📕#تاریخ_و_آگاهی_طبقاتی
✍#جورج_لوکاچ
تاریخ و آگاهی طبقاتی کتابی از جورج لوکاچ است که در سال ۱۹۲۳ به چاپ رسیده است. لوکاچ ماهرانه با استفاده ازایدآلیسم کلاسیک آلمان و آثار مارکس، صورتی از مارکسیسم ارائه میدهد که اساساً یک نظریهٔ عاملیت انقلابی است. این کتاب در سال ۱۳۷۷ توسط محمدجعفر پوینده ترجمه شده و نشر تجربه آن را منتشر کرده است.
تاریخ و آگاهی طبقاتی شاید قویترین بیان فلسفی در میان شورش عامی که علیه شکل غالب مارکسیسم در بینالملل دوم (۱۸۸۹-۱۹۱۴) صورت گرفته بود، باشد.آنتونیو گرامشی انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ را «انقلابی علیه سرمایه» نامید. پیروزی انقلاب سوسیالیستی در یک کشور عفبمانده، درستآیینی مارکسیسمی را که توسط نظریهپردازانی چون کارل کائوتسکی و جورج پلخانوف طراحی شده بود، واژگون ساخت. بر اساس نظر این تئوریسینها، تاریخ مبتنی بر ضرورت طبیعی خود طبق قوانین اقتصادی جبری پیشرفت میکند. لوکاچ و گرامشی هر دو تحت تأثیر جورج سورل قرار داشتند که معتقد بود انقلاب، عملی بر اساس اراده جمعی است. لوکاچ تلاش کرد مارکسیسم بیقید سورل را بر حسب اصطلاحات سازگار با آن مفهوم از انقلاب، مجدداً طراحی کند. این امر در اولین گام شامل معرفی درستآیینی در روش بود. مارکسیسم را نباید با هیچیک از قضایای تئوریک خاص برابر دانست؛ حتی این ادعا که تولید، زندگی اجتماعی را به بنیادهایش مجهز میکند. لوکاچ تا بهحدی جلو رفت که بیان داشت: «اگر تحقیقات جدید به فرض نادرستی تکتک احکام مارکس را ثابت کرده باشد»صحت خود مارکسیسم خدشهدار نمیشود.
♦️@seemorghbook
✍#جورج_لوکاچ
تاریخ و آگاهی طبقاتی کتابی از جورج لوکاچ است که در سال ۱۹۲۳ به چاپ رسیده است. لوکاچ ماهرانه با استفاده ازایدآلیسم کلاسیک آلمان و آثار مارکس، صورتی از مارکسیسم ارائه میدهد که اساساً یک نظریهٔ عاملیت انقلابی است. این کتاب در سال ۱۳۷۷ توسط محمدجعفر پوینده ترجمه شده و نشر تجربه آن را منتشر کرده است.
تاریخ و آگاهی طبقاتی شاید قویترین بیان فلسفی در میان شورش عامی که علیه شکل غالب مارکسیسم در بینالملل دوم (۱۸۸۹-۱۹۱۴) صورت گرفته بود، باشد.آنتونیو گرامشی انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ را «انقلابی علیه سرمایه» نامید. پیروزی انقلاب سوسیالیستی در یک کشور عفبمانده، درستآیینی مارکسیسمی را که توسط نظریهپردازانی چون کارل کائوتسکی و جورج پلخانوف طراحی شده بود، واژگون ساخت. بر اساس نظر این تئوریسینها، تاریخ مبتنی بر ضرورت طبیعی خود طبق قوانین اقتصادی جبری پیشرفت میکند. لوکاچ و گرامشی هر دو تحت تأثیر جورج سورل قرار داشتند که معتقد بود انقلاب، عملی بر اساس اراده جمعی است. لوکاچ تلاش کرد مارکسیسم بیقید سورل را بر حسب اصطلاحات سازگار با آن مفهوم از انقلاب، مجدداً طراحی کند. این امر در اولین گام شامل معرفی درستآیینی در روش بود. مارکسیسم را نباید با هیچیک از قضایای تئوریک خاص برابر دانست؛ حتی این ادعا که تولید، زندگی اجتماعی را به بنیادهایش مجهز میکند. لوکاچ تا بهحدی جلو رفت که بیان داشت: «اگر تحقیقات جدید به فرض نادرستی تکتک احکام مارکس را ثابت کرده باشد»صحت خود مارکسیسم خدشهدار نمیشود.
♦️@seemorghbook
👍17👎1