هفت نکته واجبتر از نان شب
برای عقلانی زیستن ۷ رذیلت را از خود دور کنید
۱_ خودشیفتگی اگر از دیگران لیل میخواهید خوبی انتظار دارید بدیها را نمیخواهید حساب خود را جدا نکنید.
۲_ پیش داوری یشداوری یعنی داوری قبل از مواجهه با موضوع کسی که پیش داوری مثبت یا منفی دارد لایل و توجیهات را نمیشنود و دچار بدفهمی است.
۳_ تعصب تعصب یعنی مقدسانه دانستن وفاداری وفاداری به عهد خوب است ولی قابل نقد و بازنگری نیز هست اینطور نیست که اگر چیزی که با آن بیعتی کردیم عوض شد ما لزوماً فیکس باقی بمانیم.
۴_جزم و جمود این یعنی اعتقاد به اینکه ط دیدگاه و منظر ما وجود و اصالت دارد و بقیه دیدگاهها یا وجود ندارد یا بیارزشند.
۵_تبعید یعنی اینکه کسی را پشتوانه حرفش بدانیم یعنی بگوییم چون فلانی میگوید الف ب است است پس حتماً درست است.
۶_خرافه پرستی این یعنی قبول کردن چیزی که هیچ رژانی در مقابل نقیضش نداریم یعنی الف ب است را همان قدر قابل رد و اثبات ببینیم که الف ب نیست را ولی یکی را بیدلیل بپذیریم.
۷_آمیزه حق و باطل این یعنی بپذیریم همه افراد در این دنیا میزهای از حق و باطلند نه کسی یک سر حق است نه کسی یکسره باطل.
♦️@seemorghbook
برای عقلانی زیستن ۷ رذیلت را از خود دور کنید
۱_ خودشیفتگی اگر از دیگران لیل میخواهید خوبی انتظار دارید بدیها را نمیخواهید حساب خود را جدا نکنید.
۲_ پیش داوری یشداوری یعنی داوری قبل از مواجهه با موضوع کسی که پیش داوری مثبت یا منفی دارد لایل و توجیهات را نمیشنود و دچار بدفهمی است.
۳_ تعصب تعصب یعنی مقدسانه دانستن وفاداری وفاداری به عهد خوب است ولی قابل نقد و بازنگری نیز هست اینطور نیست که اگر چیزی که با آن بیعتی کردیم عوض شد ما لزوماً فیکس باقی بمانیم.
۴_جزم و جمود این یعنی اعتقاد به اینکه ط دیدگاه و منظر ما وجود و اصالت دارد و بقیه دیدگاهها یا وجود ندارد یا بیارزشند.
۵_تبعید یعنی اینکه کسی را پشتوانه حرفش بدانیم یعنی بگوییم چون فلانی میگوید الف ب است است پس حتماً درست است.
۶_خرافه پرستی این یعنی قبول کردن چیزی که هیچ رژانی در مقابل نقیضش نداریم یعنی الف ب است را همان قدر قابل رد و اثبات ببینیم که الف ب نیست را ولی یکی را بیدلیل بپذیریم.
۷_آمیزه حق و باطل این یعنی بپذیریم همه افراد در این دنیا میزهای از حق و باطلند نه کسی یک سر حق است نه کسی یکسره باطل.
♦️@seemorghbook
👍9👏3❤2
صبح زیباست
اگر غصہ خرابش نکند
فکر هجران کسی
نقش برآبش نکند
صبح زیباست واین جملہ
حقیقت دارد
اگر اندوه دلت همچو
سرابش نکند
♦️@seemorghbook
اگر غصہ خرابش نکند
فکر هجران کسی
نقش برآبش نکند
صبح زیباست واین جملہ
حقیقت دارد
اگر اندوه دلت همچو
سرابش نکند
♦️@seemorghbook
❤15👍3
☕️قطعهای ازکتاب
انسان به کندی تغییر می کند، به همان کندی ای که بهار تبدیل به تابستان و تابستان تبدیل به پاییز و پاییز تبدیل به زمستان می شود؛ هرگر کسی نمی فهمد در کدام لحظه بهار تبدیل به تابستان می شود. یک روز صبح از خواب بیدار می شویم و حس می کنیم هوا گرم است. تابستان وقتی ما در «خواب» بودیم فرارسیده است.
