون جوانان وطن لاله دميده) !
و سرودهای تو همگی
در روزهای مشخص ناله میكنند !
كودكانی كه در كفشهايشان
از كوچهای به كوچهی ديگر گم میشوند!
و گم میشود آرزوی دوچرخهای در خيابان ولیعصر!
كه نه! قدم زدن در شلوار جينی
كه 60% تخفيف در پاچه دارد!
وطنم تابوت جوانان تو
اينگونه بر دوش پيادهروها
غرق میشود!
#بکتاش_آبتین
♦️@seemorghbook
درود بر همه دوستان
با لطف و عنایت بزرگوارن بعد از ۸۸ روز سرانجام اینترنت بین المللی باز شد .خوشحالیم که دوباره در کنار شما یاران عزیز و گرامی هستیم🌸
وطن
وطن مهربان من
حالا روي كدام انگشت خود حساب میكنی؟
با كدام دست؟
حرفهايم را مي شنوی؟
با كدام گوش؟!
چه شد لالهی گوشهای تو چه شد؟
و چه شد كه جوانان تو از پيادهروها به جوها افتادند
و افتادند كه (افتادگی آموز اگر طالب فيضی) !
و فيض میبرند لالههای تو
هر روز در اتومبيلهای رنگارنگ خون بالا میآورند
(از خون جوانان وطن لاله دميده) !
و سرودهای تو همگی
در روزهای مشخص ناله میكنند !
كودكانی كه در كفشهايشان
از كوچهای به كوچهی ديگر گم میشوند!
و گم میشود آرزوی دوچرخهای در خيابان ولیعصر!
كه نه! قدم زدن در شلوار جينی
كه 60% تخفيف در پاچه دارد!
وطنم تابوت جوانان تو
اينگونه بر دوش پيادهروها
غرق میشود!
#بکتاش_آبتین
♦️@seemorghbook
درود بر همه دوستان
با لطف و عنایت بزرگوارن بعد از ۸۸ روز سرانجام اینترنت بین المللی باز شد .خوشحالیم که دوباره در کنار شما یاران عزیز و گرامی هستیم🌸
❤70😭15👍11👏3
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
پس جهنم اینه!
هرگز به این شکل دربارهاش فكر
نمیكردم
یادتون هست: گوگرد، آتیش، سیخ...
آه! عجب حرفهای مضحكی سالها در مغزمان فرو کردند!
احتیاجی به سیخ نیست!
حالا فهمیدم:
جهنم همان زندگی اجباری با احمقهای اطرافه.
#ژان_پل_سارتر
♦️@seemorghbook
پس جهنم اینه!
هرگز به این شکل دربارهاش فكر
نمیكردم
یادتون هست: گوگرد، آتیش، سیخ...
آه! عجب حرفهای مضحكی سالها در مغزمان فرو کردند!
احتیاجی به سیخ نیست!
حالا فهمیدم:
جهنم همان زندگی اجباری با احمقهای اطرافه.
#ژان_پل_سارتر
♦️@seemorghbook
👍74👏15❤13🔥2
دزدهای کوچک قربانیان فقرند و دزدهای بزرگ ریشههای فقر.
عدالتِ حقیقی در حذف ریشه های فقر است نه به زنجیر کشیدن قربانیان فقر.
📘#مردم_فقیر
✍#فئودور_داستایوفسکی
♦️@seemorghbook
عدالتِ حقیقی در حذف ریشه های فقر است نه به زنجیر کشیدن قربانیان فقر.
📘#مردم_فقیر
✍#فئودور_داستایوفسکی
♦️@seemorghbook
👍63❤13
ﭼﻘﺪﺭ ﮐﻮﭼﮑﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﮑﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﻐﺮﻭﺭﻧﺪ
ﭼﺮﺍ ﮐﻪ نمیﺩﺍﻧﻨﺪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﯼ
ﺷﻄﺮﻧﺞ ﺷﺎﻩ ﻭ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﻫﻤﻪ ﺩﺭ ﯾﮏ
ﺟﻌﺒﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯿﮕﯿﺮﻧﺪ.
♦️@seemorghbook
ﭼﺮﺍ ﮐﻪ نمیﺩﺍﻧﻨﺪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﯼ
ﺷﻄﺮﻧﺞ ﺷﺎﻩ ﻭ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﻫﻤﻪ ﺩﺭ ﯾﮏ
ﺟﻌﺒﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯿﮕﯿﺮﻧﺪ.
