Forwarded from اتچ بات
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
#برگی_از_تاریخ
داريوش هخامنشی پسر ويشتاسپ از بزرگان پارس در نخستين روز از جشنهاي مهرگان( پس از تطبيق با تقويم ميلادی؛ سوم اكتبر) در سال 522 پيش از ميلاد، شاه ايران شد.
در دوران حكومت 36 ساله داريوش بزرگ، قلمرو ايران از دره سند (Indus) تا سواحل ليبی در افريقا، و از شمال دريای مرمره ( Thrace در اروپا) تا كوههای پامير در آسيا شامل همه خاورميانه امروز، آسيای ميانه، قسمتی از آسيای جنوبی، قفقاز ، مصر و قسمتی از سودان بود كه به استانهای متعدد (ساتراپی) تقسيم شده و مستقيما زير نظر حكومت مركزی و بر پايه قوانين واحد اداره مي شدند و به آن قسمت كه سه طايفه ايرانی در آن سكونت داشته، دارای نياكان و فرهنگ مشترك بوده و آيين های نوروز را گرامی داشته و يكسان برگزار كرده اند "ايران زمين" گفته اند(مادها از « ری » به سمت غرب و شمالغربی از جمله كردها و آذري ها، پارسها از منطقه ری به جنوب تاجزاير خليج فارس و از شرق تا آن سوی هندوكش و انتهای بدخشان، و پارتها در شمال شرقی). مصر ساتراپی ششم ايران بود.
طرز نشستن، لباس داريوش بزرگ ، صندلی و چوبدست او نشانه تمدن عظيم و پيشرفته ايرانيان در 25 قرن پيش است كه جهان را شگفت زده كرده است. بايد ديد كه چه عواملی ما را به قهقرا برده است و در صدد جبران برآمد.
كوروش بنيادگذار كشور ايران بوده است، ولی ناسيوناليسم ايراني با داريوش بزرگ به دنيا آمده است. كوروش، جهانی فكر مي كرد و يك جامعه مشترك المنافع متساوی الحقوق به مركزيت " ايران زمين " به وجود آورده بود و مداخله در امور داخلی اعضای اتحاديه را روا نمي داشت.
داريوش بزرگ در كتيبه هايی كه از او باقي مانده اند با ستايش اهورا مزدا (خدا) كه زمين و آسمان و بشر و شادی ها را آفريده است ، شاهی خود بر اين سرزمين پهناور را كه مردان خوب و اسبان خوب (مقصود ارتش خوب) دارد از عنايات او دانسته است و در يكي از كتيبه هايش از اهورا مزدا خواسته است كه " ايران زمين " را از آفت دروغ و بلای خشكسالی در امان دارد.
@seemorghbook
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
#برگی_از_تاریخ
داريوش هخامنشی پسر ويشتاسپ از بزرگان پارس در نخستين روز از جشنهاي مهرگان( پس از تطبيق با تقويم ميلادی؛ سوم اكتبر) در سال 522 پيش از ميلاد، شاه ايران شد.
در دوران حكومت 36 ساله داريوش بزرگ، قلمرو ايران از دره سند (Indus) تا سواحل ليبی در افريقا، و از شمال دريای مرمره ( Thrace در اروپا) تا كوههای پامير در آسيا شامل همه خاورميانه امروز، آسيای ميانه، قسمتی از آسيای جنوبی، قفقاز ، مصر و قسمتی از سودان بود كه به استانهای متعدد (ساتراپی) تقسيم شده و مستقيما زير نظر حكومت مركزی و بر پايه قوانين واحد اداره مي شدند و به آن قسمت كه سه طايفه ايرانی در آن سكونت داشته، دارای نياكان و فرهنگ مشترك بوده و آيين های نوروز را گرامی داشته و يكسان برگزار كرده اند "ايران زمين" گفته اند(مادها از « ری » به سمت غرب و شمالغربی از جمله كردها و آذري ها، پارسها از منطقه ری به جنوب تاجزاير خليج فارس و از شرق تا آن سوی هندوكش و انتهای بدخشان، و پارتها در شمال شرقی). مصر ساتراپی ششم ايران بود.
طرز نشستن، لباس داريوش بزرگ ، صندلی و چوبدست او نشانه تمدن عظيم و پيشرفته ايرانيان در 25 قرن پيش است كه جهان را شگفت زده كرده است. بايد ديد كه چه عواملی ما را به قهقرا برده است و در صدد جبران برآمد.
كوروش بنيادگذار كشور ايران بوده است، ولی ناسيوناليسم ايراني با داريوش بزرگ به دنيا آمده است. كوروش، جهانی فكر مي كرد و يك جامعه مشترك المنافع متساوی الحقوق به مركزيت " ايران زمين " به وجود آورده بود و مداخله در امور داخلی اعضای اتحاديه را روا نمي داشت.
داريوش بزرگ در كتيبه هايی كه از او باقي مانده اند با ستايش اهورا مزدا (خدا) كه زمين و آسمان و بشر و شادی ها را آفريده است ، شاهی خود بر اين سرزمين پهناور را كه مردان خوب و اسبان خوب (مقصود ارتش خوب) دارد از عنايات او دانسته است و در يكي از كتيبه هايش از اهورا مزدا خواسته است كه " ايران زمين " را از آفت دروغ و بلای خشكسالی در امان دارد.
@seemorghbook
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
Telegram
Forwarded from اتچ بات
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
#برگی_از_تاریخ
خواجه شمسالدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی (زاده ح. ۷۲۷ (قمری) – درگذشته ۷۹۲ (قمری))، معروف به لسانالغیب، ترجمان الاسرار ، لسانالعرفا و ناظمالاولیا ،شاعر بزرگ سدهٔ هشتم ایران (برابر قرن چهاردهم میلادی) و یکی از سخنوران نامی جهان است. بیشتر شعرهای او غزل هستند که به غزلیات حافظ شهرت دارند. گرایش حافظ به شیوهٔ سخنپردازی خواجوی کرمانی و شباهت شیوهٔ سخنش با او مشهور است. او از مهمترین تأثیرگذاران بر شاعران پس از خود شناخته میشود. در قرون هجدهم و نوزدهم اشعار او به زبانهای اروپایی ترجمه شد و نام او به گونهای به محافل ادبی جهان غرب نیز راه یافت. هرساله در تاریخ ۲۰ مهرماه مراسم بزرگداشت حافظ در محل آرامگاه او در شیراز با حضور پژوهشگران ایرانی و خارجی برگزار میشود. مطابق تقویم رسمی ایران این روز روز بزرگداشت حافظ نامیده شده است.
🌹۲۰ مهر روز بزرگداشت حافظ گرامی باد 🌹
@seemorghbook
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
#برگی_از_تاریخ
خواجه شمسالدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی (زاده ح. ۷۲۷ (قمری) – درگذشته ۷۹۲ (قمری))، معروف به لسانالغیب، ترجمان الاسرار ، لسانالعرفا و ناظمالاولیا ،شاعر بزرگ سدهٔ هشتم ایران (برابر قرن چهاردهم میلادی) و یکی از سخنوران نامی جهان است. بیشتر شعرهای او غزل هستند که به غزلیات حافظ شهرت دارند. گرایش حافظ به شیوهٔ سخنپردازی خواجوی کرمانی و شباهت شیوهٔ سخنش با او مشهور است. او از مهمترین تأثیرگذاران بر شاعران پس از خود شناخته میشود. در قرون هجدهم و نوزدهم اشعار او به زبانهای اروپایی ترجمه شد و نام او به گونهای به محافل ادبی جهان غرب نیز راه یافت. هرساله در تاریخ ۲۰ مهرماه مراسم بزرگداشت حافظ در محل آرامگاه او در شیراز با حضور پژوهشگران ایرانی و خارجی برگزار میشود. مطابق تقویم رسمی ایران این روز روز بزرگداشت حافظ نامیده شده است.
