کتابخانه سیمرغ
73.9K subscribers
15.6K photos
1.2K videos
7.39K files
474 links
Download Telegram
💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢

#پارادوکس_نزدیکی

ما دوست داریم که به دیگری نزدیک شویم. اما نزدیکی به دیگری ما را به وحشت می اندازد. «پارادوکس نزدیکی» شوق به نزدیکی در عین هراس از آن است. اما چرا نزدیکی هراس آور است؟
نزدیکی راه دادن دیگری به حریم خلوت خود است. نیمه پنهان و خجول ما از پستوهای تاریک و تو بر توی وجود مان بیرون می خزد و شرمگینانه در برابر آینه نگاه دیگری عریان می ایستد. ما غالباً نیمه پنهان مان را جز در تاریکی نمی بینیم - مثل فیل مولانا که در دل تاریکخانه نشسته است و جز به کف دست دیده نمی شود. اما محرمیت در دل تاریکخانه روان ما شمع روشن می کند، و ما در پرتو آن یکباره موجود غریبه ای را می بینیم که خود ماست.
اما فقط این نیست. وقتی که برهنه در برابر دیگری تمام قامت می ایستیم، نگاه او ما را با تمام کژی ها و زشتی های پنهان مان می بیند. «من بی نقاب» ما در برابر نگاه دیگری پا به پا می شود و نگران است که مبادا او من را در عریانی آسیب پذیرم ببیند اما نخواهد.
محرمیت، یعنی عمیق ترین سطح نزدیکی، وقتی دست می دهد که تو من را در برهنگی ام - یعنی بی نقاب و آسیب پذیر- ببینی، و بخواهی. هیچ چیز به اندازه این پذیرفتگی به ما امنیت و آرامش نمی بخشد. و در مقابل، هیچ چیز ما را چنان ویران نمی کند که دیگری ما را در عریانی مان ببیند اما نخواهد.


#آرش_نراقی

@seemorghbook
☕️ قطعه‌ای از کتاب

( درباره عشق )

آن کس که دیگری را تنها به سبب زیبایی های ظاهری اش دوست می دارد، دیر یا زود درمی یابد که اولا دیگرانی غیر از محبوب او از این زیبایی ، حتی گاه به مراتب بیشتر ، بهره مند هستند؛ و ثانیا زیبایی ظاهری اگرچه دلرباست ، اما در برابر انواع کمالات دیگر رنگ می بازد.
 
به محض آنکه فرد درمی یابد که جمال زوال پذیر است و زیبایی هایی بس والاتر نیز در این عالم وجود دارد، دیر یا زود ترجیح خواهد داد که سعادت خود را با این امر فانی شونده و فرومایه پیوند نزند بلکه از نردبان عشق پله ای بالاتر بیاید و به زیبایی های برتر و ماندگارتری دل ببندد ...

📕#درباره_عشق (مجموعه مقالاتی از مارتا نوسباوم ،رابرت سالومون و ...)

🔹ترجمه:#آرش_نراقی


 ♦️@seemorghbook
👍181🔥1
💢💢💢💢💢💢💢💢💢💢

#پارادوکس_نزدیکی

ما دوست داریم که به دیگری نزدیک شویم. اما  نزدیکی به دیگری ما را به وحشت می اندازد.  «پارادوکس نزدیکی» شوق به نزدیکی در عین هراس از آن است. اما چرا نزدیکی هراس آور است؟
نزدیکی راه دادن دیگری به حریم خلوت خود است. نیمه پنهان و خجول ما از پستوهای تاریک و تو بر توی وجود مان بیرون می خزد و شرمگینانه در برابر آینه نگاه دیگری عریان می ایستد. ما غالباً نیمه پنهان مان را جز در تاریکی نمی بینیم - مثل فیل مولانا که در دل تاریکخانه نشسته است و جز به کف دست دیده نمی شود.  اما محرمیت در دل تاریکخانه روان ما شمع روشن می کند، و ما در پرتو آن یکباره موجود غریبه ای را می بینیم که خود ماست.
اما فقط این نیست. وقتی که برهنه در برابر دیگری تمام قامت می ایستیم، نگاه او ما را با تمام کژی ها و زشتی های پنهان مان می بیند.  «من بی نقاب» ما در برابر نگاه دیگری پا به پا می شود و نگران است که مبادا او من را در عریانی آسیب پذیرم ببیند اما نخواهد.  
محرمیت، یعنی عمیق ترین سطح نزدیکی، وقتی دست می دهد که تو من را در برهنگی ام - یعنی بی نقاب و آسیب پذیر- ببینی، و بخواهی. هیچ چیز به اندازه این پذیرفتگی به ما امنیت و آرامش نمی بخشد.  و در مقابل، هیچ چیز ما را چنان ویران نمی کند که دیگری ما را در عریانی مان ببیند اما نخواهد.


#آرش_نراقی

♦️@seemorghbook
👍132