♦️@seemorghbook
👍36❤8👎1
قرن ۱۳ طاعون شایع شد
کلیسا آن را نشانه گناهان یهودیان دانست
۱۲هزار یهودی در باواریا و استراسبورگ سوزانده شدند.
بقیه مردم را طاعون کشت.
پایان قرن ۱۶ برای مدتی جراحی ممنوع شد.
پاپ معتقد بودکه در روز رستاخیز قطعات بدن نمیتوانند یکدیگر را پیدا کنند! هزاران نفر با این تصمیم پاپ مردند بلکه اجزای بدنشان در روز رستاخیز گم نشود!
قرن ۱۷ ادعا شد لمس استخوانهای یک قدیس در فلورانس باعث شفا میشود
زیستشناسی تصادفی کشف کرد
که استخوان یک بز است
اما استخوانها همچنان شفا میداد!
انسان ها نادان به دنيا مى آيند نه احمق
آنها توسط آموزش اشتباه احمق میشوند!
بزرگترين دشمن سعادت و آزادى انسان ها دفاع کورکورانه از عقايد و باورهاى غلط است!
♦️@seemorghbook
کلیسا آن را نشانه گناهان یهودیان دانست
۱۲هزار یهودی در باواریا و استراسبورگ سوزانده شدند.
بقیه مردم را طاعون کشت.
پایان قرن ۱۶ برای مدتی جراحی ممنوع شد.
پاپ معتقد بودکه در روز رستاخیز قطعات بدن نمیتوانند یکدیگر را پیدا کنند! هزاران نفر با این تصمیم پاپ مردند بلکه اجزای بدنشان در روز رستاخیز گم نشود!
قرن ۱۷ ادعا شد لمس استخوانهای یک قدیس در فلورانس باعث شفا میشود
زیستشناسی تصادفی کشف کرد
که استخوان یک بز است
اما استخوانها همچنان شفا میداد!
انسان ها نادان به دنيا مى آيند نه احمق
آنها توسط آموزش اشتباه احمق میشوند!
بزرگترين دشمن سعادت و آزادى انسان ها دفاع کورکورانه از عقايد و باورهاى غلط است!
♦️@seemorghbook
👍43❤21👎2
چون چرخ بکام یک خردمند نگشت
خواهی تو فلک هفت شمر خواهی هشت
چون باید مرد و آرزوها همه هشت
چه مور خورد بگور و چه گرگ بدشت
♦️@seemorghbook
خواهی تو فلک هفت شمر خواهی هشت
چون باید مرد و آرزوها همه هشت
چه مور خورد بگور و چه گرگ بدشت
♦️@seemorghbook
👏20❤5😁2🤔1😭1
نادان ها پیوسته از گذشته لاف می زنند.... خردمندان در اندیشه حال بوده...
و دیوانگان، سخن آینده را به زبان می آورند...
#ناپلئون_هیل
♦️@seemorghbook
و دیوانگان، سخن آینده را به زبان می آورند...
#ناپلئون_هیل
♦️@seemorghbook
❤24👍5👏1
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📖#حکایت
«ملا نصرالدين كمونيست شده بود»
از او پرسيدند: ملا ميدونى كمونيسم يعنى چه؟
گفت: بله ميدانم.
گفتند: ميدانى اگر دو تا اتومبيل داشته باشى و يكى ديگر اتومبيل نداشته باشد، ناچار خواهى بود يكى از آن دو را بدهى؟
گفت: بله كاملاً حاضرم همين حالا این کار را بکنم.
گفتند: ميدانى اگر دو تا الاغ داشته باشى بايد يكى را بدهى به كسى كه الاغ ندارد!
گفت: نه! با اين مخالفم! اين كار را نمى توانم انجام دهم.
گفتند: چرا اين كه همان منطق است و همان نتيجه؟
گفت: نه اين همان نيست؛ چون من الان دو تا الاغ دارم ولى دو تا اتومبيل که ندارم!
بسيارى از مردم تا زمانى به شعارهاى زيبايشان پایبند هستند كه منافع خودشان در خطر نباشد.
آنها قشنگ حرف ميزنند اما در مقام عمل، هرگز بر اساس آنچه ميگويند رفتار نمى كنند.