🌹۲۰ مهر روز بزرگداشت حافظ گرامی باد 🌹
@seemorghbook
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
Telegram
Forwarded from اتچ بات
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
#برگی_از_تاریخ
سيزدهم اكتبرسال 539 پيش از ميلاد، كوروش بزرگ بنيادگذار كشور ايران و نخستين شاه سراسري آن، بابل (بابيلونBabylon) را متصرف شد كه دولت آن از زمان نبوكدنزر دومNebuchadnezzar (بخت النصر) راه ستمگري نسبت به مردم خود و ملل ديگر در پيش گرفته بود. 13 اكتبر را «پروفسور بليك» به استناد كتب ديني در دايره المعارف كليساي مسيح درج كرده است و آن را كاملا دقيق مي داند. تصرف قلمرو امپراتوري بابل به دست ارتش ايران 29 اکتبر همين سال (16 روز بعد) تکميل شد و در همين روز (29 اكتبر 539 پيش از ميلاد) اعلاميه تاريخي کوروش كه از آن به عنوان نخستين «منشور ملل و حقوق انسان» نام برده مي شود و سفال نبشته اش معروف به استوانه کوروش موجود است صادر شد. مورخان اروپايي برپايه محاسبات تقويم نگاران اين قاره، 12 اکتبر 539 پيش از ميلاد را روزي نوشته اند که کوروش وارد شهر بابل پايتخت يک امپراتوري به همين نام شده بود که قلمرو آن تا مديترانه (لبنان امروز) امتداد داشت.
@seemorghbook
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
#برگی_از_تاریخ
سيزدهم اكتبرسال 539 پيش از ميلاد، كوروش بزرگ بنيادگذار كشور ايران و نخستين شاه سراسري آن، بابل (بابيلونBabylon) را متصرف شد كه دولت آن از زمان نبوكدنزر دومNebuchadnezzar (بخت النصر) راه ستمگري نسبت به مردم خود و ملل ديگر در پيش گرفته بود. 13 اكتبر را «پروفسور بليك» به استناد كتب ديني در دايره المعارف كليساي مسيح درج كرده است و آن را كاملا دقيق مي داند. تصرف قلمرو امپراتوري بابل به دست ارتش ايران 29 اکتبر همين سال (16 روز بعد) تکميل شد و در همين روز (29 اكتبر 539 پيش از ميلاد) اعلاميه تاريخي کوروش كه از آن به عنوان نخستين «منشور ملل و حقوق انسان» نام برده مي شود و سفال نبشته اش معروف به استوانه کوروش موجود است صادر شد. مورخان اروپايي برپايه محاسبات تقويم نگاران اين قاره، 12 اکتبر 539 پيش از ميلاد را روزي نوشته اند که کوروش وارد شهر بابل پايتخت يک امپراتوري به همين نام شده بود که قلمرو آن تا مديترانه (لبنان امروز) امتداد داشت.
@seemorghbook
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
Telegram
Forwarded from اتچ بات
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
#برگی_از_تاریخ
اکتبر 1971 مراسم سالروز باشکوه ایجاد دولت واحد و نیز امپراتوری مشترک المنافع ایران به مدت چهار روز (12 تا 16 اکتبر) در پاسارگاد و تخت جمشید برگزار شد و بسیاری از سران کشورها درآن شرکت کردند. همچنین بموازات این مراسم، به مناسبت بيست و پنجمين سده ايجاد دولت مرکزي و تاسيس امپراتوري (شاهنشاهی) پهناور پارسيان، بزرگترين كنگره ايران شناسي با شركت تقريبا همه شرق شناسان جهان و مورخان مربوط آغاز بکار کزده بود. سالروزتاسیس دولت مرکزی با 30 سال تاخیر برگزارشد زیرا به علت درآمد ناچیز ایران از نفت، بودجه آن تامین نمی شد. دو هزار و پانصدمین سالروز تاسیس دولت ایران اکتبر 1941 بود. کوروش با تلاش وسیع در اکتبر 559 پیش از میلاد، کشور واحد ایران با یک دولت مرکزی نیرومند را در سرزمینی که سه طایفه ایرانی: پارس، پارت و ماد سکونت و دولتهای محلی کوچکی داشتند با یکپارچه کردن آنها اعلام داشت که وسعت آن در شرق ایران و شمالشرقی بمراتب زیادتر از ایران امروز بود و همه افغانستان امروز، بلوچستان و منطقه فرارود را شامل می شد. کوروش 20 سال دیگر تلاش کرد تا سرزمین هایی را که سلاطینشان در طول زمان به ایرانیان تعرض کرده بودند بگیرد و آخرین آنها امپراتوری ستمگر بابل بود که کوروش 12 اکتبر 539 پایتخت آن را گشود (ولی «پروفسور بليك» به استناد كتب ديني در دايره المعارف كليساي مسيح، ورود کوروش به بابل را 13 اکتبر درج كرده است). کورش همان روز (12 و یا13 اکتبر 539 پیش از میلاد) در بابل تاسیس امپراتوری مشترک المنافع ایران را اعلام داشت و حقوق انسان و ملل را مشخص ساخت که بر استوانه درج شده و موجود است و نخستین اعلامیه حقوق بشر بشمار می آید. به این ترتیب تاسیس امپراتوری (شاهنشاهی) ایران در اکتبر 1961 دو هزار و پانصد ساله شده بود که مراسم اکتبر 1971(مهرماه) با ده سال تاخیر برگزار شد و تقویم رسمی ایران بعدا از هجری به آن مبداء تغییر یافت قسمتی از اعلامیه کوروش:
مردم در رعايت آداب، رسوم و مذهب خود آزادند و قوانين محلي به همان صورت سابق اجرا خواهند شد. استقلال داخلي سرزمين ها محترم و محفوظ خواهد بود. تنها تغييري كه به وجود خواهد آمد اين است كه مناطق كه قبلا كشورهاي كوچك و ضعيفي بودند و هميشه دغدغه تعرض ديگران و زورگويي حاكمان خود را داشتند از اين پس بخشي از يك امپراتوري بزرگ مشترك المنافع (اتحاديه ملل) خواهند بود كه ضامن صلح، ثبات و آرامش آنها است كه در سايه آن هرگونه پيشرفت، به ويژه تجارت ميسر و «حكومت قانون» تضمين خواهد بود و خودسري مشاهده نخواهد شد. اسيران جنگي پس از اتمام جنگ بايد آزاد و به اوطان خود بازگردانده شوند و فروش آنان و مصادره اموال اكيدا ممنوع خواهد بود. شهربان (ساتراپ) هر منطقه مسئول جان، مال و حيثيت هر يك از اتباع در آن منطقه است و ....
