دشمنِ تو این سپاه نیست پادشاه.
دشمن را تو خود پروردهای.
دشمن تو پریشانی مردمان است؛ ورنه از یک مشت ایشان چه میآمد؟
#بهرام_بیضایی( نمایشنامه مرگ یزدگرد)
@seemorghbook
دشمن را تو خود پروردهای.
دشمن تو پریشانی مردمان است؛ ورنه از یک مشت ایشان چه میآمد؟
#بهرام_بیضایی( نمایشنامه مرگ یزدگرد)
@seemorghbook
موش ها به کار جویدن کتاب مشغول اند، اندیشه ها را می جوند و خود را فربه می کنند ولی نه با اندیشه!
#بهرام_بیضایی
@seemorghbook
#بهرام_بیضایی
@seemorghbook
با شما
از زخمی سخن می گویم...
برآمده از نیزه های نادانی!
و ما همه قربانی ِ آنیم.
کسی دوستدار حقیقت نیست...
همه دوستدار مصلحت اند!
#بهرام_بیضایی
@seemorghbook
از زخمی سخن می گویم...
برآمده از نیزه های نادانی!
و ما همه قربانی ِ آنیم.
کسی دوستدار حقیقت نیست...
همه دوستدار مصلحت اند!
#بهرام_بیضایی
@seemorghbook
ما بدبختِ این هستیم که خوب طاقت می آوریم. مثل قاطر کار می کنیم و مثل شتر صبوریم. مثل گوسفند، مطیع و مثل جغد ساکت و مثل مرغِ حق، شکرگزار!
حقیقت چیست؟
سخنی که از زبان لالی گفته می شود، کری می شنود و کوری بر کاغذ می آورد.
سنتی است در ایران که اگر بخواهند چیز تازه ای را به دست بیاورند ...
اول آنچه را که دارند از دست می دهند ،
و بعد هم آن چیز تازه را به دست نمی آورند!
#بهرام_بیضایی
@seemorghbook
حقیقت چیست؟
سخنی که از زبان لالی گفته می شود، کری می شنود و کوری بر کاغذ می آورد.
سنتی است در ایران که اگر بخواهند چیز تازه ای را به دست بیاورند ...
اول آنچه را که دارند از دست می دهند ،
و بعد هم آن چیز تازه را به دست نمی آورند!
#بهرام_بیضایی
@seemorghbook
کتابخانه سیمرغ via @like
📕#نمایش_در_ایران
✍#بهرام_بیضایی
نمایش در ایران کتابِ بهرام بیضایی در تاریخِ نمایش ایران است. این را صادق کیا همچون موضوعِ «رسالهٔ ختمِ تحصیلی»ِ لیسانسِ ادبیات فارسی او در دانشگاه تهران نپذیرفت، بیضایی در ۱۳۳۸ دانشگاه را ترک کرد، از ۱۳۴۱ انتشارِ مقالاتِ این کتاب را آغاز کرد، و در ۱۳۴۴ مجموعش را به صورتِ این کتاب منتشر کرد − که، به قولی، شد «پایهٔ استوار تاریخنویسی نمایش در ایران».
عبّاس جوانمرد به یاد آورده که «با اصرار و تأکید و سفارش» فرّخ غفّاری بود که سلسلهٔ چهاردهگانهٔ مقالاتِ «نمایش در ایران» در دورهٔ سوّمِ مجلّه موسیقی (از شمارهٔ ۶۲ تا ۷۷ به سالهای ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲) منتشر شد؛و سپستر، در مهرِ ۱۳۴۴، مجموعِ این مقالهها در کتابی به نامِ نمایش در ایران: با شصت تصویر و طرح و یک واژهنامه در چاپخانهٔ کاویان به سفارشِ نویسنده طبع شد.این کتاب سالها نایاب بود و به طورِ غیرقانونی تکثیر میشد، تا سرانجام چاپ دوبارهای ازش در سالِ ۱۳۷۹ ممکن شد.
♦️@seemorghbook
✍#بهرام_بیضایی
نمایش در ایران کتابِ بهرام بیضایی در تاریخِ نمایش ایران است. این را صادق کیا همچون موضوعِ «رسالهٔ ختمِ تحصیلی»ِ لیسانسِ ادبیات فارسی او در دانشگاه تهران نپذیرفت، بیضایی در ۱۳۳۸ دانشگاه را ترک کرد، از ۱۳۴۱ انتشارِ مقالاتِ این کتاب را آغاز کرد، و در ۱۳۴۴ مجموعش را به صورتِ این کتاب منتشر کرد − که، به قولی، شد «پایهٔ استوار تاریخنویسی نمایش در ایران».