♦️@seemorghbook
📖#حکایت
«ملا نصرالدين كمونيست شده بود»
از او پرسيدند: ملا ميدونى كمونيسم يعنى چه؟
گفت: بله ميدانم.
گفتند: ميدانى اگر دو تا اتومبيل داشته باشى و يكى ديگر اتومبيل نداشته باشد، ناچار خواهى بود يكى از آن دو را بدهى؟
گفت: بله كاملاً حاضرم همين حالا این کار را بکنم.
گفتند: ميدانى اگر دو تا الاغ داشته باشى بايد يكى را بدهى به كسى كه الاغ ندارد!
گفت: نه! با اين مخالفم! اين كار را نمى توانم انجام دهم.
گفتند: چرا اين كه همان منطق است و همان نتيجه؟
گفت: نه اين همان نيست؛ چون من الان دو تا الاغ دارم ولى دو تا اتومبيل که ندارم!
بسيارى از مردم تا زمانى به شعارهاى زيبايشان پایبند هستند كه منافع خودشان در خطر نباشد.
آنها قشنگ حرف ميزنند اما در مقام عمل، هرگز بر اساس آنچه ميگويند رفتار نمى كنند.
♦️@seemorghbook
👍44❤25😁3
📕#عشق_دلقک
✍#ارونقی_کرمانی
سول ارونقی کرمانی یکی از معروفترین پاورقی نویسان دهه ی چهل است . البته ذکر این نکنه ضروری ست که ارونقی کرمانی بیشتر با پاورقی های طولانی اش که در مجله « اطلاعات هفتگی » منتشر می شد ، شهرت داشت ، اما در عین حال گهگاه داستان هایی کوتاه نیز در این مجله منتشر می کرد ، ضمنا با توجه به اینکه تلقی و تصور پاورقی نویسانی چون او از داستان کوتاه ، با آنچه امروز مد نظر ماست ، فاصله دارد و از طرفی این داستان ها در نشریاتی برای عامه مردم منتشر می شدند ، نباید تعجب کرد اگر حاصل کار آنها امروز ضعیف به نظر می رسد . اما فراموش نکنیم که او یکی از محبوب ترین نویسندگان پاورقی در ایران بوده که بسیاری برای آثارش – چه به صورت پاورقی در اطلاعات هفتگی و چه در قالب رمان هایی در قطع کتاب های جیبی – سر و دست می شکستند ! شاید همین دلیل کافی باشد که لااقل با خواندن نمونه هایی از آثارش بدانیم پدران و مادران ما در آن روزگار از چه داستان هایی خوش شان می آمده ! شروع داستان عشق دلقک : « عباس » را در کوچه ما همه می شناختند . همه کاره و هیچکاره بود . باربری می کرد . آب حوض می کشید . حاج فیروز می شد و اگر هم کاری نبود ، معرکه می گرفت . ادا و اطوار در می آورد ، بشکن می زد ، می رقصید و تصنیف می خواند تا دو سه ریالی از این و آن تلکه کند . مثل یک هنرپیشه ماهر و زبردستی بود که تقلید همه ی ساکنین کوچه را در می آورد . تقلید رقیه خانم زن حسین قلی را در می آورد که چه طور با سبزی فروش سر کوچه چانه می زند و چه قر و اطواری می ریزد . او در تقلید استعداد عجیب و خارق العاده ای داشت و دلقک محله به شمار می رفت . یک سال قبل به کوچه ما آمد . پدر و مادر نداشت و مثل خیلی ها نظیر قارچی بود که از زمین می روید ! لبان آویخته و چشمان گرد گود افتاده ای داشت . چهره اش پر آبله بود و سرش مانند کسی که به خوره و جذام مبتلا شود ، لکه های مات پنبه ای داشت . بسیار زشت و کریه المنظر بود .اما.....