@seemorghbook
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
#برگی_از_تاریخ
اکتبر 1971 مراسم سالروز باشکوه ایجاد دولت واحد و نیز امپراتوری مشترک المنافع ایران به مدت چهار روز (12 تا 16 اکتبر) در پاسارگاد و تخت جمشید برگزار شد و بسیاری از سران کشورها درآن شرکت کردند. همچنین بموازات این مراسم، به مناسبت بيست و پنجمين سده ايجاد دولت مرکزي و تاسيس امپراتوري (شاهنشاهی) پهناور پارسيان، بزرگترين كنگره ايران شناسي با شركت تقريبا همه شرق شناسان جهان و مورخان مربوط آغاز بکار کزده بود. سالروزتاسیس دولت مرکزی با 30 سال تاخیر برگزارشد زیرا به علت درآمد ناچیز ایران از نفت، بودجه آن تامین نمی شد. دو هزار و پانصدمین سالروز تاسیس دولت ایران اکتبر 1941 بود. کوروش با تلاش وسیع در اکتبر 559 پیش از میلاد، کشور واحد ایران با یک دولت مرکزی نیرومند را در سرزمینی که سه طایفه ایرانی: پارس، پارت و ماد سکونت و دولتهای محلی کوچکی داشتند با یکپارچه کردن آنها اعلام داشت که وسعت آن در شرق ایران و شمالشرقی بمراتب زیادتر از ایران امروز بود و همه افغانستان امروز، بلوچستان و منطقه فرارود را شامل می شد. کوروش 20 سال دیگر تلاش کرد تا سرزمین هایی را که سلاطینشان در طول زمان به ایرانیان تعرض کرده بودند بگیرد و آخرین آنها امپراتوری ستمگر بابل بود که کوروش 12 اکتبر 539 پایتخت آن را گشود (ولی «پروفسور بليك» به استناد كتب ديني در دايره المعارف كليساي مسيح، ورود کوروش به بابل را 13 اکتبر درج كرده است). کورش همان روز (12 و یا13 اکتبر 539 پیش از میلاد) در بابل تاسیس امپراتوری مشترک المنافع ایران را اعلام داشت و حقوق انسان و ملل را مشخص ساخت که بر استوانه درج شده و موجود است و نخستین اعلامیه حقوق بشر بشمار می آید. به این ترتیب تاسیس امپراتوری (شاهنشاهی) ایران در اکتبر 1961 دو هزار و پانصد ساله شده بود که مراسم اکتبر 1971(مهرماه) با ده سال تاخیر برگزار شد و تقویم رسمی ایران بعدا از هجری به آن مبداء تغییر یافت قسمتی از اعلامیه کوروش:
مردم در رعايت آداب، رسوم و مذهب خود آزادند و قوانين محلي به همان صورت سابق اجرا خواهند شد. استقلال داخلي سرزمين ها محترم و محفوظ خواهد بود. تنها تغييري كه به وجود خواهد آمد اين است كه مناطق كه قبلا كشورهاي كوچك و ضعيفي بودند و هميشه دغدغه تعرض ديگران و زورگويي حاكمان خود را داشتند از اين پس بخشي از يك امپراتوري بزرگ مشترك المنافع (اتحاديه ملل) خواهند بود كه ضامن صلح، ثبات و آرامش آنها است كه در سايه آن هرگونه پيشرفت، به ويژه تجارت ميسر و «حكومت قانون» تضمين خواهد بود و خودسري مشاهده نخواهد شد. اسيران جنگي پس از اتمام جنگ بايد آزاد و به اوطان خود بازگردانده شوند و فروش آنان و مصادره اموال اكيدا ممنوع خواهد بود. شهربان (ساتراپ) هر منطقه مسئول جان، مال و حيثيت هر يك از اتباع در آن منطقه است و ....
@seemorghbook
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
Telegram
👍2
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
#برگی_از_تاریخ
ابوالنصر سام میرزا صفوی (۹۴۵-۸۹۶ خورشیدی/۹۷۴-۹۲۳ قمری) از فرزندان شاه اسماعیل یکم است که اهل هنر بودهاست و کتاب تذکره سامی یا تحفه سامی را که دربارهٔ شعر و شاعران است، نگارش کردهاست. در زمینه خوشنویسی هم از او آثار قابل توجهی باقی است.
سام میرزا در سهشنبه ۲۴ مهر ۸۹۶ (۲۱ رمضان ۹۲۳) به دنیا آمد. شاه تهماسب یکم - برادر بزرگتر سام میرزا - در سومین لشکرکشی خود به خراسان در سال ۹۱۳ (۹۴۱ ق.)، سام میرزا را که نوجوانی بیش نبود به فرمانداری هرات برگزید و سرپرستی او را به آغزیوار خان سپرد.
سام میرزا به تحریک اطرافیانش یکبار به سرپیچی از برادرش پرداخت، ولی بعداً پشیمان شد و از شاه تهماسب یکم درخواست بخشش کرد. شاه تهماسب، سام میرزا را بخشید و او را از خراسان به قزوین آورد و نزد خود برد و مدت ۱۲ سال او را ملازم خود قرار داد.
در سال ۹۲۸ (۹۵۶ ق.) سام میرزا از برادرش شاه تهماسب درخواست کرد که به او اجازه دهد که در محلی ساکن شود و به عبادت بپردازد. شاه تهماسب هم، تولیت بقعهٔ شیخ صفیالدین و فرمانداری اردبیل را به او داد. در این مدت که سام میرزا در اردبیل به سر میبرد، محضر او محل رفتوآمد دانشمندان و فاضلان و شاعران و هنرمندان بود و خود وی کتابی به نام تذکره سامی یا تحفه سامی را که دربارهٔ شعر و شاعران است، به نگارش درآورد.
در سال ۹۴۰ خ. (۹۶۹ ق.) سام میرزا از شاه تهماسب خواست که او را به خراسان بفرستد؛ شاه نیز موافقت کرد، اما بعد به تحریک مغرضان پشیمان شد و سام میرزا را با دو پسر خردسالش به دژ قهقهه (در نزدیکی اردبیل) فرستاد. سرانجام در سال ۹۴۵ (۹۷۴ ق.) به دستور شاه تهماسب، سام میرزا و پسرانش را به همراه پسران القاس میرزا که در آن دژ بودند، به قتل رساندند.
@seemorghbook
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
#برگی_از_تاریخ
ابوالنصر سام میرزا صفوی (۹۴۵-۸۹۶ خورشیدی/۹۷۴-۹۲۳ قمری) از فرزندان شاه اسماعیل یکم است که اهل هنر بودهاست و کتاب تذکره سامی یا تحفه سامی را که دربارهٔ شعر و شاعران است، نگارش کردهاست. در زمینه خوشنویسی هم از او آثار قابل توجهی باقی است.
سام میرزا در سهشنبه ۲۴ مهر ۸۹۶ (۲۱ رمضان ۹۲۳) به دنیا آمد. شاه تهماسب یکم - برادر بزرگتر سام میرزا - در سومین لشکرکشی خود به خراسان در سال ۹۱۳ (۹۴۱ ق.)، سام میرزا را که نوجوانی بیش نبود به فرمانداری هرات برگزید و سرپرستی او را به آغزیوار خان سپرد.
سام میرزا به تحریک اطرافیانش یکبار به سرپیچی از برادرش پرداخت، ولی بعداً پشیمان شد و از شاه تهماسب یکم درخواست بخشش کرد. شاه تهماسب، سام میرزا را بخشید و او را از خراسان به قزوین آورد و نزد خود برد و مدت ۱۲ سال او را ملازم خود قرار داد.
در سال ۹۲۸ (۹۵۶ ق.) سام میرزا از برادرش شاه تهماسب درخواست کرد که به او اجازه دهد که در محلی ساکن شود و به عبادت بپردازد. شاه تهماسب هم، تولیت بقعهٔ شیخ صفیالدین و فرمانداری اردبیل را به او داد. در این مدت که سام میرزا در اردبیل به سر میبرد، محضر او محل رفتوآمد دانشمندان و فاضلان و شاعران و هنرمندان بود و خود وی کتابی به نام تذکره سامی یا تحفه سامی را که دربارهٔ شعر و شاعران است، به نگارش درآورد.
در سال ۹۴۰ خ. (۹۶۹ ق.) سام میرزا از شاه تهماسب خواست که او را به خراسان بفرستد؛ شاه نیز موافقت کرد، اما بعد به تحریک مغرضان پشیمان شد و سام میرزا را با دو پسر خردسالش به دژ قهقهه (در نزدیکی اردبیل) فرستاد. سرانجام در سال ۹۴۵ (۹۷۴ ق.) به دستور شاه تهماسب، سام میرزا و پسرانش را به همراه پسران القاس میرزا که در آن دژ بودند، به قتل رساندند.
