📕#عشق_دلقک
✍#ارونقی_کرمانی
سول ارونقی کرمانی یکی از معروفترین پاورقی نویسان دهه ی چهل است . البته ذکر این نکنه ضروری ست که ارونقی کرمانی بیشتر با پاورقی های طولانی اش که در مجله « اطلاعات هفتگی » منتشر می شد ، شهرت داشت ، اما در عین حال گهگاه داستان هایی کوتاه نیز در این مجله منتشر می کرد ، ضمنا با توجه به اینکه تلقی و تصور پاورقی نویسانی چون او از داستان کوتاه ، با آنچه امروز مد نظر ماست ، فاصله دارد و از طرفی این داستان ها در نشریاتی برای عامه مردم منتشر می شدند ، نباید تعجب کرد اگر حاصل کار آنها امروز ضعیف به نظر می رسد . اما فراموش نکنیم که او یکی از محبوب ترین نویسندگان پاورقی در ایران بوده که بسیاری برای آثارش – چه به صورت پاورقی در اطلاعات هفتگی و چه در قالب رمان هایی در قطع کتاب های جیبی – سر و دست می شکستند ! شاید همین دلیل کافی باشد که لااقل با خواندن نمونه هایی از آثارش بدانیم پدران و مادران ما در آن روزگار از چه داستان هایی خوش شان می آمده ! شروع داستان عشق دلقک : « عباس » را در کوچه ما همه می شناختند . همه کاره و هیچکاره بود . باربری می کرد . آب حوض می کشید . حاج فیروز می شد و اگر هم کاری نبود ، معرکه می گرفت . ادا و اطوار در می آورد ، بشکن می زد ، می رقصید و تصنیف می خواند تا دو سه ریالی از این و آن تلکه کند . مثل یک هنرپیشه ماهر و زبردستی بود که تقلید همه ی ساکنین کوچه را در می آورد . تقلید رقیه خانم زن حسین قلی را در می آورد که چه طور با سبزی فروش سر کوچه چانه می زند و چه قر و اطواری می ریزد . او در تقلید استعداد عجیب و خارق العاده ای داشت و دلقک محله به شمار می رفت . یک سال قبل به کوچه ما آمد . پدر و مادر نداشت و مثل خیلی ها نظیر قارچی بود که از زمین می روید ! لبان آویخته و چشمان گرد گود افتاده ای داشت . چهره اش پر آبله بود و سرش مانند کسی که به خوره و جذام مبتلا شود ، لکه های مات پنبه ای داشت . بسیار زشت و کریه المنظر بود .اما.....
"تمام آثار ارونقی کرمانی ممنوعه است"
♦️@seemorghbook
✍#ارونقی_کرمانی
سول ارونقی کرمانی یکی از معروفترین پاورقی نویسان دهه ی چهل است . البته ذکر این نکنه ضروری ست که ارونقی کرمانی بیشتر با پاورقی های طولانی اش که در مجله « اطلاعات هفتگی » منتشر می شد ، شهرت داشت ، اما در عین حال گهگاه داستان هایی کوتاه نیز در این مجله منتشر می کرد ، ضمنا با توجه به اینکه تلقی و تصور پاورقی نویسانی چون او از داستان کوتاه ، با آنچه امروز مد نظر ماست ، فاصله دارد و از طرفی این داستان ها در نشریاتی برای عامه مردم منتشر می شدند ، نباید تعجب کرد اگر حاصل کار آنها امروز ضعیف به نظر می رسد . اما فراموش نکنیم که او یکی از محبوب ترین نویسندگان پاورقی در ایران بوده که بسیاری برای آثارش – چه به صورت پاورقی در اطلاعات هفتگی و چه در قالب رمان هایی در قطع کتاب های جیبی – سر و دست می شکستند ! شاید همین دلیل کافی باشد که لااقل با خواندن نمونه هایی از آثارش بدانیم پدران و مادران ما در آن روزگار از چه داستان هایی خوش