📕#شب_پیشگویی
✍#پل_استر
رمان «شب پیشگویی» نوشتهی «پل استر» نویسندهی سرشناس آمریکایی را «خجسته کیهان» به فارسی برگردانده است. در توضیح پشت جلد کتاب آمده است: «سیدنی اُر از یک نوشتافزارفروشی دفتری جلد آبی میخرد. او که تا نه روز بعد در جادوی آن دفتر اسیر است، به دام پیشگوییهای اسرارآمیز و رویدادهای شگفتآوری میافتد که زندگی زناشوییاش را به چالش میکشد و صحت دیدگاههایش را با تردید روبهرو میسازد. این رمان به قصهی ارواح شباهت دارد. با این تفاوت که در این کتاب خبری از ارواح نیست! شب پیشگویی روایتی از زندگی آدمهایی واقعی است که در عرصههای وهمانگیز زندگی پرسه میزنند.» در بخشی از آغاز رمان میخوانیم: «مدتها بیمار بودم. وقتی هنگام ترک بیمارستان فرا رسید، بهزحمت راه میرفتم و به دشواری به خاطر میآوردم که چه کسی باید باشم. دکتر گفت اگر سخت بکوشی، تا سه چهار ماه دیگر مثل سابقت میشوی. حرفش را باور نکردم، اما به توصیهاش عمل کردم. همه خیال میکردند میمیرم، اما برخلاف آن پیشبینیها زنده مانده بودم، تنها گزینهام این بود که چنان زندگی کنم که گویا آیندهای دارم. با پیادهرویهای کوتاه آغاز کردم. ابتدا تا سر خیابان میرفتم و برمیگشتم. فقط سی و چهار سال داشتم، اما بیماری مرا پیر کرده بود؛ شده بودم یکی از آن پیروپاتالهای نیمهفلج که ناچارند پیش از گام برداشتن به پاهایشان نگاه کنند تا بدانند کدام به کدام است.»
♦️@seemorghbook
✍#پل_استر
رمان «شب پیشگویی» نوشتهی «پل استر» نویسندهی سرشناس آمریکایی را «خجسته کیهان» به فارسی برگردانده است. در توضیح پشت جلد کتاب آمده است: «سیدنی اُر از یک نوشتافزارفروشی دفتری جلد آبی میخرد. او که تا نه روز بعد در جادوی آن دفتر اسیر است، به دام پیشگوییهای اسرارآمیز و رویدادهای شگفتآوری میافتد که زندگی زناشوییاش را به چالش میکشد و صحت دیدگاههایش را با تردید روبهرو میسازد. این رمان به قصهی ارواح شباهت دارد. با این تفاوت که در این کتاب خبری از ارواح نیست! شب پیشگویی روایتی از زندگی آدمهایی واقعی است که در عرصههای وهمانگیز زندگی پرسه میزنند.» در بخشی از آغاز رمان میخوانیم: «مدتها بیمار بودم. وقتی هنگام ترک بیمارستان فرا رسید، بهزحمت راه میرفتم و به دشواری به خاطر میآوردم که چه کسی باید باشم. دکتر گفت اگر سخت بکوشی، تا سه چهار ماه دیگر مثل سابقت میشوی. حرفش را باور نکردم، اما به توصیهاش عمل کردم. همه خیال میکردند میمیرم، اما برخلاف آن پیشبینیها زنده مانده بودم، تنها گزینهام این بود که چنان زندگی کنم که گویا آیندهای دارم. با پیادهرویهای کوتاه آغاز کردم. ابتدا تا سر خیابان میرفتم و برمیگشتم. فقط سی و چهار سال داشتم، اما بیماری مرا پیر کرده بود؛ شده بودم یکی از آن پیروپاتالهای نیمهفلج که ناچارند پیش از گام برداشتن به پاهایشان نگاه کنند تا بدانند کدام به کدام است.»
♦️@seemorghbook
👍11❤1
📕#شب_پیشگویی
✍#پل_استر
رمان شب پیشگویی عنوان یکی از آثار پل بنجامین آستر ملقب به پل استر Paul Auster نویسندهی آمریکایی است. “سیدنی اُر” شخصیت اصلی رمان شب پیشگویی ، یک نویسنده است. او روز ۱۲ ژانویه ۱۹۸۲ در ایستگاه متروی خیابان چهاردهم از حال میرود و از بالای پله ها سقوط میکند. او را به بیمارستان “سنت وینسنت” میبرند و چهار ماه در آنجا نگه میدارند. پزشکان امیدی به بهبودی او ندارند اما او بهبود مییابد. مدتی پس از بهبودی بطور تصادفی به مغازهی نوشتافزار فروشی به نام “قصر کاغذی” میرود و دفتری جلد آبی میخرد. به نظر میرسد که این دفتر جادویی است. و نوشتن در این دفتر هم زمان با رویدادهای شگفتانگیزی در زندگی شخصی او میشود و زندگیاش را به چالش میکشد.
♦️@seemorghbook
✍#پل_استر
رمان شب پیشگویی عنوان یکی از آثار پل بنجامین آستر ملقب به پل استر Paul Auster نویسندهی آمریکایی است. “سیدنی اُر” شخصیت اصلی رمان شب پیشگویی ، یک نویسنده است. او روز ۱۲ ژانویه ۱۹۸۲ در ایستگاه متروی خیابان چهاردهم از حال میرود و از بالای پله ها سقوط میکند. او را به بیمارستان “سنت وینسنت” میبرند و چهار ماه در آنجا نگه میدارند. پزشکان امیدی به بهبودی او ندارند اما او بهبود مییابد. مدتی پس از بهبودی بطور تصادفی به مغازهی نوشتافزار فروشی به نام “قصر کاغذی” میرود و دفتری جلد آبی میخرد. به نظر میرسد که این دفتر جادویی است. و نوشتن در این دفتر هم زمان با رویدادهای شگفتانگیزی در زندگی شخصی او میشود و زندگیاش را به چالش میکشد.
♦️@seemorghbook
❤5