📕#امشب_دختری_میمیرد
✍#ارونقی_کرمانی
رسول ارونقی کرمانی یکی از معروفترین پاورقی نویسان دهه ی چهل است. البته ذکر این نکنه ضروری ست که ارونقی کرمانی بیشتر با پاورقی های طولانی اش که در مجله اطلاعات هفتگی منتشر می شد، شهرت داشت، اما در عین حال گهگاه داستان هایی کوتاه نیز در این مجله منتشر می کرد. ضمنا با توجه به اینکه تلقی و تصور پاورقی نویسانی چون او از داستان کوتاه، با آنچه امروز مد نظر ماست، فاصله دارد و از طرفی این داستان ها در نشریاتی برای عامه مردم منتشر می شدند، نباید تعجب کرد اگر حاصل کار آنها امروز ضعیف به نظر می رسد. اما فراموش نکنیم که او یکی از محبوب ترین نویسندگان پاورقی در ایران بوده که بسیاری برای آثارش – چه به صورت پاورقی در اطلاعات هفتگی و چه در قالب رمان هایی در قطع کتاب های جیبی – سر و دست می شکستند! شاید همین دلیل کافی باشد که لااقل با خواندن نمونه هایی از آثارش بدانیم پدران و مادران ما در آن روزگار از چه داستان هایی خوش شان می آمده!
داستان امشب دختری میمیرد را مهمترین داستان ارونقی کرمانی میدانند. این اثر در زمان انتشار، بسیار جریانساز شد. او این داستان را در ۳۲ سالگی در مجله اطلاعات هفتگی منتشر کرد، اثری که شهرتی بسیار برایش به همراه آورده و تکانی هم به تیراژ اطلاعات هفتگی داده بود. این پاورقی چنان سر زبان ها افتاد که به الگوی مادر برای برخی از پاورقیها که در سالهای بعد منتشر میشدند، بدل شد، تا نه فقط از حال و هوا و مضمون آن که از نامش نیز برای تضمین موفقیت تقلید کنند.
♦️@seemorghbook
✍#ارونقی_کرمانی
رسول ارونقی کرمانی یکی از معروفترین پاورقی نویسان دهه ی چهل است. البته ذکر این نکنه ضروری ست که ارونقی کرمانی بیشتر با پاورقی های طولانی اش که در مجله اطلاعات هفتگی منتشر می شد، شهرت داشت، اما در عین حال گهگاه داستان هایی کوتاه نیز در این مجله منتشر می کرد. ضمنا با توجه به اینکه تلقی و تصور پاورقی نویسانی چون او از داستان کوتاه، با آنچه امروز مد نظر ماست، فاصله دارد و از طرفی این داستان ها در نشریاتی برای عامه مردم منتشر می شدند، نباید تعجب کرد اگر حاصل کار آنها امروز ضعیف به نظر می رسد. اما فراموش نکنیم که او یکی از محبوب ترین نویسندگان پاورقی در ایران بوده که بسیاری برای آثارش – چه به صورت پاورقی در اطلاعات هفتگی و چه در قالب رمان هایی در قطع کتاب های جیبی – سر و دست می شکستند! شاید همین دلیل کافی باشد که لااقل با خواندن نمونه هایی از آثارش بدانیم پدران و مادران ما در آن روزگار از چه داستان هایی خوش شان می آمده!
داستان امشب دختری میمیرد را مهمترین داستان ارونقی کرمانی میدانند. این اثر در زمان انتشار، بسیار جریانساز شد. او این داستان را در ۳۲ سالگی در مجله اطلاعات هفتگی منتشر کرد، اثری که شهرتی بسیار برایش به همراه آورده و تکانی هم به تیراژ اطلاعات هفتگی داده بود. این پاورقی چنان سر زبان ها افتاد که به الگوی مادر برای برخی از پاورقیها که در سالهای بعد منتشر میشدند، بدل شد، تا نه فقط از حال و هوا و مضمون آن که از نامش نیز برای تضمین موفقیت تقلید کنند.