شان می آمده ! شروع داستان عشق دلقک : « عباس » را در کوچه ما همه می شناختند . همه کاره و هیچکاره بود . باربری می کرد . آب حوض می کشید . حاج فیروز می شد و اگر هم کاری نبود ، معرکه می گرفت . ادا و اطوار در می آورد ، بشکن می زد ، می رقصید و تصنیف می خواند تا دو سه ریالی از این و آن تلکه کند . مثل یک هنرپیشه ماهر و زبردستی بود که تقلید همه ی ساکنین کوچه را در می آورد . تقلید رقیه خانم زن حسین قلی را در می آورد که چه طور با سبزی فروش سر کوچه چانه می زند و چه قر و اطواری می ریزد . او در تقلید استعداد عجیب و خارق العاده ای داشت و دلقک محله به شمار می رفت . یک سال قبل به کوچه ما آمد . پدر و مادر نداشت و مثل خیلی ها نظیر قارچی بود که از زمین می روید ! لبان آویخته و چشمان گرد گود افتاده ای داشت . چهره اش پر آبله بود و سرش مانند کسی که به خوره و جذام مبتلا شود ، لکه های مات پنبه ای داشت . بسیار زشت و کریه المنظر بود .اما.....
"تمام آثار ارونقی کرمانی ممنوعه است"
♦️@seemorghbook
❤22
■□■□■□■□■□■□■□■□■□■
■ ارنست همینگوی
افسردگی و بیماری او را از پا درآورد. پس از چندین بار درمان ناموفق، با تفنگ شکاریاش در خانهاش در آیداهو به زندگی خود پایان داد.
■عباس معروفی
پس از توقیف مجله گردون و تهدیدهای امنیتی، مجبور به ترک ایران شد. تا پایان عمر در تبعید ماند.
■فئودور داستایفسکی
در میدان اعدام منتظر مرگ بود که فرمان عفو رسید. به جای مرگ، تبعید شد و پس از بازگشت، با بدهی دستوپنجه نرم کرد.
■ فرانز کافکا
پس از سالها بیماری سل، در حالی که قادر به صحبت نبود، از گرسنگی جان داد. آثارش پس از مرگش منتشر شد و شهرت یافت.
■ نیما یوشیج
بسیاری از شاعران سنتگرا او را طرد کردند و شعرهایش تا مدتها منتشر نمیشد. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، به دلیل فضای سیاسی، خانهنشین شد و تحتنظر بود.
■ ادگار آلن پو
او را در خیابانی در بالتیمور با لباسهایی عجیب و در وضعیتی وخیم یافتند. چهار روز بعد، در بیمارستانی ناشناس، بدون توضیحی روشن، درگذشت.
■ گابریل گارسیا مارکز
سالهای پایانی را با آلزایمر گذراند و حافظهاش را از دست داد و دیگر نمیدانست حتی نوشته هایش را بخاطر بیاورد
♦️@seemorghbook
■ ارنست همینگوی
افسردگی و بیماری او را از پا درآورد. پس از چندین بار درمان ناموفق، با تفنگ شکاریاش در خانهاش در آیداهو به زندگی خود پایان داد.
■عباس معروفی
پس از توقیف مجله گردون و تهدیدهای امنیتی، مجبور به ترک ایران شد. تا پایان عمر در تبعید ماند.
■فئودور داستایفسکی
در میدان اعدام منتظر مرگ بود که فرمان عفو رسید. به جای مرگ، تبعید شد و پس از بازگشت، با بدهی دستوپنجه نرم کرد.
■ فرانز کافکا
پس از سالها بیماری سل، در حالی که قادر به صحبت نبود، از گرسنگی جان داد. آثارش پس از مرگش منتشر شد و شهرت یافت.
■ نیما یوشیج
بسیاری از شاعران سنتگرا او را طرد کردند و شعرهایش تا مدتها منتشر نمیشد. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، به دلیل فضای سیاسی، خانهنشین شد و تحتنظر بود.
