☕️قطعهای از کتاب
هربرت سری تکان داد و گفت: " چه می دونم بابا" و برخاست و با رکابهای شلوارش آویخته، با پیراهنش کشان روانه ی مستراح شد با همان خلق تنگش گفت: " اینم مال همونه." رفت و انگاری می خواست یکباره از هرچی کلیساست و چاقوکش های کلیسارو است به طور قطع دور شود! انگاری مستراح تنها جایی بود که انسان می توانست آزاد اندیش باشد و برای همیشه آزاد بماند.
📕#طبل_حلبی
✍#گونتر_گراس
♦️@seemorghbook
هربرت سری تکان داد و گفت: " چه می دونم بابا" و برخاست و با رکابهای شلوارش آویخته، با پیراهنش کشان روانه ی مستراح شد با همان خلق تنگش گفت: " اینم مال همونه." رفت و انگاری می خواست یکباره از هرچی کلیساست و چاقوکش های کلیسارو است به طور قطع دور شود! انگاری مستراح تنها جایی بود که انسان می توانست آزاد اندیش باشد و برای همیشه آزاد بماند.
📕#طبل_حلبی
✍#گونتر_گراس
♦️@seemorghbook
👍16
☕️ قطعهای از کتاب
همین روزها میآیند و جایگاه جشن را اشغال میکنند! تریبون برپا میکنند، تریبونها را پر میکنند و از بالای تریبون نابودی ما را وعظ میکنند!
رفیق جوان مواظب آنچه بالای تریبون واقع میشود باشید! بکوشید همیشه بالای تریبون بنشینید و هرگز برابر تریبون نایستید.
📕#طبل_حلبی
✍#گونتر_گراس
♦️@seemorghbook
همین روزها میآیند و جایگاه جشن را اشغال میکنند! تریبون برپا میکنند، تریبونها را پر میکنند و از بالای تریبون نابودی ما را وعظ میکنند!
رفیق جوان مواظب آنچه بالای تریبون واقع میشود باشید! بکوشید همیشه بالای تریبون بنشینید و هرگز برابر تریبون نایستید.
📕#طبل_حلبی
✍#گونتر_گراس
♦️@seemorghbook
👍9