☕️قطعهای از کتاب
همان شب اولین داستانم را نوشتم.
نیم ساعت طول کشید.
داستان دلگیر کوتاهی بود درباره مردی که فنجانی جادویی پیدا کرد و فهمید که اگر تویش اشک بریزد اشکها بدل به مروارید میشوند.
اما هر چند از مال دنیا چیزی نداشت، شاد وخندان بود و کمتر اشک میریخت، پس در صدد برآمد راه هایی پیدا کند و غمگین شود تا بتواند با اشکهایش ثروتمند شود.
همانطور که مرواریدها تلنبار میشد، طمعش گل کرد.
داستان به اینجا ختم میشد که مرد کارد به دست روی کوهی از مروارید نشسته است و بی اختیار در فنجان اشک میریزد و جسد همسر مقتولش در دستهای اوست...
📕#بادبادک_باز
✍#خالد_حسینی
♦️@seemorghbook
همان شب اولین داستانم را نوشتم.
نیم ساعت طول کشید.
داستان دلگیر کوتاهی بود درباره مردی که فنجانی جادویی پیدا کرد و فهمید که اگر تویش اشک بریزد اشکها بدل به مروارید میشوند.
اما هر چند از مال دنیا چیزی نداشت، شاد وخندان بود و کمتر اشک میریخت، پس در صدد برآمد راه هایی پیدا کند و غمگین شود تا بتواند با اشکهایش ثروتمند شود.
همانطور که مرواریدها تلنبار میشد، طمعش گل کرد.
داستان به اینجا ختم میشد که مرد کارد به دست روی کوهی از مروارید نشسته است و بی اختیار در فنجان اشک میریزد و جسد همسر مقتولش در دستهای اوست...
📕#بادبادک_باز
✍#خالد_حسینی
♦️@seemorghbook
👍9🤔3❤1
فقط یک گناه وجود دارد و آن هم دزدی است. هر گناه دیگری هم نوعی دزدی است.
اگر مردی را بکشی، یک زندگی را میدزدی، حق زنش را از داشتن شوهر میدزدی، حق بچههایش را از داشتن پدر میدزدی.
وقتی دروغ میگویی، حق کسی را از دانستن حقیقت میدزدی. وقتی تقلب میکنی، حق را از انصاف میدزدی...
📘#بادبادک_باز
✍ #خالد_حسینی
♦️@seemorghbook
اگر مردی را بکشی، یک زندگی را میدزدی، حق زنش را از داشتن شوهر میدزدی، حق بچههایش را از داشتن پدر میدزدی.
وقتی دروغ میگویی، حق کسی را از دانستن حقیقت میدزدی. وقتی تقلب میکنی، حق را از انصاف میدزدی...
📘#بادبادک_باز
✍ #خالد_حسینی
♦️@seemorghbook
👍29