■ ادگار آلن پو
او را در خیابانی در بالتیمور با لباسهایی عجیب و در وضعیتی وخیم یافتند. چهار روز بعد، در بیمارستانی ناشناس، بدون توضیحی روشن، درگذشت.
■ گابریل گارسیا مارکز
سالهای پایانی را با آلزایمر گذراند و حافظهاش را از دست داد و دیگر نمیدانست حتی نوشته هایش را بخاطر بیاورد
♦️@seemorghbook
👍15😢13❤9😍1
✅ شش #شخصيت_معروف جهان که از شکست به موفقيت رسيدند👇👇
قصه آدمهایى که يکشبه به موفقيت ميرسند، قصههای جذابی هستند که ما هميشه دوست داريم بشنويم و از آنها انگيزه بگيريم. اما داستان واقعی موفقيت چيز ديگريست. به اين شش مثال نگاه کنيد تا ديد شما نسبت به موفقيت و شکست عوض شود.
- جی. کی. رولينگ، نويسنده مجموعه رمان هاي هری پاتر
نويسندهای که به معرفی نياز ندارد و امروزه از ملکهی انگلستان هم ثروتمندتر است. رولينگ در حالی اولين رمان هری پاتر را با ماشين تحرير مينوشت که به تازگي طلاق گرفته بود، آهی در بساط نداشت و مجبور بود فرزندش را به تنهايی بزرگ کند. دوازده ويراستار داستانِ او را رد کردند، تا اينکه يک ويراستار مهربان دستنوشتهی او را قبول کرد و البته به او توصيه کرد به دنبال کار ديگری باشد؛ چرا که کتابهای کودکان، چندان فروش خوبي ندارند! بقيه داستان را که خودتان می دانيد!
- والت ديزنی، بنيانگذار ديزنی
قبل از آنکه بتواند کسی را براي سرمايهگذارس روی پروژهی «دنيای ديزنی» متقاعد کند، ۳۰۲ بار پيشنهادش رد شده بود. شايد باور نکنيد که والت از کار قبلیاش، به علّتِ فقدان تخيل کافی اخراج شده بود! او اکنون و برای هميشه، یکی از بزرگترين هنرمندان جهان است.
- آلبرت انيشتن، فيزيکدان و برنده جايزه نوبل تا چهار سالگی اصلاً صحبت نمیکرد و از آنجايی که تا هفت سالگی حتی يک کلمه هم نمیخواند، مشکوک به معلوليت ذهنی بود.
- استيون اسپيلبرگ، فيلمساز
او ميخواست فیلمسازی را ياد بگيرد. بنابراين برای دانشگاه فيلم کاليفرنيای جنوبی درخواست فرستاد و البته رد شد. آنهم دوبار! آيا اين مسئله او را متوقف کرد؟ هرگز. برای يک مدرسه فیلمسازی ديگر درخواست فرستاد و حالا شما میتوانيد موفقيتش را ببينيد.
- گروه بيتلز، گروه پرآوازه موسیقی
نامهی ردی که آنها از يک تهيهکننده دريافت کردند، به اندازهی خود گروه معروف شد. در آن نامه نوشته شده بود: «بيتلز، آيندهاي در دنیای موسیقی ندارد.» اما نااميد نشدند تاريخ موسيقي را به دو قسمت تبديل کردند: قبل از بيتلز و بعد از بيتلز!
- مايکل جردن، بسکتباليست اسطوره ای
در تيمِ بسکتبالِ دبيرستان قبولش نکردند؟ مشکلی نيست. ادامه داد و بعدا بهترين و معروفترين بازيکن بسکتبال همهی اعصار شود.