@seemorghbook
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
👍2
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
#برگی_از_تاریخ
طبق نوشته های هرودوت و ساير مورخاني كه در زمينه تاريخ ايران باستان تحقيق كرده اند و كشفيات باستانشناسان، هخامنش از بزرگان پارس در نخستين ماه پاييز (اکتبر) سال 675 پيش از ميلاد شهر «انشان Anshan» واقع در 46 كيلومتری شمال شيراز امروز را تصرف كرد كه طلوع دودمان هخامنشيان است. شهر «انشان» يكی از دو پايتخت ايلام بود. پايتخت ديگر ايلام؛ شهر شوش بود. با اين فتح، نطفه امپراتوری ايران گذاشته شد كه هفت دهه بعد، كوروش دوم (كوروش بزرگ) با تصرف بابل آن را تكميل و در اكتبر سال 539 پيش از ميلاد در همين شهر آن را اعلام داشت كه شرح آن در استوانه كوروش آمده است. اين استوانه سفالی كه در موزه بريتانيا نگهداری مي شود در سال 1879 در كشفيات باستان شناسی بابل به دست آمد. همين استوانه نخستين منشور ملل و اعلاميه حقوق انسان شناخته شده كه سندی ارجمند و از افتخارات بشر است. در اين استوانه، كوروش از يك حكومت جهانی مركب از ملل متحد، مستقل و متساوی الحقوق نام برده و تاكيد بر رعايت حقوق و آزادی های انساني و حكومت كردن با رضايت ملت (دمكراسی) و حفظ جان و مال و حيثيت افراد و ساخت دنيايی به دور از ترس، ارعاب، و بی قانونی ياد كرده است.
پس از هخامنش، به ترتيب تيسپسTeispes، كوروش اول، آريارامنسAriaramnes و كامبيز اول بر پارس به پايتختي انشان حكومت كرده بودند. كوروش دوم (بزرگ) نوه پادشاه وقت ماد بود. پدر كوروش با هدف متحد ساختن دو طايفه ايراني ماد و پارس با «ماندانا» دختر پادشاه ماد كه مادر او نيز دختر پادشاه ليدی (آناتولی) بود ازدواج كرده بود. بنابراين كوروش خود را وارث حكومت همه ايران زمين مي دانست و كشور را يكپارچه كرد و زير نظر يك دولت مركزی قرار داد. وي به اخلاقيات و شئون انساني توجه خاص داشت و جنگ او با قوم ماساگتائه در منطقه «فرارود»عمدتا به اين دليل بود كه اين قوم حرمت ازدواج را رعايت نمی كرد و معاشرت زن و مرد و سکس علنی (همبستر شدن در حضور ديگران) را عيب نمي دانستند، و چون از استپ های شمالی تر به منطقه تاجيكستان امروز نزديك شدند، كوروش واهمه كرد كه اسلوب زندگانی و روش معاشرت های آنان به ايران زمين وارد شود كه به جنگشان شتافت كه در سال 529 پيش از ميلاد جان باخت و جسد او را همان طور كه وصيت كرده بود به زادگاهش بازگردانيدند و در پاسارگاد دفن كردند و قبر او در طول 25 قرن از گزند زمانه مصون مانده و به ما رسيده است و اينك رسالت محافظت از آن بر عهده ما (همه ايرانی تبارها) است.
@seemorghbook
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
#برگی_از_تاریخ
طبق نوشته های هرودوت و ساير مورخاني كه در زمينه تاريخ ايران باستان تحقيق كرده اند و كشفيات باستانشناسان، هخامنش از بزرگان پارس در نخستين ماه پاييز (اکتبر) سال 675 پيش از ميلاد شهر «انشان Anshan» واقع در 46 كيلومتری شمال شيراز امروز را تصرف كرد كه طلوع دودمان هخامنشيان است. شهر «انشان» يكی از دو پايتخت ايلام بود. پايتخت ديگر ايلام؛ شهر شوش بود. با اين فتح، نطفه امپراتوری ايران گذاشته شد كه هفت دهه بعد، كوروش دوم (كوروش بزرگ) با تصرف بابل آن را تكميل و در اكتبر سال 539 پيش از ميلاد در همين شهر آن را اعلام داشت كه شرح آن در استوانه كوروش آمده است. اين استوانه سفالی كه در موزه بريتانيا نگهداری مي شود در سال 1879 در كشفيات باستان شناسی بابل به دست آمد. همين استوانه نخستين منشور ملل و اعلاميه حقوق انسان شناخته شده كه سندی ارجمند و از افتخارات بشر است. در اين استوانه، كوروش از يك حكومت جهانی مركب از ملل متحد، مستقل و متساوی الحقوق نام برده و تاكيد بر رعايت حقوق و آزادی های انساني و حكومت كردن با رضايت ملت (دمكراسی) و حفظ جان و مال و حيثيت افراد و ساخت دنيايی به دور از ترس، ارعاب، و بی قانونی ياد كرده است.
پس از هخامنش، به ترتيب تيسپسTeispes، كوروش اول، آريارامنسAriaramnes و كامبيز اول بر پارس به پايتختي انشان حكومت كرده بودند. كوروش دوم (بزرگ) نوه پادشاه وقت ماد بود. پدر كوروش با هدف متحد ساختن دو طايفه ايراني ماد و پارس با «ماندانا» دختر پادشاه ماد كه مادر او نيز دختر پادشاه ليدی (آناتولی) بود ازدواج كرده بود. بنابراين كوروش خود را وارث حكومت همه ايران زمين مي دانست و كشور را يكپارچه كرد و زير نظر يك دولت مركزی قرار داد. وي به اخلاقيات و شئون انساني توجه خاص داشت و جنگ او با قوم ماساگتائه در منطقه «فرارود»عمدتا به اين دليل بود كه اين قوم حرمت ازدواج را رعايت نمی كرد و معاشرت زن و مرد و سکس علنی (همبستر شدن در حضور ديگران) را عيب نمي دانستند، و چون از استپ های شمالی تر به منطقه تاجيكستان امروز نزديك شدند، كوروش واهمه كرد كه اسلوب زندگانی و روش معاشرت های آنان به ايران زمين وارد شود كه به جنگشان شتافت كه در سال 529 پيش از ميلاد جان باخت و جسد او را همان طور كه وصيت كرده بود به زادگاهش بازگردانيدند و در پاسارگاد دفن كردند و قبر او در طول 25 قرن از گزند زمانه مصون مانده و به ما رسيده است و اينك رسالت محافظت از آن بر عهده ما (همه ايرانی تبارها) است.
@seemorghbook
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
👍1
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
#برگی_از_تاریخ
پس از تطبيق تقويم ها، 18 اكتبر روزي به دست داده شده است كه در آن روز در سال 222 ميلادي اردشير ساساني پسر پاپك و حكمران پارس دستور داده بود كه در ساتراپي (استان) كرمان، شهر «وه اردشير» را بسازند كه از زمان افتادن ايران به دست عرب، «بردسير» تلفظ مي شود. اردشير كه قبلا يك دژ نظامي در حاشيه شهر كرمان بر فراز تپه اي ساخته بود هنگامي تصميم به ساختن بردسير گرفته بود كه از حمايت «شهرات» حكمران منطقه كردستان امروز (آديابن) براي ساقط ساختن حكومت اشكانيان كه آلوده به فساد و ضعف شده بودند مطمئن شده بود. اردشير با تهديد، حكمران اصفهان را نيز به اجراي نيت خود موافق ساخته بود. اردشير پس از پيروزي بر اردوان، در سال 226 در معبد آناهيد پارس (استخر ـ نزديك شيراز) رسما تاجگذاري كرد. وي قبلا در نظر داشت كه شهر كرمان را پايتخت ايران كند كه پس از ورود به تيسفون از اين كار منصرف شد و پايتخت را از همين شهر (مدائن نزديك بغداد) تغيير نداد.