📕#اگر_خورشید_بمیرد
✍#اوریانا_فالاچی
♦️@seemorghbook
انسان به کندی تغییر می کند، به همان کندی ای که بهار تبدیل به تابستان و تابستان تبدیل به پاییز و پاییز تبدیل به زمستان می شود؛ هرگر کسی نمی فهمد در کدام لحظه بهار تبدیل به تابستان می شود. یک روز صبح از خواب بیدار می شویم و حس می کنیم هوا گرم است. تابستان وقتی ما در «خواب» بودیم فرارسیده است.
📕#اگر_خورشید_بمیرد
✍#اوریانا_فالاچی
♦️@seemorghbook
👍16👎1👏1
گاندی می گوید:
اكثر انسانها حتي جسارت دور ريختن لباسهايي كه مدتهاست بدون استفاده در كمدهايشان آويخته شده را ندارند
بعد از آنها توقع داريم كه باورهاي غلطي را كه قرن هاست در ذهنشان زنجير شده است به راحتي كنار بگذارند و دور بريزند ...!!!
جهل نرمترين بالشي ست كه بشر ميتواند سر خود را بگذارد و آرام بخوابد!
♦️@seemorghbook
اكثر انسانها حتي جسارت دور ريختن لباسهايي كه مدتهاست بدون استفاده در كمدهايشان آويخته شده را ندارند
بعد از آنها توقع داريم كه باورهاي غلطي را كه قرن هاست در ذهنشان زنجير شده است به راحتي كنار بگذارند و دور بريزند ...!!!
جهل نرمترين بالشي ست كه بشر ميتواند سر خود را بگذارد و آرام بخوابد!
♦️@seemorghbook
👍28👏10❤3💯2👎1🤝1
سقف موزه چینیخانه بقعه شیخ صفیالدین اردبیلی؛ این بقعه در میدان «عالی قاپو» اردبیل و از آثار ثبت شده در فهرست میراث جهانی یونسکو است .
♦️@seemorghbook
♦️@seemorghbook
❤15😍6👍1😱1
▪خر سلطان جنگل شد!
خر همه ی حیوانات را مجبور کرد که ساعت ۶ صبح بیدار شده و ۶ عصر بخوابند!
در هنگام توزیع غذا دستور داد که هر کدام از چارپایان و پرندگان و سایر حیوان ها فقط حق دارند ۶ لقمه غذا بخورند.
وقتی خواستند پینگ پنگ بازی کنند، هر تیم ۶ بازیکن داشته باشد، و زمان بازی نیز ۶ دقیقه باشد.
کارها خوب پیش می رفت و خر قوانین ششگانه یی وضع کرد.در یک روز دل انگیز پاییزی، خروس ساعت ۵ و ۲۰ دقیقه صبح بیدار شد و آواز خواند.
خر خشمگین شد و در یک سخنرانی جنجالی گفت:
قوانین ما از همه قوانین دیگران کامل تر است و خروج از اینها و تخلّف از قانون های ششگانه جرم محسوب و منجر به اشدّ مجازات می شود، و طی مراسمی خروس را اعدام کرد.
همه ی حیوان ها از اعدام خروس ترسیدند و از آن پس با دقّت بیشتر قوانین را اجرا می کردند.