عبّاس جوانمرد به یاد آورده که «با اصرار و تأکید و سفارش» فرّخ غفّاری بود که سلسلهٔ چهاردهگانهٔ مقالاتِ «نمایش در ایران» در دورهٔ سوّمِ مجلّه موسیقی (از شمارهٔ ۶۲ تا ۷۷ به سالهای ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲) منتشر شد؛و سپستر، در مهرِ ۱۳۴۴، مجموعِ این مقالهها در کتابی به نامِ نمایش در ایران: با شصت تصویر و طرح و یک واژهنامه در چاپخانهٔ کاویان به سفارشِ نویسنده طبع شد.این کتاب سالها نایاب بود و به طورِ غیرقانونی تکثیر میشد، تا سرانجام چاپ دوبارهای ازش در سالِ ۱۳۷۹ ممکن شد.
♦️@seemorghbook
ما فلک زدهها نه در دورۀ افتخار بودیم نه دورۀ شعور و تربیت ، ما حتی از عروسکها هم کمتر بودیم زیرا آنها مرده بودند ولی زندگی میکردند و ما زندگی کردیم ولی مردهایم !!
#بهرام_بیضایی
♦️@seemorghbook
#بهرام_بیضایی
♦️@seemorghbook
👍14
ما فلک زدهها نه در دورۀ افتخار بودیم نه دورۀ شعور و تربیت ، ما حتی از عروسکها هم کمتر بودیم زیرا آنها مرده بودند ولی زندگی میکردند و ما زندگی کردیم ولی مردهایم !!
#بهرام_بیضایی
♦️@seemorghbook
#بهرام_بیضایی
♦️@seemorghbook
👍22👏3🔥1
☕ قطعهای از کتاب
گِل به سر مالیدیم و بر سینه زدیم و سیاه پوشیدیم و رجز خواندیم و شب زنده داشتیم! کتاب بر سر گرفتیم و توبه کردیم و استغفار! شیون از دل برآوردیم و نماز وحشت خواندیم! هر کاری کردیم جز دست به کاری زدن! هر کاری کردیم جز اینکه کاری بکنیم! دیوارها را بلند برنیاوردیم و نیکو نساختیم! و کار امروز به فردا گذاشتیم! خِرَدنامهها شستیم و هوسنامهها دریدیم و تصاویر کُتُب سوختیم و در یکدیگر افتادیم و هر که را تهمت زدیم از زندیق و شکاک و فلسفی و دهری و گبر و مجوس، که این عقوبت فرود نیامدی اگر خلقی از شمایان را انکاری گزاف برنخاستی! - آری - همواره خود را گناهی میتراشیم تا سزاوارِ این تنبیه شویم!
📕#تاراج_نامه
✍#بهرام_بیضایی
♦️@seemorghbook
گِل به سر مالیدیم و بر سینه زدیم و سیاه پوشیدیم و رجز خواندیم و شب زنده داشتیم! کتاب بر سر گرفتیم و توبه کردیم و استغفار! شیون از دل برآوردیم و نماز وحشت خواندیم! هر کاری کردیم جز دست به کاری زدن! هر کاری کردیم جز اینکه کاری بکنیم! دیوارها را بلند برنیاوردیم و نیکو نساختیم! و کار امروز به فردا گذاشتیم! خِرَدنامهها شستیم و هوسنامهها دریدیم و تصاویر کُتُب سوختیم و در یکدیگر افتادیم و هر که را تهمت زدیم از زندیق و شکاک و فلسفی و دهری و گبر و مجوس، که این عقوبت فرود نیامدی اگر خلقی از شمایان را انکاری گزاف برنخاستی! - آری - همواره خود را گناهی میتراشیم تا سزاوارِ این تنبیه شویم!
📕#تاراج_نامه
✍#بهرام_بیضایی
♦️@seemorghbook
👍17
ما فلک زدهها نه در دورۀ افتخار بودیم نه دورۀ شعور و تربیت ، ما حتی از عروسکها هم کمتر بودیم زیرا آنها مرده بودند ولی زندگی میکردند و ما زندگی کردیم ولی مردهایم !!
#بهرام_بیضایی
♦️@seemorghbook
#بهرام_بیضایی
♦️@seemorghbook
👍9🔥5👏4
ما بدبختِ این هستیم که خوب طاقت می آوریم. مثل قاطر کار می کنیم و مثل شتر صبوریم. مثل گوسفند، مطیع و مثل جغد ساکت و مثل مرغِ حق، شکرگزار!