"تمام آثار ارونقی کرمانی ممنوعه است"
♦️@seemorghbook
✍#ارونقی_کرمانی
سول ارونقی کرمانی یکی از معروفترین پاورقی نویسان دهه ی چهل است . البته ذکر این نکنه ضروری ست که ارونقی کرمانی بیشتر با پاورقی های طولانی اش که در مجله « اطلاعات هفتگی » منتشر می شد ، شهرت داشت ، اما در عین حال گهگاه داستان هایی کوتاه نیز در این مجله منتشر می کرد ، ضمنا با توجه به اینکه تلقی و تصور پاورقی نویسانی چون او از داستان کوتاه ، با آنچه امروز مد نظر ماست ، فاصله دارد و از طرفی این داستان ها در نشریاتی برای عامه مردم منتشر می شدند ، نباید تعجب کرد اگر حاصل کار آنها امروز ضعیف به نظر می رسد . اما فراموش نکنیم که او یکی از محبوب ترین نویسندگان پاورقی در ایران بوده که بسیاری برای آثارش – چه به صورت پاورقی در اطلاعات هفتگی و چه در قالب رمان هایی در قطع کتاب های جیبی – سر و دست می شکستند ! شاید همین دلیل کافی باشد که لااقل با خواندن نمونه هایی از آثارش بدانیم پدران و مادران ما در آن روزگار از چه داستان هایی خوش شان می آمده ! شروع داستان عشق دلقک : « عباس » را در کوچه ما همه می شناختند . همه کاره و هیچکاره بود . باربری می کرد . آب حوض می کشید . حاج فیروز می شد و اگر هم کاری نبود ، معرکه می گرفت . ادا و اطوار در می آورد ، بشکن می زد ، می رقصید و تصنیف می خواند تا دو سه ریالی از این و آن تلکه کند . مثل یک هنرپیشه ماهر و زبردستی بود که تقلید همه ی ساکنین کوچه را در می آورد . تقلید رقیه خانم زن حسین قلی را در می آورد که چه طور با سبزی فروش سر کوچه چانه می زند و چه قر و اطواری می ریزد . او در تقلید استعداد عجیب و خارق العاده ای داشت و دلقک محله به شمار می رفت . یک سال قبل به کوچه ما آمد . پدر و مادر نداشت و مثل خیلی ها نظیر قارچی بود که از زمین می روید ! لبان آویخته و چشمان گرد گود افتاده ای داشت . چهره اش پر آبله بود و سرش مانند کسی که به خوره و جذام مبتلا شود ، لکه های مات پنبه ای داشت . بسیار زشت و کریه المنظر بود .اما.....
"تمام آثار ارونقی کرمانی ممنوعه است"
♦️@seemorghbook
❤22
■□■□■□■□■□■□■□■□■□■
■ ارنست همینگوی
افسردگی و بیماری او را از پا درآورد. پس از چندین بار درمان ناموفق، با تفنگ شکاریاش در خانهاش در آیداهو به زندگی خود پایان داد.
■عباس معروفی
پس از توقیف مجله گردون و تهدیدهای امنیتی، مجبور به ترک ایران شد. تا پایان عمر در تبعید ماند.
■فئودور داستایفسکی
در میدان اعدام منتظر مرگ بود که فرمان عفو رسید. به جای مرگ، تبعید شد و پس از بازگشت، با بدهی دستوپنجه نرم کرد.
■ فرانز کافکا
پس از سالها بیماری سل، در حالی که قادر به صحبت نبود، از گرسنگی جان داد. آثارش پس از مرگش منتشر شد و شهرت یافت.
■ نیما یوشیج
بسیاری از شاعران سنتگرا او را طرد کردند و شعرهایش تا مدتها منتشر نمیشد. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، به دلیل فضای سیاسی، خانهنشین شد و تحتنظر بود.
■ ادگار آلن پو
او را در خیابانی در بالتیمور با لباسهایی عجیب و در وضعیتی وخیم یافتند. چهار روز بعد، در بیمارستانی ناشناس، بدون توضیحی روشن، درگذشت.
■ گابریل گارسیا مارکز
سالهای پایانی را با آلزایمر گذراند و حافظهاش را از دست داد و دیگر نمیدانست حتی نوشته هایش را بخاطر بیاورد
♦️@seemorghbook
■ ارنست همینگوی
افسردگی و بیماری او را از پا درآورد. پس از چندین بار درمان ناموفق، با تفنگ شکاریاش در خانهاش در آیداهو به زندگی خود پایان داد.
■عباس معروفی
پس از توقیف مجله گردون و تهدیدهای امنیتی، مجبور به ترک ایران شد. تا پایان عمر در تبعید ماند.
■فئودور داستایفسکی
در میدان اعدام منتظر مرگ بود که فرمان عفو رسید. به جای مرگ، تبعید شد و پس از بازگشت، با بدهی دستوپنجه نرم کرد.