بعد از گذشت چندین سال، خر بیمار شد و در حال مرگ بود. شیر به دیدارش رفت و گفت:
من و تعدادی دیگر از حیوان ها می توانستیم قیام کنیم، ولی نخواستیم نظم جنگل به هم بریزد، حال بگو علّت ابلاغ قوانین ششگانه چه بود؟ و چرا در این سال ها سختگیری کردی؟
خر گفت:
حالا من به خاطر خرّیت یک چیزهایی ابلاغ کردم،
شماها چرا این همه سال عین بُـز اطاعت کردید ؟
♦️@seemorghbook
خر همه ی حیوانات را مجبور کرد که ساعت ۶ صبح بیدار شده و ۶ عصر بخوابند!
در هنگام توزیع غذا دستور داد که هر کدام از چارپایان و پرندگان و سایر حیوان ها فقط حق دارند ۶ لقمه غذا بخورند.
وقتی خواستند پینگ پنگ بازی کنند، هر تیم ۶ بازیکن داشته باشد، و زمان بازی نیز ۶ دقیقه باشد.
کارها خوب پیش می رفت و خر قوانین ششگانه یی وضع کرد.در یک روز دل انگیز پاییزی، خروس ساعت ۵ و ۲۰ دقیقه صبح بیدار شد و آواز خواند.
خر خشمگین شد و در یک سخنرانی جنجالی گفت:
قوانین ما از همه قوانین دیگران کامل تر است و خروج از اینها و تخلّف از قانون های ششگانه جرم محسوب و منجر به اشدّ مجازات می شود، و طی مراسمی خروس را اعدام کرد.
همه ی حیوان ها از اعدام خروس ترسیدند و از آن پس با دقّت بیشتر قوانین را اجرا می کردند.
بعد از گذشت چندین سال، خر بیمار شد و در حال مرگ بود. شیر به دیدارش رفت و گفت:
من و تعدادی دیگر از حیوان ها می توانستیم قیام کنیم، ولی نخواستیم نظم جنگل به هم بریزد، حال بگو علّت ابلاغ قوانین ششگانه چه بود؟ و چرا در این سال ها سختگیری کردی؟
خر گفت:
حالا من به خاطر خرّیت یک چیزهایی ابلاغ کردم،
شماها چرا این همه سال عین بُـز اطاعت کردید ؟
♦️@seemorghbook
👍29❤12😁10❤🔥5👎3
انسان بـرای فلج كردن قـوای دفـاعـی خـود
وســايل مختلفی اختراع كرده اسـت
يكی از اين وســايل مــواد مخدر
ديگــری مشروبات الکلی
سومی خـرافات
و چـهارمین تــوهمـی اســت
كه تــقــدير نــام دارد
♦️@seemorghbook
وســايل مختلفی اختراع كرده اسـت
يكی از اين وســايل مــواد مخدر
ديگــری مشروبات الکلی
سومی خـرافات
و چـهارمین تــوهمـی اســت
كه تــقــدير نــام دارد
♦️@seemorghbook
👍36❤6👎1
📕#داریوش_یکم_پادشاه_پارسی
✍#پیتر_یولیوس_یونگ
داریوش یکم داریوش هخامنشی داریوش اول داریوش بزرک داریوش کبیر ملت ها قهرمان می خواهند و تجلیل از قهرمانان یعنی تقویت احساسات ملی،در این کتاب شخصیت داریوش بزرگ مورد توجه پیمان گرفته است نویسنده کتاب که در سال های ۱۹۳۷و ۱۹۳۸ در کاوش های جنوب ایران کار می کرده نتیجه پژوهش ها خود را در این رساله جمع نموده است و پروفسور ارنست کرنمن و نیز پروفسور ف.هـ. وایسباخ کتاب آماده را مطالعه و تصحیح نموده اند ،این نکته خالی از لطف نیست که بدانید مولف کتاب در نبردهای استالینگراد ناپدید شده پروفسور کرنمن طبع آن را بر عهده گرفته است.
