کتابخانه سیمرغ
73.2K subscribers
15.3K photos
1.18K videos
7.37K files
471 links
Download Telegram
☕️قطعه‌ای از کتاب

⁩دولت‌ها مثل ابرهای گریزان بدون باران، تند تند آمده‌اند و رفته‌اند؛ تنها فرقشان در قیافه‌هایشان بوده است.
یکی کوتاه یکی بلند، یکی با دماغ بزرگ، یکی کوچک، یکی با صدای بم، یکی زیر، یکی چاق و یکی لاغر، و مردم همچنان فقیر و پابرهنه مانده‌اند.

📕#سالهای_ابری

#علی_اشرف_درویشیان

♦️@seemorghbook
☕️قطعه‌ای از کتاب

دولت ها زود به زود عوض می شوند ، وعده های تو خالی میدهند ، چمدان هایشان را پر میکنند و میروند پی کارشان؛ پابرهنه ها همچنان مثل سابق اند و با دردها وگرسنگی هاشان میسازند ...

📕#سالهای_ابری

#علی_اشرف_درویشیان

♦️@seemorghbook
🔥2
☕️قطعه‌ای از کتاب

دولت ها زود به زود عوض می شوند ، وعده های تو خالی میدهند ، چمدان هایشان را پر میکنند و میروند پی کارشان؛ پابرهنه ها همچنان مثل سابق اند و با دردها وگرسنگی هاشان میسازند ...

📕#سالهای_ابری

#علی_اشرف_درویشیان

♦️@seemorghbook
😢1
قطعه‌ای از کتاب

دولت ها زود به زود عوض می شوند.
وعده های تو خالی میدهند ،
چمدان هایشان را پر میڪنند و میروند پی ڪارشان؛
پابرهنه ها همچنان مثل سابق اند و با
دردها وگرسنگی هاشان میسازند.

📕#سالهای_ابری

#علی_اشرف_درویشیان

♦️@seemorghbook
👍161
قطعه‌ای از کتاب

دولت ها زود به زود عوض می شوند.
وعده های تو خالی میدهند ،
چمدان هایشان را پر میڪنند و میروند پی ڪارشان؛
پابرهنه ها همچنان مثل سابق اند و با
دردها وگرسنگی هاشان میسازند.

📕#سالهای_ابری

#علی_اشرف_درویشیان

♦️@seemorghbook
👍22
📕#سالهای_ابری

#علی_اشرف_درویشان

«سالهای ابری» را اگر یک زندگینامه واقعی بدانیم، می‌توانیم با اطمینان بگوییم، قهرمان داستان، یعنی «شریف داوریشه» خود «علی‌اشرف درویشیان» است. این داستان از زبان پسربچه‌ای سه ـ چهار ساله شروع می‌شود و تا حدود چهل سالگی‌اش پایان می‌یابد. «شریف داوریشه» فرزند اول خانواده است که اولین خاطرات ذهنش زمانی را به یاد می‌آورد که فرزند سوم خانواده، می‌خواهد قدم به دنیا بگذارد. آغاز داستان، تلاش مادری است در به دنیا آوردن فرزندی دیگر در یک خانواده فقیر و خرافاتی. حرفهایی که «ماما»، «بی‌بی» و اطرافیان زائو به زبان می‌آورند و افکاری که در ذهن شریف وول می‌خورد؛ مؤید فرهنگ خانواده‌ها و تفکر غالب جامعه است. برخورد ذهنی شریف با «آل» و مواجهه با او، که دارد دل و جگر زائو را با خود می‌برد، نمودار کابوسی است که در طول داستان، سایه‌اش بر زندگی شریف و خانواده و جامعه‌اش سنگینی می‌کند. در این زندگینامه واقعی خودنوشته، با افراد مختلفی از جامعه آشنا می‌شویم که هرکدام نمادی از آدمهای واقعی سالهای نه چندان دور تاریخ کشورمان هستند.

♦️@seemorghbook
👍192👎1
☕️قطعه‌ای از کتاب


⁩دولت‌ها مثل ابرهای گریزان بدون باران، تند تند آمده‌اند و رفته‌اند؛ تنها فرقشان در قیافه‌هایشان بوده است، یکی کوتاه یکی بلند، یکی با دماغ بزرگ یکی کوچک، یکی با صدای بم یکی زیر، یکی چاق و یکی لاغر، و مردم همچنان فقیر و پابرهنه مانده‌اند

📕#سالهای_ابری

#علی_اشرف_درویشیان

♦️@seemorghbook
10👏6