فقط خودت باید بخواهی 💪
♦️@seemorghbook
قصه آدمهایى که يکشبه به موفقيت ميرسند، قصههای جذابی هستند که ما هميشه دوست داريم بشنويم و از آنها انگيزه بگيريم. اما داستان واقعی موفقيت چيز ديگريست. به اين شش مثال نگاه کنيد تا ديد شما نسبت به موفقيت و شکست عوض شود.
- جی. کی. رولينگ، نويسنده مجموعه رمان هاي هری پاتر
نويسندهای که به معرفی نياز ندارد و امروزه از ملکهی انگلستان هم ثروتمندتر است. رولينگ در حالی اولين رمان هری پاتر را با ماشين تحرير مينوشت که به تازگي طلاق گرفته بود، آهی در بساط نداشت و مجبور بود فرزندش را به تنهايی بزرگ کند. دوازده ويراستار داستانِ او را رد کردند، تا اينکه يک ويراستار مهربان دستنوشتهی او را قبول کرد و البته به او توصيه کرد به دنبال کار ديگری باشد؛ چرا که کتابهای کودکان، چندان فروش خوبي ندارند! بقيه داستان را که خودتان می دانيد!
- والت ديزنی، بنيانگذار ديزنی
قبل از آنکه بتواند کسی را براي سرمايهگذارس روی پروژهی «دنيای ديزنی» متقاعد کند، ۳۰۲ بار پيشنهادش رد شده بود. شايد باور نکنيد که والت از کار قبلیاش، به علّتِ فقدان تخيل کافی اخراج شده بود! او اکنون و برای هميشه، یکی از بزرگترين هنرمندان جهان است.
- آلبرت انيشتن، فيزيکدان و برنده جايزه نوبل تا چهار سالگی اصلاً صحبت نمیکرد و از آنجايی که تا هفت سالگی حتی يک کلمه هم نمیخواند، مشکوک به معلوليت ذهنی بود.
- استيون اسپيلبرگ، فيلمساز
او ميخواست فیلمسازی را ياد بگيرد. بنابراين برای دانشگاه فيلم کاليفرنيای جنوبی درخواست فرستاد و البته رد شد. آنهم دوبار! آيا اين مسئله او را متوقف کرد؟ هرگز. برای يک مدرسه فیلمسازی ديگر درخواست فرستاد و حالا شما میتوانيد موفقيتش را ببينيد.
- گروه بيتلز، گروه پرآوازه موسیقی
نامهی ردی که آنها از يک تهيهکننده دريافت کردند، به اندازهی خود گروه معروف شد. در آن نامه نوشته شده بود: «بيتلز، آيندهاي در دنیای موسیقی ندارد.» اما نااميد نشدند تاريخ موسيقي را به دو قسمت تبديل کردند: قبل از بيتلز و بعد از بيتلز!
- مايکل جردن، بسکتباليست اسطوره ای
در تيمِ بسکتبالِ دبيرستان قبولش نکردند؟ مشکلی نيست. ادامه داد و بعدا بهترين و معروفترين بازيکن بسکتبال همهی اعصار شود.
فقط خودت باید بخواهی 💪
♦️@seemorghbook
👏16❤7👍5
چون نیست ز هرچه هست جز باد به دست
چون هست به هرچه هست نقصان و شکست
انگار که هرچه هست در عالم نیست
پندار که هرچه نیست در عالم هست
♦️@seemorghbook
چون هست به هرچه هست نقصان و شکست
انگار که هرچه هست در عالم نیست
پندار که هرچه نیست در عالم هست
♦️@seemorghbook
❤12👏4
☕️قطعهای از کتاب
مردم اینجا با شـعور و آگاهی زندگی نمیکنند.
از آگاهی خود تـرس و وحشـت دارند، و همین تـرس برای خـدایان عطر گوارا و لذت بخشی شده است.
آری خـدا از اين مــردم «پَخمه» و بی دست و پا خوشش می آید !
📕#مگسها
✍#ژان_پل_سارتر
♦️@seemorghbook
مردم اینجا با شـعور و آگاهی زندگی نمیکنند.