♦️@seemorghbook
✍#پیتر_یولیوس_یونگ
داریوش یکم داریوش هخامنشی داریوش اول داریوش بزرک داریوش کبیر ملت ها قهرمان می خواهند و تجلیل از قهرمانان یعنی تقویت احساسات ملی،در این کتاب شخصیت داریوش بزرگ مورد توجه پیمان گرفته است نویسنده کتاب که در سال های ۱۹۳۷و ۱۹۳۸ در کاوش های جنوب ایران کار می کرده نتیجه پژوهش ها خود را در این رساله جمع نموده است و پروفسور ارنست کرنمن و نیز پروفسور ف.هـ. وایسباخ کتاب آماده را مطالعه و تصحیح نموده اند ،این نکته خالی از لطف نیست که بدانید مولف کتاب در نبردهای استالینگراد ناپدید شده پروفسور کرنمن طبع آن را بر عهده گرفته است.
♦️@seemorghbook
👍14❤6😍2🫡1
♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️
"سینوهه" شبی را به مستی کنار نیل به خواب می رود و صبح روز بعد یکی از برده های مصر که گوش ها و بینی اش به نشانه بردگی بریده بودند را بالای سر خودش میبیند، در ابتدا میترسد، اما وقتی به بی آزار بودن آن برده پی می برد، با او هم کلام میشود.
برده از سینوهه خواهش میکند او را سر قبر یکی از اشراف ظالم و معروف مصر ببرد و چون سینوهه با سواد بود، جملاتی که خدایان روی قبر آن شخص ظالم را نوشته اند برای او بخواند.
سینوهه از برده سئوال میکند که چرا میخواهد سرنوشت قبر این شخص را بداند؟ و برده می گوید: سال ها قبل من انسان خوشبخت و آزادی بودم، همسر زیبا و دختر جوانی داشتم، مزرعه پر برکت اما کوچک من در کنار زمین های بیکران یکی از اشراف بود. روزی صاحب اين قبر با پرداخت رشوه به ماموران فرعون زمین های مرا به نام خودش ثبت کرد و مقابل چشمانم به همسر و دخترم تجاوز کرد و بعد از اینکه گوش ها و بینی مرا برید و مرا برای کار اجباری به معدن فرستاد، سالهای سال از دختر و همسرم بهره برداری کرد و آنها را به عنوان خدمتکار فروخت و الان از سرنوشت آنها اطلاعی ندارم، اکنون از کار معدن رها شده ام، شنیده ام آن شخص مرده است و برای همین آمده ام ببینم خدایان روی قبر او چه نوشته اند ...
سینوهه با برده به شهر مردگان (قبرستان) می رود و قبرنوشته ی آن مرد را اینگونه می خواند :
"او انسان شریف و درستکاری بود که همواره در زندگی اش به مستمندان کمک می کرد و ناموس مردم در کنار او آرامش داشت و او زمین های خود را به فقرا می بخشید و هر گاه کسی مالی را مفقود می نمود ، او از مال خودش ضرر آن شخص را جبران می کرد و او اکنون نزد خدای بزگ مصر (آمون) است و به سعادت ابدی رسیده است..."
در این هنگام ، برده شروع به گریه می کند و می گوید: "آیا او انقدر انسان درستکار و شریفی بود و من نمی دانستم؟ درود خدایان بر او باد .... ای خدای بزرگ ای آمون مرا به خاطر افکار پلیدی که در مورد این مرد داشتم ببخش..."
سینوهه با تعجب از برده می پرسد که چرا علیرغم این همه ظلم و ستمی که بر تو روا شده ، باز هم فکر می کنی او انسان خوب و درستکاری بوده است؟
و برده این جمله ی تاریخی را می گوید که : "وقتی خدایان بر قبر او اینگونه نوشته اند، من حقیر چگونه می توانم خلاف این را بگویم؟"
و سینوهه بعد ها در یادداشت هایش وقتی به این داستان اشاره می کند، مینویسد:
"آنجا بود که پی بردم حماقت نوع بشر انتها ندارد و در هر دوره می توان از نادانی و خرافه پرستی مردم استفاده کرد.