@seemorghbook
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
#برگی_از_تاریخ
پس از تطبيق تقويم ها، 18 اكتبر روزي به دست داده شده است كه در آن روز در سال 222 ميلادي اردشير ساساني پسر پاپك و حكمران پارس دستور داده بود كه در ساتراپي (استان) كرمان، شهر «وه اردشير» را بسازند كه از زمان افتادن ايران به دست عرب، «بردسير» تلفظ مي شود. اردشير كه قبلا يك دژ نظامي در حاشيه شهر كرمان بر فراز تپه اي ساخته بود هنگامي تصميم به ساختن بردسير گرفته بود كه از حمايت «شهرات» حكمران منطقه كردستان امروز (آديابن) براي ساقط ساختن حكومت اشكانيان كه آلوده به فساد و ضعف شده بودند مطمئن شده بود. اردشير با تهديد، حكمران اصفهان را نيز به اجراي نيت خود موافق ساخته بود. اردشير پس از پيروزي بر اردوان، در سال 226 در معبد آناهيد پارس (استخر ـ نزديك شيراز) رسما تاجگذاري كرد. وي قبلا در نظر داشت كه شهر كرمان را پايتخت ايران كند كه پس از ورود به تيسفون از اين كار منصرف شد و پايتخت را از همين شهر (مدائن نزديك بغداد) تغيير نداد.
@seemorghbook
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
#برگی_از_تاریخ
نوزدهم اكتبر سال 480 پيش از ميلاد را روزی نوشته اند كه خشايارشا رهبر وقت ايرانيان با دولت كارتاژ (تونس امروز و نواحی اطراف آن در شمال آفريقا كه رو به روي جزيره سيسيل و پاشنه ايتاليا در ساحل جنوبی مديترانه قرار گرفته و آثار ابنيه باستانی آن زمان باقی است) پيمان اتحاد بست. هدف خشارياشا از اين پيمان، ايجاد سد در برابر گسترش اتحاديه يونانی ها در جهت جنوب و غرب و درگير نگهداشتن اين اتحاديه در جنگهای دوردست بود تا به فكر تعرض به ايوني ايران نيافتد (شهرهای يونانی زبان واقع در غرب آناتولی و جزاير شرقی دريای اژه و دريای مديترانه از جمله قبرس، ايونی خوانده مي شدند. واژه يونان كه در خاور ميانه بكار می رود برپايه كلمه ايونی ساخته شده است). در آن زمان، يونان در جنوب ايتاليا و از جمله در جزيره سيسيل (سيچيليا) مهاجرنشين داشت كه معروفترينشان سيراكيوز (سيراکوز) است. در پی همين اتحاد و كمك مالی ايران بود كه «هاميلكار» كارتاژی به سيسيل حمله نظامی برد. ولی پس از پياده شدن در ساحل پالرموی امروز چون توفيقی به دست نياورد همانجا خودكشی كرد.
اتحاد امپراتوری ايران و كارتاژ تا 70 سال بعد (سال 410 پيش از ميلاد) ادامه داشت و كارتاژ از كمك مالی ايران برخوردار بود.
كارتاژیها مهاجران فنيقی (لبنانی ـ سوری) بوده اند كه نام شهر خود را (واقع در تونس امروز و ساحل درياچه تونيشيا) «كارت هاداشت» به معنای شهر تازه گذارده بودند كه رومی ها آن را كارتاژ تلفظ كردند كه چون كتب تاريخ قرون قديم عمدتا توسط رومیها نوشته شده است به همين صورت باقی مانده است. معروفترين سردار كارتاژی، هانيبال بود كه به اسپانيا و ايتاليا لشكر كشيد و در اين لشكركشی از فيل استفاده كرده بود.
@seemorghbook
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
#برگی_از_تاریخ
نوزدهم اكتبر سال 480 پيش از ميلاد را روزی نوشته اند كه خشايارشا رهبر وقت ايرانيان با دولت كارتاژ (تونس امروز و نواحی اطراف آن در شمال آفريقا كه رو به روي جزيره سيسيل و پاشنه ايتاليا در ساحل جنوبی مديترانه قرار گرفته و آثار ابنيه باستانی آن زمان باقی است) پيمان اتحاد بست. هدف خشارياشا از اين پيمان، ايجاد سد در برابر گسترش اتحاديه يونانی ها در جهت جنوب و غرب و درگير نگهداشتن اين اتحاديه در جنگهای دوردست بود تا به فكر تعرض به ايوني ايران نيافتد (شهرهای يونانی زبان واقع در غرب آناتولی و جزاير شرقی دريای اژه و دريای مديترانه از جمله قبرس، ايونی خوانده مي شدند. واژه يونان كه در خاور ميانه بكار می رود برپايه كلمه ايونی ساخته شده است). در آن زمان، يونان در جنوب ايتاليا و از جمله در جزيره سيسيل (سيچيليا) مهاجرنشين داشت كه معروفترينشان سيراكيوز (سيراکوز) است. در پی همين اتحاد و كمك مالی ايران بود كه «هاميلكار» كارتاژی به سيسيل حمله نظامی برد. ولی پس از پياده شدن در ساحل پالرموی امروز چون توفيقی به دست نياورد همانجا خودكشی كرد.
اتحاد امپراتوری ايران و كارتاژ تا 70 سال بعد (سال 410 پيش از ميلاد) ادامه داشت و كارتاژ از كمك مالی ايران برخوردار بود.
كارتاژیها مهاجران فنيقی (لبنانی ـ سوری) بوده اند كه نام شهر خود را (واقع در تونس امروز و ساحل درياچه تونيشيا) «كارت هاداشت» به معنای شهر تازه گذارده بودند كه رومی ها آن را كارتاژ تلفظ كردند كه چون كتب تاريخ قرون قديم عمدتا توسط رومیها نوشته شده است به همين صورت باقی مانده است. معروفترين سردار كارتاژی، هانيبال بود كه به اسپانيا و ايتاليا لشكر كشيد و در اين لشكركشی از فيل استفاده كرده بود.
@seemorghbook
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
#برگی_از_تاریخ
امروز سالروز اعدام «آنيسيوس بئوتيوس» فيلسوف، نويسنده و سياستمدار رومي است كه پس از اتمام كتابي را كه در دست نوشتن داشت 20 اكتبر سال 542 ميلادي در شهر رم اعدام شد. يكي از اتهامات «بئوتيوس» حمايت از ژنرالي بود كه متهم به خيانت و نيز جاسوسي براي ايران شده بود.
«بئوتيوس» عضو سناي روم بود. آخرين كتاب بئوتيوس «تسلاي فلسفه» عنوان دارد كه در آن ثابت كرده است كه «تقوا، پاكدامني و پرهيزگاري» پايدار، ابدي و هميشگي اند. به باور اين فيلسوف، «تقوا» يك قدرت است. تقوا را نمي توان از انساني كه واقعا داراي آن است سلب كرد.
كتابهاي قبلي اين فيلسوف عبارتند از: «عقايد ارسطو و اقليدس»، «فلاسفه يونان چه گفته اند»، «در اهميت وحدت ملي» و «چرا رومي ها بايد متحد و يكپارچه باشند». كتاب اخير الذكر كه در باره لزوم وحدت و يگانگي ميان رومي ها بود باعث دشمني امپراتور آلماني نژاد (ژرمن) روم با وي شد، زير ذره بين او قرار گرفت و بالاخره متهم و اعدام شد.
