☕️قطعهای از کتاب
در جامعه ی دیکتاتوری،
مدام بینِ انتخابِ درست و غلط،
تردید است. از یک سو،
با عملی که میدانند درست است،
جانِ خود را به خطر میاندازند
و از سوی دیگر،
با سکوت در برابرِ استبداد،
آرمانهایشان را میبازند.
بهتر است فریاد برآوریم و مرگِ خود را جلو بیندازیم
یا سکوت کنیم
و جان دادنِ تدریجیِ خود را
طولانی سازیم؟
📕 #بار_هستی
✍#میلان_کوندرا
@seemorghbook
در جامعه ی دیکتاتوری،
مدام بینِ انتخابِ درست و غلط،
تردید است. از یک سو،
با عملی که میدانند درست است،
جانِ خود را به خطر میاندازند
و از سوی دیگر،
با سکوت در برابرِ استبداد،
آرمانهایشان را میبازند.
بهتر است فریاد برآوریم و مرگِ خود را جلو بیندازیم
یا سکوت کنیم
و جان دادنِ تدریجیِ خود را
طولانی سازیم؟
📕 #بار_هستی
✍#میلان_کوندرا
@seemorghbook
کتاب به او فرصت گریختن از نوعی زندگی را میداد که هیچگونه رضایت خاطری از آن نداشت...
📘#بار_هستی
✍🏻#میلان_کوندرا
♦️@seemorghbook
📘#بار_هستی
✍🏻#میلان_کوندرا
♦️@seemorghbook
👍22🔥3🤩1
☕️قطعهای از کتاب
در جامعه ی دیکتاتوری،
مدام بینِ انتخابِ درست و غلط،
تردید است. از یک سو،
با عملی که میدانند درست است،
جانِ خود را به خطر میاندازند
و از سوی دیگر،
با سکوت در برابرِ استبداد،
آرمانهایشان را میبازند.
بهتر است فریاد برآوریم و مرگِ خود را جلو بیندازیم
یا سکوت کنیم
و جان دادنِ تدریجیِ خود را
طولانی سازیم؟
📕#بار_هستی
✍#میلان_کوندرا
♦️@seemorghbook
در جامعه ی دیکتاتوری،
مدام بینِ انتخابِ درست و غلط،
تردید است. از یک سو،
با عملی که میدانند درست است،
جانِ خود را به خطر میاندازند
و از سوی دیگر،
با سکوت در برابرِ استبداد،
آرمانهایشان را میبازند.
بهتر است فریاد برآوریم و مرگِ خود را جلو بیندازیم
یا سکوت کنیم
و جان دادنِ تدریجیِ خود را
طولانی سازیم؟
📕#بار_هستی
✍#میلان_کوندرا
♦️@seemorghbook
👍23👎1
☕️قطعه ای از کتاب
هیچ وسیلهای برای تشخیص تصمیم درست وجود ندارد؛ زیرا هیچ مقایسهای امکان پذیر نیست.
در زندگی با همه چیز برای نخستین بار برخورد میکنیم؛ مانند هنرپیشهای که بدون تمرین وارد صحنه شود؛ اما اگر اولین تمرین زندگی خود زندگی باشد، پس برای زندگی چه ارزشی میتوان قائل شد؟ این است که زندگی همیشه به یک "طرح" شباهت دارد. اما حتی طرح هم کلمه درستی نیست، زیرا طرح همیشه زمینهسازی برای آماده کردن یک تصویر است؛ اما طرحی که زندگی ماست، طرح هیچ چیز نیست! طرحی بدون تصویر است!
یک بار حساب نیست؛ یک بار چون هیچ است!
فقط یکبار زندگی کردن، مانند هرگز زندگی نکردن است.
📕#بار_هستی
✍🏻#میلان_کوندرا
♦️@seemorghbook
هیچ وسیلهای برای تشخیص تصمیم درست وجود ندارد؛ زیرا هیچ مقایسهای امکان پذیر نیست.
در زندگی با همه چیز برای نخستین بار برخورد میکنیم؛ مانند هنرپیشهای که بدون تمرین وارد صحنه شود؛ اما اگر اولین تمرین زندگی خود زندگی باشد، پس برای زندگی چه ارزشی میتوان قائل شد؟ این است که زندگی همیشه به یک "طرح" شباهت دارد. اما حتی طرح هم کلمه درستی نیست، زیرا طرح همیشه زمینهسازی برای آماده کردن یک تصویر است؛ اما طرحی که زندگی ماست، طرح هیچ چیز نیست! طرحی بدون تصویر است!
