کتابخانه سیمرغ
74.8K subscribers
15.6K photos
1.22K videos
7.4K files
478 links
Download Telegram
☕️قطعه‌ای از کتاب

انوشیروان را معلمى بود.
روزى معلم او را بدون تقصیر بیازرد.
انوشیروان کینه او را به دل گرفت تا به پادشاهى رسید.
روزى او را طلبید و با تندى از او پرسید که چرا به من بى سبب ظلم نمودى ؟
معلم گفت : چون امید آن داشتم که بعد از پدر به پادشاهى برسى .
خواستم که تو را طعم ظلم بچشانم تا در ایام سلطنت به کسى ظلم ننمائى ...

📕
#امثال_و_حکم

✍
#علی_اکبر_دهخدا

♦️@seemorghbook
👏31❤4👍2
نگران آمدن خزان باشم؟
مگر در باغ ما گلی مانده!؟
لاله‌های وطنم را سرمای زمستان زد...

♦️@seemorghbook
❤31😢28👏3
تاریخ خاندان طاهری

سعید نفیسی

♦️@seemorghbook
👍5❤4
📕#تاریخ_خاندان_طاهری

✍#سعید_نفیسی

در زمان ساسانیان ایران که یکی از تواناترین کشورهای جهان بود.خسرو اول انوشیروان دوباره آن ناتوانی هایی را که بر پیکر کشور بواسطه پریشانی های درونی و پراکنده رشته امور چیره شده بود.بسیاست و کاردانی و دادگستری و پیش بینی خود درمان کرده بود و بار دیگر شکوه و فر زمان کوروش و دارای بزرگ و اردشیر و شاپور را فراهم ساخته بود.
ولی دریغا که پس از وی پسرش هرمز چهارم نتوانست همانراه را پیش گیرد و سپس خسرو دوم پرویز چون بپادشاهی رسید بدبختی ایران رو بافزایش رفت.
این پادشاه نخست جهانیان را از پیشرفتهای خود خیره کرد ولی چندی نگذشت که سستی و زبونی پیش امد و بجهاتی چند رخنه در بنیاد کشور افتاد.

♦️@seemorghbook
👍9❤3👏2
نوشته ‌روی فندک یکی از سربازان آمریکا در جنگ ویتنام :

ما بی‌ رغبت‌ ها
با رهبری بی‌ کفایت‌ ها
با کشتار تیره ‌بختان
برای ناسپاسان جان میدهیم...!

♦️@seemorghbook
❤33👍19😢10😭2
در روزهایی پیر شدیم که نامش جوانی بود...

♦️@seemorghbook
😢19❤6👍4👎1
"برایمان خواب‌های زیبا آرزو می‌کنند؛ ای کاش بیداری زیبا آرزو می‌کردند ...!"

#محمود_درویش

♦️@seemorghbook
👏27❤5👍3
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹

▪فقط ۲ چيز
تو دنیا هست که باید نگرانش باشی:

این که ببینی سالمی یا مریضی!
اگه سالمی که نگرانی نداره...

اگه مریضی ۲ چيز
هست که باید نگرانش باشی:
این که میمیری یا زنده میمونی!
اگه زنده میمونی که نگرانی نداره...

اگه میمیری ۲ چیز
هست که باید نگرانش باشی:
این که میری بهشت یا جهنم!
اگه میری بهشت که نگرانی نداره!

اگه میری جهنم اونجا اونقدر
آشنا میبینی که اصلاً جای نگرانی نیست!

پس هیچ چیز ارزش نگرانی نداره!


♦️@seemorghbook
😁40❤11👍1
▪در کشور دزدان و فاسدان،

نگاه کودکش پر از آرزوست…
نگاه جوانش پر از حسرت…
و نگاه سالمندش پر از افسوس…


♦️@seemorghbook
👍43😢6❤3🔥3😁1
☕️قطعه‌ای از کتاب

هیچ‌ نیمه ی ‌گمشده‌ای وجود ندارد!
تنها چیزی که وجود دارد،
تکه‌هایی از زمان است که ،
در آن‌ها، ما با کسی حال خوشی داریم؛
حالا ممکن است سه دقیقه باشد،
دو‌ روز،
پنج سال ،
یا همه‌ی عمر …

📕#زندگی_من

✍#آنتوان_چخوف

♦️@seemorghbook
👍16👏8❤3🔥2
جهنم یعنی
وابستگی به قضاوت دیگران

افراد بسیار زیادی
در جهان هستند که
در جهنم به سر می برند

زیرا سخت وابسته به
داوری دیگرانند...

#ژان_پل_سارتر

♦️@seemorghbook
👏12❤5👍3
من ناراحت نمی شوم،
تو هم لازم نیست ناراحت شوی؛
داشتن اعتقاد متفاوت ،
نباید موجب جدایی آدم های باشعور بشود.