امپراتور ژرمن تبار نخست بئوتيوس را متهم كرد كه در سنا قوانين را به گونه اي انشاء مي كند كه از طريق قانون، رومي ها (ايتاليايي ها) مقامهايي را كه ژرمن ها با شمشير از آنان گرفته اند پس بگيرند و از اين راه بتدريج به حكومت ژرمن هاكه قرنها تحت انقياد رومي ها بودند و اينك نوبت به ايشان رسيده است پايان دهد. ژرمن ها در آن زمان حكومت بر روم غربي را به دست داشتند.
دفاع بئوتيوس در جلسه سنا از يك ژنرال رومي به نام «آلبينوس» كه متهم به تماس محرمانه با دولت ساسانيان در ايران و ترغيب دولت روم شرقي به تصرف روم غربي شده بود بهانه صدور دستور بازداشت و محاكمه او شد.
ژنرال آلبينوس ضمن يك رشته مكاتبات محرمانه با دولت روم شرقي و ايران مي كوشيد كه با كمك روم شرقي به حكومت ژرمن ها بر روم غربي پايان دهد و در يكي از نامه هايش كه به دست امپراتور ژرمن نژاد افتاده بود از امپراتور روم شرقي خواسته بود كه به درگيري خود با ايران بر سر سوريه و ارمنستان پايان دهد تا بتواند از طريق لشكركشي و جنگ، بارديگر به وحدت قلمرو روم تحقق بخشد و بر حكومت ژرمن ها بر روم غربي نقطه پايان بگذارد.
آلبينوس در يك نامه خود به شاه وقت ايران كه آن هم به دست دولت روم غربي افتاده بود ژرمن ها را قومي جنگجو و نژاد پرست خوانده بود و قول داده بود كه اگر دولت ايران در طول لشكر كشي احنمالي روم شرقي به روم غربي دست به اقدام نظامي نزند، پس از تحقق وحدت روم، ميان دو ابرقدرت با تامين منافع ايران يك پيمان صلح هميشگي امضاء خواهد شد.
در روز محاكمه بئوتيوس به اتهام شريك جرم ژنرال آلبينوس، شخص امپراتوربدون اعلام قبلي درجلسه حاضر شده بود و ضمن اشاره به مواردي از كتاب «چرا رومي ها بايد متحد باشند» بئوتيوس را متهم به تبعيض نژادي و «قلدر» شمردن ژرمن ها كرده بود، و قاضي در اين شرايط حكم اعدام فيلسوف را صادر كرد كه بئوتيوس خواست كه اجازه داده شود كتابش «تسلاي فلسفه» را به پايان برساند و سپس اعدام شود كه قاضي پذيرفت.
اعدام بئوتيوس خشم رومي ها برانگيخت و امپراتور را متهم به جعل نامه ها (تماس با روم شرقي) كردند و ....
@seemorghbook
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
#برگی_از_تاریخ
امروز سالروز اعدام «آنيسيوس بئوتيوس» فيلسوف، نويسنده و سياستمدار رومي است كه پس از اتمام كتابي را كه در دست نوشتن داشت 20 اكتبر سال 542 ميلادي در شهر رم اعدام شد. يكي از اتهامات «بئوتيوس» حمايت از ژنرالي بود كه متهم به خيانت و نيز جاسوسي براي ايران شده بود.
«بئوتيوس» عضو سناي روم بود. آخرين كتاب بئوتيوس «تسلاي فلسفه» عنوان دارد كه در آن ثابت كرده است كه «تقوا، پاكدامني و پرهيزگاري» پايدار، ابدي و هميشگي اند. به باور اين فيلسوف، «تقوا» يك قدرت است. تقوا را نمي توان از انساني كه واقعا داراي آن است سلب كرد.
كتابهاي قبلي اين فيلسوف عبارتند از: «عقايد ارسطو و اقليدس»، «فلاسفه يونان چه گفته اند»، «در اهميت وحدت ملي» و «چرا رومي ها بايد متحد و يكپارچه باشند». كتاب اخير الذكر كه در باره لزوم وحدت و يگانگي ميان رومي ها بود باعث دشمني امپراتور آلماني نژاد (ژرمن) روم با وي شد، زير ذره بين او قرار گرفت و بالاخره متهم و اعدام شد.
امپراتور ژرمن تبار نخست بئوتيوس را متهم كرد كه در سنا قوانين را به گونه اي انشاء مي كند كه از طريق قانون، رومي ها (ايتاليايي ها) مقامهايي را كه ژرمن ها با شمشير از آنان گرفته اند پس بگيرند و از اين راه بتدريج به حكومت ژرمن هاكه قرنها تحت انقياد رومي ها بودند و اينك نوبت به ايشان رسيده است پايان دهد. ژرمن ها در آن زمان حكومت بر روم غربي را به دست داشتند.
دفاع بئوتيوس در جلسه سنا از يك ژنرال رومي به نام «آلبينوس» كه متهم به تماس محرمانه با دولت ساسانيان در ايران و ترغيب دولت روم شرقي به تصرف روم غربي شده بود بهانه صدور دستور بازداشت و محاكمه او شد.
ژنرال آلبينوس ضمن يك رشته مكاتبات محرمانه با دولت روم شرقي و ايران مي كوشيد كه با كمك روم شرقي به حكومت ژرمن ها بر روم غربي پايان دهد و در يكي از نامه هايش كه به دست امپراتور ژرمن نژاد افتاده بود از امپراتور روم شرقي خواسته بود كه به درگيري خود با ايران بر سر سوريه و ارمنستان پايان دهد تا بتواند از طريق لشكركشي و جنگ، بارديگر به وحدت قلمرو روم تحقق بخشد و بر حكومت ژرمن ها بر روم غربي نقطه پايان بگذارد.
آلبينوس در يك نامه خود به شاه وقت ايران كه آن هم به دست دولت روم غربي افتاده بود ژرمن ها را قومي جنگجو و نژاد پرست خوانده بود و قول داده بود كه اگر دولت ايران در طول لشكر كشي احنمالي روم شرقي به روم غربي دست به اقدام نظامي نزند، پس از تحقق وحدت روم، ميان دو ابرقدرت با تامين منافع ايران يك پيمان صلح هميشگي امضاء خواهد شد.
در روز محاكمه بئوتيوس به اتهام شريك جرم ژنرال آلبينوس، شخص امپراتوربدون اعلام قبلي درجلسه حاضر شده بود و ضمن اشاره به مواردي از كتاب «چرا رومي ها بايد متحد باشند» بئوتيوس را متهم به تبعيض نژادي و «قلدر» شمردن ژرمن ها كرده بود، و قاضي در اين شرايط حكم اعدام فيلسوف را صادر كرد كه بئوتيوس خواست كه اجازه داده شود كتابش «تسلاي فلسفه» را به پايان برساند و سپس اعدام شود كه قاضي پذيرفت.
اعدام بئوتيوس خشم رومي ها برانگيخت و امپراتور را متهم به جعل نامه ها (تماس با روم شرقي) كردند و ....
@seemorghbook
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
#برگی_از_تاریخ
محمدرضابایرامی متولد ۱۳۴۰ در اردبیل، نویسندهٔ معاصر ایرانی است. بایرامی با کتاب کوه مرا صدا زد از قصههای سبلان توانست جایزه خرس طلایی و جایزه کبرای آبی سوییس و نیز جایزه کتاب سال سوییس را از آن خود نماید. خانم یوتا همیل رایش کتاب کوه مرا صدا زد را به آلمانی ترجمه کردهاست. وی یکی از بهترین داستان نویسان کودک ونوجوان ۲۰ سال اخیر است. وی در حال حاضر رئیس خانه داستان ایران است.