♦️@seemorghbook
"سینوهه" شبی را به مستی کنار نیل به خواب می رود و صبح روز بعد یکی از برده های مصر که گوش ها و بینی اش به نشانه بردگی بریده بودند را بالای سر خودش میبیند، در ابتدا میترسد، اما وقتی به بی آزار بودن آن برده پی می برد، با او هم کلام میشود.
برده از سینوهه خواهش میکند او را سر قبر یکی از اشراف ظالم و معروف مصر ببرد و چون سینوهه با سواد بود، جملاتی که خدایان روی قبر آن شخص ظالم را نوشته اند برای او بخواند.
سینوهه از برده سئوال میکند که چرا میخواهد سرنوشت قبر این شخص را بداند؟ و برده می گوید: سال ها قبل من انسان خوشبخت و آزادی بودم، همسر زیبا و دختر جوانی داشتم، مزرعه پر برکت اما کوچک من در کنار زمین های بیکران یکی از اشراف بود. روزی صاحب اين قبر با پرداخت رشوه به ماموران فرعون زمین های مرا به نام خودش ثبت کرد و مقابل چشمانم به همسر و دخترم تجاوز کرد و بعد از اینکه گوش ها و بینی مرا برید و مرا برای کار اجباری به معدن فرستاد، سالهای سال از دختر و همسرم بهره برداری کرد و آنها را به عنوان خدمتکار فروخت و الان از سرنوشت آنها اطلاعی ندارم، اکنون از کار معدن رها شده ام، شنیده ام آن شخص مرده است و برای همین آمده ام ببینم خدایان روی قبر او چه نوشته اند ...
سینوهه با برده به شهر مردگان (قبرستان) می رود و قبرنوشته ی آن مرد را اینگونه می خواند :
"او انسان شریف و درستکاری بود که همواره در زندگی اش به مستمندان کمک می کرد و ناموس مردم در کنار او آرامش داشت و او زمین های خود را به فقرا می بخشید و هر گاه کسی مالی را مفقود می نمود ، او از مال خودش ضرر آن شخص را جبران می کرد و او اکنون نزد خدای بزگ مصر (آمون) است و به سعادت ابدی رسیده است..."
در این هنگام ، برده شروع به گریه می کند و می گوید: "آیا او انقدر انسان درستکار و شریفی بود و من نمی دانستم؟ درود خدایان بر او باد .... ای خدای بزرگ ای آمون مرا به خاطر افکار پلیدی که در مورد این مرد داشتم ببخش..."
سینوهه با تعجب از برده می پرسد که چرا علیرغم این همه ظلم و ستمی که بر تو روا شده ، باز هم فکر می کنی او انسان خوب و درستکاری بوده است؟
و برده این جمله ی تاریخی را می گوید که : "وقتی خدایان بر قبر او اینگونه نوشته اند، من حقیر چگونه می توانم خلاف این را بگویم؟"
و سینوهه بعد ها در یادداشت هایش وقتی به این داستان اشاره می کند، مینویسد:
"آنجا بود که پی بردم حماقت نوع بشر انتها ندارد و در هر دوره می توان از نادانی و خرافه پرستی مردم استفاده کرد.