■ فرانز کافکا
پس از سالها بیماری سل، در حالی که قادر به صحبت نبود، از گرسنگی جان داد. آثارش پس از مرگش منتشر شد و شهرت یافت.
■ نیما یوشیج
بسیاری از شاعران سنتگرا او را طرد کردند و شعرهایش تا مدتها منتشر نمیشد. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، به دلیل فضای سیاسی، خانهنشین شد و تحتنظر بود.
■ ادگار آلن پو
او را در خیابانی در بالتیمور با لباسهایی عجیب و در وضعیتی وخیم یافتند. چهار روز بعد، در بیمارستانی ناشناس، بدون توضیحی روشن، درگذشت.
■ گابریل گارسیا مارکز
سالهای پایانی را با آلزایمر گذراند و حافظهاش را از دست داد و دیگر نمیدانست حتی نوشته هایش را بخاطر بیاورد
♦️@seemorghbook
👍15😢13❤9😍1
✅ شش #شخصيت_معروف جهان که از شکست به موفقيت رسيدند👇👇
قصه آدمهایى که يکشبه به موفقيت ميرسند، قصههای جذابی هستند که ما هميشه دوست داريم بشنويم و از آنها انگيزه بگيريم. اما داستان واقعی موفقيت چيز ديگريست. به اين شش مثال نگاه کنيد تا ديد شما نسبت به موفقيت و شکست عوض شود.
- جی. کی. رولينگ، نويسنده مجموعه رمان هاي هری پاتر
نويسندهای که به معرفی نياز ندارد و امروزه از ملکهی انگلستان هم ثروتمندتر است. رولينگ در حالی اولين رمان هری پاتر را با ماشين تحرير مينوشت که به تازگي طلاق گرفته بود، آهی در بساط نداشت و مجبور بود فرزندش را به تنهايی بزرگ کند. دوازده ويراستار داستانِ او را رد کردند، تا اينکه يک ويراستار مهربان دستنوشتهی او را قبول کرد و البته به او توصيه کرد به دنبال کار ديگری باشد؛ چرا که کتابهای کودکان، چندان فروش خوبي ندارند! بقيه داستان را که خودتان می دانيد!
- والت ديزنی، بنيانگذار ديزنی
قبل از آنکه بتواند کسی را براي سرمايهگذارس روی پروژهی «دنيای ديزنی» متقاعد کند، ۳۰۲ بار پيشنهادش رد شده بود. شايد باور نکنيد که والت از کار قبلیاش، به علّتِ فقدان تخيل کافی اخراج شده بود! او اکنون و برای هميشه، یکی از بزرگترين هنرمندان جهان است.
- آلبرت انيشتن، فيزيکدان و برنده جايزه نوبل تا چهار سالگی اصلاً صحبت نمیکرد و از آنجايی که تا هفت سالگی حتی يک کلمه هم نمیخواند، مشکوک به معلوليت ذهنی بود.
- استيون اسپيلبرگ، فيلمساز
او ميخواست فیلمسازی را ياد بگيرد. بنابراين برای دانشگاه فيلم کاليفرنيای جنوبی درخواست فرستاد و البته رد شد. آنهم دوبار! آيا اين مسئله او را متوقف کرد؟ هرگز. برای يک مدرسه فیلمسازی ديگر درخواست فرستاد و حالا شما میتوانيد موفقيتش را ببينيد.
- گروه بيتلز، گروه پرآوازه موسیقی
نامهی ردی که آنها از يک تهيهکننده دريافت کردند، به اندازهی خود گروه معروف شد. در آن نامه نوشته شده بود: «بيتلز، آيندهاي در دنیای موسیقی ندارد.» اما نااميد نشدند تاريخ موسيقي را به دو قسمت تبديل کردند: قبل از بيتلز و بعد از بيتلز!
- مايکل جردن، بسکتباليست اسطوره ای
در تيمِ بسکتبالِ دبيرستان قبولش نکردند؟ مشکلی نيست. ادامه داد و بعدا بهترين و معروفترين بازيکن بسکتبال همهی اعصار شود.
فقط خودت باید بخواهی 💪
♦️@seemorghbook
قصه آدمهایى که يکشبه به موفقيت ميرسند، قصههای جذابی هستند که ما هميشه دوست داريم بشنويم و از آنها انگيزه بگيريم. اما داستان واقعی موفقيت چيز ديگريست. به اين شش مثال نگاه کنيد تا ديد شما نسبت به موفقيت و شکست عوض شود.