محمدرضابایرامی به سال ۱۳۴۰ در روستای لاطران در دامنه کوه سبلان استان اردبیل به دنیا آمد.[نیازمند منبع] وی در نوجوانی آثار صمد بهرنگی علاقهمند شد. وی اولین قصهاش را برای رادیو فرستاد. بایرامی در کارگاه قصهنویسی شرکت میکرد، اما به دلیل تأمین مخارج تحصیلش مجبور شد کار کند و نتواست به مشارکت خود در آن کارگاه ادامه دهد.
آخرین کتاب بایرامی به نام مردگان باغ سبز، توسط وزارت ارشاد توقیف شد. عبدالجواد موسوی در اعتراض به این توقیف در وبلاگش نوشت: «اگر بایرامی اسم رمانش را میگذاشت «به هلاکت رسیدگان جهنم سبز» و آن وقت آن دوره از تاریخ را هم به دلخواه حضرات مهرورز روایت میکرد بازهم کتابش را توقیف میکردند؟»
@seemorghbook
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
#برگی_از_تاریخ
محمدرضابایرامی متولد ۱۳۴۰ در اردبیل، نویسندهٔ معاصر ایرانی است. بایرامی با کتاب کوه مرا صدا زد از قصههای سبلان توانست جایزه خرس طلایی و جایزه کبرای آبی سوییس و نیز جایزه کتاب سال سوییس را از آن خود نماید. خانم یوتا همیل رایش کتاب کوه مرا صدا زد را به آلمانی ترجمه کردهاست. وی یکی از بهترین داستان نویسان کودک ونوجوان ۲۰ سال اخیر است. وی در حال حاضر رئیس خانه داستان ایران است.
محمدرضابایرامی به سال ۱۳۴۰ در روستای لاطران در دامنه کوه سبلان استان اردبیل به دنیا آمد.[نیازمند منبع] وی در نوجوانی آثار صمد بهرنگی علاقهمند شد. وی اولین قصهاش را برای رادیو فرستاد. بایرامی در کارگاه قصهنویسی شرکت میکرد، اما به دلیل تأمین مخارج تحصیلش مجبور شد کار کند و نتواست به مشارکت خود در آن کارگاه ادامه دهد.
آخرین کتاب بایرامی به نام مردگان باغ سبز، توسط وزارت ارشاد توقیف شد. عبدالجواد موسوی در اعتراض به این توقیف در وبلاگش نوشت: «اگر بایرامی اسم رمانش را میگذاشت «به هلاکت رسیدگان جهنم سبز» و آن وقت آن دوره از تاریخ را هم به دلخواه حضرات مهرورز روایت میکرد بازهم کتابش را توقیف میکردند؟»
@seemorghbook
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
#برگی_از_تاریخ
علی رقم اعلام بیطرفی ایران در جنگ جهانی اول این جنگ تاثیرات مخربی بر تمام زویای سیاسی اقتصادی و اجتماعی ایران داشت.
كشاورزی، كه عمدهترین منبع درآمدی كشور در آن زمان بود بخاطر جنگ و تامین غذای نیرو های متجاوز بكلی از بین رفت و در پی آن قحطی و گرسنگی دامنگیر ملت ایران شد و تلفات سنگین را متوجه ایران کرد . همچنین از لحاظ سیاسی، احزاب و گروههای تازه تشكیلیافته پس از انقلاب مشروطه تضعیف شده و بدلیل ضعف دولتهایی كه در ایران روی كار میآمدند به خاطر نفوذ و استیلای دول غرب نمیتوانستند كارآیی لازم جهت رفع معضلات و مشكلات مردم را داشته باشند هم چنین در پی جنگ ناامنی و راهزنی رفتارهای سوء اخلاقی، ارتكاب جنایتهای بزرگ و ویرانی بیشتر شهرها و ویرانی راههای مواصلاتی كشور نصیب ایران شد (طی این قحطی ۴۰ درصد مردم ایران جان خود را از دست دادند.)
@seemorghbook
علی رقم اعلام بیطرفی ایران در جنگ جهانی اول این جنگ تاثیرات مخربی بر تمام زویای سیاسی اقتصادی و اجتماعی ایران داشت.
كشاورزی، كه عمدهترین منبع درآمدی كشور در آن زمان بود بخاطر جنگ و تامین غذای نیرو های متجاوز بكلی از بین رفت و در پی آن قحطی و گرسنگی دامنگیر ملت ایران شد و تلفات سنگین را متوجه ایران کرد . همچنین از لحاظ سیاسی، احزاب و گروههای تازه تشكیلیافته پس از انقلاب مشروطه تضعیف شده و بدلیل ضعف دولتهایی كه در ایران روی كار میآمدند به خاطر نفوذ و استیلای دول غرب نمیتوانستند كارآیی لازم جهت رفع معضلات و مشكلات مردم را داشته باشند هم چنین در پی جنگ ناامنی و راهزنی رفتارهای سوء اخلاقی، ارتكاب جنایتهای بزرگ و ویرانی بیشتر شهرها و ویرانی راههای مواصلاتی كشور نصیب ایران شد (طی این قحطی ۴۰ درصد مردم ایران جان خود را از دست دادند.)
@seemorghbook
#برگی_از_تاریخ
قتل عام فجیع و جانور خویانه مردم اصفهان توسط «تیمور لنگ»
تیمور قبل از ورود به داخل شهر اصفهان ، ۵٠ هزار تن از سربازانش را در خارج شهر مستقر کرد و به بقیه سربازانش دستور داد وارد شهر شوند. او به صراحت به سربازانش دستور داد که به هیچکس حتی زنان و کودکان «رحم» نکنند. همچنین به سربازانش گفته بود که «زیباترین زنان ایران» در شهر اصفهان هستند و بعد از تصرف شهر ، این زنان مال سربازان خواهند بود. در تمام طول محاصره شهر اصفهان مردم از فرط گرسنگی ، تمامی سگ ها ، گربه ها و قاطر ها و اسب های شهر را خورده بودند. مردم اصفهان با این وجود دست از مقاومت برنداشتند و با وجود گرسنگی سخت در مقابل تیمور ایستادگی کردند. در حالی که مرد ها شمشیر به دست با سربازان تیمور میجنگیدند ، زنها نیز هرچه را به دست می آوردند روی هم انباشته و سنگر های دفاعی میساختند. هرچند تیمور ۲۵ هزار سرباز ذخیره را وارد شهر کرد اما اصفهانی ها جانانه مقاومت کرده و کوچه پس کوچه های شهر را به سنگر های دفاعی تبدیل کردند. مردم اصفهان گروهی از سربازان تیمور را زنده زنده سوزاندند و در مجموع ۸۵ هزار سرباز تیمور از کار افتادند. برای در هم شکستن مقاومت مردم دستور داد سربازانش خانه های مردم را با بیل و کلنگ و باروت منفجر کردند و آتش زدند. خشم مهاجمان تیموری به حدی بود که به محض مشاهده شخصی ولو یک زن زیبا ، در دم سرش را بریده یا شکمش را پاره پاره میکردند. با آنکه تیمور «مسلمان» بوده و به ابنیه مذهبی مثل مساجد احترام میگذاشت، دستور داد مسجدی را که مردم در آن پناه گرفته بودند با باروت منفجر کنند. بعد از قتل عام ، «زن های جوان» و هرچه در شهر ارزش داشت در بین سربازان تیمور تقسیم شد. حتی تیمور به کودکان نیز رحم نکرد و به دستور او سربازانش با اسب از روی کودکان گذشتند و کودکان را به سم اسبان کوفتند و خرد کردند و کودکان زیر پای سم اسبان با خاک راه برابر و له شدند. عده کشته شدگان اصفهان را ۷٠ هزار تن نوشته اند که از سر های کشته شدگان نیز کله منار ساختند!