♦️@seemorghbook
👏31❤14👍3🤨2
پیش از من و تو لیل و نهاری بودهست
گردنده فلک ،نیز بکاری بوده است
هرجا که قدم نهی تو بر روی زمین
آن مردمک چشم نگاری بودهست
♦️@seemorghbook
گردنده فلک ،نیز بکاری بوده است
هرجا که قدم نهی تو بر روی زمین
آن مردمک چشم نگاری بودهست
♦️@seemorghbook
❤19👍2
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
یه نمایشی هست به نام کرگدن اثر یونسکو که همه آدمهای شهر به مرور تبدیل میشن به کرگدن و صحنه آخر، شخصیت اصلی تو آینه به خودش نگاه می کنه و برای اولین بار از اینکه هنوز آدم مونده شرمگین میشه، چون کرگدن بودن که اوایل اونقدر براش ترسناک بود چنان رواج یافته بود که دیگه به نظر زیبا میومد
♦️@seemorghbook
یه نمایشی هست به نام کرگدن اثر یونسکو که همه آدمهای شهر به مرور تبدیل میشن به کرگدن و صحنه آخر، شخصیت اصلی تو آینه به خودش نگاه می کنه و برای اولین بار از اینکه هنوز آدم مونده شرمگین میشه، چون کرگدن بودن که اوایل اونقدر براش ترسناک بود چنان رواج یافته بود که دیگه به نظر زیبا میومد
♦️@seemorghbook
👍19❤3
♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️
عِیبِ رِندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزهسِرِشت!
که گناهِ دِگَران بَر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بَد، تو برو خود را باش!
هر کسی آن دِرَوَد عاقبتِ کار، که کِشت
همهکس، طالبِ یارند؛ چه هُشیار و چه مست
همهجا، خانهٔ عشق است؛ چه مسجد چه کِنِشت
سر تسلیمِ من و خشتِ درِ مِیکدهها
مُدَّعی گر نکند فهمِ سخن، گو سر و خشت
ناامیدم مکن از سابقهٔ لطفِ اَزَل
تو پسِ پرده چه دانی که که خوب است و که زشت؟
نه من از پردهٔ تقوا به درافتادم و بس
پِدرم نیز بهِشتِ ابد از دست، بِهِشت
حافظا! روز اجل گر به کف آری جامی
یکسر از کویِ خرابات بَرَنْدَت به بهشت
♦️@seemorghbook
عِیبِ رِندان مَکُن ای زاهدِ پاکیزهسِرِشت!
که گناهِ دِگَران بَر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بَد، تو برو خود را باش!
هر کسی آن دِرَوَد عاقبتِ کار، که کِشت
همهکس، طالبِ یارند؛ چه هُشیار و چه مست
همهجا، خانهٔ عشق است؛ چه مسجد چه کِنِشت
سر تسلیمِ من و خشتِ درِ مِیکدهها
مُدَّعی گر نکند فهمِ سخن، گو سر و خشت
ناامیدم مکن از سابقهٔ لطفِ اَزَل
تو پسِ پرده چه دانی که که خوب است و که زشت؟
نه من از پردهٔ تقوا به درافتادم و بس
پِدرم نیز بهِشتِ ابد از دست، بِهِشت
حافظا! روز اجل گر به کف آری جامی
یکسر از کویِ خرابات بَرَنْدَت به بهشت
♦️@seemorghbook
👍21❤7👏5
این بهار پرنده شدید
حال دلتان چگونه بود؟
شکوفهها بوی اصیل
کدام آبشار را میداد؟!
بیاد کدام باران لبخند
در صورتتان رقصید؟
درخنکای آسمان شبش
به ستاره ای خیره شدید؟!
در میان هزاران خیال
عطرکدام آرزو سوار بر
پرواز مسیرنگاهتان بود؟
این رستاخیز زمین است
پهن وگسترده آغوش بازکرده
و رنگ برنگ دامن میکشاند
ارغوان از گوشه نیل آسمانش
میچکد و زندگی در دورترین
جای جهان شراره میکشد.
#صبا_پورنگار
♦️@seemorghbook
حال دلتان چگونه بود؟
شکوفهها بوی اصیل
کدام آبشار را میداد؟!
بیاد کدام باران لبخند
در صورتتان رقصید؟
درخنکای آسمان شبش
به ستاره ای خیره شدید؟!