- جی. کی. رولينگ، نويسنده مجموعه رمان هاي هری پاتر
نويسندهای که به معرفی نياز ندارد و امروزه از ملکهی انگلستان هم ثروتمندتر است. رولينگ در حالی اولين رمان هری پاتر را با ماشين تحرير مينوشت که به تازگي طلاق گرفته بود، آهی در بساط نداشت و مجبور بود فرزندش را به تنهايی بزرگ کند. دوازده ويراستار داستانِ او را رد کردند، تا اينکه يک ويراستار مهربان دستنوشتهی او را قبول کرد و البته به او توصيه کرد به دنبال کار ديگری باشد؛ چرا که کتابهای کودکان، چندان فروش خوبي ندارند! بقيه داستان را که خودتان می دانيد!
- والت ديزنی، بنيانگذار ديزنی
قبل از آنکه بتواند کسی را براي سرمايهگذارس روی پروژهی «دنيای ديزنی» متقاعد کند، ۳۰۲ بار پيشنهادش رد شده بود. شايد باور نکنيد که والت از کار قبلیاش، به علّتِ فقدان تخيل کافی اخراج شده بود! او اکنون و برای هميشه، یکی از بزرگترين هنرمندان جهان است.
- آلبرت انيشتن، فيزيکدان و برنده جايزه نوبل تا چهار سالگی اصلاً صحبت نمیکرد و از آنجايی که تا هفت سالگی حتی يک کلمه هم نمیخواند، مشکوک به معلوليت ذهنی بود.
- استيون اسپيلبرگ، فيلمساز
او ميخواست فیلمسازی را ياد بگيرد. بنابراين برای دانشگاه فيلم کاليفرنيای جنوبی درخواست فرستاد و البته رد شد. آنهم دوبار! آيا اين مسئله او را متوقف کرد؟ هرگز. برای يک مدرسه فیلمسازی ديگر درخواست فرستاد و حالا شما میتوانيد موفقيتش را ببينيد.
- گروه بيتلز، گروه پرآوازه موسیقی
نامهی ردی که آنها از يک تهيهکننده دريافت کردند، به اندازهی خود گروه معروف شد. در آن نامه نوشته شده بود: «بيتلز، آيندهاي در دنیای موسیقی ندارد.» اما نااميد نشدند تاريخ موسيقي را به دو قسمت تبديل کردند: قبل از بيتلز و بعد از بيتلز!
- مايکل جردن، بسکتباليست اسطوره ای
در تيمِ بسکتبالِ دبيرستان قبولش نکردند؟ مشکلی نيست. ادامه داد و بعدا بهترين و معروفترين بازيکن بسکتبال همهی اعصار شود.
فقط خودت باید بخواهی 💪
♦️@seemorghbook
👏16❤7👍5
چون نیست ز هرچه هست جز باد به دست
چون هست به هرچه هست نقصان و شکست
انگار که هرچه هست در عالم نیست
پندار که هرچه نیست در عالم هست
♦️@seemorghbook
چون هست به هرچه هست نقصان و شکست
انگار که هرچه هست در عالم نیست
پندار که هرچه نیست در عالم هست
♦️@seemorghbook
❤12👏4
☕️قطعهای از کتاب
مردم اینجا با شـعور و آگاهی زندگی نمیکنند.
از آگاهی خود تـرس و وحشـت دارند، و همین تـرس برای خـدایان عطر گوارا و لذت بخشی شده است.
آری خـدا از اين مــردم «پَخمه» و بی دست و پا خوشش می آید !
📕#مگسها
✍#ژان_پل_سارتر
♦️@seemorghbook
مردم اینجا با شـعور و آگاهی زندگی نمیکنند.
از آگاهی خود تـرس و وحشـت دارند، و همین تـرس برای خـدایان عطر گوارا و لذت بخشی شده است.
آری خـدا از اين مــردم «پَخمه» و بی دست و پا خوشش می آید !
📕#مگسها
✍#ژان_پل_سارتر
♦️@seemorghbook
👍20
اگه تو این مملکت زندگی میکنی و یه روز صبح خیلی خوشحال از خواب بلند شدی و دیدی نه غمی، نه بدهی، نه دردی داری، بدون دیشب تو خواب مردی.
روحت شاد و یادت گرامی دوست عزیز!
