شیفتگی جنونآسایم به او همچنان به صورت رازی سر به مُهر برایم باقی مانده. هیچ نمیدانم چرا تا این حد شیفتهاش بودم و دلم میخواست که با مردنِ او من هم میمُردم... دوستش داشتم، و میشد گفت که برای همیشه. هیچچیز تازهای نمیتوانست جای این دوستداشتن را بگیرد. و بعد، مرگ را هم فراموش کردم.
📘#عاشق
✍#مارگریت_دوراس
♦️@seemorghbook
📘#عاشق
✍#مارگریت_دوراس
♦️@seemorghbook
👍14