♦️@seemorghbook
👍15❤2
📕#شب_و_هوس
✍#ارونقی_کرمانی
“مرد بلوچ” خورشید را می شناخت… خورشید را که در نیمروز, چون کوره ای گداخته, میسوخت و اشعه ی آن, چون سرب مذاب بر پیکر او می ریخت. او سر بلند کرد و آن را نگریست, آن را که بر سینه ی بیکران آسمان میخکوب کرد و چون سایر نیمروزها, داغ و پر حرارت… “مرد بلوچ” لبخندش را که غرور, رنگش زده بود بر چهره ی خورشید پاشید و با گامهای محکم و استوار, چون همیشه سربلند راه می رفت, سربلند و مغرور! “صبحگاه” به راه افتاده بود… و آن زمان که خورشید بال و پرش را بر دامان دشت گسترده بود او همچنان ره میسپرد…می رفت به آن دهکده ی کوچک که خاله اش آنجا بود… “مرد بلوچ” خورشید را دوست می داشت و…
♦️@seemorghbook
✍#ارونقی_کرمانی
“مرد بلوچ” خورشید را می شناخت… خورشید را که در نیمروز, چون کوره ای گداخته, میسوخت و اشعه ی آن, چون سرب مذاب بر پیکر او می ریخت. او سر بلند کرد و آن را نگریست, آن را که بر سینه ی بیکران آسمان میخکوب کرد و چون سایر نیمروزها, داغ و پر حرارت… “مرد بلوچ” لبخندش را که غرور, رنگش زده بود بر چهره ی خورشید پاشید و با گامهای محکم و استوار, چون همیشه سربلند راه می رفت, سربلند و مغرور! “صبحگاه” به راه افتاده بود… و آن زمان که خورشید بال و پرش را بر دامان دشت گسترده بود او همچنان ره میسپرد…می رفت به آن دهکده ی کوچک که خاله اش آنجا بود… “مرد بلوچ” خورشید را دوست می داشت و…
♦️@seemorghbook
❤5👍5
📕#عشق_دلقک
✍#ارونقی_کرمانی
سول ارونقی کرمانی یکی از معروفترین پاورقی نویسان دهه ی چهل است . البته ذکر این نکنه ضروری ست که ارونقی کرمانی بیشتر با پاورقی های طولانی اش که در مجله « اطلاعات هفتگی » منتشر می شد ، شهرت داشت ، اما در عین حال گهگاه داستان هایی کوتاه نیز در این مجله منتشر می کرد ، ضمنا با توجه به اینکه تلقی و تصور پاورقی نویسانی چون او از داستان کوتاه ، با آنچه امروز مد نظر ماست ، فاصله دارد و از طرفی این داستان ها در نشریاتی برای عامه مردم منتشر می شدند ، نباید تعجب کرد اگر حاصل کار آنها امروز ضعیف به نظر می رسد . اما فراموش نکنیم که او یکی از محبوب ترین نویسندگان پاورقی در ایران بوده که بسیاری برای آثارش – چه به صورت پاورقی در اطلاعات هفتگی و چه در قالب رمان هایی در قطع کتاب های جیبی – سر و دست می شکستند ! شاید همین دلیل کافی باشد که لااقل با خواندن نمونه هایی از آثارش بدانیم پدران و مادران ما در آن روزگار از چه داستان هایی خوش شان می آمده ! شروع داستان عشق دلقک : « عباس » را در کوچه ما همه می شناختند . همه کاره و هیچکاره بود . باربری می کرد . آب حوض می کشید . حاج فیروز می شد و اگر هم کاری نبود ، معرکه می گرفت . ادا و اطوار در می آورد ، بشکن می زد ، می رقصید و تصنیف می خواند تا دو سه ریالی از این و آن تلکه کند . مثل یک هنرپیشه ماهر و زبردستی بود که تقلید همه ی ساکنین کوچه را در می آورد . تقلید رقیه خانم زن حسین قلی را در می آورد که چه طور با سبزی فروش سر کوچه چانه می زند و چه قر و اطواری می ریزد . او در تقلید استعداد عجیب و خارق العاده ای داشت و دلقک محله به شمار می رفت . یک سال قبل به کوچه ما آمد . پدر و مادر نداشت و مثل خیلی ها نظیر قارچی بود که از زمین می روید ! لبان آویخته و چشمان گرد گود افتاده ای داشت . چهره اش پر آبله بود و سرش مانند کسی که به خوره و جذام مبتلا شود ، لکه های مات پنبه ای داشت . بسیار زشت و کریه المنظر بود .اما.....
"تمام آثار ارونقی کرمانی ممنوعه است"
♦️@seemorghbook
✍#ارونقی_کرمانی
سول ارونقی کرمانی یکی از معروفترین پاورقی نویسان دهه ی چهل است . البته ذکر این نکنه ضروری ست که ارونقی کرمانی بیشتر با پاورقی های طولانی اش که در مجله « اطلاعات هفتگی » منتشر می شد ، شهرت داشت ، اما در عین حال گهگاه داستان هایی کوتاه نیز در این مجله منتشر می کرد ، ضمنا با توجه به اینکه تلقی و تصور پاورقی نویسانی چون او از داستان کوتاه ، با آنچه امروز مد نظر ماست ، فاصله دارد و از طرفی این داستان ها در نشریاتی برای عامه مردم منتشر می شدند ، نباید تعجب کرد اگر حاصل کار آنها امروز ضعیف به نظر می رسد . اما فراموش نکنیم که او یکی از محبوب ترین نویسندگان پاورقی در ایران بوده که بسیاری برای آثارش – چه به صورت پاورقی در اطلاعات هفتگی و چه در قالب رمان هایی در قطع کتاب های جیبی – سر و دست می شکستند ! شاید همین دلیل کافی باشد که لااقل با خواندن نمونه هایی از آثارش بدانیم پدران و مادران ما در آن روزگار از چه داستان هایی خوش شان می آمده ! شروع داستان عشق دلقک : « عباس » را در کوچه ما همه می شناختند . همه کاره و هیچکاره بود . باربری می کرد . آب حوض می کشید . حاج فیروز می شد و اگر هم کاری نبود ، معرکه می گرفت . ادا و اطوار در می آورد ، بشکن می زد ، می رقصید و تصنیف می خواند تا دو سه ریالی از این و آن تلکه کند . مثل یک هنرپیشه ماهر و زبردستی بود که تقلید همه ی ساکنین کوچه را در می آورد . تقلید رقیه خانم زن حسین قلی را در می آورد که چه طور با سبزی فروش سر کوچه چانه می زند و چه قر و اطواری می ریزد . او در تقلید استعداد عجیب و خارق العاده ای داشت و دلقک محله به شمار می رفت . یک سال قبل به کوچه ما آمد . پدر و مادر نداشت و مثل خیلی ها نظیر قارچی بود که از زمین می روید ! لبان آویخته و چشمان گرد گود افتاده ای داشت . چهره اش پر آبله بود و سرش مانند کسی که به خوره و جذام مبتلا شود ، لکه های مات پنبه ای داشت . بسیار زشت و کریه المنظر بود .اما.....
"تمام آثار ارونقی کرمانی ممنوعه است"
♦️@seemorghbook
❤21