از آگاهی خود تـرس و وحشـت دارند، و همین تـرس برای خـدایان عطر گوارا و لذت بخشی شده است.
آری خـدا از اين مــردم «پَخمه» و بی دست و پا خوشش می آید !
📕#مگسها
✍#ژان_پل_سارتر
♦️@seemorghbook
👍20
اگه تو این مملکت زندگی میکنی و یه روز صبح خیلی خوشحال از خواب بلند شدی و دیدی نه غمی، نه بدهی، نه دردی داری، بدون دیشب تو خواب مردی.
روحت شاد و یادت گرامی دوست عزیز!
♦️@seemorghbook
روحت شاد و یادت گرامی دوست عزیز!
♦️@seemorghbook
👏20😁12😢5🫡3❤2👍1
مراقب حرفایی که میزنید
و مینویسید باشید،
کلمهها گلولههای ناپیدایی هستند
که از جسم آدم رد میشوند
و در روح و فکر مخاطب نفوذ میکند.!
♦️@seemorghbook
و مینویسید باشید،
کلمهها گلولههای ناپیدایی هستند
که از جسم آدم رد میشوند
و در روح و فکر مخاطب نفوذ میکند.!
♦️@seemorghbook
👍15❤3
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
عده اى فکر میکنند دین اعتقادات مردم است
اینطور نیست!
دین یک صنعت است.
صاحبى دارد.
به نفع عده اى است و باعث ثروت مادى و قدرت سیاسى طیف معینى در جامعه میشود و به یک حاکمیت سیاسى و طبقاتى در جامعه خدمت میکند.
مذهب صنعتى است که میلیاردها دلار پول در آن جابجا میشود. هزینه تبلیغاتش توسط این پولها پرداخت میشود. این پولها را با کلاهبردارى و اخّاذى از جیب مردم بیرون میکشند. در ایران که این پولها را از طریق دولت از جیب مردم درمیآورند.
این یک دستگاه نشر اکاذیب است. دروغ تحویل مردم میدهند. مردم را میترسانند.مردم را در این دنیا از خشونت میترسانند و در آن دنیا از عقوبت. این درست مثل مافیا است.
نهاد مذهبى، چه مسیحیت باشد، چه اسلام چه یهودیت، قبل از اینکه مجموعه اى از باورهاى اجتماعى باشد، یک ساختمان و عمارت بزرگ اجتماعى است که روى پاى خودش ایستاده، مالیات میگیرد
پول میگیرد و خرج بقا و حاکمیت خودش میکند
دین شراب ناب نیست.،،
اتانول است که مستی میدهد،
اما به قیمت کوری...
♦️@seemorghbook
عده اى فکر میکنند دین اعتقادات مردم است
اینطور نیست!
دین یک صنعت است.
صاحبى دارد.
به نفع عده اى است و باعث ثروت مادى و قدرت سیاسى طیف معینى در جامعه میشود و به یک حاکمیت سیاسى و طبقاتى در جامعه خدمت میکند.
مذهب صنعتى است که میلیاردها دلار پول در آن جابجا میشود. هزینه تبلیغاتش توسط این پولها پرداخت میشود. این پولها را با کلاهبردارى و اخّاذى از جیب مردم بیرون میکشند. در ایران که این پولها را از طریق دولت از جیب مردم درمیآورند.
این یک دستگاه نشر اکاذیب است. دروغ تحویل مردم میدهند. مردم را میترسانند.مردم را در این دنیا از خشونت میترسانند و در آن دنیا از عقوبت. این درست مثل مافیا است.
نهاد مذهبى، چه مسیحیت باشد، چه اسلام چه یهودیت، قبل از اینکه مجموعه اى از باورهاى اجتماعى باشد، یک ساختمان و عمارت بزرگ اجتماعى است که روى پاى خودش ایستاده، مالیات میگیرد
پول میگیرد و خرج بقا و حاکمیت خودش میکند
دین شراب ناب نیست.،،
اتانول است که مستی میدهد،
اما به قیمت کوری...