#فرانتس_کافکا

♦️@seemorghbook
❤24👍4👎3🔥2
☕️قطعه‌ای از کتاب

در پاكستان نام های خيابان‌ها و محلات اغلب فارسی و صورت اصيل كلمات قديم است.
خيابان های بزرگ دو طرفه را شاهراه می‌نامند، همان كه ما امروز «اتوبان» می‌گوييم!
بنده برای نمونه و محض تفريح دوستان، چند جمله و عبارت فارسی را كه در آنجاها به كار می‌برند و واقعا برای ما تازگی دارد در اينجا ذكر می‌كنم كه ببينيد زبان فارسی در زبان اردو چه موقعیتی دارد.
نخستين چيزی كه در سر بعضی كوچه‌ها می‌بينيد تابلوهای رانندگی است.
در ايران اداره‌ی راهنمايی و رانندگی بر سر كوچه‌ای كه نبايد از آن اتومبيل بگذرد می‌نويسد:« عبور ممنوع» و اين هر دو كلمه عربی است، اما در پاكستان گمان می‌كنيد تابلو چه باشد؟
«راه بند»‌!
تاكسی كه مرا به قونسلگری ايران دركراچی می برد كمی از قونسلگری گذشت، خواست به عقب برگردد، يكی از پشت سر به او فرمان می‌داد، در چنين مواقعی ما می‌گوييم: عقب، عقب،عقب، خوب!
اما آن پاكستانی می‌گفت: واپس، واپس،بس!
و اين حرفها در خيابانی زده شد كه به « شاهراه ايران» موسوم است.
اين مغازه‌هايی را كه ما قنادی می‌گوييم( و معلوم نيست چگونه كلمه‌ی قند صيغه‌ی مبالغه و صفت شغلی قناد برايش پيدا شده و بعد محل آن را قنادی گفته اند؟)
آری اين دكانها را در آنجا «شيرين‌كده» نامند.
آنچه ما هنگام مسافرت «اسباب و اثاثيه» می‌خوانيم، در آنجا «سامان» گويند.
سلام البته در هر دو كشور سلام است. اما وقتی كسی به ما لطف می‌كند و چيزی می‌دهد يا محبتی ابراز می‌دارد، ما اگر خودمانی باشيم می‌گوييم: ممنونم، متشكرم، اگر فرنگی مآب باشيم می‌گوييم «مرسی» اما در آنجا كوچک و بزرگ، همه در چنين موردی می‌گويند:« مهربانی»!
آنچه ما شلوار گوييم در آنجا «پاجامه» خوانده ميیشود.
قطار سريع السير را در آنجا«تيز خرام» می‌خوانند!
جالب‌ترين اصطلاح را در آنجا من برای مادر زن ديدم، آنها اين موجودی را كه ما مرادف با ديو و غول آورده‌ايم «خوش دامن» گفته‌اند. واقعا چقدر دلپذير و زيباست.

📕#از_پاريز_تا_پاريس

✍#محمدابراهيم_باستانی_پاريزی

♦️@seemorghbook
👍30❤24👎3
☕️قطعه‌ای از کتاب

«در درونم چیزی اتفاق افتاده بود و بدترین چیزها همیشه در درون آدم اتفاق می‌افتد. اگر اتفاق در بیرون بیوفتد، مثل وقتی که اردنگی می‌خوریم، می‌شود زد به چاک؛ امّا از درون غیرممکن است.»

📕#زندگی_در_پیش_رو

✍#رومن_گاری

♦️@seemorghbook
👏5❤3
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹


روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد …
یک پدر روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!
یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!
یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!
یک یوگیست به او گفت : این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!!!
یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت!
یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!
یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند!
یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است!
یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!!!
سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد…!

#جرج_برنارد_شاو

♦️@seemorghbook
👍31😁8❤6🔥2
‌
بسیارند کسانی که گمان می کنند
در حال اندیشیدن هستند ،
حال آن که تنها کاری که می کنند
دادن سر و شکل تازه به تعصباتشان است !

♦️@seemorghbook
👍14👏8❤3🔥2
سقف خانه‌مان سوراخ است...
ولی در عوض منارهای مسجد خالی سر به فلک کشیده...
همسایه‌مان هر سال میرود
مکه میگوید خدا طلبیده.
خدا خسته نمیشوی از قیافه تکراریش؟

#حسین_پناهی

♦️@seemorghbook
👍61❤9💯3
از شکست نترسید؛
از این بترسید که سال آینده همین جایی باشید که امروز هستید ...

#آل_پاچینو


♦️@seemorghbook
❤30👍8👏5
هرگز تماشاگربی‌عدالتی،ظلم،حماقت،نباشید

قبر زمان زیادی برای ساکت ماندن فراهم خواهد کرد...

#کریستوفر‌_هیچنز

♦️@seemorghbook
👍17🔥2