♦️@seemorghbook
روحت شاد و یادت گرامی دوست عزیز!
♦️@seemorghbook
👏21😁12😢5🫡3❤2👍1
مراقب حرفایی که میزنید
و مینویسید باشید،
کلمهها گلولههای ناپیدایی هستند
که از جسم آدم رد میشوند
و در روح و فکر مخاطب نفوذ میکند.!
♦️@seemorghbook
و مینویسید باشید،
کلمهها گلولههای ناپیدایی هستند
که از جسم آدم رد میشوند
و در روح و فکر مخاطب نفوذ میکند.!
♦️@seemorghbook
👍15❤3
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
عده اى فکر میکنند دین اعتقادات مردم است
اینطور نیست!
دین یک صنعت است.
صاحبى دارد.
به نفع عده اى است و باعث ثروت مادى و قدرت سیاسى طیف معینى در جامعه میشود و به یک حاکمیت سیاسى و طبقاتى در جامعه خدمت میکند.
مذهب صنعتى است که میلیاردها دلار پول در آن جابجا میشود. هزینه تبلیغاتش توسط این پولها پرداخت میشود. این پولها را با کلاهبردارى و اخّاذى از جیب مردم بیرون میکشند. در ایران که این پولها را از طریق دولت از جیب مردم درمیآورند.
این یک دستگاه نشر اکاذیب است. دروغ تحویل مردم میدهند. مردم را میترسانند.مردم را در این دنیا از خشونت میترسانند و در آن دنیا از عقوبت. این درست مثل مافیا است.
نهاد مذهبى، چه مسیحیت باشد، چه اسلام چه یهودیت، قبل از اینکه مجموعه اى از باورهاى اجتماعى باشد، یک ساختمان و عمارت بزرگ اجتماعى است که روى پاى خودش ایستاده، مالیات میگیرد
پول میگیرد و خرج بقا و حاکمیت خودش میکند
دین شراب ناب نیست.،،
اتانول است که مستی میدهد،
اما به قیمت کوری...
♦️@seemorghbook
عده اى فکر میکنند دین اعتقادات مردم است
اینطور نیست!
دین یک صنعت است.
صاحبى دارد.
به نفع عده اى است و باعث ثروت مادى و قدرت سیاسى طیف معینى در جامعه میشود و به یک حاکمیت سیاسى و طبقاتى در جامعه خدمت میکند.
مذهب صنعتى است که میلیاردها دلار پول در آن جابجا میشود. هزینه تبلیغاتش توسط این پولها پرداخت میشود. این پولها را با کلاهبردارى و اخّاذى از جیب مردم بیرون میکشند. در ایران که این پولها را از طریق دولت از جیب مردم درمیآورند.
این یک دستگاه نشر اکاذیب است. دروغ تحویل مردم میدهند. مردم را میترسانند.مردم را در این دنیا از خشونت میترسانند و در آن دنیا از عقوبت. این درست مثل مافیا است.
نهاد مذهبى، چه مسیحیت باشد، چه اسلام چه یهودیت، قبل از اینکه مجموعه اى از باورهاى اجتماعى باشد، یک ساختمان و عمارت بزرگ اجتماعى است که روى پاى خودش ایستاده، مالیات میگیرد
پول میگیرد و خرج بقا و حاکمیت خودش میکند
دین شراب ناب نیست.،،
اتانول است که مستی میدهد،
اما به قیمت کوری...
♦️@seemorghbook
👏32👍15❤10👎1
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠
زندگی را ورق بزن...
هر فصلش را خوب بخوان...
با بهار برقص...
با تابستان بچرخ...
در پاییزش عاشقانه قدم بزن...
با زمستانش بنشین و چایت را به سلامتی نفس کشیدنت بنوش...
زندگی را باید زندگی کرد، آنطور که دلت می گوید.
مبادا زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری!
#سيمين_بهبهانی
♦️@seemorghbook
زندگی را ورق بزن...
هر فصلش را خوب بخوان...
با بهار برقص...
با تابستان بچرخ...
در پاییزش عاشقانه قدم بزن...
با زمستانش بنشین و چایت را به سلامتی نفس کشیدنت بنوش...
زندگی را باید زندگی کرد، آنطور که دلت می گوید.
مبادا زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری!
#سيمين_بهبهانی
♦️@seemorghbook
👏21👍6❤2