♦️@seemorghbook
👏32👍15❤10👎1
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠
زندگی را ورق بزن...
هر فصلش را خوب بخوان...
با بهار برقص...
با تابستان بچرخ...
در پاییزش عاشقانه قدم بزن...
با زمستانش بنشین و چایت را به سلامتی نفس کشیدنت بنوش...
زندگی را باید زندگی کرد، آنطور که دلت می گوید.
مبادا زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری!
#سيمين_بهبهانی
♦️@seemorghbook
زندگی را ورق بزن...
هر فصلش را خوب بخوان...
با بهار برقص...
با تابستان بچرخ...
در پاییزش عاشقانه قدم بزن...
با زمستانش بنشین و چایت را به سلامتی نفس کشیدنت بنوش...
زندگی را باید زندگی کرد، آنطور که دلت می گوید.
مبادا زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری!
#سيمين_بهبهانی
♦️@seemorghbook
👏21👍6❤2
هفت نکته واجبتر از نان شب
برای عقلانی زیستن ۷ رذیلت را از خود دور کنید
۱_ خودشیفتگی اگر از دیگران لیل میخواهید خوبی انتظار دارید بدیها را نمیخواهید حساب خود را جدا نکنید.
۲_ پیش داوری یشداوری یعنی داوری قبل از مواجهه با موضوع کسی که پیش داوری مثبت یا منفی دارد لایل و توجیهات را نمیشنود و دچار بدفهمی است.
۳_ تعصب تعصب یعنی مقدسانه دانستن وفاداری وفاداری به عهد خوب است ولی قابل نقد و بازنگری نیز هست اینطور نیست که اگر چیزی که با آن بیعتی کردیم عوض شد ما لزوماً فیکس باقی بمانیم.
۴_جزم و جمود این یعنی اعتقاد به اینکه ط دیدگاه و منظر ما وجود و اصالت دارد و بقیه دیدگاهها یا وجود ندارد یا بیارزشند.
۵_تبعید یعنی اینکه کسی را پشتوانه حرفش بدانیم یعنی بگوییم چون فلانی میگوید الف ب است است پس حتماً درست است.
۶_خرافه پرستی این یعنی قبول کردن چیزی که هیچ رژانی در مقابل نقیضش نداریم یعنی الف ب است را همان قدر قابل رد و اثبات ببینیم که الف ب نیست را ولی یکی را بیدلیل بپذیریم.
۷_آمیزه حق و باطل این یعنی بپذیریم همه افراد در این دنیا میزهای از حق و باطلند نه کسی یک سر حق است نه کسی یکسره باطل.
♦️@seemorghbook
برای عقلانی زیستن ۷ رذیلت را از خود دور کنید
۱_ خودشیفتگی اگر از دیگران لیل میخواهید خوبی انتظار دارید بدیها را نمیخواهید حساب خود را جدا نکنید.
۲_ پیش داوری یشداوری یعنی داوری قبل از مواجهه با موضوع کسی که پیش داوری مثبت یا منفی دارد لایل و توجیهات را نمیشنود و دچار بدفهمی است.
۳_ تعصب تعصب یعنی مقدسانه دانستن وفاداری وفاداری به عهد خوب است ولی قابل نقد و بازنگری نیز هست اینطور نیست که اگر چیزی که با آن بیعتی کردیم عوض شد ما لزوماً فیکس باقی بمانیم.
۴_جزم و جمود این یعنی اعتقاد به اینکه ط دیدگاه و منظر ما وجود و اصالت دارد و بقیه دیدگاهها یا وجود ندارد یا بیارزشند.
۵_تبعید یعنی اینکه کسی را پشتوانه حرفش بدانیم یعنی بگوییم چون فلانی میگوید الف ب است است پس حتماً درست است.
