همسرش ﺭﺍ ﮔﻔﺖ : ﺳﺎﮐﺖ ﺑﺎﺵ
ﻭ ﺑﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﺵ ﮔﻔﺖ : ﺧﻔﻪ ﺷﻮ
ﺻﺪﺍﯾﺘﺎﻥ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﻡ ﺭﺍ
ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻧﯿﺎﻭﺭﯾﺪ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﯼ
ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺑﯿﺎﻥ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ
#احمد_مطر
@seemorghbook
ﻭ ﺑﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﺵ ﮔﻔﺖ : ﺧﻔﻪ ﺷﻮ
ﺻﺪﺍﯾﺘﺎﻥ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﻡ ﺭﺍ
ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻧﯿﺎﻭﺭﯾﺪ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﯼ
ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺑﯿﺎﻥ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ
#احمد_مطر
@seemorghbook
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
(قلم..!!)
پزشک
سينهام را معاينه كرد و گفت:
«درد همين جاست؟»
گفتم: «آري.»
با تيغ جراحی
جيب بارانیام را بُريد
و قلمم را بيرون كشيد.
پزشک
سری تكان داد
خم شد،
خنديد
و گفت:
«قلمی بيش نيست.»
من اما به او گفتم:
« نه، ای بزرگوار!
دستیست
دهانیست
گلولهایست
خونیست
و تهمتی مضحک
كه بیپا راه میرود!»
#احمد_مطر
@seemorghbook
(قلم..!!)
پزشک
سينهام را معاينه كرد و گفت:
«درد همين جاست؟»
گفتم: «آري.»
با تيغ جراحی
جيب بارانیام را بُريد
و قلمم را بيرون كشيد.
پزشک
سری تكان داد
خم شد،
خنديد
و گفت:
«قلمی بيش نيست.»
من اما به او گفتم:
« نه، ای بزرگوار!
دستیست
دهانیست
گلولهایست
خونیست
و تهمتی مضحک
كه بیپا راه میرود!»
#احمد_مطر
@seemorghbook
به زنش گفت: ساکت باش
به فرزندش گفت: خفه شو
صدای شما فکرم را مشوش میکند!
حتی یک کلمه نگویید!
میخواهم از آزادی بیان بنویسم!
#احمد_مطر
♦️@seemorghbook
به فرزندش گفت: خفه شو
صدای شما فکرم را مشوش میکند!
حتی یک کلمه نگویید!
میخواهم از آزادی بیان بنویسم!
#احمد_مطر
♦️@seemorghbook
👍1🔥1
همسرش ﺭﺍ ﮔﻔﺖ : ﺳﺎﮐﺖ ﺑﺎﺵ
ﻭ ﺑﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﺵ ﮔﻔﺖ : ﺧﻔﻪ ﺷﻮ
ﺻﺪﺍﯾﺘﺎﻥ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﻡ ﺭﺍ
ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻧﯿﺎﻭﺭﯾﺪ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﯼ
ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺑﯿﺎﻥ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ
#احمد_مطر
♦️@seemorghbook
ﻭ ﺑﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﺵ ﮔﻔﺖ : ﺧﻔﻪ ﺷﻮ
ﺻﺪﺍﯾﺘﺎﻥ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﻡ ﺭﺍ
ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻧﯿﺎﻭﺭﯾﺪ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﯼ
ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺑﯿﺎﻥ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ
#احمد_مطر
♦️@seemorghbook
❤22😢9👍3😇2