منبع: تیمور لنگ، چهره هراس انگیز تاریخ.
@seemorghbook
قتل عام فجیع و جانور خویانه مردم اصفهان توسط «تیمور لنگ»
تیمور قبل از ورود به داخل شهر اصفهان ، ۵٠ هزار تن از سربازانش را در خارج شهر مستقر کرد و به بقیه سربازانش دستور داد وارد شهر شوند. او به صراحت به سربازانش دستور داد که به هیچکس حتی زنان و کودکان «رحم» نکنند. همچنین به سربازانش گفته بود که «زیباترین زنان ایران» در شهر اصفهان هستند و بعد از تصرف شهر ، این زنان مال سربازان خواهند بود. در تمام طول محاصره شهر اصفهان مردم از فرط گرسنگی ، تمامی سگ ها ، گربه ها و قاطر ها و اسب های شهر را خورده بودند. مردم اصفهان با این وجود دست از مقاومت برنداشتند و با وجود گرسنگی سخت در مقابل تیمور ایستادگی کردند. در حالی که مرد ها شمشیر به دست با سربازان تیمور میجنگیدند ، زنها نیز هرچه را به دست می آوردند روی هم انباشته و سنگر های دفاعی میساختند. هرچند تیمور ۲۵ هزار سرباز ذخیره را وارد شهر کرد اما اصفهانی ها جانانه مقاومت کرده و کوچه پس کوچه های شهر را به سنگر های دفاعی تبدیل کردند. مردم اصفهان گروهی از سربازان تیمور را زنده زنده سوزاندند و در مجموع ۸۵ هزار سرباز تیمور از کار افتادند. برای در هم شکستن مقاومت مردم دستور داد سربازانش خانه های مردم را با بیل و کلنگ و باروت منفجر کردند و آتش زدند. خشم مهاجمان تیموری به حدی بود که به محض مشاهده شخصی ولو یک زن زیبا ، در دم سرش را بریده یا شکمش را پاره پاره میکردند. با آنکه تیمور «مسلمان» بوده و به ابنیه مذهبی مثل مساجد احترام میگذاشت، دستور داد مسجدی را که مردم در آن پناه گرفته بودند با باروت منفجر کنند. بعد از قتل عام ، «زن های جوان» و هرچه در شهر ارزش داشت در بین سربازان تیمور تقسیم شد. حتی تیمور به کودکان نیز رحم نکرد و به دستور او سربازانش با اسب از روی کودکان گذشتند و کودکان را به سم اسبان کوفتند و خرد کردند و کودکان زیر پای سم اسبان با خاک راه برابر و له شدند. عده کشته شدگان اصفهان را ۷٠ هزار تن نوشته اند که از سر های کشته شدگان نیز کله منار ساختند!
منبع: تیمور لنگ، چهره هراس انگیز تاریخ.
@seemorghbook
👍1
#برگی_از_تاریخ
-در سال 1355 "ژیسکاردستن"، رئیسجمهور وقت فرانسه
سفری به ایران داشت .
این سفر با استقبال شاه از رئیسجمهور فرانسه
در فرودگاه آغاز شد .
در طول مسیر ، شاه برای رئیس جمهور فرانسه
از برنامه ده ساله توسعه ایران برای رسیدن به ژاپن ،
با در آمد ناشی از نفت سخن میگفت.
پس از توضیحات شاه ، ژیسکاردستن که وضعیت
گل کاری و حصار دور گلهای خیابانها را
مشاهده می کرد، گفت :
حرف از توسعه زدن برای ملتی که مجبور است
گل های خیابانهای خود را
با گذاشتن حصار محافظت کند زود است...!
@seemorghbook
-در سال 1355 "ژیسکاردستن"، رئیسجمهور وقت فرانسه
سفری به ایران داشت .
این سفر با استقبال شاه از رئیسجمهور فرانسه
در فرودگاه آغاز شد .
در طول مسیر ، شاه برای رئیس جمهور فرانسه
از برنامه ده ساله توسعه ایران برای رسیدن به ژاپن ،
با در آمد ناشی از نفت سخن میگفت.
پس از توضیحات شاه ، ژیسکاردستن که وضعیت
گل کاری و حصار دور گلهای خیابانها را
مشاهده می کرد، گفت :
حرف از توسعه زدن برای ملتی که مجبور است
گل های خیابانهای خود را
با گذاشتن حصار محافظت کند زود است...!
@seemorghbook
#برگی_از_تاریخ
-در سال 1355 "ژیسکاردستن"، رئیسجمهور وقت فرانسه
سفری به ایران داشت .
این سفر با استقبال شاه از رئیسجمهور فرانسه
در فرودگاه آغاز شد .
در طول مسیر ، شاه برای رئیس جمهور فرانسه
از برنامه ده ساله توسعه ایران برای رسیدن به ژاپن ،
با در آمد ناشی از نفت سخن میگفت.
پس از توضیحات شاه ، ژیسکاردستن که وضعیت
گل کاری و حصار دور گلهای خیابانها را
مشاهده می کرد، گفت :
حرف از توسعه زدن برای ملتی که مجبور است
گل های خیابانهای خود را
با گذاشتن حصار محافظت کند زود است...!
♦️@seemorghbook
-در سال 1355 "ژیسکاردستن"، رئیسجمهور وقت فرانسه
سفری به ایران داشت .
این سفر با استقبال شاه از رئیسجمهور فرانسه
در فرودگاه آغاز شد .
در طول مسیر ، شاه برای رئیس جمهور فرانسه
از برنامه ده ساله توسعه ایران برای رسیدن به ژاپن ،
با در آمد ناشی از نفت سخن میگفت.
پس از توضیحات شاه ، ژیسکاردستن که وضعیت
گل کاری و حصار دور گلهای خیابانها را
مشاهده می کرد، گفت :
حرف از توسعه زدن برای ملتی که مجبور است
گل های خیابانهای خود را
با گذاشتن حصار محافظت کند زود است...!
♦️@seemorghbook
👍42👎6👏2❤1
#برگی_از_تاریخ
-در سال 1355 "ژیسکاردستن"، رئیسجمهور وقت فرانسه
سفری به ایران داشت .
این سفر با استقبال شاه از رئیسجمهور فرانسه
در فرودگاه آغاز شد .
در طول مسیر ، شاه برای رئیس جمهور فرانسه
از برنامه ده ساله توسعه ایران برای رسیدن به ژاپن ،
با در آمد ناشی از نفت سخن میگفت.
پس از توضیحات شاه ، ژیسکاردستن که وضعیت
گل کاری و حصار دور گلهای خیابانها را
مشاهده می کرد، گفت :
حرف از توسعه زدن برای ملتی که مجبور است
گل های خیابانهای خود را
با گذاشتن حصار محافظت کند زود است...!
♦️@seemorghbook
-در سال 1355 "ژیسکاردستن"، رئیسجمهور وقت فرانسه
سفری به ایران داشت .
این سفر با استقبال شاه از رئیسجمهور فرانسه
در فرودگاه آغاز شد .
در طول مسیر ، شاه برای رئیس جمهور فرانسه
از برنامه ده ساله توسعه ایران برای رسیدن به ژاپن ،
با در آمد ناشی از نفت سخن میگفت.
پس از توضیحات شاه ، ژیسکاردستن که وضعیت
گل کاری و حصار دور گلهای خیابانها را
مشاهده می کرد، گفت :
حرف از توسعه زدن برای ملتی که مجبور است
گل های خیابانهای خود را
با گذاشتن حصار محافظت کند زود است...!
♦️@seemorghbook
❤18👍10😢9