۶_خرافه پرستی این یعنی قبول کردن چیزی که هیچ رژانی در مقابل نقیضش نداریم یعنی الف ب است را همان قدر قابل رد و اثبات ببینیم که الف ب نیست را ولی یکی را بیدلیل بپذیریم.
۷_آمیزه حق و باطل این یعنی بپذیریم همه افراد در این دنیا میزهای از حق و باطلند نه کسی یک سر حق است نه کسی یکسره باطل.
♦️@seemorghbook
👍9👏3❤2
صبح زیباست
اگر غصہ خرابش نکند
فکر هجران کسی
نقش برآبش نکند
صبح زیباست واین جملہ
حقیقت دارد
اگر اندوه دلت همچو
سرابش نکند
♦️@seemorghbook
اگر غصہ خرابش نکند
فکر هجران کسی
نقش برآبش نکند
صبح زیباست واین جملہ
حقیقت دارد
اگر اندوه دلت همچو
سرابش نکند
♦️@seemorghbook
❤15👍3
☕️قطعهای ازکتاب
انسان به کندی تغییر می کند، به همان کندی ای که بهار تبدیل به تابستان و تابستان تبدیل به پاییز و پاییز تبدیل به زمستان می شود؛ هرگر کسی نمی فهمد در کدام لحظه بهار تبدیل به تابستان می شود. یک روز صبح از خواب بیدار می شویم و حس می کنیم هوا گرم است. تابستان وقتی ما در «خواب» بودیم فرارسیده است.
📕#اگر_خورشید_بمیرد
✍#اوریانا_فالاچی
♦️@seemorghbook
انسان به کندی تغییر می کند، به همان کندی ای که بهار تبدیل به تابستان و تابستان تبدیل به پاییز و پاییز تبدیل به زمستان می شود؛ هرگر کسی نمی فهمد در کدام لحظه بهار تبدیل به تابستان می شود. یک روز صبح از خواب بیدار می شویم و حس می کنیم هوا گرم است. تابستان وقتی ما در «خواب» بودیم فرارسیده است.
📕#اگر_خورشید_بمیرد
✍#اوریانا_فالاچی
♦️@seemorghbook
👍16👎1👏1
گاندی می گوید:
اكثر انسانها حتي جسارت دور ريختن لباسهايي كه مدتهاست بدون استفاده در كمدهايشان آويخته شده را ندارند
بعد از آنها توقع داريم كه باورهاي غلطي را كه قرن هاست در ذهنشان زنجير شده است به راحتي كنار بگذارند و دور بريزند ...!!!
جهل نرمترين بالشي ست كه بشر ميتواند سر خود را بگذارد و آرام بخوابد!
♦️@seemorghbook
اكثر انسانها حتي جسارت دور ريختن لباسهايي كه مدتهاست بدون استفاده در كمدهايشان آويخته شده را ندارند
بعد از آنها توقع داريم كه باورهاي غلطي را كه قرن هاست در ذهنشان زنجير شده است به راحتي كنار بگذارند و دور بريزند ...!!!
جهل نرمترين بالشي ست كه بشر ميتواند سر خود را بگذارد و آرام بخوابد!
♦️@seemorghbook
👍28👏10❤3💯2👎1🤝1
سقف موزه چینیخانه بقعه شیخ صفیالدین اردبیلی؛ این بقعه در میدان «عالی قاپو» اردبیل و از آثار ثبت شده در فهرست میراث جهانی یونسکو است .
♦️@seemorghbook
♦️@seemorghbook
❤15😍6👍1😱1
▪خر سلطان جنگل شد!
خر همه ی حیوانات را مجبور کرد که ساعت ۶ صبح بیدار شده و ۶ عصر بخوابند!
در هنگام توزیع غذا دستور داد که هر کدام از چارپایان و پرندگان و سایر حیوان ها فقط حق دارند ۶ لقمه غذا بخورند.