در میان هزاران خیال
عطرکدام آرزو سوار بر
پرواز مسیرنگاهتان بود؟
این رستاخیز زمین است
پهن وگسترده آغوش بازکرده
و رنگ برنگ دامن میکشاند
ارغوان از گوشه نیل آسمانش
میچکد و زندگی در دورترین
جای جهان شراره میکشد.
#صبا_پورنگار
♦️@seemorghbook
❤9👏3👍2🥰1
چو ضحاک بر جهان شهریار شد،
بر او سالها انجمن هزار شد.
نهان گشت کردار فرزانگان،
پراکنده شد کام دیوانگان.
هنر خوار شد جادویی ارجُمند،
نهان راستی ، آشکارا گزند.
بر بدی دستِ دیوان دراز،
به نیکی نرفتی سخن ، جز به راز.
ندانست جز کژی آموختن،
جز از کشتن و غارت و سوختن...
#ابوالقاسم_فردوسی
♦️@seemorghbook
بر او سالها انجمن هزار شد.
نهان گشت کردار فرزانگان،
پراکنده شد کام دیوانگان.
هنر خوار شد جادویی ارجُمند،
نهان راستی ، آشکارا گزند.
بر بدی دستِ دیوان دراز،
به نیکی نرفتی سخن ، جز به راز.
ندانست جز کژی آموختن،
جز از کشتن و غارت و سوختن...
#ابوالقاسم_فردوسی
♦️@seemorghbook
❤31👍4💯2👏1
♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️
اگه امروز بتونی یک تفاوت کوچک در زندگیت ایجاد کنی،
امروز
تبدیل به یکی از متفاوتترین روزهای عمرت میشه ...
یک ذره مهربونتر باشی
یک ذره آرومتر باشی
یا یک ذره بیشتر به خداوند اعتماد کنی
یا یک ذره بیشتر قدر خودت رو بدونی
یا یک ذره شکرگزار تر باشی
و یا یه ذره بیشتر برای رسیدن به هدفات تلاش کنی!!
♦️@seemorghbook
اگه امروز بتونی یک تفاوت کوچک در زندگیت ایجاد کنی،
امروز
تبدیل به یکی از متفاوتترین روزهای عمرت میشه ...
یک ذره مهربونتر باشی
یک ذره آرومتر باشی
یا یک ذره بیشتر به خداوند اعتماد کنی
یا یک ذره بیشتر قدر خودت رو بدونی
یا یک ذره شکرگزار تر باشی
و یا یه ذره بیشتر برای رسیدن به هدفات تلاش کنی!!
♦️@seemorghbook
👍22❤3😍1
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﻤﯿﺮﯾﺪ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﯾﺪ!
ﺗﺤﻤﻠﺶ ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ
ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ...
ﺑﯽﺷﻌﻮﺭ ﺑﻮﺩﻥ ﻫﻢ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺍﺳﺖ!
#ﻓﯿﻠﯿﭗ_ﮔﻠﻮﮎ
♦️@seemorghbook
ﺗﺤﻤﻠﺶ ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ
ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ...
ﺑﯽﺷﻌﻮﺭ ﺑﻮﺩﻥ ﻫﻢ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺍﺳﺖ!
#ﻓﯿﻠﯿﭗ_ﮔﻠﻮﮎ
♦️@seemorghbook
👍35👏9❤1
به دنبال جهنم و بهشت در آخرت نباش. هر دو همین اکنون موجودند.
هر زمان که بتوانیم کسی را بی چشمداشت و بی معادله دوست بداریم، در بهشتیم و هر زمان که آلوده به حسادت و نفرت و کینه شویم، در اصل به جهنم سرنگون شده ایم.
♦️@seemorghbook
هر زمان که بتوانیم کسی را بی چشمداشت و بی معادله دوست بداریم، در بهشتیم و هر زمان که آلوده به حسادت و نفرت و کینه شویم، در اصل به جهنم سرنگون شده ایم.
♦️@seemorghbook
👍13👏4❤1😇1