یک بار حساب نیست؛ یک بار چون هیچ است!
فقط یکبار زندگی کردن، مانند هرگز زندگی نکردن است.
📕#بار_هستی
✍🏻#میلان_کوندرا
♦️@seemorghbook
👍9
☕️قطعهای از کتاب
وقتی با گذشت زمان معلوم شد چه جناياتی توسط حكومت انجام گرفته، كسانی كه مورد اتهام قرار می گرفتند پاسخ می دادند: ما نمی دانستيم. ما گول خورديم. ما اعتقاد داشتيم. ما باطنأ بی گناهيم. بعد اين سوال مطرح می شد كه آيا حقيقت داشت كه نمی دانستند يا تظاهر به بی خبری می كردند.
توما با خود می گفت اين كه می دانستند يا نمی دانستند مسئله اساسی نيست. بلكه بايد پرسيد اگر بی خبر باشيم بی گناه هستيم؟ آيا آدم ابلهی كه بر اريكهی قدرت تكيه زده است تنها به عذر جهالت از هر مسئوليتی مبراست؟
📕#بار_هستی
✍#میلان_کوندرا
♦️@seemorghbook
وقتی با گذشت زمان معلوم شد چه جناياتی توسط حكومت انجام گرفته، كسانی كه مورد اتهام قرار می گرفتند پاسخ می دادند: ما نمی دانستيم. ما گول خورديم. ما اعتقاد داشتيم. ما باطنأ بی گناهيم. بعد اين سوال مطرح می شد كه آيا حقيقت داشت كه نمی دانستند يا تظاهر به بی خبری می كردند.
توما با خود می گفت اين كه می دانستند يا نمی دانستند مسئله اساسی نيست. بلكه بايد پرسيد اگر بی خبر باشيم بی گناه هستيم؟ آيا آدم ابلهی كه بر اريكهی قدرت تكيه زده است تنها به عذر جهالت از هر مسئوليتی مبراست؟
📕#بار_هستی
✍#میلان_کوندرا
♦️@seemorghbook
👍31❤3❤🔥1😢1
☕️قطعهای از کتاب
یاس و نا اُمیدی– که کشور را فراگرفته بود– در جان نفوذ میکرد و برجسم غلبه مییافت و انسان را از پای میانداخت. بعضیها از زیر بار لطف و احسان حکومت شانه خالی میکردند و حکومت میکوشید آنها را مورد عزت و احترام فراوان قرار دهد و مجبورشان کند تا در مجامع عمومی و در حضور رهبرانِ جدید، ظاهر شوند. فرانتیسک هروبین– شاعری که از این گونه مهر و محبتهای حزبی گریزان بود– بدینگونه جان داد. وزیر فرهنگ– که شاعر تا آخرین رمق کوشیده بود به دستش گرفتار نشود– هروبین را در تابوت به چنگ آورد. وزیر بر سر مزار او سخنرانی ساختگی کرد و از عشق و علاقهی شاعر به اتحاد شوروی سخنها گفت. شاید این رسوایی را بدان سبب به شاعر نسبت میداد تا او را از خواب بیدار کند. اما جهان آنقدر زشت بود که هیچ کدام از مردگان سر از خاک بر نمیداشتند.
📕#بار_هستی
✍#میلان_کوندرا
♦️@seemorghbook
یاس و نا اُمیدی– که کشور را فراگرفته بود– در جان نفوذ میکرد و برجسم غلبه مییافت و انسان را از پای میانداخت. بعضیها از زیر بار لطف و احسان حکومت شانه خالی میکردند و حکومت میکوشید آنها را مورد عزت و احترام فراوان قرار دهد و مجبورشان کند تا در مجامع عمومی و در حضور رهبرانِ جدید، ظاهر شوند. فرانتیسک هروبین– شاعری که از این گونه مهر و محبتهای حزبی گریزان بود– بدینگونه جان داد. وزیر فرهنگ– که شاعر تا آخرین رمق کوشیده بود به دستش گرفتار نشود– هروبین را در تابوت به چنگ آورد. وزیر بر سر مزار او سخنرانی ساختگی کرد و از عشق و علاقهی شاعر به اتحاد شوروی سخنها گفت. شاید این رسوایی را بدان سبب به شاعر نسبت میداد تا او را از خواب بیدار کند. اما جهان آنقدر زشت بود که هیچ کدام از مردگان سر از خاک بر نمیداشتند.
📕#بار_هستی
✍#میلان_کوندرا
♦️@seemorghbook
👍5❤2