وقتی خواستند پینگ پنگ بازی کنند، هر تیم ۶ بازیکن داشته باشد، و زمان بازی نیز ۶ دقیقه باشد.
کارها خوب پیش می رفت و خر قوانین ششگانه یی وضع کرد.در یک روز دل انگیز پاییزی، خروس ساعت ۵ و ۲۰ دقیقه صبح بیدار شد و آواز خواند.
خر خشمگین شد و در یک سخنرانی جنجالی گفت:
قوانین ما از همه قوانین دیگران کامل تر است و خروج از اینها و تخلّف از قانون های ششگانه جرم محسوب و منجر به اشدّ مجازات می شود، و طی مراسمی خروس را اعدام کرد.
همه ی حیوان ها از اعدام خروس ترسیدند و از آن پس با دقّت بیشتر قوانین را اجرا می کردند.
بعد از گذشت چندین سال، خر بیمار شد و در حال مرگ بود. شیر به دیدارش رفت و گفت:
من و تعدادی دیگر از حیوان ها می توانستیم قیام کنیم، ولی نخواستیم نظم جنگل به هم بریزد، حال بگو علّت ابلاغ قوانین ششگانه چه بود؟ و چرا در این سال ها سختگیری کردی؟
خر گفت:
حالا من به خاطر خرّیت یک چیزهایی ابلاغ کردم،
شماها چرا این همه سال عین بُـز اطاعت کردید ؟
♦️@seemorghbook
خر همه ی حیوانات را مجبور کرد که ساعت ۶ صبح بیدار شده و ۶ عصر بخوابند!
در هنگام توزیع غذا دستور داد که هر کدام از چارپایان و پرندگان و سایر حیوان ها فقط حق دارند ۶ لقمه غذا بخورند.
وقتی خواستند پینگ پنگ بازی کنند، هر تیم ۶ بازیکن داشته باشد، و زمان بازی نیز ۶ دقیقه باشد.
کارها خوب پیش می رفت و خر قوانین ششگانه یی وضع کرد.در یک روز دل انگیز پاییزی، خروس ساعت ۵ و ۲۰ دقیقه صبح بیدار شد و آواز خواند.
خر خشمگین شد و در یک سخنرانی جنجالی گفت:
قوانین ما از همه قوانین دیگران کامل تر است و خروج از اینها و تخلّف از قانون های ششگانه جرم محسوب و منجر به اشدّ مجازات می شود، و طی مراسمی خروس را اعدام کرد.
همه ی حیوان ها از اعدام خروس ترسیدند و از آن پس با دقّت بیشتر قوانین را اجرا می کردند.
بعد از گذشت چندین سال، خر بیمار شد و در حال مرگ بود. شیر به دیدارش رفت و گفت:
من و تعدادی دیگر از حیوان ها می توانستیم قیام کنیم، ولی نخواستیم نظم جنگل به هم بریزد، حال بگو علّت ابلاغ قوانین ششگانه چه بود؟ و چرا در این سال ها سختگیری کردی؟
خر گفت:
حالا من به خاطر خرّیت یک چیزهایی ابلاغ کردم،
شماها چرا این همه سال عین بُـز اطاعت کردید ؟
♦️@seemorghbook
👍29❤12😁10❤🔥5👎3
انسان بـرای فلج كردن قـوای دفـاعـی خـود
وســايل مختلفی اختراع كرده اسـت
يكی از اين وســايل مــواد مخدر
ديگــری مشروبات الکلی
سومی خـرافات
و چـهارمین تــوهمـی اســت
كه تــقــدير نــام دارد
♦️@seemorghbook
وســايل مختلفی اختراع كرده اسـت
يكی از اين وســايل مــواد مخدر
ديگــری مشروبات الکلی
سومی خـرافات
و چـهارمین تــوهمـی اســت
كه تــقــدير نــام دارد
♦️@seemorghbook
👍36❤6👎1