#بهرام_بیضایی
♦️@seemorghbook
#بهرام_بیضایی
♦️@seemorghbook
👍53
این یک قانون است ،
جامعه با کسانی که شبیه خودش نیستند بیرحمانه رفتار میکند.
#بهرام_بیضایی
@seemorghbook
جامعه با کسانی که شبیه خودش نیستند بیرحمانه رفتار میکند.
#بهرام_بیضایی
@seemorghbook
👍40
من هزار سال بعد از مرگم هم فکر نمیکنم از ما گذشته. و اصلاً یعنی چه؟ چرا تا هستیم از ما گذشته؟ و آنها که قرنهای قرنست ازشان گذشته، بدین فروتنی و خاکساریِ یکطرفهی ما هر روز پَروارترند.
#بهرام_بیضایی
♦️@seemorghbook
#بهرام_بیضایی
♦️@seemorghbook
👍17❤3👏1😁1
همهی زندگیام خوابی آشفته بود. در چنین آسیای ویرانه که از پدرانِ پدر به من رسید، جز خواب آشفته چه باید دید؟
📘 #مرگ_یزدگرد
✍#بهرام_بیضایی
♦️@seemorghbook
📘 #مرگ_یزدگرد
✍#بهرام_بیضایی
♦️@seemorghbook
👍15😢3
این شوخی نامردان است که امید میدهند و سپس باز پس میگیرند و بر نومید شدگان از ته دل می خندند ...!
🎥 #مرگ_یزدگرد
✍ #بهرام_بیضایی
♦️@seemorghbook
🎥 #مرگ_یزدگرد
✍ #بهرام_بیضایی
♦️@seemorghbook
👍16❤2🔥2
این یک قانون است ،
جامعه با کسانی که شبیه خودش نیستند بیرحمانه رفتار میکند.
#بهرام_بیضایی
♦️@seemorghbook
جامعه با کسانی که شبیه خودش نیستند بیرحمانه رفتار میکند.
#بهرام_بیضایی
♦️@seemorghbook
👍44👏3💯2👎1
میانِ ما چه افتاده؟ شادی را دیگران کشتند، ما چرا انتقام از «خود» میگیریم؟
#بهرام_بیضایی
♦️@seemorghbook
#بهرام_بیضایی
♦️@seemorghbook
👍15😢7❤1
میانِ ما چه افتاده؟ شادی را دیگران کشتند، ما چرا انتقام از «خود» میگیریم؟
📘#پرده_خانه
✍#بهرام_بیضایی
♦️ @seemorghbook
📘#پرده_خانه
✍#بهرام_بیضایی
♦️ @seemorghbook
👍13❤3
...ما بدبختِ این هستیم که خوب طاقت می آوریم. مثل قاطر کار می کنیم و مثل شتر صبوریم. مثل گوسفند، مطیع و مثل جغد ساکت و مثل مرغِ حق، شکرگزار!
#بهرام_بیضایی
♦️@seemorghbook
#بهرام_بیضایی
♦️@seemorghbook
👍34😁2
ما بدبختِ این هستیم که خوب طاقت می آوریم. مثل قاطر کار می کنیم و مثل شتر صبوریم. مثل گوسفند، مطیع و مثل جغد ساکت و مثل مرغِ حق، شکرگزار!
#بهرام_بیضایی
♦️@seemorghbook
#بهرام_بیضایی
♦️@seemorghbook
❤21👍12🙏7👎3😁1
ما بدبختِ این هستیم که خوب طاقت می آوریم. مثل قاطر کار می کنیم و مثل شتر صبوریم. مثل گوسفند، مطیع و مثل جغد ساکت و مثل مرغِ حق، شکرگزار!
حقیقت چیست؟
سخنی که از زبان لالی گفته می شود، کری می شنود و کوری بر کاغذ می آورد.
سنتی است در ایران که اگر بخواهند چیز تازه ای را به دست بیاورند ...
اول آنچه را که دارند از دست می دهند ،
و بعد هم آن چیز تازه را به دست نمی آورند!
#بهرام_بیضایی
♦️@seemorghbook
حقیقت چیست؟
سخنی که از زبان لالی گفته می شود، کری می شنود و کوری بر کاغذ می آورد.
سنتی است در ایران که اگر بخواهند چیز تازه ای را به دست بیاورند ...
اول آنچه را که دارند از دست می دهند ،
و بعد هم آن چیز تازه را به دست نمی آورند!
#بهرام_بیضایی
♦️@seemorghbook
👍18❤3👎1